محاصره فجیره؛ شلیک به بنزین آمریکا

خراسان/گسترش محدوده عملیاتی ایران در دریای عمان، بندر راهبردی فجیره را در کانون معادله جدید انرژی قرار داده؛ معادلهای که هدف آن تغییر هزینههای اقتصادی سیاست فشار بر ایران، از خلیج فارس به پمپبنزینهای آمریکاست.
تحولات روزهای اخیر در آبهای پیرامون تنگه هرمز نشان میدهد معادله امنیت انرژی در خلیج فارس وارد مرحله تازهای شده است. اعلام محدودههای جدید نظارتی و عملیاتی ایران در دریای عمان عملاً بندر فجیره، مهمترین پایانه صادراتی امارات در خارج از تنگه هرمز را در معرض فشار قرار داده است. در نگاه نخست، این اقدام ممکن است صرفاً بخشی از تنشهای منطقهای به نظر برسد، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که هدف آن فراتر از فشار بر امارات است و به بازار جهانی نفت و حتی قیمت بنزین در آمریکا گره میخورد.
فجیره؛ سوپاپ اطمینان انرژی امارات
فجیره یکی از هفت امارت امارات متحده عربی است که در ساحل دریای عمان قرار دارد و تنها امارتی است که به خلیج فارس دسترسی مستقیم ندارد. همین ویژگی جغرافیایی باعث شده این بندر در سالهای اخیر به یکی از نقاط کلیدی امنیت انرژی در منطقه تبدیل شود.
اهمیت فجیره زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم امارات برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، خط لوله «حبشان – فجیره» را احداث کرده است. این خط لوله نفت میادین ابوظبی را مستقیماً به ساحل دریای عمان منتقل میکند و ظرفیت انتقال آن بین ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. به این ترتیب حتی اگر تنگه هرمز با اختلال مواجه شود، بخش قابل توجهی از صادرات نفت امارات همچنان میتواند ادامه پیدا کند.
فجیره علاوه بر نقش صادراتی، یکی از بزرگترین مراکز ذخیرهسازی و اختلاط نفت در منطقه نیز محسوب میشود. ظرفیت ذخیرهسازی نفت در این منطقه به حدود ۱۸ میلیون مترمکعب رسیده و این بندر به یکی از مهمترین هابهای سوخترسانی دریایی جهان تبدیل شده است. طبق گزارشها، فجیره روزانه بیش از ۱.۷ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی را مدیریت میکند؛ رقمی که حدود ۱.۷ درصد مصرف روزانه نفت جهان را تشکیل میدهد.به بیان ساده، فجیره برای امارات نقش «مسیر اضطراری صادرات نفت» را بازی میکند؛ مسیری که قرار بود در صورت ناامنی تنگه هرمز، صادرات این کشور را متوقف نکند.
به همین دلیل هرگونه اختلال در این بندر، فقط یک مسئله محلی نیست، بلکه میتواند در بازار جهانی انرژی بازتاب پیدا کند.

گسترش محدوده عملیاتی ایران
در چنین شرایطی، گسترش محدوده نظارتی و عملیاتی ایران در دریای عمان تا نزدیکی سواحل جنوبی فجیره، معنای راهبردی ویژهای پیدا میکند. کنترل این محدوده به معنای تسلط بر مسیر ورود و خروج نفتکشهایی است که به پایانههای نفتی فجیره رفتوآمد میکنند.
در واقع اگر این مسیر تحت فشار قرار گیرد، یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین صادرات نفت امارات نیز با ریسک مواجه خواهد شد. این وضعیت را میتوان در چارچوب دکترین «امنیت برای همه یا هیچکس» تحلیل کرد؛ یعنی اگر صادرات نفت ایران محدود شود، دیگر بازیگران منطقه نیز نمیتوانند بدون هزینه از امنیت مسیرهای انرژی بهره ببرند.
با این اقدام ایران میکوشد نشان دهد هرگونه محدودسازی صادرات نفت ایران، بدون هزینه متقابل برای دیگر صادرکنندگان خلیج فارس ممکن نیست.
هدف دور و نزدیک محاصره امارات
در کنار ملاحظات ژئوپلیتیکی، برخی تحلیلگران این اقدام را واکنشی به همکاری برخی کشورهای منطقه از جمله امارات در فشار اقتصادی بر ایران میدانند. در ماههای گذشته، مقامات آمریکایی به صراحت از همکاری همسایگان خلیج فارس در مسدودسازی داراییهای ایران و رصد تراکنشهای مالی خبر دادهاند؛ همکاریای که به گفته مقامات آمریکایی، راه بستن برخی مسیرهای مالی ایران را هموار کرده است.
با این حال، برخی تحلیلگران نظری فراتر داشته و معتقدند مهمترین پیام این تحولات نه برای امارات، بلکه برای آمریکاست. مجید شاکری، تحلیلگر اقتصادی، در اینباره معتقد است منطق تحریم و محاصره نفتی ایران بر این فرض استوار بوده که حذف نفت ایران از بازار جهانی تنها افزایش قیمتی حدود ۶ درصد ایجاد میکند؛ افزایشی که اقتصاد جهانی توان تحمل آن را دارد.
اما اگر صادرات نفت امارات نیز با اختلال مواجه شود، این محاسبه تغییر میکند. در این صورت حذف همزمان «نفت ایران و نفت امارات» میتواند شوک قیمتی بسیار بزرگتری به بازار وارد کند و هزینه اقتصادی سیاست فشار را برای آمریکا بالا ببرد.نشانههای این اثرگذاری تا حدی در بازار انرژی دیده شده است. قیمت نفت خام آمریکا در هفته گذشته حدود ۸ درصد افزایش یافت و بازار انرژی وارد دورهای از نوسان شد. اثر این نوسان بیش از همه در بازار مصرف آمریکا دیده میشود.
بازار داخلی آمریکا نسبت به افزایش قیمت سوخت بسیار حساس است و تغییرات قیمت نفت خام معمولاً با چند هفته فاصله خود را روی تابلوی پمپبنزینها نشان میدهد.
در روزهای اخیر نیز دادههای منتشرشده نشان می دهد قیمت بنزین در ایالت کالیفرنیا به حدود ۶ دلار برای هر گالن، معادل حدود ۱.۶ دلار برای هر لیتر رسیده است که بالاترین سطح از زمان بحران انرژی پس از جنگ اوکراین محسوب میشود. در سطح ملی نیز متوسط قیمت بنزین در آمریکا به حدود ۴.۳ دلار برای هر گالن رسیده است.افزایش قیمت بنزین در آمریکا تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ این موضوع به سرعت به یک مسئله سیاسی تبدیل میشود و میتواند بر تصمیمگیریهای سیاستگذاران در واشنگتن درباره تنشهای ژئوپلیتیکی و مسیرهای حیاتی انرژی تأثیر بگذارد.

















