خنثیسازی تهدید دریایی دورایستا با «ذوالفقار بصیر»

فارس/ هفته گذشته و در جريان افتتاح نمايشگاه توانمنديهاي راهبردي نيروي هوافضاي سپاه تحت عنوان پارک ملي هوافضا از جديدترين موشک بالستيک ضدکشتي کشورمان تحت عنوان «ذوالفقار بصير» رونمايي شد که پس از موشکهاي خليج فارس و هرمز، سومين موشک بالستيک دريايي کشورمان محسوب ميشود. تفاوت عمده ذوالفقار بصير نسبت به موشکهاي خليج فارس و هرمز افزايش برد موشکهاي بالستيک ضدکشتي از ۳۰۰ کيلومتر به ۷۰۰ کيلومتر است که در حقيقت دست بلند جديدي را براي جمهوري اسلامي ايران در کنار موشکهاي کروز ضدکشتي در دريا به وجود آورده است.

موشک ذوالفقار بصير البته براي نخستين بار بدون آنکه نامي از آن برده شود در رزمايش پيامبر اعظم ۱۴ سپاه در مردادماه سال جاري مورد استفاده قرار گرفت و سخنگوي اين رزمايش از آن تحت عنوان سلاحي غافلگيرکننده ياد کرد.

موشک ذوالفقار بصير در رزمايش پيامبر اعظم ۱۴ سپاه
توسعه موشکهاي بالستيک ضدکشتي که به اختصار ASBM ناميده ميشوند در دنيا چندان مرسوم نيست و در حال حاضر بجز ايران که در سه نمونه آنها را توسعه داده و چين که موشک DF-21D را بعنوان يک موشک بالستيک ضد کشتي توسعه داده،کشور ديگري اين سلاح را در اختيار ندارد. استفاده از اين سلاح براي هدف قرار دادن شناورهاي دشمن، چالشي بزرگ براي آنها است چراکه به دليل سرعت زياد موشکهاي بالستيک حين ورود به جو و اصابت به هدف، رهگيري و انهدام آنها براي سامانههاي دفاع هوايي درياپايه تقريبا غيرممکن است.

لحظه اصابت موشک خليج فارس به هدف دريايي
چالش و خطر ديگري که استفاده از اين موشکها براي ناوهاي دشمن دارد، قدرت تخريب بالاي سر جنگي اين موشکها در اثر وزن بالا و انرژي جنبشي حاصل از برخورد آن به هدف است که بعنوان مثال موشکي مانند ذوالفقار با سر جنگي نزديک به ۶۰۰ کيلوگرمي ميتواند به تنهايي يک ناو بزرگ را غرق کند و يا يک ناو هواپيمابر را به طور کامل از چرخه عملياتي خارج سازد.
افزايش برد موشکهاي بالستيک ضدکشتي ايران از ۳۰۰ کيلومتر به ۷۰۰ کيلومتر يک مزيت ديگر نيز به همراه خواهد داشت که افزايش بازدارندگي در دريا و عقب راندن ناوهاي آمريکايي به نقاط ايستايي دورتر از شمال اقيانوس هند و درياي عرب است. يکي از مسائلي که آمريکاييها همواره از آن بعنوان يک اهرم فشار نظامي و در برخي موارد حتي رواني از آن عليه ايران استفاده ميکنند، حضور ناو هواپيمابر آنها در آبهاي خليج فارس است.
در سال ۱۳۸۹ و پس از رونمايي از موشک بالستيک دريايي خليج فارس، آمريکاييها در تجديد نظري قابل توجه به دليل خطر جدي که اين موشک متوجه ناوگان آنها ميکرد، به مرور از حضور خود در منطقه خليج فارس کاستند به طوريکه تا شهريورماه سالجاري که ناوگروه نيميتز وارد خليج فارس شد، بيش از ۱۰ ماه بود که آمريکا پس از رفتن ناوهواپيمابر آبراهام لينکلن در خليج فارس ناو هواپيمابري نداشت.
از سوي ديگر برد ۳۰۰ کيلومتري موشکهاي بالستيک دريايي ايران حتي موجب شده بود تا آنها نقاط ايستايي دورتري را براي خود انتخاب کنند به طوريکه ناو هواپيمابر آيزنهاور که از اسفند سال گذشته و همزمان با تشديد تنشها ميان ايران و آمريکا به منطقه گسيل شده بود، تا تيرماه سال جاري در محدوده درياي عرب حضور داشت و آنجا را براي خود منطقهاي امن و خارج از برد موشکهاي بالستيک دريايي ايران در نظر گرفته بود.

پرسه زدن ناو هواپيمابر آيزنهاور در شمال اقيانوس هند در بازه زماني بهمن و اسفند ۹۸
اما برد ۷۰۰ کيلومتري موشک ذوالفقار بصير، ايران را قادر ميسازد تا مناطق شمالي درياي عرب را هم براي ناوهاي آمريکايي به منطقهاي ناامن تبديل کند چراکه در صورتي که از اين منطقه تهديدي متوجه کشورمان باشد، ناوهاي آمريکايي به راحتي با استفاده از موشکهاي بالستيک دريايي هدف قرار خواهند گرفت که در تصوير زير ميتوان منطقه تحت پوشش موشک ذوالفقار بصير را در درياي عرب و شمال اقيانوس هند در صورت شليک از چابهار مشاهده کرد.

محدوده تحت پوشش موشک ذوالفقار بصير
البته ۷۰۰ کيلومتر را نميتوان برد نهايي موشکهاي بالستيک دريايي ايران برشمرد چراکه گزارههاي فني و رسانهاي موجود حکايت از توان ايران در هدف قرار دادن شناورهاي دشمن در فاصلهاي به مراتب دورتر از ۷۰۰ کيلومتر دارد. يکي از آنها تشابه موشکهاي ذوالفقار و دزفول است که موشک دزفول با برد ۱۰۰۰ کيلومتر به راحتي قابليت توسعه و نصب سر جنگي مجهز به جستجوگر اپتيکي به منظور هدف قرار دادن شناور را داشته باشد.
همچنين تشابه سر جنگي موشک بالستيک شهيد حاج قاسم با برد ۱۴۰۰ تا ۱۸۰۰ کيلومتر با سر جنگي موشکهاي ذوالفقار و دزفول نيز اين امکان را فراهم ميکند تا نمونه ضدکشتي اين موشک قابل توسعه باشد که باز دست کشورمان را براي هدف قرار دادن تهديدات دورايستا بازتر ميکند.

تشابه سرجنگي موشک حاج قاسم (پايين) و موشک ذوالفقار(بالا)
به موازات موشکهاي سوخت جامد و تاکتيکي که به آن اشاره شد، در حوزه موشکهاي سوخت مايع دوربرد نيز با دقتافزايي اين موشکها و قابليت نقطهزني که در آنها فراهم شده است، امکان هدف قرار دادن شناورهاي دشمن در آبهاي دوردست تا برد ۲ هزار کيلومتر را پيدا کردهاند؛ موضوعي که سردار اميرعلي حاجيزاده فرمانده نيروي هوافضاي سپاه درباره آن ميگويد علاوه بر پايگاههاي آمريکايي در منطقه، همه شناورهاي آنها اعم از ناو و رزمناوها را نيز تا برد ۲هزار کيلومتر زير آتش موشک داريم و دائما در حال رصد آنها هستيم و در عين حال تاکيد کرده که گمان دشمنان در خصوص اينکه اگر شناورهايشان ۴۰۰ کيلومتر از ما دور شوند، از زير آتش ما خارج خواهند شد، تصوري اشتباه است.
همچنين تصاويري جديدا از موشک سوخت مايع عماد منتشر شده است که حکايت از تست اين موشک بر عليه باند شبيهسازي شده يک ناوهواپيمابر بر روي زمين بوده و بر اين اساس ميتوان عماد را هم در زمره موشکهاي بالستيک ايراني به حساب آورد که قابليت حمله عليه اهداف شناوري را دارد.
توان موشکي کشورمان به ويژه در حوزه موشکهاي بالستيک دريايي از جمله حوزههايي است که با هوشمندي توسعه يافته و با رونماييهاي اخير به نظر ميرسد که توسعه آن کماکان در دستور کار قرار دارد چراکه اگر تهديد نظامي را در آينده متوجه کشورمان بدانيم، آن تهديد درياپايه خواهد بود. توسعه موشکهاي بالستيک دريايي در کنار طيف متنوعي از موشکهاي کروز دريايي که با موشک کروز ابومهدي برد آنها به بيش از هزار کيلومتر رسيده است، حاکي از آن است که آرايشي قوي به منظور مقابله با تهديدات درياپايه در ارتش و سپاه سامان يافته است که ميتواند پاسخ مناسب و تمامکنندهاي را در برابر تهديد درياپايه داشته باشد.


















