6
0
591
6
0
591
آخرین خبر/ روزی مردی به دوستش که بسیار دانا بود گفت: «جوانی را میشناسم هنرمند، نیکوکار، شجاع و زیبا، همه خوبیها در وجود او جمع است به جز آنکه هنگام صحبت، برخی از واژهها را نمیتواند به درستی ادا کند».
مردی دانا از این صحبت ناراحت شد و گفت: «تو بهجای این که خارها را ببینی و ناخشنود باشی، سعی کن گلها را ببینی و خشنود باشی». یعنی اینکه فقط خوبی دیگران را ببینیم تا حس بهتری داشته باشیم.
راستی دوستان خوبم، این حکایت «بوستان سعدی» سعدی بود، این کتاب پر از حکایتهای زیباست که به صورت شعر بیان شده، و خلاصهای از آن را به نثر برایتان نقل کردیم. نظرتان را به ما بگویید.