نماد آخرین خبر

خاطره هاشمی‌طبا از شنیدن خبر دستگیری‌اش در فرودگاه

منبع
اطلاعات
بروزرسانی
خاطره هاشمی‌طبا از شنیدن خبر دستگیری‌اش در فرودگاه

اطلاعات/ یک فعال سیاسی با بیان خاطره ای گفت: آقای مهندس غرضی نزد من آمدند و گفت، فلانی! چه کار کرده ای که می خواهند تو را دستگیر کنند و اگر هواپیما در تهران نشسته بود تو را دستگیر و به زندان منتقل می کردند.

مصطفی هاشمی طبا، فعال سیاسی به ذکر خاطره‌ای نوروزی پرداخت که آن را در ادامه می‌خوانید:

هر چند این خاطره مربوط به روزهای تعطیل نوروز نیست اما چون در حوالی عید و قبل از  نوروز اتفاق افتاده آن را ذکر می‌کنم.
اواخر سال ۷۷ مصادف بود با روزهایی که از مسئولیت ستاد طرح‌های مهم انقلاب فارغ شده بودم و برای امری اداری و فنی برای سه روز به اتریش رفته بودم. در مراجعت هواپیمای مسافری که در آن بودم، به دلیل آماده نبودن فرودگاه مهرآباد به شیراز عزیمت و در شیراز به زمین نشست. اتفاقا در بین مسافران هواپیما آقای مهندس محمد غرضی (وزیر سابق نفت و وزیر سابق مخابرات) نیز بود و به همین جهت همراه یکدیگر پیاده شدیم. در ورودی فرودگاه آقای دانش منفرد، استاندار فارس حضور داشتند و به اتفاق به سالن اختصاصی فرودگاه رفتیم.
پس از استقرار در آن مکان آقای مهندس غرضی نزد من آمد و گفت فلانی! چه کار کرده ای که می‌خواهند تو را دستگیر کنند و اگر هواپیما در تهران نشسته بود تو را دستگیر و به زندان منتقل می‌کردند. حالا هم که هواپیما در شیراز نشسته با آقای استاندار تماس گرفته‌اند که ایشان دستگیر شود، ولی ایشان گفته اولا در وظایف من نیست و ثانیا من معاون ایشان در وزارت صنایع و معادن بوده‌ام. چگونه می‌توانم ایشان را دستگیر کنم.
آقای مهندس غرضی اضافه کرد، ظاهرا وزارت اقتصاد و دارایی هم پیگیر کار است و حتی وزیر اتومبیل و راننده خود را به مهرآباد فرستاده بود. با آقای دانش صحبت کردم و ضمن تشکر گفتم از کجا با شما تماس گرفته‌اند، جواب داد از شعبه ۱۴۰ دادگاه کیفری تهران و شماره آن را هم به من داد. بلافاصله با رئیس شعبه تماس گرفتم و جویای مسئله شدم. ایشان گفت درست است اگر تهران بودید دستگیر می شدید.
گفتم اگر قوه قضائیه درست کار می‌کند باید سه روز پیش در هنگام خروج از کشور مرا دستگیر می‌کردید که فرار نکنم، نه آن‌که وقتی به کشور داخل می‌شوم اقدام کنید. به علاوه اگر تلفن می‌زدید خودم می‌آمدم. کما این‌که به کمیته ضد خرابکاری هم خودم رفتم. ایشان گفتند، به هر حال وقتی تهران آمدی به این‌جا بیا. طبعا فردای آن روز که به تهران رسیدم، خود را به شعبه معرفی کردم. رئیس شعبه حرف‌های عجیب و غریب می‌زد. گویی با یک سارق پیشینه‌دار روبه‌رو شده و نهایتا پس از توضیحات من، این‌طور  گفت که برای شما قرار صادر می‌کنم که پرداخت کنید تا آزاد شوید. گفتم امکان پرداخت ندارم. با طعنه فرمودند خیلی آدم‌ها هستند که برای شما پرداخت کنند. گفتم چنین افرادی را نمی‌شناسم و اگر هم بودند از آنان درخواست نمی‌کردم. نهایتا گفتند پس قرار کفالت را برای شما صادر می‌کنم و شخصی معتبر بیاید و ضمانت شما را بکند تا آزاد شوید. من هم به آقای مهدی بیانی که رئیس دفتر طرح‌های مهم انقلاب بود، تلفن زدم و ایشان آمدند ضمانت کردند و بنده به منزل مراجعت کردم این آغازی بود بر پرونده‌ای بنام «وداد» که نهایتا به خیر گذشت.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

پس از این بخوانید

پس از این بخوانید

دانلود اپلیکیشن آخرین خبر