آخرین دیدار با آقا؛ به روایت فرزند سردار شهید بهرام حسینی مطلق

تسنیم/در این ۴ ماه مدام این حسرت را داشتیم که فرزند شهید شدیم ولی مثل قبلیها امکان ملاقات آقا رو نداریم. اما انگار آقا نخواست آرزو به دل بمانیم.
از قبل نمیدانستیم قرار است پیکر آقا را برای وداع به زینبیه بیاورند. قاری مجلس این خبر را داد و همان ابتدا حرفی زد که دیگر نیازی به سخنران و مداح و ... نبود.
قاری که خود از عوامل اجرایی بیت رهبری بود نتوانست جلوی گریهاش را بگیرد و از روح بلند امام شهید بابت همه کمکاریها عذرخواهی کرد.
از این به بعد آن چه که من دیدم، عین به عین صحنهای بود که در قاب تلویزیون از سال ۶۸ دیده بودم: مردانی که از شدت غم به جنون رسیدن و هر طور هست میخواهند خود را به جایگاه امام برسانند. وقتی بعد از ۲ ساعت انتظار، پیکر آقا وارد شد برای منی که میان جمع ایستاده بودم، چیزی دیده نمیشد جز هزاران دست که بر هزاران سر کوبیده میشد.
خانمها را دیدم که از شدت فشاری که بر قلب داشتن، از حال رفتند و مردانی که همچون دخترکان نوجوان برای داغ پدر امت زار میزدند.
در یک کلام، محشری بر پا شد در زینبیهی بیت رهبری که وصف شدنی نبود.


















