جمهوري اسلامي/اين روزنامه در سرمقاله خود نوشت:دولت آمريکا همچنان بر پيگيري سياست دوگانه عليه جمهوري اسلامي ايران اصرار ميورزد. از يک سو هيلاري کلينتون وزير امورخارجه آمريکا اعلام کرد واشنگتن آماده انجام مذاکرات دوجانبه با ايران است و از سوي ديگر نمايندگان مجلس سناي اين کشور طرح جديدي را به تصويب رساندهاند که در برگيرنده تحريمهاي جديد عليه ايران ميباشد. اين رويکرد دوگانه و موضع گيري متناقض ضمن آنکه بر بيصداقتي مقامات آمريکايي تأکيد دارد، نشان دهنده خصومت آنان در قبال جمهوري اسلامي ايران به شمار ميرود، خصومتي که در سخنان هيلاري کلينتون نيز به وضوح مشاهده ميشود.
وزير امورخارجه آمريکا در واشنگتن در جمع گروهي از مقامات، کارشناسان و ديپلماتهاي آمريکا و خاورميانه در پاسخ به سؤالي درباره ايران گفت: "ايران مشکلترين موضوعي بوده که من در دوران وزارت خود با آن مواجه بودم و اين به واسطه خطراتي بوده که تهران با رفتارهاي خود آنها را بوجود ميآورد و دستيابي ايران به سلاح اتمي از همه خطرناکتر خواهد بود." کلينتون در بخش ديگري از سخنان خود گفت: "دولت اوباما آماده انجام مذاکرات دوجانبه با ايران است و ما در اين تصميم خود جدي هستيم و انتظار داريم که ايران نيز چنين رفتاري داشته باشد."
اين سخنان درحالي اظهار شد که همزمان با پخش رسانهاي آن، اعضاي مجلس سناي آمريکا با 94 رأي مثبت، طرحي را تصويب کردند که تجارت فلزات گرانبها، فولاد، آلومينيوم، زغال کک و گرافيت را با ايران ممنوع ميکند. اين طرح که بدون هيچ مخالفتي در مجلس سناي آمريکا تصويب شد همچنين صادرات نرم افزارهاي صنعتي مربوط به بخشهاي انرژي و کشتيراني را به ايران ممنوع کرده است. از ديگر محدوديتهاي در نظر گرفته شده به وسيله نمايندگان سناي آمريکا عليه ايران، منع شرکتهاي بيمه از معامله با صنايع انرژي، کشتيراني و کشتي سازي ايران است. در اين طرح همچنين تمه?داتي براي منع مبادله گاز ايران با طلاي ترکيه در نظر گرفته شده و صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و رئيس آن به نقض حقوق بشر متهم گرديدهاند.
شکي نيست که هدف آمريکا و هم پيمانان غربي اين کشور از اعمال تحريمهاي اقتصادي عليه ايران و تشديد اين تحريمها در مراحل و مقاطع پي در پي، افزايش فشار بر جمهوري اسلامي از طريق کاهش شديد درآمدهاي ارزي و مواجه کردن کشور با تنگناهاي پيچيده اقتصادي است تا بلکه از اين طريق بتوانند نظام جمهوري اسلامي ايران را وادار به تسليم شدن در برابر خواستههاي خود نمايند.
عمدهترين بهانه غربيها براي اعمال و تشديد تحريمها، ادعاي بياساس و خودساخته آنها مبني بر تلاش جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي به سلاح هستهاي است که اين ادعا در سخنان اخير هيلاري کلينتون نيز تکرار شده است. اين درحالي است که جمهوري اسلامي ايران همواره اعلام کرده قصد توليد سلاح اتمي را ندارد و تنها درصدد دستيابي به فن آوري هستهاي و استفاده صلح آميز از اين تکنولوژي براساس قراردادها و مقررات بينالمللي است. غربيها با آنکه همواره برنامه هستهاي ايران را غيرشفاف اعلام ميکنند، اما تاکنون يک سند محکمهپسند درباره ادعاهاي واهي خود ارائه نکردهاند. علاوه بر اين، تاسيسات هستهاي ايران همواره در معرض بازديد مأموران و ناظران آژانس بينالمللي انرژي هستهاي بوده است و ترديدي وجود ندارد که برخي از اين ناظران مأموران مستقيم دستگاههاي جاسوسي و اطلاعاتي غرب ميباشند و مستقيماً اطلاعات دريافتي خود را پيش از ارائه به آژانس به دستگاههاي متبوع خود منتقل ميکنند. اين به آن معني است که خود غربيها بهتر از همه ميدانند که در برنامه هستهاي ايران انحرافي وجود ندارد. مهمتر آنکه تاکنون مديران کل آژانس انرژي اتمي در گزارشهاي متعدد خود درباره فعاليتهاي هستهاي ايران اعلام کردهاند که هيچ مدرکي دال بر نظامي بودن اين فعاليتها در اختيار ندارند.
دولتمردان آمريکائي پس از آنکه پي بردند از به راه انداختن جنگ عليه ايران راه به جائي نخواهند برد، استراتژي تحريم و انزواي جمهوري اسلامي را در دستور کار خود قرار دادند. البته اين استراتژي از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي پيگيري ميشد و در طول سالهاي دفاع مقدس نيز وجود داشت، اما از سال 1372 بيل کلينتون تحريمهاي يکجانبه عليه ايران را در دستور قرار داد و همزمان با استفاده از تهديد و تطميع، کشورهاي همپيمان خود و به طبع آن بسياري از دولتهاي مرعوب منطقه را نيز در پيروي از اين سياست با خود همراه نمود. اما تدابير نظام جمهوري اسلامي و نقش برتر ايران در توليد انرژي و مناسبات تجاري ناشي از آن، اين سياست غربيها را با شکست مواجه کرده است.
در اينکه تحريمها بر زندگي مردم ايران اثرگذار بوده است ترديدي وجود ندارد، اما مردم ايران همواره نشان دادهاند که در برابر توطئههاي گوناگون دشمنان، مقاوم هستند و اين فشارها نه تنها آنها را از پاي در نميآورد بلکه اصرار بر کينه توزي بر ميزان نفرت آنان از دشمنان قسم خورده کشور و انقلاب خواهد افزود: در اين ميان آنچه مسلم است اينست که ادعاي آمادگي براي گفتگو با ايران از سوي مقامات آمريکائي دروغي همانند دروغهاي گذشته است. شرط لازم براي گفتگو ميان دو طرف، صداقت در گفتار و کردار است که تاکنون اين صداقت از سوي دولتمردان آمريکايي مشاهده نشده است. چگونه ممکن است از يک طرف بر حجم تحريمهاي اعمال شده عليه ايران افزوده شود و از طرف ديگر خواستار مذاکره دوجانبه با ايران شوند؛ اين رفتار نمونه بارزي از بيصداقتي آمريکائيها در کردار است و در گفتار نيز متهم کردن مکرر جمهوري اسلامي ايران به تلاش براي توليد سلاح اتمي، عدم صداقت آمريکائيها را به اثبات رسانده است.
روشن است که تحريمها و اتهامات بيپايه موجود با سياست آمادگي براي گفتگو سازگاري ندارد و دولتمردان آمريکائي همچنان به کينه توزي عليه ملت و دولت ايران ادامه ميدهند و علت اينکه در کنار خصومتها تظاهر به آمادگي براي گفتگو ميکنند اينست که ميخواهند چهره دولت آمريکا را که به علت عملکرد سلطه طلبانه در طول ساليان متمادي نزد ملتهاي جهان اعتبار خود را از دست داده است، موجه و منطقي جلوه دهند.
به عبارت ديگر، آمريکائيها نياز به مذاکره با ايران دارند تا شکستهاي پي در پي خود را براي جهانيان توجيه نمايند و تشديد تحريمها دستاويزي براي رسيدن به اين هدف است؛ سياستي دوگانه که به وضوح استيصال مقامات کاخ سفيد در آن هويداست.
با اين حال، بايد توجه داشت که هرگونه مذاکره ايران با آمريکا در اين برهه زماني منوط به تن دادن ايران به خواستههاي آمريکا است. موضوع حقوق بشري تحريمهاي جديد نيز حاکي از آن است که آمريکا و اوباما دايره مسائل مربوط به ايران را بسيار گسترده تعريف کردهاند.
از سوي ديگر مطرح کردن تقاضاي مذاکره دوجانبه با ايران به فاصله کمي پس از انتخاب مجدد اوباما، نوعي پيام به همپيمانان اروپايي واشنگتن است که بعد از يکجانبه گرايي آمريکائيها تا حدي اعتماد خود را به سياستهاي کاخ سفيد از دست دادهاند. وضع تحريمها در کنار پيشنهاد مذاکره دوجانبه، نوعي پيام به اروپاييهاست که نشان دهند آمريکا همچنان بر رويکرد فشار و گرفتن امتياز از ايران اصرار دارد و به هيچ وجه قرار نيست سياست خارجي واشنگتن در قبال ايران تغيير يابد.