پای بزرگان موسیقی هم به «لایو» باز شد/ آغاز به کار آرام استودیوها

حتي بدبينترين آدمها هم اين شرايط را پيشبيني نميکردند؛ اينکه «يکي بود و يکي نبودِ» قصه اين دنيا با يک ويروس بتواند چنين سرانجامي پيدا و آدمها را دچار شرايطي کند که حتي در خواب هم نميديدند. درست عين يک فيلم سينمايي آخرالزماني که وقتي در سينما و خانه نگاهش ميکرديم، کمي تا قسمتي آدرنالين خون را بالا ميبرد و بعد از اينکه خيالمان راحت ميشد، همه محتواي داستاني فيلم برايمان چيزي جز تخيل و فانتزي نبود و بعد ميرفتيم دنبال کار و زندگيمان؛ در بهترين حالت هم اگر همان فيلم در فکرمان ميچسبيد و لذتش را ميبرديم با چند نفري در ميانش ميگذاشتيم و بعدش هم تمام…
اما قصه کرونا ماجراي ذهن و تخيل و فيلم سينمايي را درست آورد جلوي چشممان، گويي استيون سودربرگ که در سال ۲۰۱۱ «شيوع» را با موضوع پيدايش ويروسي ناشناخته و مرگبار در چين به بينندگان سينما نشان داده بود، آمده در زندگي يکايک ما انسانهاي روي زمين. به خوب و بد هم رحم نميکند. آمده تا چند ماهي و شايد هم چند سالي مهمانمان باشد؛ و حالا ديگر هيچ فيلم سينمايي در کار نيست. همه چيز خودِ خودِ واقعيت است. نه جلوههاي ويژهاي و نه روياپردازي و نه هيچ چيز ديگر. اين قصه حالا حالاها ادامه دارد. چه بخواهيم چه نخواهيم. چه باورش کنيم چه باورش نکنيم. چه حمله بيولوژيک باشد و چه غير بيولوژيک. هر چه باشد هست و بايد فعلاً با آن کنار بياييم.
حالا اين کنار آمدن هم براي خود داستاني دارد. البته که اين ماجراي کنار آمدن پيش از هر اتفاقي بر ميگردد به رعايت پروتکلهاي بهداشتي تدوين شده از سازمانها و مجموعههاي پزشکي و درماني که به قول مردم کوچه و بازار اوجب واجبات است که فرمانبردارش باشيم و بس. يعني «اين يک دستور است». يک دستور به شدت لازمالاجرا که شوخي هم ندارد. يعني اگر صدم ثانيهاي شوخياش بگيريم ويروس کوچولوي سبز رنگ قصه ما با آن شاخکهاي فانتزياش خدايي نکرده آنچنان بلايي سرمان ميآورد که نگو و نپرس… يعني ميشويم قوز بالاي قوز که اشک از چشمان خسته پرستاران و پزشکاني در ميآوريم که دو ماه است نه خواب دارند و نه خوراک؛ فقط ميجنگند و در برخي اوقات نيز به خاطر رهايي از اين کابوس حتي جانشان را از دست ميدهند که مبادا خار به چشممان بيايد. پس بدانيم و آگاه باشيم اين ماجراها يعني رعايت دقيق پروتکلها اولين داستان کنار آمدني است که قبلاً گفتيم.
يکي از ابعاد ديگر اين کنار آمدن در کنار ديگر بدعتها و اتفاقات و کارهايي که به فکرمان خطور ميکند و ميتوانيم با در نظر گرفتن عقل و منطق آنها را انجام دهيم، انجام يکسري کارهاي هنري است که خوشبختانه همه ما ايرانيها و البته همه مردم دنيا نشان دادهايم که با صرف فعل «خواستن» براي خود کارگردانان، خوانندگان، اهنگسازان و بازيگران بزرگي هستيم. گواه اين ادعا هم انواع و اقسام ويدئوها و فيلمهايي است که طي يکي دوماهه گذشته در صفحات مجازي مخاطبان سراسر دنيا به وفور ديده شد و بعضاً هم کارهايي بيرون آمد که انصافاً هم روحيه بخش بودند و هم بامزه که بد نيست تا زماني که ماجرا لوث نشده همچنان در جهت تقويت روحيه فانتزي و مثبتانديشي مردم ادامه داشته باشد.
اما آن سوي ماجرا هم انجام برخي کارهاي هنري توسط هنرمندان عرصههاي مختلف از جمله موسيقي است که در ماههاي گذشته شکل فراگيري پيدا کرده و هنرمندان صاحب نام حوزههاي مختلف سعي در اجراي آثاري دارند که مبناي آن حضور در فضاي مجازي و تقويت روحيه مردم براي ماندن در خانه و پيشگيري از شيوع ويروس کروناست. خيليها هم دست به کار شدند و با انجام کارهاي ديگري چون برگزاري کنسرتهاي آنلاين، گفتگوهاي مجازي دو نفره و ماجراهايي از اين دست تلاش کردند در زمينه پايهگذار بدعتهايي باشند که برخي از آنها با موافقت و برخي هم با مخالفت کارشناسان و صاحب نظران اين حوزه مواجه شده است.
آنچه ميخوانيد گزيدهاي از فعاليت برخي هنرمندان و فعالان عرصه موسيقي کشورمان طي روزهاي گذشته در فضاي مجازي است که گروه هنر خبرگزاري مهر در هفتههاي گذشته نيز برخي از آنها را منعکس کرده و به سنت هر پنجشنبه اينبار هم به مرور آن خواهيم نشست.
درسهاي کرونا به حسامالدين سراج و رضا اميرخاني
حسامالدين سراج از خوانندگان موسيقي ايراني که اخيراً و در روزهاي کرونايي حضور پررنگتري در فضاي مجازي دارد، در اولين شب از ماه مبارک رمضان کنسرت آنلاين «بوي بهشت» را براي طرفدارانش اجرا کرد. کنسرتي که چاشني گفتگو با رضا اميرخاني نويسنده مطرح کشورمان آن را متفاوتتر از ديگر کنسرتهاي آنلاين اين روزها کرد.
سراج در بخشي از اين گفتگو درباره بيماري «کرونا» بيان کرد: «يکي از بزرگترين ظلمهايي که کرونا به بشريت کرده اين است که ما را دچار فاصلهگذاري اشتباهي کرده است؛ يعني ما از هم دور ميشويم و مثلاً نميتوانيم با آشنايان و دوستان خود دست بدهيم که امري سخت است، با اين وجود کرونا درسهاي بزرگي هم به بشريت داد. با شيوع کرونا ياد گرفتم که چگونه تميزتر باشم و مراعات ديگران را بکنم. ياد گرفتم که بيرون بيايم و هواي تازه بخورم چون قبلاً اين کار را نميکردم. ياد گرفتم که در فضاي بدون ترافيک رانندگي کنم. اينها همه لطف خداست. درست است که عدهاي از بين ميروند و ما هم تسليت ميگوئيم، ولي اين شرايط به سود بشريت است؛ چون بشريت درسهاي بزرگي ياد ميگيرد. يکي از دوستان ميگفت که چرا اين اتفاقات تلخ رخ ميدهد. به ذهنم رسيد، نقل است که قرار بود در زمان يکي از پيامبران عذابي نازل شود و خداوند به آن پيامبر فرمود که يک هفته ديگر عذاب نازل ميشود و او نيز به مردمش گفت ولي پس از يک هفته عذاب نازل نشد. پيامبر گفت که اکنون من بدقول ميشوم ولي خداوند به او فرمود، از آن زمان که تو به آنها گفتي، مردم به هم کمک و مهرباني کردند و وقتي اينها با خود مهربان هستند من با آنها مهربان نباشم؟»
رضا اميرخاني هم درباره شيوع بيماري کرونا گفت: «چندي پيش ويدئويي از يک آهو در ساحل غربي در ايالات متحده آمريکا ديدم. ذوق اين حيوان از اولين تجربه خود از ديدن دريا مرا به ياد اولين تجربه ديدن فرزندم از دريا انداخت و پس از آن به گريه افتادم. با خودم ميگفتم که سالها قسمتي از حق اين حيوان را گرفته بوديم و آنها نيز مخلوقات خدا هستند و حق دارند.»

خانه - موزه «بتهوون»؛ تداوم زندگي؛ عافيت و فرهنگ!
مرکز موسيقي بتهوون از مجموعههاي فعال و قديمي فروش و عرضه محصولات موسيقايي که طي سالهاي اخير با مديريت برادران بابک و آرش چمن آرا در خيابان قائم فراهاني با اسم جديد «خانه موزه بتهوون» ميزبان دوستداران موسيقي است، در روزهاي کرونايي شرايطي را براي اجراي زنده برخي از نوازندگان فعال موسيقي کشورمان فراهم کرد که تلاش کردند با شعار «تداوم زندگي؛ عافيت و فرهنگ» هنوز به آنهايي که کمي از شرايط فعالي نا اميدند روحيه مثبت انديشي با موسيقي را تزريق کند.
اين اجراها از سوم تا نهم ارديبهشت، رأس ساعت ۲۰ بر اساس جدول زمانبندي اعلام شده آغاز ميشود و تا ۲۴ ساعت بعد هم در صفحه اينستاگرام براي بازديد و به اشتراک گذاشتن در دسترس بود، طبق برنامهريزيها هم مدت اجراها حدوداً ۳۰ دقيقه پيشبيني شده بود که در همين راستا فرزين طهرانيان نوازنده گيتار، پويا عشقينژاد نوازنده ويولن، بهرنگ بقايي نوازنده تار، عسل پيشگو نوازنده ساکسيفون، عيسا غفاري نوازنده سه تار، کيوان فرزين نوازنده سنتور و حسام اينانلو نوازنده کمانچه در صفحه اينستاگرام اين مجموعه در روزهاي مختلف هفت اجراي مجزا را پيش روي مخاطبان قرار دادند.
طبق اعلام مديران خانه موزه بتهوون اين اجراها دقيقاً پس از ساعت کاري اين مجموعه و بدون حضور تماشاچي و بازديدکنندگان و بر اساس وظيفه و مسئوليت اجتماعي و رسالت فرهنگي اجراکنندگان و برگزار کننده انجام ميشد.

فخرالديني و چکناواريان در «نت گپهاي يونسکويي»
فرهاد فخرالديني و لوريس چکناواريان از آهنگسازان و رهبران ارکستر پيشکسوت کشورمان نيز طي روزهاي گذشته در ويژهبرنامه «نت گپهاي يونسکويي» که از اول ارديبهشت از سوي کميسيون ملي يونسکو- ايران آغاز شده حضور پيدا کردند و با آرش اميني آهنگساز و رهبر ارکستر سمفونيک صدا و سيما که اجراي اين برنامهها را به عهده داشت به گفتگو نشستند.
در مدت زمان برگزاري اين برنامه، اساتيد و فرهيختگان عرصه هنر و ادبيات همچون استادان دادبه، رضواني، محبتي، ماحوزي، شهبازي و دکتر انور، با حضور در پخش زنده اينستاگرامي، در باب مشاهير فرهنگ و ادب کشور گفتوگو کردهاند. همچنين اساتيدي در حوزه موسيقي و آواز نيز در اين نتگپها به هنرنمايي پرداختند.
اگرچه اين گفتگوها مانند اجراهاي زنده خوانندگان و هنرمندان در حوزه موسيقي پاپ دربرگيرنده طيف گستردهاي از مخاطبان نبود اما حضور دو استاد مسلم موسيقي کشورمان در فضاي مجازي و بيان خاطرات و روايتهاي جذابي از تجربه حضورشان در موسيقي توانست شرايط مناسبي را براي طرفداران موسيقي مهيا کند و اين ضرب المثل را در ذهن تداعي کند که: «دود از کنده بلند ميشود»

وقتي پاي احسان خواجهاميري سختگير به رسانه باز شد!
اما روزهاي کرونايي بالاخره شرايطي را براي برخي از خوانندگان که تقريباً از رسانهها فراري بودند بهوجود آورد که پايشان را به گفتگو با اهالي رسانه در فضاي مجازي باز کرد. اين هفته اين احسان خواجه اميري بود که به واسطه آشنايي پدر هنرمندش حسين خواجه اميري (ايرج) و مادرش با آرش نصيري روزنامهنگار قديمي حوزه موسيقي و طراح پروژه موسيقايي «هزار صدا» به گفتگوي اينترنتي پرداخت و در اين تبادل رسانهاي برخي از اتفاقات و شرايطي را ميان هوادارانش در ميان گذاشت که تاکنون کمتر دربارهشان شنيده بوديم و براي آن دسته از افرادي که در رسانهها از احسان خواجه اميري مطلب خوانده بودند، اتفاق ويژهاي بود.
خواجه اميري در اين گفتگوي رسانهاي بود که از دوران يادگيري و آموزش نوازندگي نزد استادان و دوستان پدرش از جمله ميلاد کيايي نوازنده سنتور، مرحوم ياحقي و تعدادي ديگر سخن گفت و افزود: از همه اين استادان تشکر ميکنم که در آن دوران فارغ از اينکه افتخار شاگردي را داشتم اما با شيطنتهايم بيشتر اذيتشان کردم ولي آنها من را با تمام وجود تحمل کردند و به من درس موسيقي ياد دادند.
وي به ذکر خاطراتي از پدرش و دوران سخت زندگي در نزد خانواده به دليل شرايط مالي دشوار هم اشاراتي داشت و گفت: اين دوران روزهايي بود که من هنوز در خوانندگي مطرح نشده بودم و پدرم مدام به من تاکيد ميکرد که موسيقي را بايد در کنار تحصيل و تخصصهاي ديگر فرا گيرم. به همين منظور دائم من را از توجه دائم به موسيقي منع ميکرد و اجازه نميداد که من به طور مستقيم در اين حوزه حضور داشته باشم. تا اينکه به دانشگاه رفتم و از او خواستم تا در کنار تحصيل موسيقي نيز کار کنم. او خيلي از اين شرايط ميترسيد که مشکلات آن سالهاي زندگي ما در حوزه اقتصادي شامل من نشود به همين منظور حساسيت ويژهاي روي من داشت […] او در حوزه خوانندگي نيز با دقت روي من کار ميکرد و هر زمان گوشهاي از دستگاههاي موسيقي ايراني را با من تمرين ميکرد تمام تلاشش را انجام ميداد که من به درستي آنها را ادا کنم. او پدري بود که من هر زمان به سازي علاقهمند ميشدم به وسيله دوست فروشندهاي که در حوالي خيابان انقلاب فروشگاه ساز داشت براي من ساز مورد علاقهام را تهيه ميکرد اما هميشه اين نگراني مالي را داشت که مبادا حرفه اصلي من موسيقي شود.

خواجه اميري در اين گفتگوي اينترنتي بود که بعد از روايت کوتاهي از استوديوي شخصي که با شانههاي تخم مرغ درست کرده بود به ماجراي پذيرش ساخت موسيقي يک سريال اشاره داشت و درباره آن توضيح داد: يکي از ويژگيهايي که در کارم داشتم اين بود که از انجام کاري خيلي نميترسيدم حتي زماني بعد از خوانندگي در تيتراژ سريال «غريبانه» من ساخت موسيقي يک سريال را قبول کردم و بعد ديدم بلد نيستم اين کار را انجام بدهم. پس از اين اتفاق به فردين خلعتبري که از دوستان نزديک من بود زنگ زدم و گفتم من قرارداد بستم و از او پرسيدم موسيقي فيلم را چطور ميسازند؟ که او گفت: «من چطور در پشت تلفن به تو بگويم موسيقي فيلم را چگونه ميسازند؟» او به من گفت: زنگ بزن و ماجرا را کنسل کن. اما نکته جالب اينجاست که بعد اتفاق خوبي افتاد و کليت کار فضاي خوبي شد. اين موضوع هم فقط به اين دليل است که من نترسيدم. […] من خيلي احتياط ميکنم. اين محافظه کاري، هم در مواقعي خيلي خوب بوده و هم در مواقعي به هنرم لطمه زده چرا که بايد در شرايطي بي پرواتر ميبود. اتفاقاً الان هم اگر ايرادي به من وارد باشد همين موضوع احتياط و محافظه کاري ام است.
بخش ديگري از اين گفتگو به ذکر خاطراتي از مرحوم افشين يداللهي اختصاص داشت که در اين بخش احسان خواجه اميري به بيان صحبتهاي جالبي پرداخت که در آن از افشين يداللهي به عنوان مرشد و مهمترين اتفاق زندگي خود ياد کرد.
وي گفت: بعد از پدرم که اولين استاد زندگي من است ميتوانم بگويم مهمترين اتفاق زندگي هنري ام که موفقيتهايم را مديون او هستم، رفاقت با افشين يداللهي بود. او خارج از اينکه ترانهسراي بسيار بزرگي بود، معلم و مرشد من هم بود. من از افشين يداللهي درس زندگي کردن ياد گرفتم. او داناترين انساني بود که از نزديک با او معاشرت داشت که به نوعي سکوي پرتاب من هم شد […] آشنايي هم با او زماني اتفاق افتاد که من وقتي تلويزيون را تماشا ميکردم دائم ميديدم که شاعر تيتراژهاي مختلف سريالها افشين يداللهي بود. تا اين که گشتم و شماره او را پيدا کردم. آن موقع هم هنوز معروف نشده بودم و وقتي گوشي را برداشت گفتم: «من پسر ايرج هستم». از قضا پدرم با يکي از آشنايان افشين دوست قديمي بود و همين فضا باعث شد تا با او قراري بگذارم. وقتي به منزلش رفتم به افشين يداللهي آلبوم «من و بابام» را هم برده بودم و پس از اين ملاقات بود که قرار شد بيشتر با هم آشنا شويم. به خوبي خاطر دارم که آخر صحبتهايم يک شعر نوشت که مطلع آن با «هرچي آرزوي خوبه مال تو» آغاز ميشد و به من گفت: «برو و اين شعر را اتود بزن» شعري که هنوز دست خط افشين را به يادگار دارم و شرايطي را فراهم کرد که قاسم جعفري از دوستان نزديک افشين در سريال غريبانه آن را تست زد و همان ماکت شد تيتراژ سريال غريبانه که خواننده تيتراژش هنرمند ديگري بود.

نوازندگان ارکستر ملي همچنان در خانه ماندهاند!
بنياد فرهنگي هنري رودکي با قدرداني از حافظان سلامت کشور، اجراي خانگي ارکستر ملي ايران از قطعه «شور عاشقانه» را تقديم هنردوستان کرد. «شورعاشقانه» اثر ماندگار مرتضي ني داوود، با شعري از فريدون مشيري است که توسط فريدون شهبازيان براي ارکستر تنظيم شده است. ضمن اينکه وحيد تاج خواننده اين اجراي خانگي است.
مازيار ظهيرالديني (کنسرت مايستر)، رايين نوراني و بهراد سوخکيان نوازندگان ويولن يک، سانوا عندليبي، آرش جامع و عليرضا خلج اسماعيلي نوازندگان ويولن دو، هومن اتابکي، همايون هاشم زاده، پيمان ابوالحسني، اميرحسين طائي نوازندگان ويولا، محمد حسين غريبي، ارسلان عليزاده، مسعود فيروزينژاد نوازندگان ويولنسل، محمدهادي اسماعيلي نوازنده کنترباس و مسيح تحويلداري، صبا طبخي و مسعود آذين نوازندگان تار، علي عابدين نوازنده سنتور، مژگان حسيني نوازنده قانون، پوريا شيوا فرد نوازنده ني، شقايق صادقيان نوازنده فلوت، حسام صدفي نژاد نوازنده ابوا، سايوري شفيعي نوازنده کلارينت، اميرحسين محمديان نوازنده فاگوت، اميرحسين طايي آماده سازي ويدئو، ميکس و مسترينگ عوامل اجرايي اين اثر را تشکيل ميدهند.
پيش از اين هم بنياد رودکي، اجراي خانگي ارکستر ملي ايران از قطعه «سبکبال» اثر استاد حسين دهلوي را با شعار «در خانه ميمانيم تا زودتر روي صحنه برويم» در فضاي مجازي منتشر کرده بود که اين اجرا بازتاب گستردهاي در سطح ملي و بينالمللي داشت.

علي لهراسبي در استوديو خودش را ضدعفوني کرد!
علي لهراسبي خواننده موسيقي پاپ نيز که در سالهاي اخير فعاليت کمتري در عرصه موسيقي داشته با انتشار يک استوري به همراه يکي از دوستانش که در آن دائم به يکديگر اسپري ضدعفوني کننده ميزنند از رفتن به استوديو با رعايت موازين مربوط به فاصله گذاري اجتماعي و توليد چند تک آهنگ جديد خبر داد.
وي در اين ويدئوي اينستاگرامي خطاب به هوادارانش گفت: «کرونا نرفت و ما با رعايت فاصله گذاري اجتماعي به استوديو آمديم و به شدت داريم کار ميکنيم. البته خيلي زود موزيکهاي خوبي تقديم قلبهاي شما ميکنيم و اميدواريم هرچه زودتر حال همه ما خوب شود و ما بتوانيم شما را در کنسرتها ببينيم. خلاصه خيلي از خودتان مراقبت کرده و فاصله گذاري اجتماعي را رعايت کنيد.»

يک کنسرت ايراني در فستيوال آنلاين کنسرواتوار چايکوفسکي
پرژه کنسرت «همه ايرانم» که چندي پيش در تالار اصلي کنسرواتوار چايکوفسکي مسکو روي صحنه رفت در فستيوال آنلاين اين مجموعه نيز پيش روي مخاطبان قرار ميگيرد.
در توضيحات تکميلي اين پروژه آمده است: «پس از استقبال گستردهاي که در زمان اجراي کنسرت همه ايرانم، در مسکو صورت گرفت. بخشي از اين اجرا توسط تلويزيون «ام ان بي» کشور مغولستان و در راستاي فستيوال آنلاين کنسرواتوار دولتي چايکوفسکي مسکو برگزيده و براي عموم مردم به نمايش درآمد. بر کسي پوشيده نيست که روسيه با داشتن موسيقيدانان تأثيرگذار و پرآوازه يکي از قطبهاي مهم موسيقي جهان محسوب ميشود و حال آنکه در طول صد و پنجاه سال فعاليت کنسرواتوار چايکوفسکي؛ نوازندگان، رهبران، آهنگسازان و خوانندگان بسيار برجستهاي، چه در عرصه موسيقي کلاسيک غربي وچه در بخش موسيقي ملل، در اين مکان مهم فرهنگي، به اجراي موسيقي پرداخته اند. در ميان تمامي اين منابع فاخر اجرايي که در اختيار اين نهاد بوده است، کنسرت «همه ايرانم» توسط مسئولين و متخصصان تلويزيون رسمي کنسرواتوار براي پخش در اين فستيوال بينالمللي برگزيده شده است. اين موهبت بزرگ و مسئوليت خطيري است بر دوش تک تک ما موسيقيدانان که با ياري گرفتن از نيروي بي بديل موسيقي، ميتوانيم در سختترين برهههاي تاريخي و اجتماعي اميدبخش و نويد دهنده باشيم. ما مجريان اين مجموعه، براي برعهده گرفتن چنين وظيفهي با ارزشي به خود ميباليم و براي همه انسانهاي سراسر جهان آرزوي سلامتي و برون رفت از اين روزگار سخت و پندآموز را داريم.»
در کنسرت «همه ايرانم» که دربرگيرنده اجراي آثار همايون خرم و کامبيز روشن روان است حسين نور شرق خواننده، آزاده اميري نوازنده تار، حميد قنبري نوازنده سازهاي کوبهاي، عليرضا دريايي نوازنده کمانچه، ليلا ظهيرالديني نوازنده عود، پگاه زاهدي سنتور عوامل اجرايي را تشکيل ميدهند.

فرزاد فرزين با منوچهر هادي از فصل دوم «عاشقانه» گفتند
فرزاد فرزين خوانندهاي که در سالهاي اخير طعم شيرين بازيگري بدجوري به مذاقش خوش آمده و بعد از حضور در سريال «مانکن» حسين سهيليزاده که در آن به عنوان يکي از بازيگران اصلي حضور داشت طي روزهاي گذشته گفتگوي زندهاي با منوچهر هادي داشت. اين خواننده هم اکنون در کشور آمريکا به سر ميبرد.
وي در اين گفتگوي دو نفره که محمدرضا گلزار نيز در آن حضور داشت، از علاقه فراوانش براي حضور در فصل دوم سريال «عاشقانه» به کارگرداني منوچهر هادي سخن گفت و آرزو کرد تا با پايان گرفتن اين دوران کرونايي بتواند به ايران بازگردد و در اين سريال به ايفاي نقش بپردازد. شرايطي که به زعم او کار منوچهر هادي را سخت کرده و چون طرفداران از فصل اول سريال «عاشقانه» خوششان آمده اين بار توقع بيشتري از دست اندرکارانش دارند. ضمن اينکه جمع کردن اين تعداد بازيگر چهره براي ساخت فصل دوم سريال نيز کار سخت ديگري است که فرزاد فرزين در اين گفتگو به آن اشاراتي داشت.
اين خواننده موسيقي پاپ چندي پيش نيز کليپي از اجراي زنده قطعه «نگرانتم» در يکي از کنسرتهايش را منتشر کرده و از برگزار نشدن اجراهاي زنده در ايران اظهار دلتنگي کرد.

گفتگوي بيتشريفات با اهالي موسيقي براي روزهاي پسا قرنطينه
نشر «هرمس» از مؤسسات معتبر توليد و انتشار آثار موسيقايي که طي سالهاي اخير با مديريت رامين صديقي علاوه بر انتشار آلبومهاي متعدد در برگزاري فستيوالهاي موسيقي پرمخاطب و بين المللي ايران نقش مهمي را ايفا کرده در روزهاي گذشته سلسله برنامههاي تخصصي را با عنوان «گفتگوي بي تشريفات» تدارک ديد.
در اين برنامه به صورت زنده از صفحه اينستاگرام اين مؤسسه پيش روي مخاطبان قرار ميگرفت تعدادي از نوازندگان و هنرمندان داخلي و خارجي به بيان نقطه نظرات خود پيرامون موضوعات تخصصي حوزه موسيقي در دوران کرونايي پرداختند.
فرخزاد لايق متخصص قلب و عروق، آهنگساز و موسيقيدان با موضوع «دورنماي تغييرات در شيوه زندگي، اميدواريها و نگرانيها در عرصه سلامت و هنر، بيورن مهير موسيقيدان و نوازنده باس و نيک برتش موسيقيدان و پيانيست از کشور سوئيس با موضوع «تأثير فراگيري جهاني کرونا بر صحنه موسيقي و دور نماي شرايط هنري و معيشتي موسيقيدانان در دوران پسا قرنطينه»، نيک برتش موسيقيدان و پيانيست نيز در صفحه اينستاگرام نشر «هرمس» به بيان نقطه نظرات خود پرداختند.


















