آخرين خبر/ دومين جلسه محاکمه شهردار اسبق تهران به اتهام قتل همسرش برگزار شد و محمدعلي نجفي گفت: از اين حادثه بسيار متأسف هستم اما به هيچوجه اتهام قتل عمد را قبول ندارم.
محمدعلي نجفي ۶۶ ساله متهم به قتل ميترا استاد ۳۶ ساله، همسر دوم خود در دادگاه حاضر شد. در اولين جلسه دادگاه زهرا نجفي و عليرضا بربري (دختر و داماد نجفي)، فرهاد آقازاده (راننده نجفي)، مسعود استاد (برادر ميترا استاد) و معصومه رشيديان، خبرنگار انصافنيوز، به عنوان مطلع در دادگاه حاضر شده و به بيان مشاهدات خود پرداختند. سه اتهام نجفي در اولين جلسه دادگاه از سوي محمد شهرياري، نماينده دادستان، "مباشرت در قتل عمد" همسر دومش ميترا استاد با سلاح گرم، "حمل و نگهداري سلاح و مهمات جنگي غيرمجاز" و نيز "ايراد صدمه بدني عمدي منتهي به جرح غيرفوتي" عنوان شد. امروز ۲۶ تيرماه در دومين جلسه رسيدگي به اين پرونده قرار است اولياي دم ميترا استاد که در جلسه پيش حضور نداشتند در اين جلسه به دادگاه بيايند.
قاضي: رسانهها مطالب خلاف عفت عمومي را منعکس نکنند
قاضي کشکولي با بيان اينکه جلسه دادگاه با مجوز رياست قوه قضائيه به صورت علني برگزار ميشود، از رسانهها خواست در انتشار مطالب خلاف عفت عمومي از جلسه دادگاه خودداري کنند.
سپس قاضي کشکولي از وکلاي اولياي دم خواست تا در صورت ارائه مطلب، در جايگاه حاضر شوند که حاجيلويي يکي از وکلاي اولياي دم با حضور در جايگاه، گفت: در جلسه نخست، مواردي در اين پرونده به عنوان حواشي روي داد که شما (قاضي کشکولي) دستور داديد حواشي ذکر نشود، اما بعد از جلسه مطالبي با عنوان مهدورالدم، تيتر روزنامهها شد که به آبروي خانواده و اولياي دم خدشه وارد کرد.
وي افزود: من و همکارم با مطالعه پرونده، دفاعيات ناجوانمردانه متهم را ملاحظه کرديم و در اينجا به ذکر مطالبي ميپردازم.
آقاي نجفي؛ حق طلاق با شما بود، چرا از ميترا جدا نشديد؟
حاجيلويي ادامه داد: متهم (محمدعلي نجفي) گفته بود که مقتوله وارد زندگي او شده و از اشتباه با وي پشيمان است، البته ما ميدانيم آقاي نجفي در دفترمهرشهر کرج چه هزينهاي را براي ثبت ازدواج، انجام داده است.
وي افزود:آقاي نجفي ميگفت اشتباه کرده که مقتول را طلاق نداده، چرا اين سخن را ميگويد در صورتي که حق طلاق با مرد است، حاجيلويي خطاب به محمدعلي نجفي، گفت: شما نوک مداد را نشکستيد يک زن مسلمان را به قتل رسانديد، اينجا صحنه سياست که با هر اشتباه عذرخواهي کرده و کنار بکشيد، شما مرتکب قتل عمدي شديد و بايد پاسخگو باشد، شما گفتيد ايشان (مقتول) پرستو بوده و با نهادهاي امنيتي کار ميکرده است.
در اين حين قاضي محمدي کشکولي با تذکر به وکيل، از وي خواست برخلاف نزاکت صحبت نکند و گفت: قواعد دادگاه بايد رعايت شود.
اوليايدم ميدانند ميترا قرار بود چه مسائلي را به خبرنگار بگويد
سپس حاجيلويي به ادامه سخنانش پرداخت و افزود: شما (آقاي نجفي) 40 سال در سياست بوديد، اولياي دم ميدانستند که ميترا استاد چه مسائلي را ميخواهد به خبرنگار بگويد اما ما نميتوانيم اين حرفها را بزنيم، ميدانيم که اين حرفها را وکيل آقاي نجفي به او آموزش داده است.
وکيل اولياي دم خطاب به محمدعلي نجفي گفت: شما يکبار گفتيد خانم استاد مهدورالدم است و بعد حرفتان را پس گرفتيد، اين دفاع قابل جمع نيست که يکبار بگوييد مهدورالدم بوده و يکبار بگوييد قصد کشتن را ندارم، يک باربراي هميشه اعتراف کنيد که مرتکب قبل عمدي شديد و تقاضاي بخشش کنيد.
در اين حين قاضي کشکولي مجددا به وکيل اولياي دم تذکر داد در چارچوب دلايل اتهام به ايراد سخنانش بپردازد که حاجيلويي افزود: بايد حرف اولياي دم را بزنم، آنها حالشان بد است، گلايهمند هستند که چرا يکبار به مهيار سر نزدند، مهيار مادر خود را عريان در حمام ديده، چگونه بايد به زندگي خود ادامه دهد، آقاي نجفي لکسوز خود را فروختند، پول را در حساب ريختند اما پول از حساب خالي شد تا پولي به اوليايدم مقتول نرسد، اجازه ميدادند حداقل پولي به آنها برسد تا با استفاده از روانشناس آلام آنها التيام پيدا کند.
پس از پايان صحبتهاي حاجيلويي، قاضي کشکولي اعلام کرد که آقاي نجفي روز گذشته آقاي عليزاده طباطبايي؛ يکي از وکلاي خود را عزل کرده است و به همين دليل آقاي عليزاده در جلسه دادگاه حضور ندارند.
قاضي کشکولي از رسانهها خواست عکسي از مهيار صفري؛ فرزند مقتول گرفته و پخش نشود و متذکر شد اين تقاضاي آقاي صفري است که عکسي از او گرفته نشود؛ اين کار برخلاف اخلاق و شأن خبري است و قانون نيز اين اجازه را نميدهد.
پسر ميترا استاد: نجفي بارها مادرم را تهديد به قتل کرده بود
مهيار صفري فرزند ميترا استاد و اوليايدم وي در پرونده قتل عمد همسر دوم شهردار اسبق تهران با اجازه قاضي کشکولي رئيس شعبه نهم دادگاه کيفري يک استان تهران براي ارائه توضيحات در جايگاه قرارگرفت و قاضي بار ديگر از عکاسان خواست از وي عکس نگيرند.
صفري خود را متولد 11 شهريور سال82، فرزند جهانشاه صفري و داراي تحصيلات سيکل عنوان کرد و خطاب به دادگاه گفت: تقاضاي قصاص خون مادرم را دارم.
در ادامه رئيس دادگاه از وي خواست مشاهدات خود را از نحوه به قتل رسيدن به زمان خروج و ورود خود را به منزل اعلام کند که مهيار صفري گفت: ساعت 9 صبح از منزل خارج شدم و حدود ساعت 12 ظهر به خانه برگشتم که ديدم دو نفر غريبه داخل ساختمان هستند. ابتدا فکر کردم واحد را اشتباه آمدهام اما ديدم که اشتباه نکردم و به کمک آقاي آقازاده (راننده شخصي محمدعلي نجفي) وارد حمام شدم و مادرم را داخل حمام ديدم.
رئيس دادگاه از مهيار صفري خواست مشاهدات خود را از صحنه قتل بيان کند که وي قادر به توصيف صحنه نبود و قاضي سوال ديگري را مطرح کرد.
قاضي کشکولي از فرزند ميترا استاد پرسيد که آيا مادرش و آقاي نجفي با هم اختلاف داشتند يا خير، که مهيار صفري پاسخ داد: کم و بيش اختلاف داشتند. حتي نجفي چند بار مادرم را با اسحله تهديد کرده و گفته که تو را با اين اسلحه ميکشم.
قاضي پرسيد اين اتفاق چه زماني رخ داد؟
مهيار صفري گفت: حدود دو روز قبل از حادثه اتفاق افتاد.
رئيس دادگاه از فرزند ميترا استاد سوال کرد آيا شما اسلحه را ديده بودي يا خير؟
مهيار صفري گفت: نديده بودم.
قاضي پرسيد پس شما چگونه متوجه وجود اسلحه شديد؟
مهيار صفري پاسخ داد: آقاي نجفي به ما گفته بود که اسلحه را در منزل همسر اولش نگه ميدارد.
قاضي از فرزند ميترا استاد سوال کرد: مستند و دلايل شما براي اين اظهارات چيست؟
مهِيار صفري گفت: خود آقاي نجفي ذکر کرده بود.
قاضي خطاب به مهيار صفري گفت: چه ضرورتي داشت که نجفي چنين چيزي را بگويد که متهم پاسخي به اين سوال نداد.
قاضي از مهيار صفري سوال کرد: آيا در روز حادثه امتحان داشتي؟
فرزند ميترا استاد جواب داد: بله امتحان رياضي داشتم و حدود ساعت 8:30 صبح بيدان و ساعت 9:05 دقيقه از خانه خارج شدم.
وي در پاسخ به اين سوال که چه کسي تو را از خواب بيدار کرد گفت: آقاي نجفي مرا از خواب مرا بيدرا کرد و با تندي و عصبانيت اين کار را انجام داد به طوري که ابتدا فکر کردم که با مادرم دعوا کردهاند.
مهيار در پاسخ به سوال ديگر رئيس دادگاه مبني بر اينکه آيا شب قبل از حادثه مادرش و نجفي با يکديگر اختلاف داشتند يا خير گفت: بله، اختلاف داشتند و دعوا از حدود ساعت 9:30 شب شروع شد و تا ساعت 2:30 بامداد ادامه داشت.
وي در پاسخ به اين سوال که آيا فرد ديگري در منزل شما بود يا خير گفت: داييام تا ساعت 12 خانه ما بود. مادرم او را دعوت کرده بود تا دور هم باشيم.
مهيار در پاسخ به سوال ديگر دادگاه مبني بر اينکه نجفي اعلام کرده است مادرتان شما را برخي اوقات دعوا ميکرد و حتي چند دفعه از منزل بيرون کرده است گفت: اصلا چنين چيزي نيست و مادرم با من دعوا نداشت و کاملا با من خوب بود.
در ادامه اين جلسه قاضي از جهانشاه صفري ولي قهري (پدر) مهيار صفري خواست تا در جايگاه حاضر شود.
ولي قهري مهيار صفري در پاسخ به سوال دادگاه مبني بر اينکه به عنوان ولي قهري مهيار آيا مطلبي داريد يا خير، گفت: براساس چيزي که از خود مهيار شنيدم ميخواهم که عدالت برقرار و قصاص انجام شود.
دادگاه از وي سوال کرد آيا تقاضاي قصاص داريد؟
وي پاسخ داد با توجه به اينکه پسرم تقاضاي قصاص دارد من از طرف وي تقاضاي قصاص دارم.
محمدعلي نجفي در ادامه جلسه رسيدگي به پرونده قتل عمد ميترا استاد با اجازه قاضي کشکولي رئيس شعبه نهم دادگاه کيفري يک استان تهران براي ارائه دفاعيات در جايگاه قرار گرفت.
نجفي: بخشي از کيفرخواست نادرست است؛ به هيچوجه قتل عمد را قبول ندارم
رئيس دادگاه در ابتدا اتهامات نجفي دائر بر قتل عمد ميترا استاد 36 ساله، حمل و نگهداري غيرمجاز سلاح و مهمات مربوطه و ايراد جنايات عمدي غيرمنتهي به فوت به واسطه شليک گلوله به کف دست چپ مقتوله را عنوان کرد و خطاب به متهم گفت: آيا اتهامات خود را قبول داريد؟
نجفي در ابتدا با قرائت آيهاي از قرآن کريم گفت: آنچه اتفاق افتاده را قبول دارم اما اتهام قتل عمد را به هيچ عنوان قبول ندارم و از اين حادثه دردناک و جانسوز بسيار متأسف هستم و مجددا به خانواده محترم استاد تسليت ميگويم و اميدوارم خداوند به آنها صبر بدهد.
وي افزود: آنچه ميگويم براي روشنتر شدن قضيه و تبيين واقعيات و قضاوت در پرتو آگاهي بيشتر و صدور حکم بر اساس شرع و قانون است و هدفم از بيان اين مسائل فقط روشن شدن حقايق است چون تا حدودي خودم را در اين حادثه مقصر ميدانم و به هيچ عنوان قصد برائت خودم را از آنچه اتفاق افتاده ندارم.
شهردار اسبق تهران افزود:آنچه در کيفرخواست آمد، بخشي نادرست بود.
نجفي در ادامه به اشاره به اظهارات وکيل اولياي دم گفت: در ابتدا از رئيس دادگاه تشکر دارم که براساس قانون به وکيل اولياي دم تذکر داد زيرا وکيل حق توهين ندارد و استفاده از الفاظي مانند ناجوانمردانه درباره من و صحبت کردن درباره دوران وزارت من در آموزش و پرورش با طعنه درست نيست.
وي همچنين با اشاره به اظهارات مهيار صفري فرزند ميترا استاد گفت: شرايط روحي و رواني مهيار را درک ميکنم و به مطالبي که اشاره شد زياد وارد نميشوم زيرا شرايط روحي و رواني او را درک ميکنم اما در هيچ زماني همسر مرحومه خود را به قتل تهديد نکردم.
نامه من بايد در جلسه غيرعلني خوانده ميشد
نجفي ادامه داد: به اعتقاد ما مطالب ارائه شده در کيفرخواست دقيق نبوده، من در نامه نوشتم که دلم نميخواهد، نامه عمومي شود و حتي گفتم تعداد معدودي از بستگان متوجه آن شوند، اما چطور نماينده دادستان بخشهايي از نامه را قرائت کردند، بايد اين نامه در جلسه غيرعلني مطرح ميشد.
وي افزود: بعضا اين مطالب غيردقيق بود، بنده در تاريخ 8 ارديبهشت 97 با مرحومه عقد دائم کردم، البته قبل از آن حدود 7 ماه عقد موقت بوديم، در زمان عقد موقت به دليل مسئوليت، فرصت کافي براي بحث درباره مسائل بين دو طرف نداشتيم و خيلي از مسائل به صورت اجمالي مطرح شد.
احساس ميکردم از نظر اعتقادي باهم فاصله داريم
نجفي ادامه داد: عقد دائم با عجله اتفاق افتاد، تقاضاي من به دو دليل بر اين بود که عقدمان را به تأخير بيندازيم زيرا اولا احساس ميکردم از لحاظ مباني اعتقادي با هم فاصله داريم و ثانيا قرار عمل جراحي سخت داشتم که پزشک گفته بود بعد عمل حدود يکماه نميتوانم فعاليت داشته باشم.
متهم پرونده قتل ميترا استاد به اختلافات بعد از عقد دائم ميان وي و همسرش اشاره کرد و افزود: بعد از عقد دائم به اين نتيجه رسيديم که اختلاف داريم، سعي کردم پس از سپري شدن دوران نقاهت با هم به نقطه مشترکي برسيم، اما برخي سوءتفاهمها بين طرفين وجود داشت، نهايتا از حدود 6 ماه قبل به اين نتيجه رسيدم که زندگي مشترک با توجه به عمق اختلافات به نتيجه نميرسد و از مرحومه خواستم با توافق جدا شويم حتي به او گفتم در مدت چند ماه مهريه را به او پرداخت ميکنم اما او قبول نکرد و ميگفت دوستت دارم. من نيز او را دوست داشتم.
وي ادامه داد: سعي کردم با برخي ريشسفيدان که مرحومه از آنها تأثير ميگرفت تماس بگيرم و آنها، وي را براي طلاق تشويق کنند، نميخواستم يکطرفه طلاق دهم، مرحومه در محضر خواسته بود اختيار اطلاق را به او دهم اما گفتم اين کار را نميکنم اما به او دو تعهد دادم که هر موقع به نتيجه جدايي رسيديم، از همديگر طلاق بگيريم.
نجفي ادامه داد: گفتم هر موقع به اين نتيجه رسيديم، با توافق اين کار را انجام دهيم، من ميدانستم حق طلاق با مرد است اما نميخواستم زير قول خود بزنم.
متهم پرونده قتل ميترا استاد گفت: از يکماه پيش از قتل ميترا به من گفت ديگر نميخواهد راجع به طلاق با او و اعضاي خانوادهاش صحبت کند زيرا من تصميم داشتم مسئله را به برادر او بگويم اما در نهايت اين مسئله (جدايي) بدون تصميمگيري باقي ماند.
نجفي افزود: حدود يک هفته قبل از حادثه، تصميم گرفتيم به منزل بزرگتري نقل مکان کنيم که در روز اسبابکشي نيز با هم جروبحث پيدا کرديم، آن روز برادر و خواهر ميترا نيز نزد ما بودند و من نميخواستم مقابل کارگران جروبحث ادامه پيدا کند، رابطه بين ما سرد بود، شب قبل از حادثه برادرش را براي شام دعوت کرديم که به نظرم وي نيز به رابطه سرد بين من و ميترا پي برد.
وي افزود: پس از شام و رفتن برادر ميترا، ميترا به من ناسزا ميگفت. در چند مورد گذشته با شدت گرفتن بحث، ميان من و ميترا برخورد فيزيکي صورت گرفته بود، من در طول عمرم با هيچ خانمي برخورد فيزيکي نداشتم و پس از اين برخوردهاي فيزيکي با ميترا متأثر ميشدم، حدود ساعت 11:30 شب به اتاق خواب رفتم اما ميترا با مطرح کردن مسائلي، تا ساعت 3 بامداد نگذاشت بخوابم، در نهايت حدود ساعت 3 به اتاق ديگري رفتم و خوابيدم.
نجفي درباره اتفاقات به وجود آمده در روز قتل نيز گفت: حدود ساعت 8 صبح بيدار شدم، در طول يکسالي که با مرحومه و مهيار زندگي ميکردم سعي کردم براي مهيار پدر باشم حتي ميترا به خانوادهاش ميگفت که من کارهايي بيشتر و سنگينتر از وظيفه پدر مهيار براي او انجام ميدهم، حدود ساعت 9 ميترا بيدار و مهيار از خانه خارج شد.
اسلحه من مجوز داشت؛ تمام اتفاقات در 3_2 دقيقه رخ داد
وي افزود: دوباره مباحث شب قبل و اختلافات پيش آمده بين ما بالا گرفت که سعي کردم پاسخي ندهم، حدود ساعت 9:30 ميترا گفت به حمام ميروم و گفت که بعد از حمام از منزل خارج ميشود، از او پرسيدم کجا ميخواهي بروي که گفت خودم ميدانم، با اين اظهارات بسيار عصباني شدم، تمام ماجرا در حدود 2 تا 3 دقيقه طول کشيد نفهميدم چه شد و عصبانيت و خشم بر روي من مستولي شد.
نجفي با بيان اينکه اسلحه وي غيرمجاز نبوده و داراي مجوز بود، افزود: تصور ميکردم مجوز حمل سلاح تمديد شده است، گمان ميکردم ميترا وقتي وارد حمام شود، داخل وان قرار گرفته باشد ميخواستم داخل حمام بروم و به او بگويم که بايد راجع به طلاق تصميم بگيريم و اگر او مخالفت کرد بايد به نحوي کار را براي جدايي تمام کنم.
وي درباره قتل ميترا استاد گفت: کمد نيمهباز بود اسلحه را برداشتم ميخواستم به او بگويم شايد کار به خونريزي بکشد، ميترا قبلا گفته بود کار با اسلحه را به او آموزش دهم، بالش را برداشتم که اسلحه را نبيند و سلاح را با بالش به داخل حمام بردم، با ورود به حمام به صورت سينه به سينه مقابل ميترا قرار گرفتم، فکر نميکردم او داخل وان نباشد، بالش را کنار زدم که اسلحه را نشان دهم و بگويم اگر گفتوگو نکنيم کار به خونريزي کشيده ميشود که وي اسلحه را ديد و دچار اضطراب شد.
متهم پرونده قتل ميترا استاد افزود: او مرا هل داد و دستهايش را روي شانه من گذاشت که من عقب رفتم و يک گلوله شليک شد، ابتکار عمل از دستم خارج شده بود اسلحه را به سمت بالا بردم که تير به سقف بخورد، ميترا دست راست مرا گرفت که به او گفتم مرا رها کن، 4 گلوله شليک شد و آخر تير به وي اصابت کرد و احتمالا تير به صورت غيرمستقيم به وي خورده است و ديگر تيري شليک نشد.
چند بار تصميم به خودکشي گرفتم اما منصرف شدم
وي ادامه داد: ميترا عقب عقب رفت و از پشت سر داخل وان افتاد، سپس اسلحه را مقابل آينه حمام قرار دادم، شوکه شده بودم، بعد با دست زدن به ميترا فهميدم حرکت نميکند و ديدم بالاي سينه وي محل اصابت گلوله است، چند دقيقه بدون حرکت ايستادم حالت غيرقابل تصوري داشتم، ميخواستم خودم را کشته و تنبيه کنم، دو بار کنار وي رفتم و داخل وان نشستم، بعدا ديدم شلوارک و غوزک پايم خوني شده که به نظرم رسيد شايد زمان رفتن داخل وان، خوني شده باشد.
متهم پرونده قتل ميترا استاد با اشاره به دستپاچگي وي پس از قتل، افزود: پس از چند دقيقه در اتاق قدم زدم، نميدانستم چه کنم به بالکن رفتم که شايد خود را به پايين پرتاب کنم، آخر کار به راننده زنگ زدم، دو کيف با اسناد خصوصي شامل پاسپورت، چند دستگاه تلفن همراه، مدارک پزشکي، سند ازدواج و ساير وسايل شخصي داخل کيف بود، نميدانستم چه اتفاقي ميافتد، به راننده زنگ زدم و گفتم دو کيف را ببرد، کيف را به وي دادم که اسناد گم نشود، سپس از وي خواستم پايين برود و مجددا با او تماس بگيرم.
نامهاي که نوشتم عجولانه و غيردقيق بود
وي افزود: به نظرم رسيد که متني را بنويسم و داستان زندگي مشترک را بگويم، تقريبا شش ماه ارتباط خاصي با خانواده نداشتم، آنچه نوشتم با عجله و به صورت غيردقيق بود، من عنوان مهدورالدم را اصلا در دفاعيات مطرح نکردم حتي آقاي بازپرس ميخواست در دهن من اندازد که آيا معتقد هستي ميترا مهدورالدم بوده که من چنين چيزي در دفاعيات نگفتم.
متهم پرونده قتل ميترا استاد ادامه داد: در نهايت پس از نوشتن نامه، آن را داخل کيف گذاشتم و ميخواستم حتي راننده آن را نبيند، پس از رفتن راننده تنها راه به نظرم آمد که به قم و زيارت حضرت معصومه و بر سر قبر پدرم بروم. پيش از اين وقتي ناراحتي برايم پيش ميآمد، اين کار را انجام ميدادم و گفتم بعد از زيارت درباره معرفي خود به پليس تصميم بگيرم، اسلحه را نيز با خود بردم که گم نشود و مسئلهاي پيش نيايد.
وي افزود: البته تصميم نيز داشتم که بر سر مزار پدرم خودکشي کنم، براي برداشتن کارت حمل سلاح از داخل کمد اقدام کردم و پيش خود گفتم اگر کسي گفت چرا اسلحه حمل ميکني، مجوز حمل سلاح را به وي نشان دهم که آنجا متوجه شدم اعتبار حمل سلاح تا سال 94 بوده است.
نجفي ادامه داد: با رفتن به ترمينال بيهقي به قم رفتم و پس از آن نيز تصميم گرفتم که خود را به پليس تحويل دهم، پس از بازگشت از قم با يک تاکسي به سمت پليس آگاهي در خيابان شاهپور رفتم، پس از قتل تلفن همراه را همراه خود نبردم چون فکر ميکردم در صورت خودکشي، شايد وجود تلفن بعدا دردسرساز شود، با تلفن راننده با دخترم تماس گرفتم و ميخواستم دلشوره آنها از بين برود، زيرا در راديو مطالبي گفته ميشد که راجع به من بود.
وي افزود: در پليس آگاهي يکي، دو ساعت بدون لباس بازداشتگاه صحبت کردم و با رياست آگاهي نيز حرفهايي زدم، بعد از افطار لباس بازداشتگاه را پوشيدم و ساير اقدامات صورت گرفت.
به من ميگفتند چرا شخص ديگري را به عنوان قاتل معرفي نکردي؟
نجفي با بيان اينکه به هيچ عنوان قصد قتل نداشتم، گفت: البته قبول دارم که با برداشتن اسلحه اشتباه کردم، 5 گلوله شليک شد اگر قصد قتل داشتم شليک يک گلوله کافي بود، 4 گلوله حداقل به سقف خورد، من از قبل انقلاب با اسلحه آشنايي داشتم و در زمان شهيد چمران کلاس آشنايي با اسلحه آموخته بودم. شليکها غيرارادي بود.
وي ادامه داد: در برخي رسانهها عنوان شد که همسرم با شليک 5 گلوله کشته شده، خير اينگونه نبود حتي محل اصابت گلوله به وي نشان ميدهد که مستقيم نبوده است.
نجفي به مطالب مطرح شده در فضاي مجازي نيز اشاره کرد و گفت: در فضاي مجازي به طنز عنوان شد و برخي نيز به صورت جدي نوشتند. حتي سه نفر نيز در بازداشتگاه به من گفتند که شما چرا قتل را به ديگران نسپرديد و يا فرمول ديگري پيدا نکرديد، که من گفتم من نميخواستم او را بکشم و قصد قتل نداشتم.
عصر روز قبل از قتل، مشغول پاسخ به نامه سازمان بازرسي درباره صندوق ذخيره فرهنگيان بودم
محمدعلي نجفي در ادامه ارائه دفاعيات خود در دومين جلسه محاکمه به نوشتن پاسخ استعلام سازمان بازرسي در خصوص تاسيس صندوق ذخيره اشاره کرد و گفت: من عصر روز قبل از حادثه دو ساعت و نيم وقت گذاشتم و پاسخ سازمان بازرسي درباره صندوق ذخيره فرهنگيان را تهيه کردم که اکنون نزد نماينده دادستان است و وقتي مأموران روز حادثه به منزل ما آمده بودند آن را پيدا کردند. بنابر اين اگر قصدي براي قتل داشتم نمينشستم پاسخ سازمان بازرسي را بنويسم.
وي ادامه داد: حتي چند روز قبل براي خريدن منزل جديد درباره جمع کردن پولها و گرفتن وام با دو تن از دوستان صحبت کرديم و چند روز قبل از آن نيز به اخوي خود زنگ زدم و گفتم زندگي ما خوب است و نگران نباشيد بنابر اين قصد قتل نداشتم اما اختلافات ما به جايي رسيده بود که به اين نتيجه رسيدم که بايد جدا شويم.
جزو کساني بودم که سال 60 به علت احتمال ترور شدن، اسلحه دريافت کرده بودند
شهردار اسبق تهران در ادامه به نحوه داشتن اسلحه اشاره کرد و گفت: در سال 60 ترورهاي کور خياباني منافقين، گروهک فرقان و ... زياد شده بود اوايل تير يا اواخر خرداد زماني که ترور مرحوم شهيد رجايي و شهيد باهنر بود من وزير فرهنگ و آموزش عالي شدم و آن زمان در شورايعالي امنيت تصميمگيري شد مسئولاني در که در معرض ترور هستند مسلح باشند. هر کدام يک قبضه سلاح کمري داده شد که من هم يکي از آنها بودم.
وي افزود: يک کلت برتا داند و من اوايل آن را همراه خود ميبردم اما بعد که فضاي کشور آرام شد هيچ وقت اسلحه همراهم نبود؛ نه اسلحه همراهم بود و نه کسي سوالي درباره آن ميکرد و تا جايي که ميدانم به صورت خودکار توسط حراست دستگاه يا تاکيد محافظان کارت حمل سلاح تمديد ميشد و من فکر کردم تمديدها 10 ساله است و آخرين بار توسط حراست رياست جمهوري يا مسئول تيم حفاظت کارت حمل سلاح تمديد شد.
وي گفت: چون هيچ وقت سلاح را همراه خود نميبردم کارت آن هم همراهم نبود و بارها ميخواستم سلاح را برگردانم زيرا به دردم نميخورد. سال 70 بود که وزارت دفاع يک اسلحه مسلسل جديد توليد کرده بود و رنگ طلايي داشت و به هرکدام از وزرا يک قبضه از اين اسلحه دادند. دو الي سه ما اين اسلحه را نگه داشتم و بعد از آن همراه خود تحويل تيم حفاظت دادم تا برگرداند اما سرتيم گفت اين را نگه داريد زيرا زحمتي براي شما ندارد. بنابر اين کارت حمل سلاح را از روي قصور تمديد نکردم و فکر ميکردم که تمديد آن 10 ساله است.
وي ادامه داد: اين اسلحه را در منزل قبلي که با همسر اولم بودم در جايي پنهان کرده بودم تا کسي نبيند و البته ميدانستند من سلاح دارم و بعد که به منزل جديدي که براي مرحومه گرفته بودم نقل مکان کرديم اسلحه را هم داخل چمدان لباسهاي تابستاني که استفاده نميکردم گذاشتم و حتي مرحومه چند بار پرسيد که اسلحهات را آوردهاي. من پاسخ مثبت دادم و از من خواست طرز کار با اسلحه را به او ياد بدهم که گفتم صلاح نيست و حتي به شوخي مرحومه مطرح کرد که اسلحه را بياور تا خودمان را بکشيم و من هم گفتم پس اول مرا بکش و اگر دلت آمد خودت را بکش.
نجفي افزود: دو شب قبل از حادثه که به تدريج داشتيم وسايل را ميچيديم نوبت ديدن لباسهايي که اسلحه داخل آن بود رسيد. حين چيدن لباسها مرحومه اسلحه را که وسط لباسها بود و آن را به من داد که داخل کمک گذاشتم تا سر وقت در جايي پنهان کنم اما مرحومه گفت برويم شام بخوريم و حواسم پرت شد و يادم رفت که اسلحه را بردارم و خشاب را خارج کنم و جاي امنتري بگذاريم و روز حادثه وقتي پشت سر مرحومه با حالت خشم و عصبانيت رفتم چشمم به اسلحه افتاد و آن را برداشتم تا به او نشان بدهم که آن اتفاق به وجود آمد.
شهردار اسبق تهران گفت: اميدوارم اين اظهارات گمانهزني در فضاي مجازي و غيرمجازي حتي توسط مسئولين، بکاهد و اميدوارم خداوند با لطف به من و آن مرحومه نگاه کند و از گناهان هر دوي ما بگذرد. و اين شرايط ممکن است براي هر کسي پيش بيايد همانطور که براي من پيش آمد و روزگار من آن مرحومه و خانواده من را دگرگون کرد.
در ادامه قاضي کشکولي گفت: با توجه به دفاعيات آقاي نجفي از اولياي دم و وکلاي ايشان در راستاي وظيفه دادگاه ميخواهم که از قصاص گذشت کنند زيرا باعث ميشود آلام و آثار اجتماعي جرائمي که مهم هستند و زندگي را دگرگون ميکنند کاهش يابد و وظيفه دادگاه است که از اولياي دم و وکلاي آنها تقاضاي سازش و گذشت داشته باشد زيرا قصاص يک فرد نميتواند جايگزين قتل مرحومه باشد و در موازين اسلامي ما نيز درباره فرهنگ گذشت صحبت شده است.
قاضي در ادامه خطاب به نجفي گفت: شما در نيروي انتظامي و دادسرا اظهارات زيادي در خصوص قتل و نگهداري سلاح و استفاده از آن و دستنوشتههايتان داريد آيا اين اظهارات را قبول داريد؟
مصاحبه با صداوسيما در روز قتل، به خاطر شايعه فرار به خارج از کشور بود
وي پاسخ داد: کدام اظهارات را ميگوييد؟ زيرا روز اول و دوم واقعا تسلط به خود نداشتم و مرتب با خود کلنجار ميرفتم که آنچه اتفاق افتاده براي خودم تجزيه و تحليل کنم و حتي همان شبي که در آگاهي بودم از من خواستند با صدا و سيما مصاحبه کنم اما گفتم که نميتوانم و آنها پاسخ دادند که شايعه شده که شما به خارج از کشور فرار کردي و من با آنها صحبت کردم.
وزير پيشين آموزش و پرورش به اظهارات وکيل اولياي دم مبني بر اينکه که وي مقتوله را مهدورالدم شناخته است گفت: برخلاف آنچه وکيل اولياي دم گفته است بارها گفتم که اصلا چنين چيزي نيست و بارها از من سوال شد و من هم پاسخ دادم که حتي اگر معتقد به مهدورالدم بودن هم باشم دليل نميشود خودم حکم قتل را اجرا کنم.
ادعايي درباره پرستو بودن ميترا نداشتم، از کساني که اين ادعا را مطرح کردند سوال کنيد
وي همچنين درباره ادعاي ديگر وکيل اولياي دم مبني بر اينکه نجفي مقتوله را پرستو ميدانسته گفت: در هيچ جا و هيچ زماني اصلا لفظ پرستو را به کار نبردم و در فضاي مجازي برخي افراد اين موضوع را نوشتند که بايد از خود آنها سوال کنيد.
ادعاي وکيل خانواده ميترا درباره برداشتن پول از حساب صحت ندارد
نجفي افزود: وکيل اولياي دم در اظهارات خود گفت من ماشينم را فروختم و پول آن را از حساب برداشتم تا خانواده استاد نتوانند از آن استفاده کنند در حالي که اصلا چنين چيزي صحت ندارد زيرا من از 7 خرداد در بازداشت هستم و بيرون نرفتم تا بتوانم پولي را خارج کنم. بابت رهن منزلي که براي مرحومه گرفته بودم بدهي داشتم که ماشين خود را به قيمت 200 ميليون تومان فروختم و بخشي از بدهي را دادم و بخش ديگر نيز داخل حساب بانکي گذاشتيم تا شايد بتوانيم با جمع کردن پولهاي خود و قرض گرفتن از دوستان و آشنايان خانهاي که مد نظر مرحومه بود خريداري کنيم. اما باز هم پولمان نميرسيد.
لوله اسلحه به سمت بالا بود ولي نميدانم چرا تير به ميترا خورد
نجفي گفت: آنچه ميگويم براي تبرئه خودم نيست و حتي از روز اول به دنبال قصاص خودم بودم تا احساس بد وجداني که در خودم وجود داشت تخليه شود. بنابراين اين اظهارات را به هيچ وجه براي برائت خودم نميگويم و واقعا بدون قصد به سوي مرحومه رفتم و قرائن براي آن وجود دارد و حتي لوله اسلحه را به سمت بالا گرفته بودم و نميدانم چطور گلوله به وي خورد و حتي تا زماني که در آگاهي حضور يافتم نميدانستم که به دست مرحومه تير خورده است.
در ادامه قاضي دادگاه بخشي از اظهارات نجفي در مرحله بازجويي را قرائت کرد و گفت: شما در بازجويي گفتهايد که خشاب از قبل در سلاح بود ولي اسلحه، مسلح نبود و روي ضامن قرار داشت و وقتي طرف حمام رفتم آن را مسلح کردم، آيا اين اظهارات را قبول داريد؟
نجفي افزود: نه؛ قبول ندارم واقعا آن موقع نميدانستم چه شده و چه کار کردم و هر چه فکر ميکنم در فاصلهاي بين رفتن از اتاق خواب به سمت حمام غير از برداشتن بالش کار ديگري انجام ندادم و سلاح از قبل مسلح بود.
وي در پاسخ به اين سوال که فرزند ميترا استاد چه ساعتي از منزل خارج شد گفت: آژانس را براي ساعت 9 صبح رزو کرده بوديم و فکر ميکنم حدود ساعت 9 و 5 دقيقه مهيار از منزل خارج شد تا به مدرسه برود واين اتفاق هم حدود ساعت 9:30 صبح اتفاق افتاد.
قاضي: نامهاي که مدعي هستيد بعد از قتل نوشتهايد، منظم و دستهبندي شده است؛ نجفي: ذهن دستهبندي شدهاي دارم
وي در پاسخ به سوال ديگر قاضي مبني بر اينکه آيا نامه را قبل از وقوع قتل نوشتيد زيرا از نظر محتوايي بار حقوقي دارد و داراي دستهبندي است گفت: نميدانم مطلبي که نوشتم بار حقوقي دارد يا خير اما نامه را بعد از واقعه نوشتم و حتي حدود 20 دقيقه بعد از اين اتفاق نميدانستم چه کار کردم و قدم ميزدم به بالکن ميرفتم و نميدانستم چه شده است. آن نامه را در اين شرايط و با سرعت نوشتم و از خط نامه نيز سرعت در نگارش مشخص است و به هر حال ذهن دستهبندي شده دارم کما اينکه نامهاي که به سازمان بازرسي نوشتم را هم ميتوانيد نگاه کنيد بنابر اين با قصد و غرض حقوقي نامه را ننوشتم. نامه را با سرعت نوشتن و وقتي راننده رسيد نامه تمام نشده بود و براي همين از او خواستم که در ماشين منتظر بماند.
نجفي گفت: نگارش نامه حدود 25 تا 30 دقيقه زمان برد و حتي وقتي نامه تمام شده بود باز هم چيزهايي به آن اضافه کردم که ميتوانيد در خط آخر نامه ببينيد.
در ادامه قاضي کشکولي به وجود يک دستنوشته بر روي ميز ناهارخوري نجفي اشاره کرد که شهردار اسبق تهران گفت: بله، اين دستنوشته که حدود 2 برگه است من نوشتم.
در اين هنگام قاضي کشکولي دستنوشته موجود را به رويت نجفي رساند که او پاسخ داد: اين دستنوشته مربوط به آن روز نيست بلکه مربوط به تاريخ 20 اسفند سال 97 است و مطالبي که روي آن نوشته شده مطالبي است که در يک دعواي تلفني مرحومه به من گفته است و چون مرحومه هميشه صداي مرا ضبط ميکرد من آن روز مطالبي را که به من ميگفت يادداشت ميکردم تا بعدا اگر مناظره و دعواي ديگري پيش آمد آن را يادآوري کنم.
در ادامه قاضي کشکولي گفت: آن نامهاي که ميگوييد روي ميز نهارخوري بود درست است و اکنون در پرونده موجود است.
رئيس دادگاه همچنين به گزارش پليس 110 در تاريخ 16 خرداد 97 و مراجعه به منزل نجفي اشاره کرد که نجفي پاسخ داد: در طول دو الي سه بار در درگيريهايي که با هم داشتيم موضوع خيلي حاد شد و در يک مرتبه که مرحومه دست خود را با تيغ بريده بود اما سطحي بود به اورژانس زنگ زديم و چون در تلفن گفتند که موضوع خودزني است خود اورژانس پليس 110 را خبر کرد و اين مسئله مربوط به آن زمان است.
در ادامه جلسه فيلم دوربينهاي مداربسته از زمان خروج نجفي از منزل نشان داده شد و قاضي 2 دقيقه تنفس اعلام کرد.
در ادامه قاضي کشکولي از محمدعلي نجفي پس از مشاهده فيلم پرسيد که آيا صحت اين فيلمها را تاييد ميکنيد که نجفي با تأييد صحت فيلمها گفت: بنده پس از ماجرا در پارکينگ پياده شدم و قصد داشتم در خيابان ايران زمين کمي قدم بزنم.
براي تصميمگيريهاي خاص به قم ميرفتم/ ماجراي عکس از نجفي در قم
قاضي کشکولي از نجفي پرسيد که با چه وسيله و هدفي به قم رفتيد، که وي گفت: بنده زماني که در حالتهاي خاص روحي قرار ميگرفتم يا در زمان اتخاذ تصميمات مهم به قم ميرفتم و پيش از اين نيز سابقه داشت. آن روز نيز به قم رفتم تا حلاليت طلبيده و سپس تصميم بگيرم.
قاضي کشکولي از نجفي پرسيد که چه اتفاقاتي در حرم حضرت معصومه(س)، روي داد که وي گفت: در ابتداي ورود به صحن آقاي جواني نزد من آمد و به من تسليت گفت و در آنجا فهميدم موضوع پخش شده است، بعد جوان ديگري نزد من آمد و از من خواست که با هم عکس بگيريم که من نپذيرفتم، اين فرد گفت در تهران به دنبال شما هستند که بنده با تأييد اين موضوع گفتم ميخواهم سريعا زيارت کرده و به تهران برگردم، بعد ظاهرا همان شد به دنبال من آمده و در محدوده ضريح از من عکس گرفته بود، در زمان خروج از حرم آن شخص مجددا نزد من آمد و خواست با من عکس بگيرد که قبول نکردم.
وي افزود: سپس مقابل حرم رفته و با گرفتن يک تاکسي گفتم ميخواهم به تهران بروم و عجله دارم که راننده تاکسي گفت بايد به مکان خاصي بروي و من را به نزد اتوبسهاي تهران برد، سپس سوار اتوبوس شد. و بعد از حدود نيم ساعت با آمدن ديگر مسافرها، خودرو راهي تهران شد.
متهم پرونده قتل ميترا استاد افزود: سپس از ترمينال با يک خودرو راهي آگاهي شاهپور شدم، بعد يادم نميآيد که به تلفن همراه همسر اول يا دخترم زنگ زدم اما دخترم پاسخ داد و به او گفتم که ميخواهم به اداره آگاهي شاهپور بروم از خودرو پياده شدم که ماموري مرا ديد و گفت آقاي نجفي ميخواهي خودت را معرفي کني که گفتم بله. سپس ديد که اسلحه همراه من است، اسلحه و خشاب را به او دادم و بعد با سوار شدن بر روي موتور او به داخل مقر پليس آگاهي رفتيم.
قاضي کشکولي در اين مرحله تنفس چند دقيقهاي اعلام کرد و پس از اتمام تنفس از سرگرد عزتيراد کارشناس اسلحهشناسي و بررسي صحنه جرم خواست در جايگاه حاضر شده و نسبت به اصالت سلاح و پوکهها اظهار نظر کند.
شوخي قاضي با نجفي: به ما شليک نکني!
قاضي کشکولي همچنين از نجفي خواست از ميان 3 سلاح آورده شده به جلسه دادگاه، اسلحه متعلق به خود را شناسايي کند که نجفي اين کار را انجام داد. البته در اين ميان قاضي کشکولي با مذاح به نجفي گفت که به سمت ما شليک نکني.
نجفي با تاييد اينکه اين اسلحه همان اسلحهاي است که از آن استفاده کرده گفت: اسلحه در سال 60 به من تحويل شد اما نميدانم از کدام سازمان اسلحه را تحويل گرفتم يا از کميته يا از سپاه پاسداران تحويل گرفتم، آن زمان تيم حفاظت من از کميته بودند که گمان ميکنم سلاح را از آنها گرفتم.
قاضي کشکولي در ادامه خطاب به نجفي گفت: سازمان حفاظت اطلاعات ارتش مجوز حمل سلاح را براي شما صادر کرده، آيا اين موضوع صحت دارد که نجفي اين موضوع را تاييد کرد.
در ادامه قاضي کشکولي به ايرادات وکلاي محمدعلي نجفي درباره مختصات نوع سلاح و کاليبرها اشاره کرد و گفت: طي استعلامات صورت گرفته مشخص شده که اين سلاح در سال 77 توسط حراست سازمان برنامه و بودجه در اختيار محمدعلي نجفي قرار گرفته و از تاريخ 27/9/94 اعتبار آن تمديد نشده است که نجفي گفت، سلاح قبلي من از نوع کلت برتا بود و براي تمديد سلاح را ثبت کرده و عوض کردم، اما نوع سلاح در آن زمان تغيير پيدا نکرد.
توضيحات کارشناس اسلحهشناسي درباره سلاح، تعداد تيرهاي شليک شده و تيري که باعث قتل شد
در ادامه سرگرد علي عزتيراد کارشناس اسلحهشناسي و رئيس مرکز تشخيص هويت پليس آگاهي تهران با حضور در جايگاه مختصات سلاح استفاده شده در صحنه قتل ميترا استاد را تشريح کرد و گفت: اين سلاح از نوع برتا، 9 ميليمتري و با کاليبر نوع جنگي و ساخت ايتاليا است که 13 تير داخل خشاب آن جاي ميگيرد.
در اين حين قاضي کشکولي از نجفي پرسيد که داخل اسلحه چند گلوله قرار داشت که وي گفت: به نظرم 13 گلوله، من کنترل آنچناني نداشتم که سلاح پر است يا خير اما 5 گلوله شليک شد و 8 گلوله نيز داخل خشاب بود.
عزتيراد در ادامه صحبتهاي خود نيز گفت: از صحنه جرم 5 پوکه و يک گلوله از بدن مرحوم خارج و کشف شده است. همچنين 8 تير جنگي نيز تحويل ما شد.
وي افزود: در مجموع دو پوکه نزديک دمپايي، يک پوکه روي روشويي و دو پوکه کنار حمام کشف شده است، 3 گلوله به ديوار خورده و به سقف کمانه کرده، يک گلوله به داخل کمد رفته و يک گلوله نيز پس از اصابت به دست مقتول بر روي سينه وي جا گرفته و در پهلوي راست گير کرده است.
اين کارشناس اسلحه افزود: زماني که گلوله به دست بخورد و از دست خارج شود و بر روي سينه نشيند به آن برخورد غيرمستقيم ميگوييم.
قاضي کشکولي در اين لحظه خطاب به نجفي گفت که تيرها چگونه از اسلحه خارج شد که وي گفت: مطالب ارائه شده توسط کارشناس اسلحه تاييد مطالب من است کارشناس اسلحه ميگويد 4 گلوله از 5 گلوله به خانم استاد اصابت نکرده و يک گلوله به وي خورده. نميدانم چطور شد که گلوله نخست شليک شد، من به سرعت دستم را بالا گرفتم و انتظار نداشتم که ميترا به من چسبيده باشد، گلوله آخر نيز حدسم اين است که شايد دست ميترا روي لوله سلاح قرار گرفته باشد، شليک شده باشد. اگر تير مستقيم به قفسه سينه مقتول ميخورد بايد از پشت وي خارج ميشد در حالي که تير مايل رفته و از پهلو خارج شده يا گير کرده است.
در اين حين قاضي کشکولي از سرگرد عزتي راد خواست تا نظر قطعي خود را درباره سلاح و گلولههاي شليک شده اعلام کند که وي گفت: گلوله اصابت کرده به متوفي بعد از عبور از دست از پشت دست خارج شده و متوفي حالت کش و قوس يا نيمخيز داشته است. در مجموع 3 گلوله به ديوار يک گلوله و يک گلوله به دست و سپس به سينه مقتول اصابت کرده است.
قاضي کشکولي سپس از نجفي پرسيد که چرا براي ورود به حمام از پالش استفاده کرديد که نجفي گفت: اين کار را انجام دادم که ميترا اسلحه را نبيند و قصد مذاکره و صحبت با او را داشتم قصد قبلي براي استفاده از بالش وجود نداشت و ميخواستم ميترا اسلحه را نبيند، در ابتدا فکر ميکردم 4 گلوله شليک شده اما بعدا فهميدم که 5 گلوله شليک شده است. من حين مقابله با ميترا با وضعيت پيشبيني نشده مواجه شدم و بالش در دستم بود.
قاضي کشکولي از نجفي پرسيد حين مشاهده جسد توسط راننده و دختر شما، حوله سفيدرنگي روي جسد قرار گرفته که نجفي گفت: آن زمان شوکه شده بودم و ديدم ميترا حرکت ندارد که حوله را روي او انداختم.
قاضي: چرا با بالش به حمام رفتي؟ نجفي: ميخواستم ميترا را به طلاق راضي کنم
قاضي کشکولي مجددا از نجفي پرسيد با چه هدف با بالش به حمام رفتي که نجفي گفت: آن صبح و شب حرفهاي خارج از خط قرمز من و ميترا رد و بدل شد و ميخواستم بگويم کار به انتهاي خط رسيده و او را براي طلاق راضي کنم.
قاضي کشکولي در اين حين خطاب به نجفي گفت: چرا اسلحه را داخل حمام برديد در صورتي که اين کار متعارف نيست، که نجفي پاسخ داد بله کارم متعارف نبود، عصبي بودم، خود ميترا نيز يکي، دو بار گفته بود انتهاي مسيري که ميرويم به خون منجر ميشود.
کشکولي در ادامه خطاب به نجفي گفت براي اين کار نيازي به اسلحه وجود نداشت که نجفي گفت: بالش را برداشتم که ميترا اسلحه را نبيند و بگويم ممکن است کار به جاي باريک کشيده شود.
کشکولي در ادامه از نجفي پرسيد چه گفتوگويي در حمام بين شما و متوفي رد و بدل شد که نجفي گفت: گفتوگوها خيلي کوتاه بود، چون گمان ميکردم ميترا در فاصله يک متري من باشد، به ميترا گفتم کار در حال کشيده شدن به نقاط باريک است که ميترا با ديدن بالش و اسلحه ناگهان دچار اضطراب شد، البته پيش از اين نيز درباره اسلحه با او صحبت کرده بودم و نميترسيد و حتي ميگفت طرز کار اسلحه را به من نشان بده، به ميترا گفتم کي ميخواهي اين بحث را تمام کني که او با ديدن اسلحه هول شد و دو دستش را روي من گذاشت و گفت علي غلط کردم، موضوع را حل ميکنيم که ديگر صحبتي مطرح نشد و اتفاقات پيش آمد.
کشکولي از نجفي پرسيد که در آن شرايط ميدانستي که چه ميکني، که نجفي گفت: خير و پاسخ داد حتي در بازداشتگاه نميتوانستم دقيقا صحنه را بازسازي کنم.
قاضي ادامه داد: عوامل بررسي صحنه جرم در حمام تا لحظه جابهجايي جسد خون نديدند و در کف حمام تا داخل اتاق لکههايي از خون ديده شده و پاسخ استعلام تشخيص هويت نيز مشخص است.
کشکولي از نجفي پرسيد که خونها متعلق به چه کسي بوده که وي پاسخ داد: من آن زمان چند بار داخل وان رفتم و در آپارتمان قدم زدم حتي لباس و پاي چپ من خوني شده بود.
در ادامه کشکولي از نجفي پرسيد که آيا در آن شرايط متوجه بوديد که چه اتفاقي افتاده که وي پاسخ داد: اصلا متوجه خوني شدن لباس و پايم نشدم، زماني که راننده بالا آمد از حالت اضطراب من فهميد که اتفاقي افتاده و گفت پايت خوبي است که به او گفتم چيزي نشده است.
کشکولي از نجفي پرسيد: چه زماني متوجه فوت ميترا استاد شدي که نجفي پاسخ داد: بعد از اينکه ميترا داخل وان افتاد اسلحه را مقابل آينه گذاشته و بعد از تکان دادن ميترا فهميدم که حالتي از حيات ندارد و فوت شده است.
پارسال ميخواستم رگ دستم را بزنم، اما به خاطر مصرف تعداد زيادي قرص، نتوانستم
کشکولي در ادامه از نجفي درباره سابقه خودکشي وي پرسيد که نجفي در اين باره گفت: آبانماه 97 بود که اختلافات و بحثهاي پيش آمده بين من و ميترا مرا به جايي رساند که اقدام به خودکشي کنم، اما موفق نبودم، بعد از آن دوستانم درباره مسائل شرعي مربوط به خودکشي گفتند که من نيز پشيمان شدم و به همين دليل بعد از قتل نيز خودکشي نکردم.
وي افزود: سابقه خودکشي من مربوط به زماني است که به يکي از هتلهاي تهران رفتم، در آنجا تعدادي قرص خوردم و ميخواستم رگ دستم را بزنم اما چون تعداد قرصها زياد بود نتوانستم کاري انجام دهم بعد از دو روز مسئولان هتل با توجه به اينکه ميدانستند من در هتل حضور دارم نگران شده در اتاق را باز کرده و مرا به بيمارستان رساندند.
کشکولي از نجفي پرسيد در بررسي صحنه جسد 4 بريدگي در ساعد دست چپ ميترا استاد وجود دارد که نجفي گفت: ميترا ميگفت در زندگي اولش سه بار خودکشي کرده، دو بار با مصرف قرص و يکبار با بريدگي دست.
در ادامه جلسه دادگاه، گودرزي وکيل نجفي در ارائه دفاعيات خود جلسه محاکمه محمدعلي نجفي شهردار اسبق تهران به اتهام قتل عمدي ميترا استاد همسر دومش اظهار کرد: در هيچ پروندهاي تاکنون چنين بلبشويي را نديدم به طوري که حتي مشخصات سلاح که قتل با آن رخ داده در تعارض با مشخصات سلاحي است که در کيفرخواست عنوان شده است
وي افزود: گفته ميشود 5 گلوله شليک شده است اما 9 محل اصابت گلوله وجود دارد. در بازرسي صحنه جرم مشخص شده است که گلوله از کف دست داخل و از پشت دست خارج شده است اما کارشناسان گفته گلوله از پشت دست و از کف دست خارج شده است. مگر ميشود يک فرد ناشناس وارد محل صحنه قتل شود و سپس دستگير و پس از آن آزاد شود.
وکيل نجفي اضافه کرد: مقتول آلوده به سوءظن بوده موکل هميشه تحت کنترل او بوده و اجازه نميداده که با اطرافيان تماسي داشته باشد و هرکس به موکل زنگ ميزد مرحوم استاد جواب ميداد و به همين خاطر موکل مورد فشار روحي قرار گرفته و براساس همين فشارها اقدام به خودکشي ميکند و خانم استاد نيز سابقه اقدام به خودزني را داشته است و اين مسئله بايد مورد توجه روانپزشکان قرار ميگرفت. آيا يک انسان حتما بايد ديوانه زنجيري يا عاقل خردمند باشد؟ آيا امکان ندارد انساني تحت شرايطي، زمام امور را از دست بدهد.
گودرزي افزود: مرحوم استاد زني با عقدههاي فروخورده بوده و همه اين مسائل باعث شده که موکل به ناگاه کنترل از دست داده و براي اينکه بتواند اين زن را به ضربآهنگ زندگي برگرداند اسلحه را برداشته به سمت حمام برود.
اين وکيل دادگستري و بازپرس با سابقه قتل ادامه داد: در بحت دفاعيات ماهوي پرونده از نقايص ادلهاي رنج ميبرد که رئيس دادگاه باهمت بزرگوارانه خود در چند جلسه بخشي از نواقص رارفع کرد اما قسمتهاي عظيمي همچنان بر جاي مانده و انتظار داريم اين نقايص برطرف تا معلوم شود موکل يک قاتل حرفهاي بوده يا يک مسئله غيرارادي رخداده است.
وي ادامه داد: يکي از نقايصي که وجود دارد اين است که مشخصات سلاح به کار رفته شده با مشخصات سلاحي که کيفرخواست و گزارشات وجود دارد مغاير است. همچنين مجوز سلاح موکل شماره 765 است در حالي که در تحقيقات و دادسرا سلاح کمري داراي کاليبر 9 ميليمتري اعلام شده است که اين مسئله بايد روشن شود.
وکيل نجفي ادامه داد: 5 پوکه در صحنه جنايت کشف شده نشان ميدهد 5 گلوله شليک شده اما تيم بررسي صحنه جرم آثار تير را 3 مورد روي ديوار، يک مورد روي درب کمد ويتريني و 3 مورد سقف حمام عنوان کردند و اين جداي از محلهاي اصابت گلوله به قفسه سينه و کف دست مرحومه است.
احتمالا يک فرد مسلح ديگر در صحنه قتل حضور داشته است
وي افزود: محتمل است که 4 شليک ديگر از سلاح ديگري صورت گرفته باشد بنابراين سوال اين است که سلاح دوم دست چه کسي بوده و احتمال دو ضارب وجود دارد چرا که 9 محل برخورد گلوله مشاهده ميشود.
گودرزي افزود :مسئله ديگر اين است که در گزارشات ورود گلوله شکل مدور دارد اما اين در حالي است که ورود گلوله به قفسه سينه شکل بيضوي دارد و بين سوراخ مدور و بيضوي از نظر علم اسلحهشناسي از زمين تا آسمان اختلاف است . ضمن اينکه احتمال کمانه کردن گلوله از ديوار به سمت سقف وجود دارد اما بالعکس آن امکانپذير است و موضوع ديگر اين است که از محل قتل لاک و مهر برداشته شده و ديگر به آن دسترسي نداريم که بتوانيم بررسيهاي ديگر انجام دهيم.
وکيل نجفي با بيان اينکه رسيدگي به اين پرونده شهامت دادرسان را ميطلبد گفت: مسئله ديگر اين است که حتما اينطور نيست که هرکسي اسلحه را برميدارد به سمت حمام ميرود باعث قتل او بوده است. ضمن اينکه در صحنه قتل تعداد زيادي دکمه از يک پيراهن مردانه کشف شده اين در حالي است که موکل در خانه تيشرت به تن داشته و با همان تيشرت به قم رفته و اکنون نيز در محل البسته زندان نگهداري ميشود.
گودرزي افزود: مسئله ديگر آزمايش گاز باروت است که آزمايش گاز باروت بيشتر از ضارب گرفته ميشود و در ساعتي که آزمايش گاز باروت گرفته شده موکل در قم بوده است و طبق سوالي که انجام داديم آزمايش گاز باروت بر دستان مرحومه انجام شده و اين آزمايش مثبت است و نشان ميدهد که مرحومه اسلحه را گرفته و شليکهاي غيرارادي را بر ديوار کرده است.
وي افزود: مسئله ديگر پيراهن مردانه است که بايد بررسي شود ضمن اينکه در بازرسي صحنه جرم کارشناس اسلحه و وکيل آقاي نجفي که آن موقع من نبودم حضور نداشته است و بازسازي صحنه جرم فاقد بررسي صحنه اصابت گلوله به دست است که صورتجلسه را ابطال ميکند.
گودرزي اضافه کرد: مسئله ديگر اوضاع فيزيکي گلوله اصابت شده به مرحومه استاد است که آقايان گفتند اين گلوله دفرمه شده است که طبق اظهارات دکتر اماني يکي از کارشناسان سازمان پزشکي قانوني که بيش از 30 سال معاون پزشکي قانوني بوده اگر گلوله به دست و قفسه سينه خورده باشد دفرمه نميشود زيرا گلوله به اندام نرم اصابت کرده است.
در ادامه قاضي کشکولي ختم جلسه دوم را اعلام کرد و گفت: ايرادات مطرح شده مستلزم اين است که در جلسه ديگري مستدل به ايرادات پاسخ دهيم و توقع ما و همکاران از وکلا اين است که با مستند و مدارک صحبت کنند.
قاضي: دفاعيات آقاي نجفي نزديک به واقعيت است؛ وکيل ايجاد شائبه نکند
رئيس شعبه نهم دادگاه کيفري يک استان تهران گفت: رسيدگيهاي دادسرا به موجب موازين قانوني بوده است و به نظر من دفاعيات آقاي نجفي به واقع نزديک بوده و منطبق با پرونده است و از وکيل متهم درخواست دارم به نحوي دفاع نکند که شائبه ايجاد شود.
پاسخ سرپرست دادسراي جنايي به ادعاهاي وکيل نجفي
محمد شهرياري در جمع خبرنگاران در خصوص صحبتهاي وکيل نجفي اظهار کرد: نجفي اتهامات وارده را قبول دارد و ميگويد قتل با يک سلاح بوده ولي وکيل او القائات ديگري را مي گويد و سوار بر موجهايي ميشود که برخي افراد در فضاي مجازي راه انداخته مبني بر اينکه نکند فرد ديگري هم باشد.
سرپرست دادسراي جرايم جنايي ادامه داد: نجفي با صداقت آمده و اعتراف کرده است.
وي در خصوص مفاد نامه نگاشته شده از سوي نجفي به سازمان بازرسي کل هم گفت: اين موضوع اصلأ ربطي به پرونده ندارد.
شهرياري در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه احتمال وجود دو ضارب وجود دارد؟ گفت: خود آقاي نجفي مي گويد نبوده است.
وي در پاسخ به اين سوال که آيا 9 گلوله شليک شده گفت: اين موضوع صحت ندارد وکيل متهم سعي بر القاي برخي مطالب دارد. کارشناس ارشد اسلحه گفته سه گلوله شليک شده است که به ديوار و سقف خورده است و کمانه شده است اما وکيل برعکس مي گويد که يک گلوله به کمد خورده و يکي هم به دست مقتول خورده که مي شود پنج گلوله. اگربخواهيم مکان ها را بررسي کنيم بايد کمانه ها را ضرب در دو کنيم و ضربه به دستها هم حساب شود که مي شود 9که اين درست نيست.
دومين جلسه رسيدگي به اتهامات محمدعلي نجفي به پايان رسيد و به گفته قاضي کشکولي سومين جلسه محاکمه دوشنبه هفته آينده برگزار خواهد شد.
حاشيه هاي دادگاه نجفي
حضور بدون دستبند نجفي در جلسه دادگاه
محمد علي نجفي برعکس جلسه نخست در حالي که دستبندي در دستانش ديده نمي شد، در جلسه دادگاه حاضر شد.
پسر ميترا استاد بالاخره به دادگاه نجفي رفت/ علت شطرنجي شدن تصاوير پسر استاد
پسر ميترا استاد در دومين جلسه دادگاه محمدعلي نجفي حضور پيدا کرد. قاضي کشکولي از رسانهها خواست عکسي از مهيار صفري؛ فرزند مقتول گرفته و پخش نشود و متذکر شد اين تقاضاي آقاي صفري است که عکسي از او گرفته نشود؛ اين کار برخلاف اخلاق و شأن خبري است و قانون نيز اين اجازه را نميدهد.
حضور نجفي با پرونده اي آبي دردست در جلسه دوم دادگاه
امروز- چهارشنبه 26 تيرماه- دومين جلسه محاکمه نجفي به اتهام قتل ميترا استاد همسر دومش با حضور متهم و وکلاي در شعبه 9 دادگاه کيفري استان برگزار مي شود.
وکيل نجفي عزل شد
در اين جلسه طباطبايي وکيلي که سال ها در کنار نجفي بود حضور ندارد و به دلايلي عزل شده است . داماد نجفي در توضيح علت عزل طباطبايي به خبرنگاران گفت : عزل کاملا دوستانه بوده است . ابتدا قرار بود استعفا دهند ؛ قبول نکردند ؛ آقاي نجفي ايشان را عزل کردند. در حال حاضر نياز نيست توضيحات بيشتر در اين خصوص ارائه شود. (
توضيحات داماد نجفي درباره عزل عليزاده طباطبايي)
بازار