اسکيزوفرنيا از جمله بيماريهاي شديد عصبي رواني است و حدود يک درصد جمعيت جهان به اين بيماري مبتلا هستند. امکان ابتلا به اين بيماري تقريبا در تمام طول عمر وجود دارد ولي شايعترين سن ابتلا به آن را 15 تا 30 سالگي عنوان کردهاند.
مبتلايان به اين بيماري غالبا نياز به خدمات مستمر روانپزشکي دارند. در فرد مبتلا به اسکيزوفرنيا فعاليت ذهني و رواني دستخوش تغيير ميشود. در مرحله حاد بيماري فعاليتهاي هيجاني، رفتاري و فکري عملکرد طبيعي خود را از دست ميدهند. درمان به موقع همراه با حمايتهاي خانوادگي عملکردهاي رواني بيمار را حفظ کرده و در بازگشت تواناييهاي رواني او موثر واقع ميشود. به عنوان مثال دانش آموزي که مبتلا به اسکيزوفرنيا است، به طور موقت انگيزه تحصيلي خود را از دست ميدهد و اشتغالات ذهني جديد او را وادار به انزواطلبي و رفتارهاي غيرعادي ميکند که با درمان به موقع بهبودي نسبي حاصل ميشود.
علت بيماري اسکيزوفرنيا چيست؟
اصولا هر نوع بيماري در اثر اختلال عملکرد طبيعي يک يا چند سيستم بدن بروز ميکند. به عنوان مثال هيپرتانسيون (بالا بودن فشار خون) در اثر سخت شدن سرخرگها و اختلال در عملکرد سيستم گردش خون به وجود ميآيد يا بيماري ديابت (بالا بودن قند خون) به دنبال اختلال در ترشح انسولين و به علت عملکرد بد سيستم هورموني و غددي بدن بروز ميکند.
در اسکيزوفرنيا، سيستمي که مختل ميشود دستگاه عصبي مرکزي و به ويژه مغز است. اما متاسفانه تاکنون علت دقيق و چگونگي اين تغييرات به دقت روشن نشده است. در توجيه و تفسير علل اين تغييرات دلايل مختلفي بر اساس ديدگاههاي متفاوت ابراز شده است. اما آنچه که مورد توافق عمومي است اين اختلال در افراد مستعد و تحت تاثير عوامل مختلف زيستي، رواني و اجتماعي رخ ميدهد.
از عوامل زيستي ژنتيک، توارث، اختلالات ساختاري مغز، عفونتها، سوء تغذيه، بيماريهاي دوران بارداري مادر، صدمات زايماني، حوادث و ضربههاي مغزي، تغييرات ناقلهاي عصبي شيميايي، هورمونها و ... آنها را ميتوان نام برد.
حوادث دردناک، استرسهاي زندگي، خانواده نابسامان و شرايط محيطي، فقر و بيکاري و نظاير آنها نيز به ترتيب از عوامل رواني و اجتماعي موثر در بروز علايم اسکيزوفرنيا شمرده شدهاند.
همچنين اين بيماري در کساني بيشتر مشاهده ميشود که در بستگان درجه يک آنها يعني برادر، خواهر، پدر و مادر بيماري مشابه وجود داشته باشد. اما اين به معني ابتلا قطعي کسي که با فرد مبتلا رابطه نسبي (خوني) دارد، نيست.
صدمات زايماني مانند فشار بر سر، هنگام زايمان (استفاده از فورسپس براي انجام زايمان)، طولاني شدن مدت زايمان، کم خوني مغز نوزاد و اختلال تنفسي بعد از زايمان که مغز نوزاد را با کمبود اکسيژن مواجه ميسازد از عوامل مهم آسيبپذيري است. ابتلاي مادر باردار به برخي از عفونتهاي ويروسي ميتواند جنين وي را مستعد به اين بيماري کند.
تغذيه نامناسب و ناکافي در ماههاي اول بارداري نيز ميتواند آسيبهاي جبران ناپذيري به اعصاب جنين وارد آورده و او را مستعد بيماري کند. چنين عواملي فرد را مستعد بيماري کرده و فشارهاي رواني نيز شروع بيماري را تسهيل ميکند.
منبع: ايسنا