نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
اقتصادی

فرمول مهار ارز

منبع
خراسان
بروزرسانی
فرمول مهار ارز

خراسان/غلامرضا مصباحی‌مقدم، اقتصاددان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگوی اختصاصی با خراسان از تاب‌آوری اقتصاد ایران در جنگ و فرمول مهار ارز سخن گفت.

به گفته مصباحی‌مقدم، امکان جلوگیری از جهش نرخ ارز در نیمه دوم سال قبل وجود داشت اما دولت راهکار درست را اجرا نکرد. وی همچنین به یک خطای بزرگ ارزی بانک مرکزی در سال‌های گذشته اشاره کرد که به اعتمادسوزی عمومی انجامید. به گفته رئیس شورای فقهی بانک مرکزی، روند شکل‌گیری بانک‌های خصوصی رانتی از مهم‌ترین اشتباهات اقتصاد ایران بوده است.
اقتصاد ایران در شرایط جنگی
ارزیابی شما از شرایط کنونی اقتصاد ایران که در یک سال اخیر دو جنگ را تجربه کرده است، چیست؟
اقتصاد امروز ما تا حد زیادی ادامه شرایط یک سال اخیر است. تورم بالا رفته اما با وجود فشارهای سنگین، اقتصاد کشور فرو نپاشیده و علایم نشان می‌دهد که اقتصاد مقاومتی پاسخ داده است. در بسیاری از کشورها چنین جنگی می‌توانست مردم را به خالی‌کردن قفسه‌ها بکشاند، اما در ایران چنین شوکی رخ نداد.در جنگ ۱۲ روزه و همچنین در جنگ اخیر، مردم دستپاچه نشدند و برای ذخیره‌سازی مواد غذایی به فروشگاه‌ها هجوم نیاوردند. این رفتار نشان می‌دهد جامعه ایران طی سال‌های طولانی تحریم به نوعی تاب‌آوری و سازگاری رسیده است.

در عین حال دولت نیز با مدیریت ذخایر کالاهای اساسی نقش مهمی داشته است. ذخایر کالایی کشور در سطح قابل قبولی قرار دارد و ایران نیز کشوری بزرگ است که حدود ۸۰ درصد نیازهای معمول مردم در داخل تولید می‌شود و مسیرهای متنوعی برای تجارت خارجی در شمال، شرق و غرب دارد.
با این حال جنگ بدون هزینه نیست. برخی زیرساخت‌های صنعتی از جمله فولاد و پتروشیمی آسیب دیده‌اند و وقفه‌هایی در فعالیت‌های اقتصادی ایجاد شده است. در چنین شرایطی تولیدکنندگان محتاط‌تر می‌شوند و این مسئله به افزایش بیکاری منجر شده است؛ هرچند بخش مهمی از این افراد تحت پوشش بیمه بیکاری قرار دارند و بقیه نیازمند حمایت از ناحیه دولت هستند. 
چرا تورم دوباره اوج گرفت؟
یکی از نگرانی‌ها این است که علاوه بر فشارهای جنگ، خلق نقدینگی نظام بانکی به تورم دامن می زند. ارزیابی شما چیست؟
اقتصاد ایران حتی در شرایط غیرجنگی هم با تورم بالا مواجه بوده است. آمارها نشان می‌دهد میانگین سالانه افزایش قیمت‌ها به حدود ۵۶ درصد رسیده است و از سال ۱۳۹۷ به بعد اغلب تورم بالای ۳۵ درصد را تجربه کرده‌ایم.در دولت شهید آیت‌ا... رئیسی تورم تا ۳۱ درصد کاهش یافت اما پس از آن، دوباره روند افزایشی گرفت. یکی از عوامل اصلی این وضعیت رشد نقدینگی است. همچنین استقراضی که سال گذشته دولت پس از جنگ ۱۲ روزه از بانک مرکزی داشت، حدود ۳۰۰ همت بود که تا پایان سال مقداری از آن به بانک مرکزی برگشت. ولی بخشی از آن باقی ماند که طبعاً اثر تورمی خودش را دارد. دولت محترم در شرایط جنگ رمضان هم در پی این است که نقدینگی بیشتری را تامین کند تا بتواند هزینه‌های فوق‌العاده‌ای را که در شرایط جنگی بر او تحمیل می شود پاسخگو باشد. عامل مهم دیگر جهش نرخ ارز است؛ جهشی که به اعتقاد من قابل اجتناب بود.
جهش ارزی که می‌شد جلوی آن را گرفت
حدود شش ماه پیش از افزایش نرخ ارز به حدود ۱۲۳ هزار تومان (در سال گذشته)، همه علایم نشان می‌داد بازار انتظار رشد قیمت ارز را دارد. آن زمان دلار در بازار آزاد حدود ۷۴ تا ۷۵ هزار تومان بود. در چنین شرایطی دولت میان دو راه قرار داشت؛ یا اجازه دهد نرخ ارز مطابق انتظار بازار بالا برود، یا صادرکنندگان بزرگ را ملزم کند ارز حاصل از صادرات را به موقع در اختیار بانک مرکزی قرار دهند. با این حال مسیر اول انتخاب شد.
در حالی که بسیاری از صادرکنندگان بزرگ، به‌ویژه شرکت‌های دولتی و خصولتی مانند فولادی‌ها و پتروشیمی‌ها، ارز خود را با تاخیر عرضه می‌کنند. من این رفتار را نوعی احتکار می‌دانم. ما احتکار در کالاها را می‌بینیم و با آن برخورد می‌کنیم، اما گویا احتکار در ارز را نمی‌بینیم. وقتی عرضه ارز با تاخیر انجام شود، تقاضا بالا می‌رود و قیمت جهش می‌کند.
راه مهار بازار ارز آزاد
بازار ارز ایران به یک «جعبه سیاه» تبدیل شده است. ریشه مشکل کجاست؟
منافع صادرکنندگان اقتضا می‌کند قیمت ارز بالا برود چون سود بیشتری می‌برند، اما منافع ملی اقتضا می‌کند قیمت ارز باثبات باشد.برخی اقتصاددانان می‌گویند نرخ ارز باید متناسب با اختلاف تورم داخلی و خارجی افزایش یابد تا صادرات رشد کند، اما تجربه ۲۰ ساله اقتصاد ایران نشان می‌دهد هر زمان کمیت و کیفیت تولید افزایش یافته، صادرات هم افزایش یافته است نه صرفاً با جهش نرخ ارز.
مشکل اصلی این است که وقتی بانک مرکزی ارز کافی در اختیار ندارد، نمی‌تواند تقاضای واردکنندگان را تامین کند و تولیدکنندگان به بازار آزاد مراجعه می‌کنند. به همین دلیل معتقدم باید این بازار آزاد ارز را جمع کرد و راه آن این است که همه ارز حاصل از صادرات به موقع در اختیار بانک مرکزی قرار گیرد.اگر این اتفاق بیفتد، ما کسری ارزی نداریم. تراز بازرگانی کشور با احتساب نفت در پایان سال ۱۴۰۳ مثبت ۲۸ میلیارد دلار بوده است. بنابراین سؤال این است: اگر مازاد ارزی داریم، چرا عطش ارزی داریم؟ پاسخ روشن است؛ ارز دیر وارد چرخه رسمی می‌شود و اثر ضدتورمی‌اش از بین می‌رود.
رشد نقدینگی و تولید راکد
در دوره سه‌ساله دولت رئیسی، رشد نقدینگی از ۴۲ درصد به حدود ۲۵ درصد کاهش یافت، اما اکنون دوباره به حدود ۴۵ درصد رسیده است. در مقابل باید پرسید رشد تولید ما چقدر است؟ یک درصد؟ ۲ درصد؟ یا حتی صفر؟ وقتی نقدینگی با این سرعت رشد کند اما تولید افزایش پیدا نکند، نتیجه طبیعی آن تورم خواهد بود.
خطای بزرگ بانک مرکزی و ارز و طلای خانگی
تا ۷۰ میلیارد دلار ارز و طلا در دست مردم است. چرا این منابع وارد تولید نمی‌شود؟
بازدهی بالای بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا و مسکن منابع را از تولید منحرف کرده است. به همین دلیل باید این بازارها را هزینه‌دار کرد؛ مالیات بر عایدی سرمایه با همین هدف وضع شد، هرچند من اطلاع ندارم اجرای آن تا چه حد موفق بوده است.
از سوی دیگر، بانک مرکزی در یک دوره خطای بزرگی مرتکب شد و به بانک‌ها ابلاغ کرد سپرده‌های ارزی به جای ارز، ریالی پرداخت شود. این تصمیم تیر خلاص به اعتماد عمومی بود. وقتی اعتماد از بین برود، مردم ارز و طلا را در خانه یا صندوق‌های امانات نگه می‌دارند. راه اصلاح، سپرده‌های ارزی واقعی با تضمین بازگشت ارز و ایجاد مشوق برای آن است.
چرا امارات به مرکز تجارت ایران تبدیل شد؟ وابستگی  به درهم چگونه شکل گرفت؟
در بیش از چهار دهه گذشته ناخواسته خدمات بزرگی به امارات داده‌ایم. این کشور به بندر واسطه تجارت ایران تبدیل شد و نتیجه آن این است که امروز بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه ایرانی‌ها در امارات قرار دارد. بخش بزرگی از صادرات و واردات ایران نیز از طریق بنادر این کشور انجام می‌شد و از این جهت ما وابسته به درهم شدیم. این وابستگی باید کاهش پیدا کند.
آیا چین جایگزین امارات می‌شود؟
به نظر من یوآن چین می‌تواند جایگزین خوبی برای درهم باشد. بخش بزرگی از تجارت ما با چین انجام می‌شود و امکان مبادلات مستقیم وجود دارد. چین پروژه «یک کمربند ـ یک جاده» را دنبال می‌کند و ایران می‌تواند نقش ترانزیتی مهمی ایفا کند. در عین حال باید تجارت خارجی را با کشورهایی مانند روسیه و ترکیه متنوع کرد.
داستان بانک‌های خصوصی؛ از واسطه مالی تا امپراتوری رانت
بزرگ‌ترین اشتباه اقتصادی چند دهه اخیر از نظر شما چیست؟
به نظر من شکل‌گیری بانک‌های خصوصی به شکل غلط انجام شد. در جهان بانک خصوصی امری پذیرفته‌شده است، اما در ایران این بانک‌ها رانتیر شکل گرفتند و بانک تبدیل شد به پشتوانه مالی شرکت‌های وابسته به سهامدارانش.نمونه بارز آن بانک آینده و پروژه ایران‌مال است که عمدتاً با منابع سپرده‌گذاران ساخته شد. سپرده‌گذاران سودی کمتر از تورم گرفتند، اما سهامداران سودهای کلان بردند. به همین دلیل معتقدم نظام بانکی ما باید از اساس اصلاح شود. بانک باید واسطه مالی باشد، نه بنگاه‌دار؛ منابع را به سمت تولید واقعی هدایت کند نه دلالی. اگر چنین می‌شد، امروز وضعیت اقتصاد ایران بسیار بهتر بود.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره