نماد آخرین خبر

پدر شهیدان اسدی: خون فرزندانم فدای وحدت ملت شد

منبع
فارس
بروزرسانی

فارس/ پدری داغدار اما سربلند، خون فرزندان شهیدش (حمید و علی اسدی) را هدیه‌ای به اسلام، ایران و ملت می‌داند؛ هدیۀ مقدسی که باید پرچم‌دار وحدت و آزادی قدس باشد.

۳۰ خردادماه امسال، در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه و در حمله‌ ناجوانمردانه از سوی رژیم غاصب صهیونیستی، ۲ برادر فداکار و مومن، حمید و علی اسدی، به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

این روز، روزی تلخ و در عین حال ماندگار و پر از افتخار در تاریخ مقاومت ملت ایران بود که بار دیگر ثابت کرد که راه ایثار و دفاع از ارزش‌ها راهی است بی‌پایان.

برای درک عمیق‌تر این فداکاری، به منزل این دو شهید رفتیم؛ جایی که سایه غم و صبر، فضای خانه را پر کرده بود و در گفت‌وگو با خانواده آنان، حقایقی ناب و شنیدنی درباره شخصیت و زندگی این دو جوان بزرگوار به دست آمد.
 
قربانعلی اسدی، پدران شهیدان با چشمانی پر از حسرت و افتخار، چنین می‌گوید: خون حمید و علی، هدیه‌ای است به اسلام، ایران، مقام معظم رهبری و به ملت عزیزمان. امیدوارم این خون‌های پاک، سبب وحدت بیشتر مردم شود و در نهایت منجر به نابودی اسرائیل و آزادی قدس شریف شود.
 
این راه پایانش شهادت است
وی در وصف اخلاق فرزندانش، افزود: علی و حمید، مومن و باتقوا بودند. مهربانی و توجه‌شان بی‌نظیر بود. حتی در سخت‌ترین شرایط، سرما و باران، یک شب در میان به دیدار خانواده می‌آمدند، دلداری می‌دادند و با حضورشان آرامش می‌آوردند.

مهمان‌نوازی و محبت، خصلت بارز آن‌ها بود، هرگاه کسی را می‌دیدند که به سختی افتاده، سعی می‌کردند با لبخندی آرامش به دلش ببخشند.

خاطرات شیرین پدر شهیدان از حضور فرزندانش رنگی از محبت بی‌پایان را به این روزهای تلخ بخشیده است: «هرگاه به سراغ‌مان می‌آمدند، دست بر گردن مادر و من می‌کشیدند».

آن‌ها همیشه به ما می‌گفتند: «روزی شهید می‌شویم و این راه پایانش شهادت است. من، هرچند دلم گرفته، اما به رضای خدا راضی شدم، چون این خواسته خودشان بود».
 
وداعی بی‌خبر، پرواز بی‌پایان
از آخرین دیدار با حمید، حکایتی پر از دلهره و امید روایت شد: حمید آمد خداحافظی کرد، گفت ماموریت دارم. ما فکر کردیم مثل همیشه می‌رود و برمی‌گردد، اما خبری نشد.

زنگ زدم همسر علی گفت: علی هم رفته...هیچ‌گاه مقصدشان را نمی‌گفتند. صبح روز بعد پیامکی آمد که حمید در بیمارستان است، اما بعد فهمیدیم که هر دو شهید شده‌اند.

پدر شهیدان در پاسخ به اینکه آیا اگر می‌دانستند فرزندانشان به شهادت می‌رسند، اجازه می‌دادند بروند، گفت:خدا شاهد است که همیشه می‌گفتند ما روزی شهید می‌شویم و این راه به پایانش شهادت است. ناراحتم، اما راضی به رضای خدا هستم، چون خواسته خودشان بود.
 
پدر شهید: راه بچه‌هایم ادامه دارد
پدر هر بار با نگاه به قاب عکس‌های شهیدان، آرام و مطمئن، صلوات می‌فرستد و از آقازاده‌هایش که راه مقاومت را انتخاب کرده‌، با افتخار یاد می‌کند و می‌گوید: «شهادت‌ مبارکتان باد؛ راهی که خودتان انتخاب کردید، راه پاکان و آزادگان است.»

پدر شهید به تمام کسانی که هنوز در راه مقاومت ایستاده‌اند، پیامی صریح دارد:ما، حتی در سن بالا، همچنان به راه امام و رهبری وفاداریم و آماده‌ایم هر فرمانی که باشد، اطاعت کنیم. شهادت فرزندانم نه پایان راه، بلکه چراغ راهی برای همه ماست.
 
صفی که شهید پشت پدر بست
پدر از نمازهای جماعت حمید و حضور پررنگش در خانواده، خاطره‌ای فراموش‌نشدنی نقل می‌کند: «هر وقت حمید منزل ما می‌آمد، پشت سر من نماز می‌خواند. حتی در ایام خاص، اذان می‌داد و همه ما را به صف نماز جماعت دعوت می‌کرد.او پیام صریح و قاطع به رژیم صهیونیستی این است: «اسرائیل نابودشدنی است، همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند. همه ملت‌های اسلامی و ایران این رژیم را لعنت می‌کنند و راه آن‌ها به جایی نخواهد رسید».و به رهبر معظم انقلاب: «ما فرزندان شما هستیم و تا آخرین نفس در راه اسلام و ایران خواهیم ایستاد. فرمان شما بر گردن ماست و ما مطیع امر رهبریم».
 
مادر شهیدان با قلبی زخمی، اما استوار
مادر شهیدان، اگرچه اخیراً سکته قلبی کرده و شرایط جسمانی سختی دارد، اما با دلی پر از امید و فریادی محکم، می‌گوید: «آی علی جان، آی حمید جان، دردتان به چشم‌هایم... شهادت شما افتخار ماست. اگر لازم باشد دو برادر دیگرتان را هم برای دفاع از وطن راهی می‌کنم».و پیام مادر، فریاد «مرگ بر اسرائیل» است که از عمق جانش برخاسته و تجسم عزم ملتی است که زیر بار ظلم نخواهد رفت.
 
 

آخرین خبر کرمانشاه در اینستاگرام :
https://www.instagram.com/kermanshah.today