دوگانه بازار کار در میانه جنگ

خراسان/بازار کار در برابر جنگ رفتاری دوگانه داشته است؛ بهرغم انفجار رقابت در برخی مشاغل، رستههای دیگر از این بحران تا حد زیادی در امان ماندهاند.
بازار کار ایران در هفته های اخیر، چهرهای دوگانه پیدا کرده است. دادههای تازه پلتفرمهای کاریابی نشان میدهد در حالی که برخی حوزههای شغلی با موجی از رزومهها و رقابتی بیسابقه روبهرو شدهاند، بخشهایی دیگر از بازار همچنان فرصتهای شغلی باثباتی را حفظ کردهاند. این عدم تعادل، ناشی از کاهش فرصتهای استخدام در برخی رستهها و بازگشت شتابان کارجویان است که باعث شده رقابت بر سر موقعیتهای شغلی به سطحی کمسابقه برسد. در واقع، بازار کار بیش از هر زمان دیگری دوپاره شده است؛ از یکسو مشاغلی که با انفجار رقابت دستوپنج نرم میکنند و از سوی دیگر، بخشهایی که بهدلیل ضرورت تداوم فعالیت، همچنان به جذب نیروی انسانی ادامه میدهند.
۳۶۰ رزومه برای هر موقعیت شغلی
بررسی دادههای جدید از پلتفرمهای کاریابی نشان میدهد تعداد فرصتهای شغلی اگرچه پس از آتشبس دوم تا حدی افزایش یافته، اما این افزایش نتوانسته است شکاف ایجادشده در دوران جنگ را جبران کند.
بر اساس گزارشی که اکوایران به نقل از دادههای پلتفرم جابویژن منتشر کرده، در هفته دوم اردیبهشت ۱۴۰۵، شاخص رقابت کارجویان – یعنی تعداد رزومههای ارسالی به ازای هر موقعیت شغلی – حدود ۱۳۰ درصد بالاتر از سطح معمول سالهای قبل ثبت شده است.
هماکنون، به طور متوسط برای هر فرصت شغلی حدود ۳۶۰ درخواست استخدام ارسال میشود؛ در حالی که این عدد در سالهای گذشته حدود ۱۵۷ درخواست بود. به بیان دیگر، شدت رقابت برای هر شغل بیش از دوبرابر شده است. این وضعیت صرفاً ناشی از افزایش تعداد کارجویان نیست، بلکه ترکیبی از چند عامل است: کاهش فرصتهای استخدام، توقف یا تعلیق جذب نیرو در برخی بنگاهها و افزایش نگرانی نیروی کار نسبت به آینده شغلی.
اگرچه از ابتدای جنگ تا پایان هفته دوم اردیبهشت بیش از ۲۰ هزار فرصت شغلی جدید توسط ۷ هزار و ۳۰۰ سازمان ثبت شده، اما این جریان استخدامی هنوز برای بازگرداندن بازار به وضعیت متعادل کافی نبوده است. بازار از نظر تعداد آگهیها منجمد نشده، اما به وضوح کوچکتر و محتاطتر شده است.
روایتی از موج بیکاری
اقتصاددانان همواره نرخ بیکاری را یکی از مهمترین دماسنجهای وضعیت کلان اقتصاد میدانند. بیکاری با رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، تورم، بهرهوری و حتی انتظارات روانی جامعه پیوند مستقیم دارد. جنگ اخیر، شوکی از جنس عرضه به اقتصاد وارد کرد؛ کاهش تولید، اختلال در زنجیرههای تامین و توقف فعالیت برخی صنایع، موجب تعدیل نیرو یا توقف استخدام در بخشهایی از اقتصاد شد.
آمارهای رسمی نیز از افزایش فشار در سمت عرضه نیروی کار حکایت دارد. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی روز ۲۹ اردیبهشت اعلام کرد تاکنون حدود ۲۲۹ هزار نفر برای دریافت بیمه بیکاری ثبتنام کردهاند که بیش از ۱۵۰ هزار نفر از این تعداد تنها در اردیبهشتماه اقدام به ثبت درخواست کردهاند.
به گفته او، از میان متقاضیان، تاکنون مستمری بیکاری حدود ۴۲ هزار نفر برقرار شده است. این آمار میتواند نشانهای از افزایش تعداد افرادی باشد که در ماههای اخیر شغل خود را از دست دادهاند و اکنون به جمع جویندگان کار پیوستهاند؛ عاملی که بهطور طبیعی فشار رقابت برای فرصتهای شغلی را افزایش میدهد. البته بدیهی است که این رقم مربوط به مشاغل رسمی است و به احتمال زیاد در مشاغل غیررسمی (بدون بیمه) هم شاهد چنین موج بیکاری بوده ایم.
در چنین شرایطی، کارفرمایان با احتیاط بیشتری تصمیم به جذب نیرو میگیرند. اما در سمت دیگر، کارجویان به دلیل افزایش نااطمینانی، با اضطراب بیشتری به دنبال یافتن یا تغییر شغل هستند. این ناهماهنگی رفتاری – بازگشت سریعتر کارجویان نسبت به کارفرمایان – باعث انباشت تقاضا بر فرصتهای محدود شده و به تشدید رقابت دامن زده است.
به بیان ساده، عرضه نیروی کار سریعتر از تقاضای نیروی کار احیا شده و همین موضوع به فشرده شدن رقابت انجامیده است.
انفجار رقابت در مشاغل دیجیتال؛ تا ۵ برابر افزایش
اما این رقابت به طور یکنواخت در همه حوزهها توزیع نشده است. بیشترین افزایش رقابت مربوط به مشاغلی است که همزمان بیشترین افت فرصتهای شغلی را نیز تجربه کردهاند. در صدر این فهرست، حوزه «دیجیتال مارکتینگ و سئو» قرار دارد که شدت رقابت در آن حدود پنج برابر شده است. پس از آن، «خدمات و پشتیبانی مشتریان» و «طراحی گرافیک» به ترتیب با رشد ۴.۸ و ۴.۳ برابری رقابت قرار دارند.
علت این فشار مضاعف را میتوان در ماهیت این مشاغل جستوجو کرد. نخست، وابستگی بالای آنها به زیرساختهای آنلاین و اینترنتی است که در دوره بحران با محدودیتها و اختلالهایی روبهرو بودهاند. دوم، این حوزهها معمولاً در سبد هزینهای شرکتها جزو نخستین بخشهایی هستند که در شرایط نااطمینانی اقتصادی دچار تعدیل بودجه میشوند. کاهش هزینههای تبلیغات، برندینگ و توسعه دیجیتال به طور مستقیم به کاهش فرصتهای شغلی در این بخش انجامیده است.
در نتیجه، نیروی متخصص این حوزهها اکنون با بازاری مواجه است که هم کوچکتر شده و هم رقابتیتر.
مشاغل عملیاتی در حاشیه امنتر
در مقابل، برخی مشاغل با وجود تأثیرپذیری از بحران، افزایش رقابت کمتری را تجربه کردهاند. حوزههایی مانند نگهبانی، بهداشت و ایمنی و محیط زیست (HSE) یا فروشندگی رشد رقابتی به مراتب محدودتری داشتهاند. این موضوع نشان میدهد شرکتها در حذف یا تعلیق مشاغلی که مستقیماً به عملیات روزمره و تداوم فعالیت کسبوکار مربوط است، محتاطتر عمل کردهاند.
به بیان دیگر، بازار کار به نوعی دوپاره شده است:
از یک سو مشاغل دیجیتال و پروژهمحور که انعطافپذیرتر و قابلکاهشتر هستند و بیشترین فشار را تحمل میکنند.
و از سوی دیگر مشاغل عملیاتی که برای بقا و گردش روزمره کسبوکار ضروریاند و در نتیجه آسیب کمتری دیدهاند.
تفاوت شهرها در شدت بحران؛ شیراز در صدر رقابت
الگوی رقابت در شهرهای مختلف نیز یکسان نیست. برخی کلانشهرها رشد رقابتی چشمگیرتری را تجربه کردهاند. در برخی شهرها، شدت رقابت چندبرابر وضعیت عادی شده، در حالی که در پایتخت اگرچه کاهش فرصتهای شغلی شدید بوده، اما سرعت بازگشت نسبی بازار بیشتر از برخی مناطق دیگر گزارش شده است.
شیراز: ۴.۸ برابر افزایش رقابت
مشهد: ۳.۵ برابر افزایش رقابت
اصفهان و قم: ۳.۴ برابر افزایش رقابت
کرج: ۳ برابر افزایش رقابت
تهران: ۲.۷ برابر افزایش رقابت
تبریز: ۲.۴ برابر افزایش رقابت
این تفاوتها نشان میدهد که فقط تعداد آگهیهای شغلی تعیینکننده نیست، بلکه «سرعت احیای بازار» نیز نقش مهمی در تعدیل فشار رقابتی دارد. شهری که زودتر وارد فاز بازیابی شود، حتی با کاهش اولیه شدید، میتواند بخشی از فشار را تخلیه کند؛ اما مناطقی که هنوز به سطحی از ثبات نرسیدهاند، رقابت فشردهتری را تجربه میکنند.
اثر روانی بحران بر بازار کار
در کنار شاخصهای کمّی، نباید از اثر روانی بحران بر بازار کار غافل شد. نااطمینانی اقتصادی معمولاً به دو واکنش متفاوت میانجامد: کارفرمایان محتاطتر میشوند و تصمیمهای استخدامی را به تعویق میاندازند؛ کارجویان اما به دلیل ترس از آینده، فعالتر و مضطربتر به جستوجوی شغل میپردازند. همین شکاف رفتاری به تشدید رقابت دامن میزند.
افزون بر این، در بازاری که برای هر موقعیت شغلی صدها رزومه ارسال میشود، فرایند انتخاب طولانیتر و سختگیرانهتر میشود. بسیاری از کارجویان با وجود داشتن مهارتهای کافی، به دلیل تراکم بالای متقاضیان، حتی به مرحله مصاحبه نمیرسند. این وضعیت میتواند به فرسایش روانی و کاهش اعتمادبهنفس نیروی کار بینجامد.
نشانه مثبت: بازار منجمد نشده است
با وجود همه این نشانهها، تصویر بازار کار کاملاً تیره نیست. جریان ثبت آگهیهای شغلی نه تنها متوقف نشده، بلکه هزاران شرکت همچنان در حال جذب نیرو هستند. آنچه تغییر کرده، نسبت عرضه و تقاضا و شدت رقابت است، نه اصل فعالیت بازار.
در این شرایط ادامه روند احیا به میزان بازگشت ثبات اقتصادی و کاهش نااطمینانی بستگی دارد. بازار کار امروز در نقطه تعادل قرار ندارد؛ بخشی از آن زیر فشار رقابت فشرده شده و بخشی دیگر هنوز در مدار جذب نیرو حرکت میکند. تا زمانی که نااطمینانی اقتصادی کاهش نیابد، این شکاف میان مشاغل پرفشار و رستههای باثبات پابرجا خواهد ماند.


















