نماد آخرین خبر

قانعی‌راد، جامعه‌شناسی که قلبش برای ایران می‌تپید

منبع
ايرنا
بروزرسانی
قانعی‌راد، جامعه‌شناسی که قلبش برای ایران می‌تپید

ایرنا/ امروز (دوشنبه) بیست‌وششم آبان ۱۴۰۴ همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، در آیینی کتابخانه شخصی زنده‌یاد دکتر سید محمدامین قانعی‌راد از سوی خانواده وی به دانشگاه یزد اهدا و یاد این استاد فقید گرامی داشته می‌شود.

محمدامین قانعی‌راد (۱۳۳۴– ۲۴ خرداد ۱۳۹۷) جامعه‌شناس، رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران و عضو هیات علمی و استاد جامعه‌شناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور بود. وی شامگاه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ در ۶۳ سالگی و پس از دوره‌ای تحمل بیماری سرطان در تهران درگذشت.

آشنایی اولیه

سال ۱۳۸۱ بود و تازه از مهندسی وارد رشته جامعه‌شناسی در مقطع کارشناسی ارشد شده بودم و در میان جامعه‌شناسان ایرانی دنبال کسانی می‌گشتم که بتوانم آنان را الگو و تکیه‌گاه خود قرار دهم. در همان حال که از دانشجویان بزرگتر از خودم سراغ جامعه‌شناسان خوب ایرانی می‌گرفتم و مقاله‌ها و کتاب‌های جامعه‌شناسان ایرانی را مرور می‌کردم، با کتاب «جامعه‌شناسی رشد و افول علم در ایران[۱]» آشنا شدم و از آنجا که به تاریخ و جامعه‌شناسیِ علم در ایران و اسلام علاقه‌مند بودم، با اشتیاق مطالعه کتاب را آغاز نمودم.

هر چند ظاهر غیرجذاب و حجم زیاد کتاب، دانشجوی تازه‌کار را می‌رماند و از ادامه خواندنش منصرف می‌کرد، اما کافی بود مقدمه کتاب را بخوانی تا متوجه شوی که کتاب دارای ایده و ادعایی مرکزی و جسورانه است و تمام بخش‌های کتاب زنجیره‌وار در خدمت پرورش این ایده قرار دارد. هر چه بیشتر کتاب را می‌خواندم بیشتر متوجه می‌شدم با کتابی غنی و نویسنده‌ای دغدغه‌مند و محقق روبرو هستم. کتاب روی مبانی نظری محکم و منسجمی استوار و سرشار از داده‌های گسترده از تاریخِ علم در ایران دوره اسلامی بود. همچنین در تفاوتی آشکار با بسیاری از کتاب‌های دیگر، این کتاب فاقد پراکنده‌گویی بود و آشکار بود که برای کسب امتیاز و ارتقا نوشته نشده است. با خواندن کتاب متوجه شدم با جامعه‌شناسی باهمت و صاحب‌نظر روبرو هستم که پرسشی بزرگ در ذهن دارد و پروژه فکری خود را حول این پرسش سامان داده است. نویسنده کتاب کسی نبود جز سید محمدامین قانعی‌راد.

لذا تصمیم گرفتم در اولین فرصت دیداری حضوری با استاد قانعی‌راد داشته باشم و درباره کتابشان و پروژه فکریشان با ایشان صحبت کنم.

دیدار اولیه

وقتی ایشان را برای اولین‌بار در محل دفتر کارشان در ساختمان مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور دیدم، خودم را با مردی بلندقامت، گرم، شوخ‌طبع، فروتن و خودساخته روبرو دیدم که از همان برخورد اول و مشاهده اتاق کار و کتابخانه وی می‌شد حدس زد که برای وی جامعه‌شناسی نه یک شغل بلکه «زندگی» و «رسالت» است. با اینکه دانشجوی تازه‌وارد در علوم اجتماعی بودم، با من برخوردی گرم و صمیمی داشت و با حوصله به صحبتهایم گوش داد و دلایل آمدنم به جامعه‌شناسی را جویا شد. وقتی شنید از کارشناسی مهندسی آمده‌ام، با زبانی طنز و کنایه‌آمیز پرسید «آیا از نگاه مهندسی به جامعه توبه هم کرده‌ای!؟» ابتدا خوب متوجه منظورشان نشدم اما بعدها دریافتم که این سووال از دغدغه عمیق ایشان نسبت به رواج نگاه مهندسی به جامعه و به علوم انسانی و اجتماعی در ایران ناشی می‌شده است.

این دیدار اولیه و برخورد بسیار گرم و همراه با احترامِ ایشان آغازی بود بر روابط ۱۵ ساله استاد و شاگردی ما. هر چه بیشتر با ایشان آشنا می‌شدم، بیشتر درمی‌یافتم که با انسانی شریف، آزاده، بااخلاق، پرمطالعه و یک استاد دانشگاه به معنای واقعی کلمه روبرو هستم و می‌توانم با اطمینان به او تکیه کنم و وی را الگوی خودم بدانم. در چشمان این استاد به راحتی می‌شد باور و تعهد عمیقش به علم به طور عام و جامعه‌شناسی به طور خاص را دید. یک همنشینی و همصحبتی ساده با ایشان کافی بود تا انسان متوجه شود که نگاه کاسبکارانه و منفعت‌جویانه به علم و دانشگاه در نظام فکری وی جایی ندارد، و اینکه فراتر از وظیفه سازمانی خود، رسالتی در برابر علم و جامعه بر دوش خود احساس و در جهت تحقق آن تلاش می‌کند. به بیان ساده‌تر، وی از علم و کارِ علمی کیسه‌ای برای خود ندوخته بود.

استاد قانعی‌راد به راستی یکی از ستون‌های استوار علوم اجتماعی در ایران بود. او نه فقط عالِم بود بلکه به مناسبت آشنایی عمیقش با اندیشه‌ها و زندگی بسیاری از حکما و دانشمندان ایرانی و اسلامی و غربی، به خوبی به ظرفیت‌ها و محدودیت‌های علم و جایگاه و رسالت عالِم و دانشمند آگاه بود. به همین مناسبت، وی را می‌توان مصداق «عالِم عامِل به علم خویش». او بیش و پیش از آنکه بکوشد ساختار علم در ایران را اصلاح کند، کوشید با خودسازی علمی، الگویی مناسب از یک دانشمند و پژوهشگر ارایه دهد.

استاد قانعی‌راد به حق می‌تواند الگوی مناسبی برای دانشمندان و پژوهشگران جوان به ویژه پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی در ایران باشد. از این‌رو، بسیار شایسته است هر چه بیشتر زندگی و منش علمی و اخلاقی این فرزانه جامعه‌شناسی ایران مورد کاوش قرار گیرد و به جامعه علمی و دانشگاهی کشور به ویژه برای جوانان معرفی شود.

استاد قانعی‌راد به ویژه در سال‌های آخر عمر خود به شخصیتی جامع‌الاطراف تبدیل شده بود و توانسته بود به خوبی به عنوان نماینده شاخص جامعه‌شناسی در محافل و مجالس گوناگون علمی در ایران مطرح شود. وی به ویژه بعد از آشنایی با جامعه‌شناس شهیر معاصر، مایکل بورووی، تقسیم‌بندی چهارگانه وی از جامعه‌شناسی را پسندید و مروج این نگاه در جامعه‌شناسی ایران شد و خود نیز به مصداق کسی تبدیل شد که توانست هر چهار بعد را در خود جمع کند. این چهار بعد عبارتند از: جامعه‌شناسی حرفه‌ای، جامعه‌شناسی سیاستگذار، جامعه‌شناسی انتقادی و جامعه‌شناسی مردم‌مدار.

در ادامه می‌کوشم نمودهای شخصیتی استاد قانعی‌راد را در چهار بعد یادشده شرح دهم:

جامعه‌شناس حرفه‌ای

قانعی‌راد بیش از هر چیز به عنوان یک جامعه‌شناس آکادمیک و پژوهشگر اجتماعی حرفه‌ای شناخته می‌شد و خود وی نیز به چنین نقشی خودآگاه بود. او به مناسبت اینکه جامعه‌شناسِ علم بود، منطق و زمینِ بازیِ علم به ویژه جامعه‌شناسی را به خوبی می‌شناخت و به ریشه‌ها و مبانی و چارچوب آن کاملاً آشنا و پایبند بود و همواره در نظر و عمل از این منطق و زمینِ بازیِ دفاع می‌کرد. از این رو، وی ضمن باور به تقسیم کار علوم و احترام به منطق علوم دیگر، همواره از مرزهای جامعه‌شناسی، در برابر علومی چون روانشناسی، اقتصاد، الهیات، پزشکی و... دفاع می‌کرد و در همه نوشته‌ها و گفته‌هایش می‌کوشید با اعتماد به نفس کافی پدیده‌های اجتماعی را از منظر منطقِ علم اجتماعی تحلیل و تحلیلی جامعه‌شناختی ارایه کند. از این رو، هر جا قانعی‌راد صحبت می‌کرد یا می‌نوشت می‌شد اطمینان داشت که با نماینده شایسته جامعه‌شناسی روبرو هستی و می‌توان با او از منظر و با بینش جامعه‌شناسی، پدیده‌ها را نگریست و تحلیل کرد.

در زمانهای که بسیاری از اهالی علوم اجتماعی در ایران به اجرای طرحهای پژوهشی و نوشتن مقاله با دیدگاههای نظری و چارچوبهای مفهومی متعدد و بلکه متفرق مشغولند، دکتر قانعی‌راد از پراکنده‌کاری پرهیز داشت و می‌کوشید حتی‌الامکان در حوزه‌های خاص و معین کار کند و به سنت علمی خاصی پایبند بماند. از این‌رو، وی عمدتاً بر حوزه مطالعات علم و فناوری متمرکز بود و در جامعه‌شناسی به سنت تفسیری وبری و پدیدارشناسی شوتسی تمایل و پایبندی بیشتری نشان می‌داد. وی در تحقیقات خود به اهمیت مفهوم‌پردازی و نوآوری مفهومی توجه جدی داشت و بر ترکیب نظریه و تجربه تاکید می‌کرد و همواره می‌کوشید پژوهش‌هایش از یکسو، دارای رویکرد و مبانی نظری استوار و منسجم و از سوی دیگر، متکی به داده‌های تجربی مستند و متقن باشد؛ هر چند وی داده‌های تجربی را به داده‌های آماری و عددی تقلیل نمی‌داد. او بسیار مراقب بود که به تجربه‌گرایی خام یا نظریه‌پردازی افراطی درنغلطد چرا که هر دوی اینها را آفتی برای علوم اجتماعی می‌دانست. او به ویژه این نکات مهم را همواره به دانشجویان خود گوشزد می‌کرد.

قانعی‌راد از آن دسته پژوهشگرانی نبود که اهل ساختوپاخت با دستگاه‌ها، مراکز پژوهشی و دانشگاهها برای گرفتن طرح پژوهشی و پایاننامه و کلاس درس به هر قیمتی باشد. او به راستی به کیفیت بیش از کمیّت اهمیت میداد و به جای آنکه به درآمد حاصل از طرحهای تحقیقاتی و پایاننامه و کلاس بیندیشد، به کیفیت برگزاری آنها می‌اندیشید و از این رو، حتی در زمان شهرت خود، در هر ترم بیش از یک یا ۲ کلاس بیشتر قبول نمی‌کرد و در هر مقطع زمانی راهنمایی یا مشاور تعداد معدودی پایان‌نامه را می‌پذیرفت و از گرفتن طرح‌های پژوهشی متعدد پرهیز می‌کرد.

قانعی‌راد که به جد به پرورش ایده در فرایند گفتگو باور داشت، متعهد بود که وقت کافی را برای گفت‌وگو با دانشجویانش صرف کند تا ایدههایشان برای پایان‌نامه شکل بگیرد. وی که از مریدپروری به جد پرهیز داشت، احترام زیادی به دانشجو و ایده‌هایش قائل بود و به آنان جرات و جسارت فکر کردن و ایده‌پردازی می‌داد. وی بی‌آنکه ایده‌ها یا مبانی نظری خود را به دانشجو تحمیل کند، کمکشان می‌کرد که بتوانند مساله خود را شفاف بیان کنند و ایده‌های خود را پرورش دهند و با مبانی نظری پیوند زنند. دکتر قانعی‌راد در کلاسهایش بسیار سختگیر بود و کار تحقیقی زیادی از دانشجو می‌خواست و در عوض، کیفیت کلاس‌های وی به طور محسوس از کیفیت کلاس بسیاری از اساتید دیگر بالاتر بود. و بیشتر زمان کلاس‌های ایشان به جای اینکه به ارایه دانشجویان اختصاص یابد، به ارائه خود استاد اختصاص داشت.

البته ایشان به بحث و گفت‌وگو با دانشجو در کلاس اهمیت زیادی می‌داد؛ هر چند به سوالات و بحث‌های سطحی دانشجویانِ کم‌مطالعه وقعی نمی‌نهاد! و آنان را به مطالعه بیشتر دعوت می‌کرد. و البته خود وی در این راستا پیشتاز بود و اهل مطالعه مستمر و عمیق و گسترده بود و از این طریق همواره خود را بروز نگه می‌داشت.

جامعه‌شناس سیاستگذار

قانعی‌راد از آن دسته دانشمندان و جامعه‌شناسانی نبود که علم را برای علم و جامعه‌شناسی را برای جامعه‌شناسی بخواهد بلکه همواره این پرسش برایش مطرح بود که علم ما به چه کار می‌آید و کدام مسالة اجتماعی را می‌تواند حل کند. او جزو عالمانِ اهل عمل بود و یکی از مجراهای بهره‌گیری عملی از علمش را ورود به حوزه سیاستگذاری و پیوستن به جرگه جامعه‌شناسان سیاستگذار یافت. وی بعد از اتمام تحصیلاتش به عنوان عضو هیات علمی در یک نهاد برجسته سیاستگذار در حوزه علم یعنی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور مشغول به کار شد و از این جهت بالتبع بیشترین نقش را در سیاستگذاری‌های حوزه علم و فناوری ایفا کرد. اما نقش قانعی‌راد به عنوان جامعه‌شناس سیاستگذار به حضور در این مرکز محدود نماند. او با وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مختلف سیاستگذاری و اجرایی در تماس بود و به آنان تحلیل و مشاوره می‌داد و این تماس‌ها را خارج از حیطه وظیفه جامعه‌شناسی تلقی نمی‌کرد. این نگاه وی به حوزه سیاستگذاری، از دیدگاه اصلاحی وی و نقشی که برای دولت در تحقق اصلاح اجتماعی قائل بود، حاصل می‌شد. در واقع، وی بهبود و اصلاح جامعه را در همکاری و ایجاد هارمونی لازم میان سه ضلع دانشگاه، دولت و جامعه مدنی می‌دانست و نقش جامعه‌شناس را در کمک به ایجاد این پیوند و هارمونی و به ویژه افزایش کارایی دولت و تحقق حکمرانی خوب بسیار موثر می‌دانست و نقش خود به عنوان مشاور و کارشناس نهادهای دولتی را در همین راستا تعریف کرده بود.

با این حال، وی همواره به نقش خود به عنوان جامعه‌شناس خودآگاه بود و در بیان نظرات خود در جمع مدیران و سیاستگذاران صراحت لهجه و شجاعت مثال‌زدنی داشت. او به همان میزان که شخصیت علمی متواضع و فروتن داشت، اهل سرسپردگی مزوّرانه و زد و بندهای مدیریتی و سیاسی نبود و با اینکه فرصت‌های زیادی برای ارتقای جایگاه مدیریتی در مرکز تحقیقات و وزارت علوم پیش روی داشت، هیچگاه به چنین فرصت‌هایی چشم طمع ندوخت و آنها را مانعی برای آزادگی علمی و روحیه نقادانه خود می‌دانست و لذا به کار دانشمندی و مشاوره دادن بسنده کرد. در حوزه سیاستگذاری علم، وی از مدافعان جدی استقلال نهاد دانشگاه بود و از بیان این موضع خود ِابایی نداشت. وی همچنین در عین حال که به نقش دولت و سازمان رسمی و نظام بوروکراتیک علم در رشد علم اهمیت می‌داد و به اصلاح آن اهتمام می‌ورزید، اما همواره از غلبه نگاه بوروکراتیک در حوزه علم نگران بود و به طور خاص مخالف سرسخت نگاه کمی‌گرا، مقاله‌محور و مهندسی‌گرا در نظام سیاستگذاری علم به ویژه در حوزه علوم انسانی بود. وی به تبع تخصصی که در تاریخ و جامعه‌شناسی علم داشت، در سیاستگذاری علم بر توجه به سازمان غیررسمی علم و اجتماعات علمی تاکید داشت و در حوزه جامعه‌شناسی، خود عملاً فعالانه وارد میدان شد و در تقویت انجمن جامعه‌شناسی و ایجاد شبکه ارتباطی و فضای بین‌الاذهانی میان جامعه‌شناسان و پژوهشگران اجتماعی تلاشی مثال‌زدنی را به نمایش گذاشت، تا جایی که انجمن جامعه‌شناسی ایران در زمان مدیریت وی چندین سال پیاپی به رتبه‌های برتر در میان انجمن‌های علمی رشته‌های مختلف در ایران دست یافت.

وی متاثر از آموخته‌های جامعه‌شناسیِ علم، به شکل‌گیری طبیعی هرم علمی در هر حوزه علمی به ویژه علوم اجتماعی تاکید داشت و شکل‌گیری این هرم را در تقویت و پیشبرد اجتماع علمی بااهمیت می‌دانست. در واقع، وی بر به رسمیت‌شناسی و حفظ پیوستگی نسل‌های مختلف اساتید و پژوهشگران علوم اجتماعی و ایجاد گفت‌وگو میان آنان تاکید داشت و به ویژه احترام به پیشکسوتان و ادامه دادن تلاش‌های آنان را در شکل‌گیری سنت مستقل علمی ایران پراهمیت می‌دانست.

ایده اصلی قانعی‌راد در این زمینه آن بود که سیاستگذاری‌های علمی در کشور باید به گونه‌ای باشد که بیش از آنکه به ارتباط تک‌تک کنشگران ایرانی علم با اجتماع علمی بین‌المللی تاکید کند (امری که می‌تواند به ذوب شدن آنان در اجتماع علمی بین‌المللی منجر شود)، باید در وهله نخست به شکل‌گیری و تقویت اجتماع علمی محلی و ملی تاکید کند و سپس در جهت تقویت ارتباطات میان اجتماع علمی محلی و ملی با اجتماع علمی بین‌المللی بکوشد.

جامعه‌شناس انتقادی

همانگونه که اشاره شد، دکتر قانعی‌راد دارای روحیه و سواد علمی بالا و به تعبیری، جزو «راسخون در علم» بود و همین باعث شده بود از آزادمنشی و شجاعت علمی و اخلاقی و روحیه انتقادی خوبی برخوردار و بتواند منتقد مبرزی برای سیاست‌ها و روندهای موجود در جامعه باشد. البته وی با وجود صراحت لهجه و گاه لحن گزنده‌ای که داشت، در سخن گفتن و نقد کردن تحفظ در کلام و ادب سخن گفتن را نگه می‌داشت و هیچگاه به کسی بی‌احترامی نمی‌کرد. او منتقدی اصلاح‌جو و منصف بود و همواره به دنبال آن بود که نقد خود را با ارایه راه‌حل همراه کند. بالتبع، با توجه به حوزه تخصص ایشان، تیغ تیز انتقادش عمدتاً بر حوزه علم و سیاستگذاری‌های این حوزه متمرکز بود.

اما شاید بیش و پیش از هر چیز وی منتقد وضعیت علوم اجتماعی در کشور، سیاستگذاری‌های این حوزه و کنشگران این علوم بود. عدم درون‌زا بودن و پیوند ضعیف این علوم با مسائل اجتماعی ایران، غلبه نگاه‌های مبتنی بر مهندسی‌کردن و اسلامی‌سازی بر سیاست‌های این حوزه عمده‌ترین نقدهای قانعی‌راد به سیاست‌های حوزه علوم اجتماعی کشور بود. علاوه بر این، وی بوروکراتیزه شدن و غلبه کمی‌گرایی و نگاه‌های مهندسی‌محور و پزشکی‌محور در حوزه آموزش عالی را از آسیب‌های عمده سیاست‌های علم در کشور می‌دانست. وی به ویژه به خوبی با تب کمی‌گرایی و امتیازگرایی افراطی در میان اعضای هیات علمی کشور آشنا بود و لذا تلاش زیادی داشت خودش به این آسیب مبتلا نشود. او معتقد بود که آنچه برای نائل شدن به درجه استادی اهمیت دارد، دستیابی به شخصیت و منش و اخلاق استادی و رسیدن به درجه اجتهاد در موضوع علمی خاص و به رسمیت شناخته شدن آن در «اجتماع علمی» است، نه لزوماً به دست آوردن امتیازهای صوری و بی‌محتوای رایج در آموزش عالی. به همین سبب، وی هیچگاه برای ارتقای مرتبه علمی و به ویژه کسب رتبه استادی عجله نکرد و زمانی برای کسب این رتبه اقدام کرد که به اندازه کافی در اجتماع علمی جامعه‌شناسان به عنوان یک صاحبنظر و صاحب‌سبک شناخته شده بود. و این هنگامی بود که امتیاز کسب شده وی بیش از ۲ برابر امتیاز مورد نظر آیین‌نامه ارتقا بود!

جامعه‌شناس مردم‌مدار

با گذر زمان و ورود استاد به دوره پختگی علمی، وی به این نتیجه رسید که پیوند میان علم و عمل را بیش از هر جای دیگر، با حضور گسترده‌تر و موثرتر در حوزه عمومی جامعه دنبال کند و اتفاقاً آنچه استاد قانعی‌راد را در سال‌های اخیر زبانزد ساخت، فعالیت گسترده و موثر ایشان در حوزه عمومی و تلاش مجدانه وی برای آوردن جامعه‌شناسی به عرصه عمومی و پیوند زدن آن با مسائل عمومی جامعه و افزایش بینش جامعه‌شناسی عموم مردم بود. در همین راستا، وی گام اول و موثر را در تقویت انجمن جامعه‌شناسی ایران و گسترش و تعمیق ارتباطات کنشگران علوم اجتماعی و انسانی در ایران یافت و تلاش مجدانه و مسوولانه‌ای را در این راستا در پیش گرفت. از جمله، وی در زمان مدیریتش در انجمن جامعه‌شناسی با برگزاری آیین نکوداشت و گرامیداشت پیشکسوتان علوم اجتماعی ایران نقش موثری در شناساندن آنان به دانشجویان علوم اجتماعی و عموم جامعه داشت. همچنین وی از معدود جامعه‌شناسانی بود که باب گفت‌وگو با اقتصاددانان، حقوقدانان، روحانیان، فیلسوفان، روانشناسان، پزشکان، مهندسان و فیزیکدانان را گشود و شجاعانه و عالمانه وارد بحث با آنان می‌شد.

وی به ویژه در سال‌های اخیر تلاش زیادی برای بیرون آوردن جامعه‌شناسی از چاردیواری دانشگاه و آکادمی کرد و در این راستا ارتباط نزدیکی با رسانه‌های مختلف برقرار کرد و حضوری فعال و گسترده در محافل عمومی و شبکه‌های مجازی یافت و به موضوعات عام جامعه از جمله صلح، زندگی شهری، آسیب‌های اجتماعی، مسائل خانواده، اخلاق عمومی و... پرداخت و باعث پربارتر شدن بحث‌ها و گفت‌وگوهای عمومی در جامعه شد. او به راحتی دعوت برای حضور در محافل عمومی یا گفت‌وگو با خبرنگاران را می‌پذیرفت و هیچ چشمداشت مادی برای همکاری‌اش نداشت و شماره حساب از قبل نمی‌فرستاد! او اهل بخشش علمی بود و دامن زدن به بحث و گفت‌وگو در عرصه عمومی جامعه را به عنوان زکات علم تلقی می‌کرد. قانعی‌راد برای خود به عنوان دانشمند و به ویژه جامعه‌شناس رسالت کمک به اصلاح اجتماعی و ارتقای گفت‌وگو، اخلاق و صلح عمومی قائل بود و با ارتباط‌گیری روزافزون با جامعه و قشرهای مختلف آن می‌کوشید این رسالت را در سطح گسترده و موثرتری به انجام رساند.

نکته پایانی

در پایان و در یک نگاه کلی به شخصیت استاد قانعی‌راد، به جرات می‌توان گفت ایشان از معدود افرادی بودند که توانسته بودند به خوبی کسوت استادی و معلمی را با خلقیات انسانی ترکیب و منش علمی و دانشگاهی را با اخلاق انسانی پیوند بزنند.

ایشان در آموزش و پژوهش پایبندی مثال‌زدنی به اصول اخلاق علمی داشتند و توانسته بودند الگویی از ترکیب اندیشه‌ورزی و رعایت منش اخلاقی در مناسبات علمی را ارایه کنند. همچنین ایشان جزو آن دسته اساتیدی بودند که نگاه عمیق و افق گشوده و گسترده‌شان توانست نه تنها بسیاری از اصحاب علوم اجتماعی را دور هم جمع و به شکل‌گیری اجتماع علمی علوم اجتماعی در ایران کمک شایانی کند، بلکه توانست پیوند موثری را میان نهاد دانشگاه، نهاد دولت و جامعه مدنی به وجود آورد و فرهنگ گفت‌وگو را میان بخش‌های مختلف سیاستگذاری و علمی و رسانه‌ای تقویت کند. بر همین اساس، می‌توان ایشان را نمونه‌ای از تجلی رسالت اخلاقی و اجتماعی دانشگاهیان در عرصه جامعه و زندگی سیاسی و اجتماعی تصویر کرد. خدایش رحمت کند و راهش پر روهرو باد.

----------------------------------------
[۱] این کتاب در سال ۱۳۹۷ با نام «اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی» از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

* عضو هیات علمی جامعه شناسی دانشگاه یزد





آخرین خبر یزد در اینستاگرام : https://instagram.com/yazd_today
آخرین خبر | قانعی‌راد، جامعه‌شناسی که قلبش برای ایران می‌تپید