نقشه پاتک اقتصادی

خراسان/در حالی که جنگ متوقف شده، دشمن با شایعهپراکنی، خبرسازی، عملیات روانی و یا سیاسی بهدنبال معلق نگهداشتن و قفلکردن اقتصاد ایران است؛ دولت و فعالان اقتصادی چگونه میتوانند با این تهاجم بیصدا مقابله کنند؟
به ظاهر آتش جنگ فروکش کرده، درگیری مستقیم متوقف شده و فضای رسانه ای کمی آرام تر شده است. اما در دل همین آرامش نسبی اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است. خبرها و شایعات عجیب در حال درنوردیدن اذهان ایرانیان است که طبق تحلیل کارشناسان، یک هدف آن، حمله به انتظارات اقتصادی مردم و تصمیم فعالان اقتصادی و تحقق قفل شدگی بازارها و اقتصاد است. در چنین شرایطی شاهد این هستیم که خبرهای روایتگر شبح جنگ و یا اقدامات سیاسی، سایه تردید را بر بازارها نگه داشته اند و به عنوان مثال با یک خبری که تاکنون تکذیب شده، نرخ دلار دو تا سه هزار تومان و کاملا ًبه صورت روانی افزایش یافته است. این وضعیت اتفاقی نیست. در واقع راهبرد جدید طرف مقابل، ایجاد بی ثباتی بدون شلیک گلوله است. راهبردی که با ترکیبی از جنگ روانی، تهدیدهای مبهم و شایعات برنامه ریزی شده عمل می کند. در این راستا، حتی رسانه های مشهور در سطح جهانی مانند العربیه، آکسیوس، بی بی سی فارسی و ... نیز به وضوح به خبرسازی های جعلی یا انعکاس خبرهای سست از نظر صحت روی آورده اند. این روند بیش از هر چیز یک موضوع را مشخص می کند و آن راهبرد غرب برای دستکاری ادراک عمومی، پس از ناکامی در اهداف خود در حوزه هسته ای و نظامی است.
بمباران خبری و شایعه ها برای شکستن مقاومت های ذهنی مردم ایران
به گزارش خراسان، موارد متعددی از اخبار متناقض، سردرگم و نگران کننده و ... را در روزهای اخیر شاهد هستیم که حتی از جانب منابع خبری معتبر دنیا نیز صادر می شود. به عنوان مثال بی بی سی فارسی در اقدامی عجیب ویدئویی از هجوم سهامداران به بازار سرمایه منتشر کرد که خودش پس از ساعاتی آن را از صفحه مجازی خود حذف کرد.
همچنین موضوع بازگشت اسنپ بک (فعال شدن مکانیسم ماشه در تحریم ها) توسط العربیه به نقل از صدر اعظم آلمان مطرح شد که هیچ مرجع خبری دیگری آن را تایید نکرد و حتی گزارش هایی مبنی بر تکذیب آن هم منتشر شد. (در این باره گفتنی است حتی فعال شدن این مکانیسم با موانع قابل تاملی هم در سطح اجرا و هم در سطح تاثیر آن بر اقتصاد ایران روبه روست که در این مجال نمی گنجد.)
در نمونه ای دیگر برخی منابع از لغو پروازهای ترکیش ایر به ایران خبر دادند؛ شایعهای که حس بازگشت فضای جنگ را القا میکرد. با این حال این خبر توسط سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری رسماً تکذیب شد.
به صدا درآمدن آژیرهای هشدار در سرزمین های اشغالی که پیام قریب الوقوع بودن جنگ از سوی ایران را می داد یا خبرسازی هدفمند پایگاه خبری آکسیوس مبنی بر موافقت مسکو با غنی سازی صفر درصدی در خاک ایران که نگرانی ها پیرامون افزایش فشار بر ایران و تنها بودن ایران را دنبال می کرد و تکذیب شد نیز نمونه هایی دیگر از شایعات و بمباران های خبری خارجی هستند.
وقتی افکار عمومی هدف گرفته میشود
ترکیب این فعل و انفعالات خبری، تصویری روشن از یک راهبرد نگرانکننده را نشان میدهد: طرف مقابل تلاش میکند با مجموعهای از شایعات، اخبار نیمهواقعی و تهدیدهای مبهم، تصمیمگیری اقتصادی را فلج کند. این، شکلی از «جنگ ترکیبی» است؛ بدون هزینه نظامی، اما با اثرگذاری بالا.
در این بازی، نه تحریم جدیدی لازم است، نه حملهای. کافی است سرمایهگذار نداند هفته بعد چه میشود، کافی است خانوادهها از آینده ناامن بترسند، کافی است دولت در اتخاذ تصمیمهای اقتصادی مهم، بیشازحد محافظهکار شود. این همان قفلشدگی است که امروز در اقتصاد ایران دیده میشود؛ قفلی که نه با تورم یا کسری بودجه، بلکه با ابهام و ترس پنهان بسته شده است.
جنگ، جنگ چشم اندازها و انتظارات است
آن چه پس از توقف درگیری ها در اقتصاد ایران شاهد آن بودیم و هستیم، قرمز پوشی بازار سرمایه و کاهش شدید اعتماد به این بازار، تعدیل نیروها در مجموعه های اقتصادی، نکول تعهدات شرکت ها، کاهش سطح عملیات مالی شرکت ها تا حد گذران امور جاری، توقف سرمایه گذاری ها، افت سرمایه در گردش شرکت هاست. یک منشا اصلی این وضعیت، نه خرابی های ناشی از جنگ بلکه عامل مهم انتظارات است.
انتظاراتی که به هر دلیل در ابتدا از عبارت صرفاً توقف جنگ نشئت گرفت اما در ادامه تاکنون پاسخی در قبال این که وضعیت جنگی با استفاده از شواهد و قراین اقتصادی تا کی ادامه خواهد یافت، نگرفته است. موضوعی که تحلیلگران راهبردی، امکان توضیح دادن آن را با استناد به واقعیات میدانی کاملاً دارند.
با توجه به این موضوع و همچنین جزئیات دیگر میدان، و نیز راهبرد دشمن مبنی بر ایجاد شرایط تعلیق و ابهام و قفل شدگی اقتصاد، باید گفت اقدام اصلی دولت در کوتاه ترین زمان ممکن، نه حمایت از بازار سرمایه (که در جای خود لازم است) و نه صرفاً بازسازی، بلکه ساختن چشم اندازی برای اقتصاد و فعالان اقتصادی است.
۳ راهبرد مهم دولت برای ایجاد چشم انداز اقتصادی
مجید شاکری اقتصاددان و پژوهشگر مالیه حکمرانی در این زمینه طی گفت وگو با «تمام رخ مدیا» ضمن تاکید بر این نکته که در ماه های آتی، عمده تلاش دشمن شکستن مقاومت ایرانیان در سطوح مختلف برای پشتیبانی از کشور هستند، به راهبردهای اشاره کرده که خلاصه و اقتباسی از آن ها در سه محور در ادامه می آید:
۱- حمایت از رشد اقتصادی با محوریت شرکت های بزرگ در آغاز: آن چه در شرایط کنونی مهم است، جلوگیری از افت رشد اقتصاد کشور است و گام ضروری در این راستا، پرهیز شدید از خرد کردن تولید (ترویج مدل های خرد تولید) و در نتیجه شروع حمایت در گام اول از شرکت های بزرگ است. تا به این وسیله نیروی محرک اولیه در سطح زنجیره های تولید در کشور فراهم شود. به این معنا که چرخش چرخ این تولیدکنندگان، موجب به چرخش درآمدن چرخ قراردادهای آن ها با شرکت های تابعه و کوچک خواهد شد.
۲- استفاده از ابزارهای مناسب برای هدایت اعتبار: در راستای راهبرد فوق، هدایت اعتبارات بانک مرکزی به صورت انتشار اوراق شرکتی و خرید آن توسط بانک ها، سیاستی انبساطی است که اولاً قابل اجرا به صورت چابک (دو هفته ای) نیز هست و ثانیاً به دلایل مختلف امکان کنترل آن در شرایط نوسان تقاضا در کشور نیز وجود دارد. برای همین تا حد ممکن می بایست از ایجاد خطوط اعتباری که این مزیت را ندارند، پرهیز شود. چنین راهبردی ضمن تقویت بنیادین شرکت های بزرگ که خوشبختانه در بورس نیز هستند، بورس را نیز با چشم انداز مثبتی روبه رو خواهد کرد و از هدر رفتن منابع در آن به صورت عام جلوگیری می شود. این اقدام می بایست توسط بانک مرکزی در برهه زمانی کوتاه مدت مثلاً سه ماهه دنبال شود.
۳- ایجاد چشم انداز بلندمدت اقتصادی با استفاده از صنعت کاملاً بومی ساختمان: در ضمن به کار گیری روش های کوتاه مدت، دولت می بایست برای تعریف چشم انداز بلندمدت اقتصادی برای سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی برنامه ریزی کند. مهم ترین صنعت در این راستا صنعت ساختمان و مسکن است که فرصت اصلی آن، فقر شدید عرضه در سال های اخیر بوده است. با این حال، نحوه اجرای این راهبرد ملاحظات جدی دارد. در این راستا دولت می بایست ضمن پرهیز شدید از مسکن سازی، به سمت عرضه گسترده زمین های حاکمیتی درون بافت شهرها و هدفگذاری اعتباری برای وام خرید مسکن برای اقشار پایین دست (از طرقی نظیر صندوق های ساخت مسکن) برود. این کار علاوه بر تاثیر گذاری بر نرخ بهره بازار آزاد و کاهش آن، موجب نقدشوندگی بازار مسکن (و درکنار آن زمینه سازی برای هدم نقدینگی در اقتصاد)، عرضه دارایی های سرمایه ای به طور هدفمند در اقتصاد و همچنین به راه افتادن زنجیره ای از صنایع در کنار ساخت مسکن خواهد شد. این راهبرد زمینه را برای تضمین سطحی از رشد اقتصادی تا ۱۰ سال می تواند فراهم کند.
باید توجه داشت که هر چقدر دولت بتواند در ایجاد چشم اندازهای واقعی در اقتصاد موفق شود، بخشی از جنگ را که در این حوزه در جریان است، برده است. شرط اولیه در این زمینه، باور دولت و آمادگی راس دولت برای استفاده از طیف عظیمی از کارهای نکرده در اقتصاد کلان است.
عملیات رسانه ای را باید جدی گرفت
علاوه بر اقدامات دولت برای ایجاد چشم انداز در اقتصاد و تنظیم انتظارات، دولت برای شکستن حالت انتظار رکود آور اقتصاد می بایست اقدامات دیگری در عرصه رسانه و اطلاع رسانی نیز به این شرح انجام دهد:
۱-پاسخ فوری به شایعات: در شرایط کنونی ضرورت استفاده از نهادهای اطلاع رسانی معمول و یا حتی ایجاد یک نهاد رسمی با خروجی ۲۴ ساعته که بتواند شایعات اقتصادی، امنیتی و سیاسی را بلافاصله پاسخ دهد. نه در قالب اطلاعیههای رسمی سنگین، بلکه به زبان ساده و در قالب پست، ویدئو یا پیامک احساس می شود.
۲-اطلاعرسانی پیشدستانه درباره سناریوهای حساس: علاوه بر دفع شایعات مطرح شده، اطلاع رسانی پیش دستانه در خصوص زمینه هایی که می توانند منشا شایعات آینده شوند نیز اهمیت دارد. مثلاً اگر امکان فعالشدن مکانیسم ماشه ولو ضعیف وجود دارد، بهتر است پیش از آنکه دشمن خبر را به نفع خودش منتشر کند، خودمان آن را توضیح دهیم.
۳-بازسازی اعتماد با دادههای واقعی، ولو اندک: هر نشانهای از ثبات یا بهبود (مثلاً افزایش صادرات یا کاهش تورم نقطهای)، باید سریع و قابلفهم برای مردم منتشر شود. در جنگ روانی، خبر خوب هم باید خوب گفته شود.
نقش مکمل فعالان اقتصادی در میدان ادراک
با در نظر گرفتن جنگ ادراکی با هدف تعلیق اقتصاد، باید گفت اصناف و بنگاه ها نیز نقش ایفا می کنند. این نقش ها در راستای اقدامات کلان دولت تعریف می شود:
۱- ایجاد یا استفاده یا تقویت زنجیرههای داخلی تأمین و فروش: در شرایط نااطمینانی خارجی، بنگاهها میتوانند به جای اتکا به واردات از خارج یا فروش به بازارهای ناپایدار، به تشکیل خوشههای تولید داخلی و نیز تعاونی های خرید با سایر فعالان در استانها یا صنایع مکمل اقدام کنند. این موضوع به کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای ارزی و تحریمی کمک میکند.
۲- تجمیع و هم افزایی تولید بنگاه ها برای صادرات به همسایگان: در شرایطی که بازارهای رسمی تحت فشار هستند، فعالان اقتصادی محلی میتوانند با بازاریابی منطقهای، صادرات خرد، نمایشگاههای مشترک مرزی و همکاری با اتاقهای مشترک ایران–آسیای میانه/عراق/افغانستان راههای جایگزین درآمدزایی را فعال کنند. این راهکار برای صنایع خانگی که در هفته های اخیر با بحران تقاضا روبه رو شده اند می تواند کمک کننده باشد.
۳-تشکیل جبهه همصدا در برابر شایعات: در مقابل شایعات و اخبار نگرانکننده، تشکلهای صنفی یا فعالان اقتصادی میتوانند با صدور بیانیه، گفتوگوهای رسانهای و حضور در شبکههای اجتماعی، به افکار عمومی اطمینان دهند. وقتی بخش خصوصی سکوت کند، فضای رسانهای را سوداگران و بدخواهان پر میکنند. در این راستا، بیانیه حمایتی ۳۵۰۰ فعال بازار سرمایه در واکنش به ادعای نخستوزیر اسرائیل درباره وضعیت بورس ایران اقدامی مثبت در روزهای اخیر بود.
۴-همکاری با نهادهای حمایتی برای حفظ اشتغال: در شرایطی که حفظ نیروی کار مهمتر از همیشه است، تولیدکنندگان میتوانند با همکاری با نهادهایی مانند کمیته امداد، بنیاد برکت، یا صندوق کارآفرینی به حفظ حداقلی نیروی کار در بنگاههای کوچک کمک کنند. این همکاریها میتواند شامل وام، مشوق مالیاتی، یا شبکهسازی فروش باشد.
۵-ترویج خرید و مصرف تولید داخلی با مشارکت مردم: فعالان اقتصادی و بازاریان میتوانند کمپینهای مردمی و مشوقهایی برای خرید محصولات ایرانی راهاندازی کنند. مثلاً ارائه تخفیف به کالاهای ایرانی، یا برچسب «ساخت ایران – خرید هممیهن» در فروشگاهها، از اقدامات ساده و مؤثر است. البته در این زمینه اقدام جدی در زمینه هایی نظیر ارتقای خدمات پس از فروش پشتوانه عملی برای این اقدام ترویجی خواهد بود. در مجموع باید گفت دشمن، در میدان بیصدای پساجنگ، اقتصاد ایران را با سلاح شایعه و ترس هدف گرفته است. پاسخ به این جنگ، نه فقط بازسازی فیزیکی، که بازسازی اعتماد و ترسیم چشمانداز آینده است؛ کاری که از دولت، رسانه و بخش خصوصی، هر سه بهصورت توأمان مطالبه میشود.