راه نجات زبان مازندرانی؛ به زبان مادری بنویسیم

منبع
ايرنا
بروزرسانی
راه نجات زبان مازندرانی؛ به زبان مادری بنویسیم

ایرنا/ زبان مازندرانی در سه دهه اخیر با روندی آشکار بین جامعه بومی این استان به ویژه نسل جدید کمرنگ شد و حالا مدت‌هاست که کارشناسان تاکید می‌کنند برای صیانت از این زبان و باززنده‌سازی آن باید گام‌های جدی در حوزه آموزش و ترویج برداشته شود که به باور «محمد عظیمی» پژوهشگر فرهنگ و زبان اقوام یکی از مهم‌ترین راه‌های تحقق این هدف، نوشتن به زبان مازندرانی است.

امروز دوم اسفند برابر با ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری است. روزی که با هدف پاسداشت و حفظ زبان‌های زنده سراسر جهان از سوی یونسکو نامگذاری شده و سال‌هاست که در نقاط مختلف دنیا گرامی داشته می‌شود.
زبان مازندرانی که بیشتر با عنوان زبان تبری شناخته می‌شود از گذشته‌های دور در محدوده‌ای فراتر از مرزهای جغرافیای سیاسی مازندران امروز رواج داشت و امروزه نیز همچنان توسط اقشار مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما آنچه از شواهد عینی بر می‌آید این است که این زبان کهن امروز توسط نسل‌های جوان‌تر کمتر استفاده می‌شود. حتی گرایش اندک و کمرنگ نسل جدید به تکیه‌کلام‌های زبان مازندرانی و شعرها و ترانه‌های بومی که به کمک فضای مجازی تا حدودی رخ داده، نتوانسته اثرگذاری شاخص و برجسته‌ای در این زمینه داشته باشد.
این انزوای زبان مازندرانی در حالی اتفاق می‌افتد که کارشناسان و دلسوزان عرصه فرهنگ بومی نگران از بین رفتن آن هستند. اقداماتی برای جلوگیری از این روند صورت گرفته که از آن جمله می‌توان به گسترش دایره استفاده از زبان مازندرانی در رادیو و تلویزیون استان اشاره کرد. اما این‌ها نیز از روند کمرنگ شدن این زبان در استان جلوگیری نکرده و همچنان نسل‌های جوان‌تر ارتباط قدرتمند و جاری با این زبان بومی ندارند.
«محمد عظیمی» پژوهشگر فرهنگ و زبان اقوام بر این باور است که برای باززنده‌سازی زبان مازندرانی باید بر نوشتن به زبان مازندرانی توجه بیشتری شود. گفت‌وگوی ایرنا با این نویسنده و پژوهشگر شناخته شده اهل بهشهر را بخوانید:
آقای عظیمی، چرا زبان مازندرانی روی ریل کمرنگ شدن و فراموشی قرار گرفته است؟ نیاز زبانی جامعه بومی امروز را برطرف نمی‌کند یا مشکل در جای دیگری ریشه دارد؟
زبان یک عنصر زنده است، اما متأسفانه ما در حال تماشای مرگ زبان هستیم. حدود سه هزار زبان بومی در دنیا در حال مرگ هستند. این شامل زبان‌هایی می‌شود که کودکان و نسل‌های جوان دیگر به زبان مادری در خانه صحبت نمی‌کنند. هر چه دایره شکاف میان نسل‌ها بیشتر شود زبان بیشتر در معرض خطر قرار می‌گیرد.
هر زبانی از سه بُعد گفتار، خوانش و نوشتار برخوردار است. ما به زبان مازندرانی صحبت می‌کنیم، اما وقتی نوشتارِ مازندرانی نداریم، خوانشی هم صورت نمی‌گیرد و این یعنی این‌که ما ۲ بُعد از زبان را نداریم و فقط یک جنبه آن را به کار می‌گیریم. در واقع مشکل مهمی که درباره زبان مازندرانی و گویشوران آن وجود دارد این است که نوشته نمی‌شود.
می‌توان گفت که اجزای زندگی مدرن با زبان بومی ما این کار را کرده است؟
بی‌تاثیر نیست. اما نمی‌توان آن را دلیل کاملی دانست. در گذشته رسانه‌های جمعی وجود نداشت، جوامع بسته‌تر بود، مهاجرت کمتری داشتیم و جهان زندگی ما محصور بود. این موجب می‌شد که زبان مازندرانی نیازهای بومیان این منطقه را برطرف می‌کرد. حالا تحصیل کردیم، به خارج از استان رفتیم، جذبِ فرهنگ‌های دیگر شدیم و به این دلایل دیگر مازندرانی حرف نمی‌زنیم.
اما نکته اینجاست که این اتفاق درباره سایر اقوام ایران وجود ندارد. آذری‌ها، کردها و دیگر اقوام به زبان بومی صحبت می‌کنند. مردم استان همسایه ما گیلان به فرهنگ خود پایبند هستند. وقتی یک شهروند در گیلان وارد اداره‌ای ‌شود احتمال این‌که کارمند اداره ابتدا با او به گیلکی حرف بزند بسیار بیشتر از گفت‌وگو با زبان فارسی است. در حالی‌که در مازندران زبان بومی غالب نیست. این یعنی خودباوری در ما کاهش یافته و موجب شده امروز در مازندران «مادر مکان‌زبانی» نداریم. در واقع ما «کلان‌شهرِ زبانی» نداریم و فقط در نقاطی از استان مانند سوادکوه، کجور و برخی مناطق دیگر تا حدی خلوص زبانی مشاهده می‌شود.
به موضوع مهم نوشتار مازندرانی برگردیم. در این مسیر از گذشته تا امروز چه گام‌هایی برداشته شد؟
زبان مازندرانی در گذشته‌ها در معرض خطر قرار نداشت. شرایط جغرافیایی مازندران به گونه‌ای است که چون در منطقه محصوری قرار دارد نسبت به دیگر اقوام ایران کمتر مورد هجوم قرار گرفت. در واقع زبان مازندرانی یک زبان دیرسال و کهن است که ریشه‌های آن را می‌توان در زبان هندی، پهلوی، سانسکریت، اوستا و سقدی مشاهده کرد. اما متأسفانه ما ارثیه چندانی از زبان مکتوب مازندرانی نداریم. کتاب نیکی‌نامه که به زبان تبری نوشته شد امروز موجود نیست و تمام میراث ما از کتابت زبان تبری فقط در حوزه شعر است.
بخشی از گردآوری آثار تبری هم مدیون مستشرقین است. جمع‌آوری کتاب «کنزالاسرار» شامل آثار امیر پازواری توسط «برنهارد دورن» خاورشناس آلمانی‌تبار اهل روسیه انجام شد. پس از آن مقالاتی درباره زبان تبری داشتیم و حتی ملک‌الشعرای بهار هم مطالبی نوشت. اما پایه مطالب آن‌ها براساس اشعار مکتوب امیری و طالبا بود، نه نوشته‌های دیگر. تنها کسی که در این حوزه بسیار قوی عمل کرد «نیما» بود که تحت تأثیر سرایش امیری پازواری مجموعه روجا را نوشت. نیما در مقدمه کتاب می‌گوید «می‌خواهم از واژگانی استفاده کنم که قبیله‌ام دارد آن را فراموش می‌کند.»
مشکل ما در زبان مازندرانی این است که واژه‌ها را مکتوب نکردیم. نیما با مکتوب کردن واژه‌های مازندرانی آن‌ها را یادآوری کرده و تأکید می‌کند که می‌خواهد واژه‌های از دست رفته را زنده و حاضر کند.
رسانه‌ها چه نقشی می‌توانند در این مسیر ایفا کنند؟
اتفاقا به همین عنصر مهم نوشتن به زبان مازندرانی می‌توانند کمک کنند. زنده‌سازی در اثر تکرار گویشوران اتفاق می‌افتد. این زنده‌سازی با نوشته شدن یکی از اصلی‌ترین راهکارهایی است که می‌تواند جلوی از بین رفتن زبان مازندرانی را بگیرد. اما می‌بینیم که ما امروز در مازندران حتی یک مجله یا نشریه به زبان مازندرانی نداریم. در حالی که مجله «گیله‌وا» در گیلان ۲ دهه است که چنین کاری را انجام می‌دهد و نشریه بسیار موفقی هم محسوب می‌شود. گویی روزنامه‌ها و نشریات ما می‌ترسند به زبان مازندرانی چاپ و منتشر شوند.
شاید به این دلیل که نوشتن به زبان مازندرانی سخت‌تر از نوشتن به زبان فارسی است. ضمن این‌که رسم‌الخط واحدی هم در این مورد وجود ندارد.
نوشتن به زبان مازندرانی از نوشتار زبان چینی و ژاپنی که سخت‌تر نیست. حداقلش این است آنچه را که می‌شنویم بنویسیم. حتی شده اشتباه بنویسیم، اما بنویسیم. نوشتن به زبان مازندرانی باید تکرار شود تا به آن عادت کنیم. شاید گفته شود که به این نیاز نداریم، اما باید گفت زبان بومی بر دل می‌نشیند.
وقتی به یک مازندرانی می‌گوییم «تِه بِلاره» بیشتر از «قربانت شوم» اثر می‌گذارد. در واقع وقتی مازندرانی بنویسیم قدرت انتقال مطلب را بالا برده‌ایم. چون عناصر بومی بیشتر حس می‌شود. این‌که زبان مازندرانی باید اجرا شود یک تأکید متعصبانه نیست، بلکه یک تأکید فرهنگی است.
به هر حال تفاوت‌های زبانی و لهجه‌ای هم در مناطق مختلف مازندران وجود دارد و همین تفاوت‌ها نگارش با یک نوشتار واحد را دشوار می‌کند.
همسان‌سازی فرهنگی که یک ایده فرانسوی است خواهان هم‌شکل شدن همه فرهنگ‌ها و ذوب شدن فرهنگ‌های بومی است. همسان‌سازی فرهنگی زبان و هویت بومی را از بین می‌برد. برخی نیز خواسته‌اند جلوی این پدیده ایستادگی کنند و به مازندرانی‌نمایی روی آورده‌اند که آن هم درست نیست. مازندرانی‌نمایی در برخی گفتارهای برنامه‌های صداوسیما اتفاق می‌افتد که یا افراد بلد نیستند درست مازندرانی صحبت کنند، یا نمی‌خواهند به مازندرانی اصیل حرف بزنند.
در این مورد دست‌اندرکاران امر و پژوهشگران باید به تمامی نقاط شرق و غرب مازندران بروند و گویش‌ها را ثبت کنند. لازم است که از منظر زبان‌شناسی صداهای مختلف استان را بررسی کرد. سال‌ها پیش در پژوهشی ۱۶۶ روستای ساری را مورد بررسی قرار دادیم و برای اطلس ملی زبان‌شناسی ایران صداها را جمع‌آوری کردیم. در قالب‌های پرسشی، جمله‌بندی و واژه‌شناسی سراغ پیرترین افراد روستاها رفتیم و صدا را ثبت و ضبط کردیم و مورد مقایسه قرار دادیم.
یعنی به رسم‌الخط واحد در نوشتار زبان مازندرانی نیاز نیست؟
اتفاقا توجه به ثبت گویش‌ها و آواها و لهجه‌ها برای رسیدن به یک رسم‌الخط معیار در نوشتار است. ما باید درباره رسم‌الخط نگارش زبان تبری به یک معیار واحد برسیم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم.
کار دیگری که کردیم این است که به شیوه رسم‌الخط زبان تبری پرداختیم. چندین جلسه تشکیل دادیم و نتایج را برای فرهنگستان زبان فرستادیم تا متخصصان نظر خود را درباره رسم‌الخط زبان تبری ابراز کنند. مثلاً این‌که کلمه «خواهر» در زبان مازندرانی به صورت «خاخر» نوشته شود یا «خواخر»؟ یا این‌که برای واژه مازندرانی «بَیّه» به معنای «شد» آیا مجاز هستیم از تشدید که علامتی عربی است استفاده کنیم یا نه؟ این مسائل باید حل شود تا به رسم‌الخط واحد در زبان مازندرانی برسیم.

آخرین خبر مازندران در اینستاگرام :
https://instagram.com/mazandaran_today

آخرین خبر | راه نجات زبان مازندرانی؛ به زبان مادری بنویسیم