روزياتو/ ما روزانه بين ۱۰ تا ۲۰۰ دروغ مي شنويم و طبيعتاً به خودمان هم دروغ مي گوييم. در کودکي به ما ياد دادند که دروغ گفتن کار بدي است. اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي تنها راه براي خلاص شدن از يک موقعيت خطرناک اين است که دروغ بگوييد يا شايد هم دلتان نخواهد يک مسأله ي شخصي را به کسي که در زندگي تان سرک مي کشد بگوييد.

در ادامه درباره ي مواقعي صحبت خواهيم کرد که ايرادي ندارد يک دروغ کوچک بگوييد.

۱- وقتي امنيت تان در خطر است

امنيت شما هميشه به هر چيزي اولويت دارد. پس اگر لازم است ايرادي ندارد به کسي که معذب تان کرده دروغ بگوييد تا امنيت تان به خطر نيفتد. شايد شماره تلفن تان را اشتباه دهيد يا بگوييد منتظر کسي هستيد با اينکه در واقع اينطور نيست. اين دروغ ها ايرادي ندارند چون امنيت تان را حفظ مي کنند.

۲- وقتي مي خواهيد انتقاد سازنده کنيد

انتقاد سازنده بايد صادقانه باشد اما در عين حال مي توانيد با يک دروغ کوچک تلطيفش کنيد تا خيلي غرض ورزانه يا پرخاشگرانه به نظر نرسد. مثلاً اگر کسي عملکرد خوبي در شغلش نداشته، مي توانيد صحبت تان را با گفتن يک حرف تشويق آميز شروع کنيد و به او بگوييد که کارش خوب بوده اما در ادامه از پيشرفت هايي بگوييد که مايل هستيد در او ببينيد.

۳- اگر مي خواهيد خوشي کسي خراب نشود

گاهي بهتر است حقيقت را فوراً نگفت و صبر کرد تا زمان مناسبش برسد. اگر به کسي دارد خوش مي گذرد يا اگر رويداد مهمي در حال وقوع است، مي توانيد صبر کنيد و وقتي شادي آن شخص تمام شد خبرها را به او دهيد. در چنين مواقعي ايرادي ندارد که اطلاعات را پيش خودتان نگه داريد يا دروغ کوچکي بگوييد چون اگر بلافاصله به آن شخص بگوييد فقط حواسش پرت مي شود و ديگر نمي تواند از آن موقعيت لذت ببرد.

۴- اگر با آن شخص صميمي نيستيد

اگر کسي را خيلي نمي شناسيد لازم نيست خيلي با او رک باشيد. به علاوه، اگر صادقانه بگوييد که چه فکري مي کنيد، حتي ممکن است به رابطه تان با آن شخص صدمه بزنيد. چون وقتي به شخصي نزديک نيستيد، هنوز همديگر را به قدر کافي نمي شناسيد و ممکن است از صداقت شما برداشت ديگري شود و تصور شود قصد توهين يا نيت سوئي داشتيد.

۵- وقتي مي خواهيد برنامه اي را لغو کنيد

هيچ ايرادي ندارد که تصميم بگيريد به جاي بيرون رفتن با دوستان تان در خانه بمانيد. و البته بهانه آوردن مان براي معاشرت نکردن قابل درک است چون بيشتر ما ممکن است براي اين کار احساس فشار کنيم انگار که نه گفتن و خانه ماندن کار اشتباهي باشد. مي توانيد به اين کار به چشم فرم مؤدبانه تري از اعلام تغيير نظرتان نگاه کنيد.
 
۶- وقتي کسي با شما احوالپرسي مي کند

فرقي نمي کند احوالپرسي ديگران از شما صرفاً از سر ادب باشد يا واقعاً مي خواهند جوياي حال تان شوند – در هر حال اگر دلتان نمي خواهد، نبايد بگوييد که در زندگي تان چه مي گذرد. اگر حوصله ي حرف زدن در موردش را نداريد، يا اگر آمادگي درد و دل را نداريد، مي توانيد به دروغ بگوييد که حال تان خوب است، حتي اگر روزهاي بدي را مي گذرانيد. چون اگر هنوز آمادگي صحبت درباره اش را نداشته باشيد، ممکن است نتوانيد بهره اي از آن ببريد.

۷- وقتي درباره ي يک موضوع شخصي از شما سؤال مي شود

بعضي آدم ها درکي از مرزبندي هاي شخصي ندارند به همين خاطر ممکن است گاهي سؤال هايي از شما بپرسند که مايل به جواب دادن به آن ها نباشيد. بعضي ها تصور مي کنند گفتن حقيقت را به آن بدهکار هستيد و بعضي ها هم متوجه نيستند که پايشان را از گليم شان درازتر کرده اند. پس اگر مي دانيد که نمي توانيد به راحتي به آن ها بگوييد که دلتان نمي خواهد جواب سؤال شان را دهيد، ايرادي ندارد که دروغ بگوييد و با اين کار زندگي شخصي تان را حفظ کنيد.

۸- وقتي نمي خواهيد کسي را برنجانيد

احتمالاً براي همه مان حداقل يک بار پيش آمده که هديه اي گرفتيم که دوستش نداشتيم. هيچ ايرادي ندارد که به کسي که اين هديه را به شما داده نگوييد که از آن خوش تان نيامده. گذشته از اين ها، گفتنش هم ديگر چيزي را تغيير نمي دهد و احتمالاً فقط حس بدي به آن شخص مي دهد. اگر هم کسي از شما پرسيد که آيا مدل مو يا لباس جديدش به او مي آيد، مي توانيد بگوييد که عالي شده، حتي اگر واقعاً اينطور فکر نمي کنيد. مهم اين است که خود آن شخص دوستش دارد، پس هيچ دليلي ندارد که در ذوقش بزنيد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar