چرا ارتش بریتانیا حریف ۴۰۰ ایرانی نشد؟

فارس/در دوره جنگ جهاني اول، ارتش قاجار بيطرف بود، ولي نميدانست که براي بيطرفي هم بايد قدرت نظامي داشته باشي! بايد بتواني از بيطرفيات دفاع کني. نميتوانست دفاع کند و بريتانيا بيطرفي ايران را نقض کرد و در سواحل جنوب ايران نيرو پياده کرد و اين کار سرآغاز واقعهاي شد که به «نبرد دلوار» معروف است.
دلوار هم که معلوم است با چه کسي جلوي انگليسيها ايستاد؛ «رئيسعلي دلواري». رئيسعلي از همان ابتدا جلوي اشغالگران جنگيد و عاقبت کار به اينجا رسيد که ارتش انگليس با ۴ ناو جنگي آمد به سواحل دلوار و بيش از ۱۲۰۰ سرباز انگليسي و هندي داشت و رئيسعلي کلا ۴۰۰ نفر تفنگچي داشت و البته يک نيروي بزرگ ديگر هم داشت؛ ابرقدرتي بود براي خودش! رئيسعلي نيروي ميهنپرستي داشت و به کلامالله مجيد قسم خورده بود که جلوي انگليسيها بجنگد؛ «اي کلاماللّه گفتار مرا شاهد باش، من به تو سوگند ياد ميکنم که اگر انگليسيها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطن من تجاوز کنند در مقام مدافعه برآيم و تا آخرين قطره خون من بر زمين نريخته است، دست از جنگ و ستيز با آنان نکشم و اگر غير از اين رفتار کنم، در شمار منکرين و کافرين به تو باشم و خدا و رسول از من بيزار شوند».

تصويري منسوب به رئيسعلي دلواري. در اين عکس رئيسعلي با فلش نشان داده شده است
«وينتل» زخمي شد، «بلومفيلد» مُرد!
ماجراي نبرد دلوار چه بود؟ رئيسعلي شهر را خالي کرده بود و تفنگچيهاي رئيسعلي که دلواريها و تنگستانيها و بوشهريها بودند به کوههاي اطراف رفته بودند و کمين کرده بودند. انگليسيها وارد دلوار شدند و ديدند کسي نيست و چند تا گلوله توپ در کردند و به خانهها و نخلستانها آسيب زدند. شب را هم همانجا ماندند که استراحت کنند که چشمشان روز بد را ديد! رئيسعلي با يارانش به انگليسيها شبيخون زدند و تار و مار کردند متجاوزان را؛ ۶۰ نفرشان را کشتند و تعداد زيادي هم مجروح شدند و ميجر (سرگرد) «وينتل» فرمانده پيادهنظام انگليسيها زخمي شد و درجهدار ارشد انگليسيها ناخدا «بلومفيلد» کشته شد. هر که نمرده بود و سالم بود يا مجروح بود، فرار کرد به سمت کشتيها و شکست کامل نظامي براي انگليس.

تصويري منسوب به ياران رئيسعلي دلواري که در ايران به دليران تنگستان معروف هستند
آخرش چه شد؟
پس از نبرد دلوار نيز مجموعهاي از درگيريهاي نظامي ميان رئيسعلي و انگليسيها رخ داد و رئيسعلي تا توانست به پادگانهاي اشغالگران در بوشهر و مناطق اطراف شبيخون زد. انگليسيها که ديدند حريف اين دشمن قسمخورده نميشوند بر تعداد نيروهايشان افزودند و شدند ۵ هزار نفر. رئيسعلي هم با مذاکره با خوانين منطقه دنبال اين بود که طرحي سراسري براي تصرف بوشهر و بيرون راندن متجاوزان اجرا کند. آخرش چه شد؟ رئيسعلي را شکست دادند؟ نخير. از نظر نظامي و در ميدان نبرد فقط شکست خوردند و بس! به جايش راههاي ديگر را رفتند؛ معروفتر از همه اينکه به رئيسعلي پيشنهاد رشوه دادند که معلوم است نتيجه چه بود. راه ديگري که رفتند و جواب داد اينکه يک نفوذي يافتند و به او پول دادند که رئيسعلي را بکشد. اينطوري بود که يکبار که رئيسعلي در حال شبيخون به انگليسيها بود از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت؛ فقط ۳۳ سالش بود.
«نيلستروم» براي تاريخ تعريف کرد!
رئيسعلي و يارانش چطور با انگليسيها ميجنگيدند؟ «نيلستروم» افسر سوئدي ژاندارمري بوشهر براي تاريخ تعريف کرده است: «وقتي وارد دلوار شدم، اينقدر خوشحال شدم مثل اينکه ميخواستم پادشاه سوئد را ببينم... وقتي رئيسعلي را ديدم تازه از عمليات برگشته بود. اسبهايشان را کناري گذاشتند، بعد من را به وي معرفي کردند، خوشحال شد، گفت بنشينيد. بعد دست و صورتش را شست و بعد سفرهاي انداختند و گفتند ايشان روزه است؛ يعني رئيس و تفنگدارانش با دهان روزه در ماه رمضان به عمليات ميرفتند».

۱۲ شهريور به مناسبت شهادت رئيسعلي دلواري در تقويم ايران «روز مبارزه با استعمار انگليس» نامگذاري شده است


















