1. جذاب ترین ها
موسیقی

یک قرن خاطره‌بازی با همایون خرم

منبع
برترين ها
بروزرسانی
یک قرن خاطره‌بازی با همایون خرم
برترين ها/ همايون خرم؛ هنرمندي خوش‌ذوق و مردم‌دار بود. اغلب از او به نيکي ياد مي‌شود. خانه‌اش پشت پارک ساعي‌ست و هنوز درش به روي علاقمندان باز است... هرگز در بستر بيماري نيفتاد و به يکباره رفت. قبل از اينکه از دستش بدهيم زندگينامه‌اش را نوشت تا سندي براي آيندگان باشد. ۹ تير ماه سالروز تولد همايون خرم است، مادرش عاشق موسيقي اصيل ايراني و به ويژه دستگاه همايون بود، به همين خاطر نامش را همايون نهاد. خرم در سن ۱۰-۱۱ سالگي به مکتب استاد صبا راه يافت و چند سال بعد به عنوان نوازندهٔ ۱۴ ساله، در راديو به تنهايي به اجرا پرداخت. بعد‌ها در بسياري از برنامه‌هاي موسيقي راديو، خصوصاً در برنامه گل‌ها به‌عنوان آهنگساز، تکنواز ويولن و رهبر ارکستر آثاري ارزشمند ارائه داد. زني که مرگ را براي خودش مي‌خواست همسر همايون خرم در گفتگو با ما از همسرداري‌اش مي‌گويد و اينکه همسرش خوش اخلاق بود. مي‌گويد به تربيت بچه‌ها و نحوه رفتار با آن‌ها حساس بود و به کوچکترين اخم‌ها اعتراض مي‌کرد. مي‌گويد هيچوقت احساس نکردم با يک هنرمند زندگي مي‌کنم چراکه خانه و خانواده برايش خيلي مهم بودند (صفتي که در بيشتر شاغلان اين رشته ديده نمي‌شود). ما هم هرگز اين حس را که هنرش از خانواده براي او مهم‌تر است در او و رفتارش نديديم. وقتي از خرم ياد مي‌کند؛ شور و عشق در صدايش و در نگاهش بارقه مي‌زند. مي‌گويد اصلا دوست ندارم درباره مرگش صحبت کنم. مي‌گويد همايون آنقدر به فرزندانمان اهميت مي‌داد که من نگران مرگ خودم نبودم. هميشه به‌اش مي‌گفتم اگر بميرم خيالم راحت است، چون از پسِ تربيتِ بچه‌ها برميايي. ‌ مي‌گويد: همايون هيچوقت اعتقاد نداشت که از موسيقي پول دربياورد. هنر را فقط براي هنر مي‌خواست براي همين هم از رشته‌ي درسي‌اش؛ مهندسي برق؛ معاش را تامين مي‌کرد. ‌ مي‌گويد همايون علاقه داشت هاله (دختر همايون خرم) در خارج از کشور تحصيل کند براي همين هم او را به فرانسه فرستادند تا مامايي بخواند. ‌ مي‌گويد همايون مي‌گفت اگر هاله موفق نشود مامايي را تمام کند؛ دست‌کم دو زبان مي‌داند. اما تکليف پسر‌ها جدا بود. سختگيري براي آن‌ها ممکن بود. مي‌گفت بايد تا مقطع کارشناسي درس بخوانند بعد اگر دوست داشتند آن‌ها را به خارج مي‌فرستم تا درس‌شان را کامل کنند. رضا را به آلمان هم فرستاد، اما رضا آلمان را دوست نداشت. خرم به خانه صبا مي‌رود همايون خرم نزد مردان بزرگي تلمذ کرده و با آن‌ها روز‌ها را به شب و شب‌ها را به صبح رسانده بود. يکي از آن‌ها ابوالحسن صبا بود. اينکه اولين بار چگونه نزد او رفته؛ داستاني شنيدني دارد. خودش اين داستان را اين‌طور روايت مي‌کند: اولين ديدار من با استاد صبا به همراه خانم فرح رکني بود که بعد‌ها همسر آقاي ابوالحسن ورزي، شاعر گرانقدر معاصر شدند. ايشان با خواهر بزرگ‌تر من دوست بودند. وقتي خانم فرح رکني به خانه ما آمد، ديد که من دارم يکي از تصنيف‌هاي آن زمان را با همان ساز اسباب‌بازي مي‌زنم و همان روز به مادرم گفت که به نظر من؛ همايون استعداد موسيقي خوبي دارد و حيف است که استفاده نکند. مادر من از اين حرف خيلي استقبال کرد، ولي گفت نمي‌دانم چه کار کنم. ايشان در آن زمان شاگرد استاد صبا بودند و پيشنهاد کردند که من هم به کلاس‌هاي استاد بروم که اتفاقا خيلي هم به منزل ما نزديک بود. اينجاست که به ياد اين بيت از مولانا مي‌افتم که مي‌گويد: «از سبب سازيش من سودايي‌ام/ وز سبب سوزيش سوفسطايي‌ام» دو روز بعد من پيشِ استاد صبا بودم. خانم رکني به ايشان گفتند: همايون استعداد زيادي در موسيقي دارد و مي‌خواهد ويلن ياد بگيرد. صبا هم مرا صدا کرد و گفت: دستت را ببينم باباجون!... البته از همان اول تا آخرين روز‌هايي که خدمت‌شان مي‌رسيدم با همين لفظ «بابا جون» صدايم مي‌کرد. حتي آن وقت‌ها که ويلن يک و تکنواز ارکسترش شده بودم. وقتي صبا دست‌هايم را ديد تا بررسي کند انگشتانم آمادگي نواختن ويلن را دارند يا نه؛ آدرسِ يک مغازه ويلن‌فروشي در خيابان بهارستان را داد. من هم رفتم و يک ويلن خريدم. يک ويلن چهار چهارم. چون آن زمان ويلني که با ابعاد استاندارد مخصوص بچه‌ها باشد، وجود نداشت. يادم هست که وقتي ويلن را زير چانه‌ام مي‌گذاشتم؛ تناسب ويلن با قد کوچک من، طوري بود که يک مثلث قائم‌الزاويه متساوي‌الساقين را تشکيل مي‌داد... بعد از آن کلاس‌هاي استاد صبا با من آغاز شد. حسرت قطعه‌اي براي ابوالحسن خان خرم خاطرات زيادي از صبا دارد. بخشي از اين خاطرات به رابطه شاعران با معملش بازمي‌گردد. مثلا مي‌گويد: «رابطه استاد صبا با استاد شهريار خيلي خوب بود. مي‌توان گفت رفيق گرمابه و گلستان بودند». شهريار چند شعر براي صبا گفته يکي شعري‌ست که مي‌گويد: «بزن که سوز دل من به ساز مي‌گويي/ ز ساز دل چه شنيدي که بازمي‌گويي» اين شعر را هم در سوگ صبا گفته است: «عمر دنيا به سر آمد که صبا مي‌ميرد/ ورنه آتشکده عشق کجا مي‌ميرد صبر کردم به همه داغ عزيزان يارب/ اين صبوري نتوانم که صبا مي‌ميرد به غم‌انگيز‌ترين نوحه بنالي‌اي دل/ که دل‌انگيز‌ترين نغمه‌سرا مي‌ميرد» و آخر هم اشاره مي‌کند که: «شهريارا نه صبا مرده، خدا را بس کن/ آن‌که شد زنده جاويد کجا مي‌ميرد؟» خرم مي‌گويد: «هميشه دو افسوس بزرگ دارم؛ يکي اينکه زماني که استاد صبا فوت کردند من در سد کرج؛ مشغول کار بودم. ديگر اينکه هنوز نتوانسته‌ام قطعه‌اي در رثاي استاد بسازم که درخورش باشد. البته دو سال است که دارم روي اين موضوع فکر مي‌کنم و اميدوارم روزي برسد که بتوانم قطعه‌اي درخور استاد گرانقدرم، صباي موسيقي ايراني بسازم.» آثار به‌جا مانده از خرم رضا (پسر همايون خرم) که اين روز‌ها در گير و دار جشنواره نواي خرم بوده و سومين سال اين مراسم را پرشور برگزار کرده است؛ مي‌گويد: براي دوره سوم بيش از هزار نفر شرکت‌کننده داشتيم و استعداد بچه‌هاي ۱۲ تا ۱۵ سال بي‌نظير است. هدف‌مان آشنايي بچه‌ها با آثار آهنگسازان بزرگ است. دل‌مان مي‌خواهد بچه‌ها سر شوق بيايند و درباره اين آثار تحقيق کنند، هرچند انتظار نداريم همه آن‌ها روح‌الله خالقي شوند يا همايون خرم...، اما همين آشنايي مي‌تواند يک تلنگر براي جهش موسيقي باشد. رضا درباره آثار منتشر نشده پدرش مي‌گويد که بسيار زياد هستند: نزديک به ۱۵ سي دي منتشر نشده تکنوازي از پدرم به‌جا مانده. مجموعه‌اي از تصانيف ايشان هم مانده که براي انتشارشان به مشکلي سخت برخورده‌ايم. پدرم اين آثار را براي صداي زير نوشته و ما مي‌خواهيم تا جايي که به روح اثر لطمه نخورد؛ به محتوا وفادار باشيم. الان هم مشغول رايزني با چند خواننده هستيم. يکي از گزينه‌هاي مهم‌مان باتوجه به حجم صدا براي خواندن اين آثار؛ همايون شجريان است. ۱۰۰ سال خاطره بازي با آهنگ‌هاي همايون خرم هنوز هم ايران دوست دارد «تو‌اي پري کجاي‌اش» را بخواند. هنوز پدران و مادران ما؛ دختر‌ها و پسر‌هاي ما با قطعه زيباي تو‌اي پري کجايي دمخور هستند. ۵۰ ساله‌ها هم مي‌خوانند: ساغرم شکست‌اي ساقي! / رفته‌ام ز دست‌اي ساقي! / در ميان توفان/بر موج غم نشسته منم/در زورق شکسته منم‌... شايد دهه هفتادي‌ها اسم همايون خرم را نشناسند، اما با «امشب در سر شوري دارم/ امشب در دل نوري دارم/ باز امشب در اوج آسمانم/ رازي باشد با ستارگانم... » به خوبي آشنايند ولو آهنگسازش را نشناسند. يک هنرمند چگونه مي‌تواند براي همه نسل‌ها ماندگار شود و در خاطره‌ها جان داشته باشد. دلايلش در زمان حياتش از او پرسيده بودم؛ و گفته بود: چيزي که يک اثر موسيقايي را ماندگار مي‌کند، چند عامل است که مهم‌ترين آن‌ها اين است که به وجود آورنده اثر بايد در موسيقي ايراني از مرحله يادگيري گذشته و به معرفت و عمق قضيه رسيده باشد. بايد همه اجزاي موسيقي اعم از دستگاه‌ها و رديف‌ها را ياد گرفته باشد که مجموعه‌اي از يادگيري‌ها در موسيقي مي‌شود. زماني که به مرحله معنا برسد، عشق پديد مي‌آيد و نسبت به عالم موسيقي عشق پيدا مي‌کند... همايون در زمان حياتش ارتباط بسيار خوبي با جوانان داشت. اعتقاد داشت که آهنگساز نبايد با تعصب به جواناني که موسيقي ايراني را يکنواخت مي‌نامند، جواب دهد. درعوض بايد کنکاش کند که چرا اين موسيقي براي آن‌ها کسل‌کننده و يکنواخت است. بدون تعارف مي‌گفت: وقتي به موسيقي خودمان گوش مي‌دهم، به اين نتيجه مي‌رسم که واقعا توجهي به موسيقي ما نشده. بايد ساختمان‌هاي جديدي براي اين موسيقي ساخت اگر به زيربناي اين موسيقي توجه لازم را نکنيم، هرچه ساخته شود، يکنواخت و تکراري مي‌شود. او از معدود سنتي‌کاراني است که هيچ مخالفتي با موسيقي پاپ نداشت و هيچ موسيقي‌اي را تکذيب نمي‌کرد. به اعتقاد خرم؛ نوعي تحرک در اين نوع موسيقي وجود دارد و جوانان به اين تحرک نياز دارند. نحوه بيان بايد جالب و زيبا باشد و اگر نحوه بيان زيبا و از ساختاري خوب برخوردار باشد، بسيار موثر است، درحاليکه من خودم عاشق سه‌گاه، چهارگاه و بيات ترک هستم، اعتقاد دارم اگر موسيقي اصيل داراي ساختاري بد باشد، از موسيقي پاپ بدتر نيست؛ بنابراين اگر رعايت شود، همه انواع موسيقي مي‌توانند يک نوع نياز را برطرف کنند. پدرم هيچوقت نگذاشت به داشتنش مغرور شويم هاله (دختر خرم) مي‌گويد: پدرمان هيچوقت نگذاشت به داشتن‌اش مغرور شويم. بيشتر از آنکه هنرمند باشد و ما آن وجه از شخصيت او را ببنيم؛ برايمان پدر بود. مردم‌دار بود و باهوش. ميهمان‌نواز بود. وقتي با رفقايش مثل بيژن ترقي، تورج نگهبان و ديگران جمع مي‌شدند منزل ما؛ انگار تمام وجودشان و رفاقت‌هايشان در موسيقي ذوب مي‌شد و نتيجه اين ذوق هم خلق آثار ماندگار بود. او که حالا ماما شده؛ مي‌گويد: پدرم از اينکه در اين رشته قبول شدم بسيار خوشحال بود. با اينکه مدتي پيانو را دنبال کردم، اما آن را ادامه ندادم. هاله که شباهت زادي به پدر دارد؛ از اينکه فرزند خرم است؛ ابراز خوشحالي مي‌کند. مي‌گويد: تمام آثار پدرم را به يک اندازه دوست دارم. ساز خرم در مقايسه با هم دوره‌هايش ساز همايون خرم؛ پرصلابت، سنگين و عاري از هر نوع خودنمايي‌ست. گرچه در شيرين‌نوازي خرم را نمي‌توان با پرويز ياحقي و حبيب‌الله بديعي هم‌تراز دانست با اين حال توانايي‌اش در آفرينش آني ملودي‌هاي جان‌دار و جذاب، بافت تکنوازي‌هاي او را به مراتب از کار‌هاي ديگران خوش‌ساخت‌تر و پرمايه‌تر مي‌سازد. از اين بابت خرم و علي تجويدي را مي‌توان در يک گروه قرار داد، چون قابليت آهنگسازي اين دو بر نوازندگي‌شان چيره بود، درست عکس آنچه درمورد بديعي و ياحقي مي‌توان گفت. خرم بنياد‌هاي علمي آهنگسازي را آموخته و بر آن‌ها تسلط داشت. هارموني را با فريدون فرزانه و با شيوه «سارلي» فراگرفته و در سازبندي از کورساکف متأثر بود. خوش‌سليقگي و نوآوري‌هاي خرم در تنظيم کارهايش جداً شنيدني است. شيوه تقسيم ملودي و همراهي ساز‌ها نزد خرم بسيار حساب شده و پرداخت کار بي‌نقص است. بخش گسترده‌اي از آثار خرم حافظه موسيقايي حداقل سه نسل از ايرانيان را در سيطره خود دارد. دشوار مي‌شود کسي را يافت که نتواند ترانه "امشب در سر شوري دارم" را زمزمه کند. گرچه بايد تأکيد کرد که اعتبار خرم هرگز در ترانه‌هاي ساده و همه‌پسندش خلاصه نمي‌شد و نمي‌شود. کار‌هاي ارکستري او که غالباً جمله‌بندي‌هايي مرکب و پيچيده توأم با ضرب‌آهنگ‌هاي بسيار متنوع دارد؛ نمونه‌هاي سمفوني‌گونه‌اي از موسيقي ايراني به دست مي‌دهند که کمتر آهنگسازي ياراي برابري با آن‌ها را داشته. خرم با تواناترين و حرفه‌اي‌ترين خوانندگان دوران دو دهه طلايي موسيقي ايران همکاري داشته: حسين قوامي، الهه، مرضيه، گلوريا روحاني، دلکش، شجريان، گلپا و ايرج. نبايد از ياد برد که پروين زهرايي منفرد تا چندين سال خواننده انحصاري آثار خرم محسوب مي‌شد. سنگيني و بي‌پيرايگي صداي پروين قرينه سنگيني و بي‌پيرايگي ساز و نغمه خرم بود. علي‌رغم آن که برخي از کار‌هاي خرم با صداي خوانندگان ديگر بازخواني شده، مشکل مي‌توان گفت درخشش و ظرافت بازخواني‌ها به پاي اجرا‌هاي گذشته مي‌رسد. در بيش از سه دهه تدريس، جوانان بسياري از محضر درس خرم بهرمند شدند که امروز امانتدار مکتب استاد خود هستند، اما خرم در مصاحبه‌اي با علي دهباشي؛ از ماني فرضي، پژمان پورزند و بابک شهرکي به عنوان زبده‌ترين شاگردان خود نام مي‌برد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره