فارس/ «قائم‌مقام فراهانی» شخصیتی خاص در تاریخ ایران و یکی از معدود رجال خوشنام قاجاری است. در دوره‌ای که رشوه‌گرفتن از خارجی‌ها رسم درباریان بود، او هم رشوه می‌گرفت، ولی بعد می‌رفت و کار دیگری هم انجام می‌داد. این بود که عاقبت «خفه شد»! 

نامش «میرزا ابوالقاسم» بود و پدرانش در حکومت‌های زندیه و قاجاریه مناصب عالی داشتند و خودش هم مدارج ترقی را در دوره فتحعلی قاجار طی کرد و شد پیشکار عباس میرزای ولیعهد در دوره جنگ‌های ایران و روسیه. با جنگ با روسیه هم مخالف بود چون گمان می‌کرد دولت ضعیف قاجاری توان پیروزی ندارد و تاریخ هم نشان داد که نداشت. اما به‌دلیل همین مخالفتش با این جنگ به او تهمت طرفداری از روسیه زدند و البته که کار، کار چاپلوسان درباری و سفرای انگلیس بود.

ماجرا از این قرار بود که سفرای انگلیس به درباریان و مقامات قاجار رشوه های کلان می‌دادند و امتیاز می‌گرفتند و انگلیس خوشحال بود و درباریان هم. در این میان قائم‌مقام فراهانی که در دوره محمدشاه قاجار، صدراعظم شده بود وصله ناجور بود و امتیاز نمی‌داد و نمی‌گذاشت انگلیس از طریق کمپانی هند شرقی در ایران تجارت آزاد داشته باشد و عاقبتش هم معلوم است؛ صدارت‌اعظمی او بیش از ۶ ماه دوام نیاورد.

 


چه کار زیبایی کرد!

قائم‌مقام علاوه بر سیاست در ادبیات ایران صاحب‌نام و صاحب‌سبک است؛ کتاب بسیار ارزنده «مُنشَآت» را دارد و مجموعه‌ای از آثار منثور آنچنانی و اشعار آن‌جهانی. او بود که نثر پیچیده و دشوار دوره قاجار را به زبانی صریح و دلنشین تبدیل کرد و بسیاری او را آغازگر تحول ساده‌نویسی زبان فارسی در دوره معاصر می‌دانند. قائم‌مقام خوشنویس هم بود و لطف کرد و چه کار زیبایی کرد که خط شکسته‌نستعلیق را که خواندنش دشوار بود کمی ساده کرد تا این خط فریبا و رازگونه به‌تدریج و البته با کمک استادانی دیگر همین شود که الان هست.

 





کارِ دیگرِ قائم‌مقام

قائم‌مقام، این آدمی که اهل دل بود و اهل ذوق بود، اهل آن سیاست رایج دربار قاجاری نبود. تاریخ می‌گوید شیوه رشوه‌ گرفتن قائم‌مقام، انگلیسی‌ها را عصبانی کرده بود و البته معلوم است این عصبانیت به دلیل به‌ خطر افتادن منافع تجاری‌شان بود. البته منافع سیاسی انگلیس هم در خطر بود و از جمله اینکه بر سر اجازه باز کردن کنسولگری در ایران با قائم‌مقام بحث و مرافعه داشتند.

از سفیر انگلیس در ایران نقل شده است که قائم‌مقام رشوه را می‌گرفت ولی بعد، کار دیگری می‌کرد؛ «قائم مقام فراهانی تنها ایرانی وطن‌پرستی بود که نتوانسته بودیم او را بخریم. هر رشوه‌ای که به او می‌دادیم، می‌گرفت، اما آن‌ را به شاه می‌داد». «جان کمبل» نماینده انگلیس در دربار قاجار هم اعتراف کرده بود که: «یک‌نفر در ایران هست که با پول نمی‌توان او را خرید و آن قائم‌مقام است».

انگلیسی‌ها از این رفتار یک صاحب‌منصب قاجاری تعجب کرده بودند و حق هم داشتند؛ چون شرایط این‌طوری بود که: «میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی ایلچی معروف به خان ایلچی بود‌‌‌. وی د‌‌‌ومین وزیر امور خارجه ایران بود‌‌‌. مد‌‌‌ت سی‌ و پنج سال، ماهی یک‌ هزار روپیه از د‌‌‌ولت انگلستان و حکومت هند‌‌‌وستان حقوق د‌‌‌ریافت می‌کرد»!‌‌‌ برای همین است که «ژاک موریه» منشی سفارت انگلیس گزارش داده بود که: «در کشوری که غالب رجال آن رشوه‌گیر هستند عمل این مرد خیلی حیرت‌انگیز و تعجب‌آور بود».

 


مع‌القصه!

عاقبت کارهای قائم‌مقام در آن روزگار، معلوم است؛ انگلیسی‌ها با درباریان قاجار همدست شدند و به اعتراف خودشان پول هم خرج کردند و در سال ۱۲۱۴ شمسی، قائم‌مقام از صدارت خلع شد و در باغ نگارستان که کاخ سلطنتی بود، حبس شد و چند روز بعد به قتل رسید.

این هم شرح ماجرا از کتاب «ناسخ‌التواریخ» اثر «محمد تقی لسان‌الملک سپهر»: «مع‌القصه بعد از بازداشتن قائم‌مقام در بالاخانه دلگشا شاه غازی [دلاور] فرمودند؛ نخستین قلم و قرطاس [کاغذ] را از دست او بگیرند و اگر خواهد شرحی به من نگار کند نیز نگذارید که سِحری در قلم و جادویی در بنان [سر انگشت] و بیان اوست که اگر خط او را بینم، فریفته شوم و او را رها کنم. پس برحسب فرمان عوانانِ دژخیم [قاتلان] ادات نگارش او را گرفته از بالاخانه دلگشا فرود کردند و در بیغوله‌ای [گوشه‌ای] که حوضخانه خوانند، محبوس داشتند و بعد از شش روز... خپه [خفه] کردند و جسدش را در جوار بقعه شاهزاده عبدالعظیم رضی‌الله‌عنه به خاک سپردند».



 

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar