21سال دارم به معناي کامل عاشقش هستم. گفت دوستت دارم ولي دورم زدو رفت. تازه به او پيشنهاد ازدواج داده بودم. هر شب بااشک و قرص خواب آور مي خوابم. نمي توانم فراموشش کنم. کمکم کنيد. دارم از بين مي روم.
از دست دادن يک عزيز درد بزرگي است و غمگيني به خاطر آن طبيعي است. مدتي را با اين حال خواهيد گذراند. طول اين مدت را مي توانيد با توصيه هايي کمتر کنيد اما گذراندن يک دوره سوگ الزامي است. هرگز به دنبال فراموشي خاطرات گذشته نباشيد. کنار آمدن با از دست دادگي به معني فراموشي گذشته نيست. پس از مدتي اين خاطرات حال و هواي روزهاي اول را برايتان ندارد. تلاش براي فراموشي خاطرات گذشته يا فرد مورد نظر اشتباهي است که افراد را به سمت تصميمات پر خطر و اشتباه مانند تجربه ارتباط بعدي، مصرف الکل يا مواد مخدر مي کشاند.غافل از اين که اين کارها دردي است که به سادگي قابل درمان نيست. شما مايليداين خانم به شما وفادار بماند اما سئوال اين است که شما شخصا چقدر به خود وفادار مانده ايد ؟ فرض کنيد اين خانم يکي از عزيزانش را از دست مي داد؛ چگونه کمکش مي کرديد تا با اين غم کنار بيايد؟ آيا خودتان آن کارها را انجام مي دهيد؟ گاهي ماندن در شرايط ناخوشايند و دردناک وسوسه تحريک احساس ترحم يا گناه فرد مقابل را براي بازگرداندن او به رابطه ايجاد مي کند. شايداحساس ترحم و دلسوزي باعث ماندن موقتي افراد در رابطه بشود اما در دراز مدت باعث انزجار و تنفر مي شود. همه دوست دارند با کساني رابطه برقرار نمايند که داراي استقلال و پختگي رواني باشد. رابطه با افراد به شدت وابسته که زندگي شان در گرو دوست داشتن فرد مقابل است در دراز مدت احساس بدي را ايجاد مي کند. چگونگي برخورد با واقعيت تلخ از دست دادگي در زندگي به انتخاب ما بستگي دارد. مي توانيد باانتخاب مرور خاطرات و بي وفايي اين فرد هر روزتان را به تلخي بگذرانيد يا با تغيير فکر و مشغول شدن به کاري شادابي بيشتري تجربه کنيد. روان پزشک و روان شناس هم مي توانند کمک موثري بکنند.
فائقه رزاقي – مشاور خانواده