داستان ترسناک ۹ عروسک که تسخیر شدهاند

رکنا/ ۹ عروسک تسخير شدهاي که در اين مقاله آوردهايم به دليل رخ دادن اتفاقات بد براي افرادي که با آنها در تماس بودهاند، معروف شدهاند.
وقتي کودک هستيم براي آرامش يافتن به عروسک هايمان پناه ميبريم، اما وقتي بزرگ ميشويم، ديگر عروسکها حس خوب قبلي را به ما منتقل نميکنند و در بعضي موارد حتي ممکن است به کابوس ما نيز بدل شوند. چشمهاي سرد و لبخند خشک شده آنها به اندازه کافي ترسناک هستند. اما اگر يک عروسک تسخير شده شبها زنده شود و داخل خانه به حرکت درآيد چه احساسي به شما دست ميدهد؟
۹ عروسک تسخير شدهاي که در اين مقاله آورده ايم به دليل ايجاد کابوسهاي شبانه، حرکت کردن در خانه و رخ دادن اتفاقات بد براي افرادي که با آنها در تماس بوده اند، معروف شده اند. برخي از اين عروسکها همچون آنابل يا رابرت شهرت بيشتري دارند.۷ مورد ديگر نيز با وجود شهرت کمتر، در ترسناک بودن دست کمي از دو همتاي معروف خود ندارند.
عروسک تسخير شده آنابل
آنابل يک عروسک پارچهاي است که بر اساس يک کاراکتر داستاني به نام Raggedy Ann ساخته شده است. اين عروسک در حال حاضر در يک محفظه شيشهاي در موزه محققان مسائل ماوراءالطبيعه معروف يعني اد و لورن وارن نگهداري ميشود.
آنابل آن قدر معروف شد که نه تنها يک فيلم ترسناک در رابطه با آن ساختند بلکه دنباله آن نيز با نام Annabelle Creation ساخته شد. در فيلم، آنابل توسط عروسکي بسيار ترسناکتر به تصوير کشيده شده است، در حالي که در دنياي واقعي آنابل چهرهاي دوست داشتني همچون هر عروسک Raggedy Ann ديگر دارد.
اما داستان مربوط به آن اصلاً شيرين و دوست داشتني نيست. بر اساس گفته اد و لورن وارن، مادر يک دانشجوي پرستار به نام دونا در سال ۱۹۷۰ عروسک آنابل را به دخترش داد. وقتي دونا و هم اتاقي اش انجي خانه نبودند، عروسک در خانه شروع به حرکت ميکرد. در ابتدا اين اتفاق براي آنها جالب بود و با آن کنار ميآمدند، اما کم کم شرايط ترسناکتر شد.
عروسک يادداشتهايي را مينوشت که در آنها درخواست کمک ميکرد. حرکت بعدي عروسک حمله کردن به دوست پسر انجي بود. سرانجام وقتي که دونا و انجي لکههايي از خون روي لباس عروسک مشاهده کردند، از يک مشاور امور ماوراءالطبيعه کمک خواستند و وي به آنها گفت که عروسک توسط روح يک دختر به نام آنابل تسخير شده است.
با شدت گرفتن شرايط، دونا با اد و لورن تماس گرفت و آنها نيز عروسک را در موزه اسرارآميز خود در يک محفظه شيشهاي قرار داده اند. بر روي اين محفظه نوشته شده: «اکيداً باز نشود».
عروسک تسخير شده رابرت
رابرت الهام بخش شخصيت عروسک Chucky در مجموعه فيلمهاي بازي بچگانه بوده است. رابرت يک عروسک در اندازه انسان است. گفته ميشود اين عروسک توسط شرکت اسباب بازي سازي معروفي به نام Steiff در آلمان ساخته شده است.
رابرت يوجين، هنرمند معروف فلوريدايي، در سال ۱۹۰۴ وقتي که بچه بود آن را به عنوان هديه تولد دريافت کرد. پدربزرگ يوجين در سفر خود به آلمان آن را براي نوه خود خريده بود. عروسک يک لباس ملواني به تن دارد که گفته ميشود زماني متعلق به يوجين بوده است.
داستان ديگري نيز وجود دارد که بر اساس آن عروسک به عنوان هديه از سمت يکي از پيشخدمتهاي کينه توز خانه که به امور جادوگري مشغول بوده به يوجين داده شده است تا بتواند از اين طريق از اين خانواده به خاطر سخت گيريهايي که به وي کرده اند، انتقام بگيرد.
داستانهاي مربوط به رفتار عجيب عروسک خيلي زود شروع شد. گفته ميشد که حالات صورت عروسک تغيير ميکرد و خود به خود در خانه حرکت ميکرد. برخي افراد بر اين باور هستند که يوجين خودش داستان قدرت جادويي رابرت را سرهم کرد تا شيطنتهاي خودش را بر گردن عروسکي بيندازد که لباس و نام وي را دارد.
اما افرادي که در آن خانه زندگي ميکردند، گفته بودند که يوجين با رابرت حرف ميزند (که زياد عجيب نيست)، و رابرت نيز جواب وي را ميدهد. با گذشت سال ها، کارهاي عجيب و غريب رابرت نيز شدت گرفتند. اين عروسک مقصر بسياري از بدبياريها از جمله شکستهاي اقتصادي، شکستن دست و پا و تصادفات ماشيني شناخته شده است.
با اين وجود رابرت تا زماني که يوجين زنده بود در منزل خانوادگي آنها در فلوريدا باقي ماند و پس از مرگش نيز صاحبان جديد خانه به مدت ۲۰ سال از اين عروسک زنده نگهداري کردند. هم اکنون رابرت در يک موزه در Key West فلوريدا نگهداري ميشود و گردشگران نترس ميتوانند از آن ديدن کنند.
المو
سري عروسکهاي المو با رنگ قرمز تندش يکي از پرفروشترين عروسکهاي جهان است. اين عروسکهاي سخنگو براي اولين بار در سال ۱۹۹۶ به بازار عرضه شدند و از آن زمان در مناسبتهاي مختلف به عنوان هديه به کودکان داده ميشدند. وقتي نمونههاي اوليه المو را فشار ميداديد، ميخنديدند.
با گذشت زمان، کم کم کلمات بيشتري به دايره واژگان عروسکهاي المو اضافه شد. اما اتفاق عجيب هنگامي رخ داد که خانواده بومن در سال ۲۰۰۸ يک عروسک المو با توانايي يادگيري نام صاحبش را براي فرزند دو ساله شان، جيمز، خريداري کردند.
اين عروسک طوري برنامه ريزي شده بود که ميتوانست در کنار نام صاحب خود، چند جملهاي نيز صحبت کند. وقتي بومن باتري المو را تعويض کرد، عروسک في البداهه شروع به صحبت کرد و با يک صداي آهنگين مرتباً ميگفت: «جيمز را بکش». چيزي که به مذاق هيچ پدر و مادري خوش نميآيد.
عروسک تسخير شده مندي
مندي زياد با ديگران کنار نميآيد. اين عروسک هم اکنون در موزه Quesnel کانادا قرار دارد و کارمندان موزه بر اين باور هستند که ميبايست وي را در يک محفظه شيشهاي جداگانه نگهداري کنند. وقتي مندي در کنار ديگر عروسکها قرار ميگيرد، آنها را سرنگون ميکند.
آنها همچنين از ناپديد شدن غذاي خود و کار نکردن دوربين بازديدکنندهها در اکثر مواردي که ميخواهند از مندي عکس بگيرند، خبر داده اند. مندي يک عروسک نوزاد از جنس چيني است که احتمالاً در حوالي ۱۹۱۰ در اروپا ساخته شده است. زني که اين عروسک را به موزه اهدا کرد، مرتباً ميگفت که از شر گريههاي شبانه مندي راحت خواهد شد.
گروه تسخير شده
وقتي يک عروسک تسخير شده رفتارهاي عجيبي از خود نشان ميدهد، صاحبش سعي ميکند از شر آن خلاص شود. اما گفته ميشود که صاحبان اين ۸ عروسک به رخدادهاي ماوراءالطبيعه علاقه داشتند و اين عروسکها را به اين دليل که گفته ميشد تسخير شده هستند، خريداري کردند.
نام اين ۸ عروسک کريستال، مونيکا، شارلا، ترو، ايزاک، ليلي، کامران و اشلي است. صاحبان آنها دوربينهايي را براي فيلم برداري مستمر از عروسکها و ديگر بخشهاي خانه قرار داده اند. در سال ۲۰۰۹ يکي از دوربينها اتفاق عجيبي را ثبت کرد که در آن يک پسربچه با ظاهري روح مانند در انتهاي پلکان خانه ظاهر شده بود.
عروسک تسخير شده روبي
همانند برخي ديگر از عروسکهاي اين ليست، روبي تمايلي به قرار گرفتن در يک مکان نداشت و صاحبانش معمولاً آن را در اتاقهاي مختلف خانه پيدا ميکردند. علاوه بر آن برداشتن روبي سبب ايجاد حس ناراحتي و تهوع در فرد ميشد.
صاحبان پيشين روبي گفته بودند که اين عروسک نسلها در خانواده آنها بوده است و تاريخچه ترسناک آن نيز به هنگامي برمي گردد که سالها قبل يکي از اعضاي جوان خانواده در حالي که اين عروسک را در آغوش داشته، مرده است. پس از چند بار دست به دست شدن بين اعضاي مختلف خانواده، سرانجام روبي در موزه سيار ماوراءالطبيعه و جادوگري قرار گرفت، جايي که بازديدکنندگان اغلب پس از ديدن عروسک، احساس غم ميکنند.
عروسک تسخير شده چارلي
چارلي براي اولين بار در سال ۱۹۶۸ در شيرواني يک خانه قديمي ساخته شده به سبک ويکتوريايي در شمال ايالت نيويورک پيدا شد. چارلي در يک صندوق قفل شده به همراه روزنامههايي مربوط به دهه ۱۹۳۰ قرار داده شده بود و بر روي يک تکه کاغذ زرد رنگ نيز بخشهايي از انجيل نوشته شده بود.
خانوادهاي که چارلي را پيدا کرده بودند، آن را در کنار ديگر عروسکها و اسباب بازيهاي خود قرار دادند. اما خيلي زود متوجه شدند که اين عروسک خود به خود حرکت ميکند و جايش را با ديگر اسباب بازيها عوض ميکند.
کمي بعدتر، دختر کوچک خانواده مدعي شد که چارلي در نيمههاي شب با وي صحبت کرده است. اما والدينش توجه چنداني به اين ماجرا نکردند و آن را ناشي از قوه تخيل بيش فعال فرزند خود دانستند. اما فرزندان خانواده از چارلي ميترسيدند و حتي نزديک آن نميرفتند.
وقتي بي دليل زخمهايي روي بدن دختر کوچکشان ظاهر شد، اعضاي خانواده تصميم گرفتند که چارلي را دوباره در صندوق قفل شده شيرواني قرار دهند. چارلي هم اکنون در يک عتيقه فروشي در ماساچوست است.
جزيره عروسکها
جزيره عروسکها در مجموعه کانال Xochimilco در جنوب مکزيکوسيتي قرار دارد. اين جزيره مملو از عروسکهاي شکسته و قديمي است که از درختهاي مختلف آويزان شده اند. اين عروسکها را تنها ساکن سابق جزيره يعني جوليان سانتانا باررا به منظور آرامش روح يک دختر بچه که سالها پيش در حوالي جزيره غرق شده بود، از درختان آويزان ميکرد.
دسترسي به جزيره فقط از طريق قايق ممکن است و با توجه به سابقه اسرارآميز و خاص آن، به مکاني پرطرفدار در بين گردشگران تبديل شده است. افرادي که از جزيره بازديد کرده اند، ادعا ميکنند که نجواهايي از سمت عروسکها شنيدند. بسياري از بازديدکنندگان نيز هدايا و عروسکهاي خود را در اين جزيره قرار ميدهند.
عروسک تسخير شده لتا
عروسک لتا که با نام Letta Me Out نيز شناخته ميشود، حقيقتاً داراي ترسناکترين چهره در ميان عروسکهاي تسخير شده است. اين عروسک که در اندازه يک کودک است، گفته ميشود حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد و از موي انسان و چوب ساخته شده است.
کري والتن صاحب عروسک ادعا ميکند که لتا را در هنگام گشت وگذار در دهه ۱۹۷۰ در يک خانه متروکه در استراليا پيدا کرده است. اندکي پس از اينکه والتن اين عروسک را به خانه خود در Queensland آورد، اتفاقات عجيبي رخ داد. وسيلههاي خانه جابه جا ميشدند و خراشهايي روي کف خانه ظاهر ميشدند.
فرزندان والتون نيز مدام کابوس ميديدند. يک شب، آنها با جيغ بيدار شدند و گفتند که لتا حرف ميزند و در خانه حرکت ميکند. سگها وقتي نزديک عروسک ميشدند، شروع به پارس کردن ميکردند و مهمانها نيز ادعا ميکردند که حرکت کردن عروسک را ديده اند.
حتي زماني والتون تصميم گرفت لتا را بفروشد، اما هرچقدر تلاش کرد، نتوانست عروسک را از ماشينش خارج کند. والتن بر اين باور است که پيشينه عروسک لتا به اروپاي شرقي باز ميگردد و اين عروسک توسط يک پسر بچه که سالها پيش غرق شده، تسخير شده است.
والتن هم اکنون عروسک لتا را در توري در استراليا به گردش در ميآورد و افرادي که به اندازه کافي شجاع هستند ميتوانند آن را روي پاي خود قرار داده و با آن عکس بگيرند.


















