داستانک/ حضرت موسی و فقیر

سمت خدا/ حضرت موسی علیه السلام فقیری را دید که از شدت تهیدستی ، برهنه روی ریگ بیابان خوابیده است . چون نزدیک آمد ، او عرض کرد : ای موسی ! دعا کن تا خداوند متعال معاش اندکی به من بدهد که از بی تابی ، جانم به لب رسیده است .
موسی برای او دعا کرد و از آنجا (برای مناجات به کوه طور) رفت . چند روز بعد ، موسی علیه السلام از همان مسیر باز می گشت دید همان فقیر را دستگیر کرده اند و جمعیتی بسیار در گردش اجتماع نموده اند .
پرسید : چه حادثه ای رخ داده است ؟
حاضران گفتند : تا به حال پولی نداشته تازه گی مالی بدست آورده و شراب خورده و عربده و جنگجویی نموده و شخصی را کشته است .
اکنون او را دستگیر کرده اند تا به عنوان قصاص ، اعدام کنند !
خداوند در قرآن می فرماید :
اگر خدا رزق را برای بندگانش وسعت بخشد ، در زمین طغیان و ستم می کنند.
ولو بسط الله الرزق لعباده فی الارض (شوری-۲۷)
پس موسی علیه السلام به حکمت الهی اقرار کرد ، و از جسارت و خواهش خود استغفار و توبه نمود .
حکایتهای گلستان


















