1. برگزیده
سیاسی

ناگفته‌های خلبان بازنشسته ارتش از قراردادی که بختیار لغو کرد

منبع
تسنيم
بروزرسانی
ناگفته‌های خلبان بازنشسته ارتش از قراردادی که بختیار لغو کرد
تسنيم/ "بختيار در ۱۴ بهمن ۵۷ قرارداد خريد هواپيماهاي اف ۱۶، آواکس و اف ۴ را ملغي اعلام کرد و ما نامه آن را در اختيار داريم." امير مشيري يکي از خلبانان بازنشسته ارتش جمهوري اسلامي است که دوره‌هاي آموزشي خود را پيش از انقلاب در آمريکا گذرانده و در دوران دفاع مقدس هم در عمليات‌هاي بزرگي همچون حمله به اچ-3 شرکت کرده است. مشروح گفت‌وگوي تفصيلي تسنيم با امير سرتيپ خلبان مشيري که اين روزها دوران بازنشستگي خود را مي‌گذراند، بخوانيد: با تشکر از وقتي که در اختيار ما قرار داديد، بفرماييد از چه زماني وارد ارتش شديد و از کدام رسته شروع کرديد؟ من متولد سال 1332 خيابان شيخ علي و بزرگ شده نازي آباد هستم. در سال 1352 به جرگه نيروي هوايي ارتش پيوستم و علي‌رغم اينکه از لحاظ زبان وضعيت خوبي نداشتم اما جديت به خرج دادم و شاگرد اول شدم و 4 يا 5 کتاب را که نزديک به شش ماه طول مي‌کشد ما در يک ماه تمام کرديم و براي همين خيلي موفق بوديم. در سال 1354 قريب به 22 ماه و نيم در آمريکا بوديم که با هواپيماهاي ملخ دار T-37 پرواز کرديم و نهايتا سال 56 در تابستان به ايران برگشتيم. با توجه به بيوگرافي که من داشتم به عنوان خلبان جنگنده بمب افکن F-4 يا همان فانتوم انتخاب شدم. آموزش‌هاي فانتوم را در ايران ديديد؟ خير، فقط در آنجا بود. در حقيقت شما در ايران فقط خلبان مي‌شديد تا براي يک هواپيماي خاصي انتخابت کنند و اين انتخاب با مسئولين ما در کشور بود.  آيا ما قبل از انقلاب دانشگاه يا دانشکده‌اي داشتيم که بتوانيم اين آموزش‌ها را در داخل کشور بدهيم يا به خاطر استانداردهاي جهاني به آمريکا فرستاده مي‌شديد؟  ما يک دانشکده لفظي داشتيم. من دانشجوي خلباني بودم. همه اين خلبان‌هايي که شما الان مي‌بينيد دانشجويان خلباني بودند. دانشگاه يک فضا مي‌خواهد. ما يکسري تجهيزات داشتيم اما جسته و گريخته بود مثلاً محل ايستگاه‌هاي ما در دوشان تپه بود ولي پروازها را در قلعه مرغي انجام مي‌داديم. ما دانشکده را به صورت جسته و گريخته داشتيم، حتي هواپيماي مقدماتي داشتيم به نام سسنا، در دوره ما T-33 شد. هيچگونه هواپيما مقدماتي جت نداشتيم. هواپيماهايي که با آن پرواز مي‌کرديم در حد سرعت يک ماشين بود. از اين رو ما بايد به سرعت صوت مي‌رسانديم براي همين ما بايد به خارج مي‌رفتيم. بعد از انقلاب و جنگ تحميلي ايجاد دانشکده به صورت عملي اتفاق افتاد و همين قضيه، ما را بر آن داشت تا از کشور سوئيس هواپيماي pc-7 خريديم. بعد از جنگ هم هواپيماي F-7 را خريدند و دانشکده ما آمد جزو کشورهايي که داراي دانشکده خلباني هستند و هواپيماهاي آموزشي را به خدمت گرفت؛ اين، زمانِ شهيد ستاري بود اما کليد زدن اين کار از زمان شهيد بابايي صورت گرفت اولين دوره‌اي که ما به خارج اعزام کرديم، همين فرمانده فعلي نهاجا هستند امير شاه صفي و ايشان براي پاکستان اعزام شدند و اولين فرمانده اينها در پاکستان، شهيد ياسيني بود بعد ديديم براي کشور ما بد است که همچين قضيه‌اي باشد. در جنگ هواپيماهاي ما را بعضاً مي‌زدند و برخي شهيد و برخي اسير شده بودند لذا مسئولان نيروهاي هوايي ارتش ديدند که از تعداد خلبانان کشور در حال کم شدن است، يعني کشوري که قدرت هوايي خوبي داشت، بعد از انقلاب با شهادت و اسارت برخي خلبانان از يک سو و از سوي ديگر، به دليل قطع شدن پشتيباني و اخراج مستشاران، تقريباً نزديک به 40 درصد از توان هوايي کشور افت پيدا کرده بود و بايد فکري براي اين حوزه مي‌شد. بعد از انقلاب آنها ديگر به ما چيزي نمي‌دادند و حصر اقتصادي کامل بود و پاکستان هم ابا داشت از اينکه دوره آموزشي بخواهد به ما بدهد و پول زيادي هم بايد بابت آموزش‌ها مي‌داديم. اينها دست به دست هم داد تا ما دانشکده را راه اندازي کنيم که خوشبختانه بعد از جنگ پروازهاي رسمي دانشکده نيروي هوايي شروع شد و الان خلبانان آموزش ديده در داخل، بسيار توانمند تر از ماها هستند. يک کشور که نيروهاي کشور ديگر را آموزش مي‌دهد بستگي به آن کشور دارد که نوع آموزش‌ها چگونه باشد. در آمريکا چطور با شما برخورد مي‌کردند و بر چه مبنايي آموزش مي دادند؟ من براي تاسيس دانشکده چند دليل گفتم، از کمبود خلبان گرفته تا نپذيرفتن دانشجوهاي ما و هزينه‌هاي زياد آن و توانمندي و پتانسيل خودمان، اينها همه دست به دست هم داد. در آمريکا ما بسيار جدي، توانمند، مسئوليت پذير و پر مطالعه بوديم. در يک کلاسي که 20 شاگرد داشت، 17 تاي آنها آمريکايي و 3 تا ايراني بودند، شاگرد اول و دوم و سوم آن ايراني بودند. ژنرالي که از پنتاگون براي مراسم فارغ التحصيلي ما آمده بود در صحبت‌هايش مي‌گفت "براي من تعجب آور است که در کشور آمريکا با استاد آمريکايي، شاگرد اول‌هاي آن يک ايراني است، چگونه ممکن است؟" تقريبا نزديک انتهاي دوره ما بود و بيش از 200 خلبان در مقاطع مختلف در آمريکا بوديم. اينها روي شش نفر از بچه‌ها دست گذاشتند و گفتند يک ماه اينجا بمانيد. بچه‌ها پرسيدند براي چه؟ گفتند، در آموزش به ما کمک کنيد! بچه‌ها خنديدند و گفتند ما براي خلباني پيش شما آمده‌ايم، گفتند شما يک جوري با اين هواپيما پرواز مي‌کنيد که انگار بال هواپيما بال خودتان است، ما اينگونه بوديم. ما زمان طاغوت، ارتباطات قوي با آمريکا داشتيم و به نوعي مي‌دانستند که بايد به ما توجه کنند ولي فقط اين نبود چون کنار ما عربستان و کويت هم بود ولي شايد باورتان نشود ولي ما حرف‌هاي استاد را با اين که عربي بلد نبوديم براي آنها به زبان انگليسي روان‌سازي مي‌کرديم. آنها هميشه مي‌گفتند که در اين قضايا عقب هستند. با توجه به اين اوضاع، بچه‌ها خوش درخشيدند و آنها هم لذت مي‌بردند هم چيزي ياد مي‌دادند و هم ياد مي‌گرفتند حقيقت مطلب اينجا است که در خلباني بايد آي کيو بالايي داشته باشيد. پروازهاي جنگي ما و شهادت خيلي از رزمنده‌هاي ما اعم از خلبانان سپاه و ارتش نشان داد که ما ايراني‌هاي مسلمان اينگونه هستيم.
آيا در آمريکا با غير ايراني‌ها هم همکلاس بوديد؟ بله؛ خلباناني از عربستان سعودي، کويت، افغانستان بود که تعداد آنها کم بود. اتيوپي، آمريکاي لاتين، آلماني‌ها و فرانسوي‌ها که يکي دوتا بيشتر نبودند. آلماني‌ها هم يک پايگاه کرايه کرده بودند و در آنجا بودند. همه در تگزاس بوديم. تگزاس يکي از ايالت‌هاي جنوبي آمريکا است که هواي آن تقريباً متعادل است يعني اگر خراب بشود يک هفته پشت سر هم خراب است آنجا چندين پايگاه هوايي بود مثلاً در تگزاس 6 يا 7 پايگاه هوايي وجود داشت. در آمريکا پرواز هم داشتيد؟ با F-5 بود، اما چيزي در آن قرار نداده بودند و مقري براي حمل بمب نداشت. آموزش سيميلاتوري هم داشتيد؟ آن موقع ما در ايران سيميلاتور نداشتيم، نه ‌تنها سيميلاتور بلکه يک سيستم‌هايي را درست مي‌کنند و به آن لينک مي‌گويند. کابين هواپيما را درست مي‌کنند و وقتي شما در آن جا مي‌نشينيد، احساس مي‌کنيد در کابين هواپيما نشسته‌ايد که دکمه‌ها را در ذهنت ‌بسپاري و ما اينها را در دانشکده نداشتيم. الان دانشکده خلباني ما همه اينها را دارد. در آمريکا که ما بوديم اينها نظريه و پيشنهاد مي‌دادند. آمريکايي‌ها به دولت ايران نظريه مي‌دادند و مي‌گفتند آقاي فلاني با نمره‌اي که در اين آکادمي گرفت پيشنهاد خلباني هواپيماي شکاري مي‌کنيم. ما هم به اصطلاح با اين بک گراند وارد کشور شديم که با توجه به نيازي که بود من انتخاب شدم براي هواپيماي شکاري. آن سيميلاتوري که آنجا آموزش مي‌ديديد سيميلاتور چه هواپيمايي بود؟ سيميلاتور آنها قديمي بود يعني T37. سيميلاتورهايي که ما الان داريم، وقتي مي‌خواهيم تيک آف انجام بدهيم متحرک است، حالت پيدا مي‌کند و لرزش دارد اما آنها ثابت بود الان سيميلاتورها را حالت متحرک مي‌سازند و ما الان در ايران انواعي از سيميلاتورها را در اختيار داريم. در آمريکا، آيا آموزش‌هاي جنگنده‌هاي روز خودشان هم جزو آموزش‌هاي شما بود؟ مثلاً F16 که ما قرارداد داشتيم و قرار بود يک تعداد به ما بدهند، آيا آموزش آنها هم داده مي‌شد؟ خير؛ آنجا که ما بوديم پايگاه‌هاي آموزشي بود و بعضي وقت‌ها هواپيماي F-11 و F-15 آنجا مي‌نشست. آن پايگاه صرفاً براي آموزش خلبان‌هايي که هنوز نشان خلباني ندارند، بود. اينگونه نبود براي هر چيزي که شما درخواست داشتي آنها آماده باشند و پول بگيرند و آموزش بدهند. موضوع اينجا بود که آنها تا هواپيمايي به شما فروختند، همه را حساب و کتاب مي‌کردند و بعد به شما هواپيما مي‌دادند. وضعيت مستشاران در نيروي هوايي چگونه بود؟ آن زمان مستشاران از کدام کشورها بودند و در نيروي هوايي چه کارهايي مي‌کردند؟ گردان ما تقريباً 3يا 4 خلبان آمريکايي داشت که من تازه آمده بودم ايران. از شهيد فاتح چهر که فرمانده گردان ما بود پرسيدم اين آمريکايي‌ها اينجا چه کار مي‌کنند؟ يکي از برنامه‌هاي شان اين بود که نظارت مي‌کردند. چون آن کشور طرح‌هايي را انجام مي‌داد، مي‌خواست ببيند کارهايي که گفته انجام مي‌شود يا خير. در بحث‌هاي فني اينها متاسفانه خيلي سعي مي‌کردند اين بحث نظارت را دنبال کنند. به هيچ عنوان اجازه نمي‌دادند شما قطعه را باز کنيد، يعني وقتي قطعه از هواپيما پياده مي‌شد، مي‌گفتند بسته بندي بشود و به آمريکا برود تعمير بشود و برگردد. بچه ها به دور از چشم آنها گاهي اوقات وسايل را باز مي‌کردند. من گاهي مي‌ديدم روي بعضي از دريچه‌ها نوشته که خطر "امواج اشعه اتمي، دست نزنيد"! من مي‌گفتم خدايا هواپيماي F-4 چيزي درباره اتم ندارد! بعد از انقلاب وقتي همه چيز دست خودمان شد، ديديم که متاسفانه يک حربه بوده است يعني يک جورايي مي‌خواستند که ما به اين فناوري دست پيدا نکنيم که اگر دست پيدا مي‌کرديم به سراغ آن مي‌رفتيم. آدم‌هاي توانمند داشتيم خيلي زود خودمان را به‌روز کرديم. شب حمله که شد يعني وقتي که عراق حمله کرد، ما هم با 8 فروند هواپيما جواب داديم. فرداي آن روز در اولين يورش ما 140 فروند هواپيماي ما رفت. در آن روز قريب به 223 پرواز جنگي داشتيم. شب تا صبح اين بچه‌ها بودند و وقتي آمار هواپيما را مي‌ديديم، چون ما در پست فرماندهي بوديم و آخرين آمارها را داشتيم، فقط ما سه هواپيما داشتيم و همه هواپيماها عملياتي شده بودند. اين پتانسيل بعدها به منصه ظهور در آمد فقط در دنيا دو کشور F-14 داشتند يعني ايران و آمريکا. الان قريب به 15 سال است که آمريکا F14 را خوابانده است اما در ايران دارد پرواز مي‌کند. اين قطعات را چه کسي به ما مي‌دهد؟ بچه‌هاي ما به اين فناوري دست پيدا کرده‌اند. ما يکي از مشکلات‌مان دست پيدا کردن به فناوري متالوژي فلزات بود که الان دست پيدا کرديم. تمامي سدهاي ما توربيني است و توربين هم موتور هواپيما به صورت بزرگ شده است. بايد آلياژ بالا داشته باشد و اين توانمندي الان در کشور وجود دارد. ما هواپيماي آموزشي ساخته‌ايم، بنده هم لياقت پرواز با آن را داشتم ولي مصرف کننده آن خودمان هستيم براي توليد انبوه، بايد کشوري از ما اين هواپيما را بخرد تا توليد انبوه شود. **فروش جنگنده ايراني به ويتنام اين هواپيما 3 يا 4 اسم عوض کرد يک مدت تحت عنوان تندر بود اخرين اسم آن را نمي‌دانم اما ما يک سري هواپيما بعد از جنگ به نام اف 5 به ويتنام فروختيم و بعد از آنها خريديم، زمان شهيد ستاري بود ما اين ها را از وسط بريديم و دوکابينه کرديم و اين يک هنر است که شما هواپيما را مي‌بريد. بين اين کابين‌ها کلي لاين هاي برق هيدروليک و روغن وجود دارد ولي بچه‌هاي فني ما توانستند. آنها اين را مي‌دانستند، آن‌ها دائم مراوده اطلاعاتي داشتند. ما که در آمريکا بوديم وقتي مي‌رفتيم پرواز و برمي‌گشتيم، در آنجايي که براي ما نمره را مي‌گذاشتند، يک چيزهايي مي نوشتند که نمي فهميديم يعني چه، بعدها از استادم که وقتي به ايران آمد، پرسيدم برايم توضيح داد آنها به همه اطلاعات ما دسترسي داشتند. يعني آن آقايي که در گردان نگهداري ما بود، تمام اطلاعات را جمع بندي و ارسال مي‌کرد، آمريکايي‌ها در خيلي چيزها تاثير داشتند حتي انتخاب فرمانده‌ها با آنها بود. انتخاب نوع هواپيما و اينکه کدام پايگاه‌ها باشند با آنها بود. ما در جنگ تحميلي يکي از مشکلات مان کمبود ديد رادار مان بود. تمامي رادار‌هاي ما را آمريکايي‌ها نصب کرده بودند. ما متاسفانه زير پنج هزار پا، ديد اصلاً نداشتيم يکي از دلايل خريد اف 14 هم براي همين بود. لذا مستشاران کارشان فقط اين نبود که به ما فقط طريقه درست کار را بايد بياموزند بلکه، کار جاسوسي و اطلاعاتي هم مي‌کردند. به خاطر همين بچه‌هاي ما تشنه تر شدند. عمليات محيرالعقول اچ 3 که من در دو تاي آن حضور داشتم، اصلاً نمي‌توانند آمريکايي‌ها باور کنند که ما بتوانيم يک همچين طرحي را بريزيم و آن را اجرا کنيم و بعد چنان برخورد کنيم. صدام دو يا سه نفر از عناصر پدافندش را مي‌کشد و مي‌گويد چرا شما نفهميديد، اين يعني کار ما عالي بوده است. به طور همزمان وقتي اين بچه‌ها رفتند، سه فروند هواپيما اف 5 از پايگاه تبريز بلند شدند و طرح ايذايي انجام دادند يعني شما از همه اصول جنگ استفاده کرده‌ايد اصل قابليت اصل فرماندهي، اين معرکه است. بختيار هواپيماهايي که ما خريده بوديم را پس داد؛ در 14 بهمن 57 قرارداد خريد هواپيماهاي اف 16، آواکس و اف 4 را ملغي اعلام کرد و ما نامه آن را در اختيار داريم. خدا رحمت کند شهيد دوران را در عمليات الدوره؛ آقاي ولايتي وزير امور خارجه بود و نامه‌اش اينجا هست که مي‌گويد" اگر کنفرانس عدم تعهد در بغداد اجرا شود فاتحه کار ما از لحاظ سياسي خوانده است نبايد بگذاريم اين کار انجام بشود" اين نامه را شهيد خضرايي نشان داد. عباس دوران آنجا نشسته بود شهيد خضرايي گفت شنيديد صدام گفته است بغداد دومين شهر امن دنياست، شهيد دوران شخصيت خاصي داشت گفت غلط کرده است من خودم فلان مي‌کنم. حقيقتاً عباس دوران و مرحوم اسکندري به مرگ مي‌گفتند زکي! و اصلاً براي آنها معنا نداشت. اگر حزب الله در لبنان ايجاد شده است، اگر فاطميون وجود دارد، اينها از چه کساني الهام گرفتند؟ آمريکايي‌ها 15 سال پيش گفتند شما داريد انقلاب را صادر مي‌کنيد و ما انقلاب اسلامي را امروز با تلاش همين نيروهاي مجاهد ايراني، صادر کرده‌ايم. معروف است که نيروي هوايي زودتر از ساير نيروها به صف نيروهاي انقلاب پيوست، به خصوص چون ديداري هم که همافران با امام ره داشتند فضاي فکري نيروهاي ارتش نسبت به حرکتي که امام آغاز کرده بود، چه بود؟ و چه باعث شد اين اواخر نيروي هوايي زودتر از سايرين در صف انقلاب قرار بگيرد؟
امام معمار انقلاب بود. امام در هواپيما در پاسخ به سوالي که از او پرسيدند وقتي به ايران مي رويد چه احساسي داريد گفتند هيچ. ايشان ادعايي نداشت در آن زمان آيت الله زياد بود اما امام انقلاب کرد و در جنگ‌ ايشان واقعاً به ما کمک کردند. هر وقت صحبت مي‌شد فقط از خدا ياد مي‌کردند اگر انقلاب پيروز شد، کار خدا بود. حقيقتاً نيروي هوايي مرکز ثقل رژيم شاه بود و کمر رژيم را شکاند. اگر حضرت امام اولين يوم‌الله را به 19 دي مي‌دهد، بي دليل نيست. در آن حرکتي که انجام شد فقط نيروي هوايي نبود عزيزان ديگري از نيروي زميني بودند که اسامي آنها بود عده‌اي از بچه‌هاي درجه دار بودند و عده‌اي هم از افسران آن جا حضور داشتند اما چون اکثريت با همافران بود حرکت همافران شد. شروع اين کار از پادگان انقلاب در دوشان تپه بود. گاردي‌ها آنجا آمدند و برخورد کردند اما همافران و بچه‌هاي نيروي هوايي پا پس نکشيدند. ما آمريکا را رفته بوديم ديده بوديم و فضاحت‌هاي آن را مي شناختيم اين جا هم با آمريکايي‌ها کار کرده بوديم. ما مي‌خواهيم هيچ کشور غاصبي نباشد اولين غاصب آمريکاست. آمريکا براي سرخپوست‌ها بود و اين‌ها آن را غصب کردند ما مسلمانيم ما مي‌خواهيم دنيا براي مستضعفان دنيا باشد نه با زور. اين کار را چه کسي انجام داد خدا رحمت کند امام خميني را. اين کار خدايي بود و بچه ها جلو آمدند و سينه سپر کردند و چقدر خوب کار کردند.
وقتي شاه رفت تنها اميدش به کودتاي ارتش بود آيا زمزمه‌اي از اين قضيه شنيده مي‌شد؟ شاه از کودتاي ارتش چيزي در ذهنش نبود و نمي‌توانست روي آن حساب کند، اولين واماندگي در خود ارتش به وجود آمد يعني عناصر ارتش بعضي‌هاي شان قبل از شاه رفتند و بعضي ديگر بعد از شاه از کشور خارج شدند و امکان وقوع اين قضيه نبود، بعد هم يک انسان فريب خورده‌اي به نام بختيار و چه قدر بدبختي ما از دستش کشيديم چرا که هواپيماهايي که ما خريده بوديم را پس داد؛ در 14 بهمن 57 قرارداد خريد هواپيماهاي اف 16، آواکس و اف 4 را ملغي اعلام کرد و ما نامه آن را داريم. مطمئنيد که بختيار قرارداد خريد جنگنده اف 16 را لغو کرد يا دولت بازرگان؟  بله، اسنادش در نيروي هوايي موجود است؛ مي توانيم در اختيار شما بگذاريم. آن زمان که شما آمريکا بوديد اساتيد تان فقط آمريکايي بودند؟ بله زماني که برگشتيد مستشاران آمريکايي بودند يا از کشورهاي ديگر هم ما مستشار داشتيم؟ فقط آمريکايي بودند،مرسوم است در هر کشوري مباحثه نظامي دارند، وقتي شما از کشوري خريدي انجام مي‌دهيد يک جماعتي براي اين کار مي‌آيند تحت اين عنوان که خريد را کامل کنند ولي آنها تنها براي اين قضيه نيامده بودند. در نيروي هواي آماري داريد که چند مستشار آمريکايي حضور داشته‌اند؟ آمارهاي آن را احتمالاً قسمت‌هاي پرسنلي دارند. تعدادشان کم نبوده است. همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در تلگرام https://t.me/akharinkhabar آخرين خبر در ويسپي http://wispi.me/channel/akharinkhabar آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

آخرین خبر | ناگفته‌های خلبان بازنشسته ارتش از قراردادی که بختیار لغو کرد