سردار باقرزاده: بدن حاج قاسم 5 تکه شده بود

تسنيم/ فرمانده کميته جستجوي مفقودين ستادکل نيروهاي مسلح با بيان اينکه در عظمت شهيد سليماني همين بس که معيارها و فتاواي فقهي را جابجا کرد، گفت: براي ارائه گزارش نحوه تکفين شهدا خدمت حضرت آقا رسيدم و ايشان درباره حاج قاسم فتوايي داشتند که بيسابقه بود.
مراسم وداع با پيکر مطهر شهداي گمنام در آستانه نخستين سالگرد شهادت سپهبد شهيد قاسم سليماني در کرمان برگزار شد.
در مراسم وداع با پيکر شهداي گمنام شهرستان ريگان، بخش گنبکي، سردار سيدمحمد باقرزاده، فرمانده کميته جستجوي مفقودين ستاد کل نيروهاي مسلح درباره جايگاه بالاي سپهبد شهيد قاسم سليماني، در ميان مردم ديار حاج قاسم سخن گفت.
وي گفت: در فراز و نشيب حوادث انقلاب، حوادث تلخ و شيرين زياد داريم. اين روزها يادآور حادثه تلخ زلزله بم است. من اينجا مراتب تسليت خود را بار ديگر براي بازماندگان آن حادثه غمبار تقديم ميکنم.
سردار باقرزاده افزود: خوب است در رابطه با يکي از مهمترين مسائل روز که الان با آن مواجه هستيم، سالگرد حادثه جانسوز شهادت سردار حاج قاسم سليماني کمي صحبت کنيم. در بين مجموعه خصوصياتي که درباره شهيد قاسم سليماني صحبت شده، تعابير بسيار رسا و بلندي از جانب بزرگانمان گفته و به کار گرفته شده است؛ ولي بهنظر مي آيد که جامعترين تعبير و بيان را مقام معظم رهبري، فرمانده کل قوا امام خامنهاي بهکار گرفتهاند و ميشود در رابطه با آن ساعتها صحبت کرد.
وي در ادامه اظهار داشت: توصيفاتي که رهبر معظم انقلاب در مورد شهيد حاج قاسم سليماني و شهيد ابومهدي المهندس بهکار گرفتند، از سياق تعبيري است که قرآن کريم بهکار گرفته است. در يکي از تعابير قرآن کريم آمده است «خود ابراهيم بهتنهايي يک امت بود.» تعبيري که امام خميني رحمتالله عليه در مورد شهيد بهشتي بهکار گرفتهاند و فرمودند: «بهشتي يک ملت بود براي ملت» نيز از اين جنس است. از اين جايگاه نبايد بهسادگي رد شد. اگر بخواهيم قدر و قيمت افراد را بسنجيم و در ترازوي سنجش جايگاه و موقعيت قرار بدهيم، بايد به اين مسائل توجه کنيم.
سردار باقرزاده با بيان اينکه حقيقت مسئله شهيدقاسمسليماني همين تعبيري است که رهبري فرمودند، گفت: حضرت آقا فرمودند «ما به حاج قاسم سليماني شهيد عزيز، به ابومهدي شهيد عزيز به چشم يک فرد نگاه نکنيم به آنها به چشم يک مکتب، يک راه و يک مدرسه درسآموز نگاه کنيم.»؛ اين تعابير نشان ميدهد که چقدر جايگاه اين شخصيت والامقام بالاست.
فرمانده کميته جستجوي مفقودين در ادامه تصريح کرد: مدرسه به جايي گفته ميشود که چندين کلاس در آن وجود داشته باشد. مکتب و مدرسه منحصر به يک کلاس نيست. کلاسهاي متعدد و درجات مختلفي دارد. فرد بايد جامعالاطراف باشد تا او را صاحب يک مکتب بدانيم. از اين فرمايش آقا برداشت ميشود که شهيد قاسم سليماني را نبايد صرفاً در يک کلاس نظامي بهعنوان ژنرال برجسته نظامي ارزيابي کنيم، بلکه ايشان را در جامعيت خاص خودش بايد مورد جستوجو قرار دهيم و تبيين کنيم.
وي با اشاره به اينکه مقام معظم رهبري خصوصيات مکتب امام خميني(ره) را هم بيان فرمودهاند، گفت: البته خود شهيد سليماني تابع مکتب امام خميني(ره) بود و در منظومه خميني قرار داشت و منظومه خميني(ره) جزئي از کهکشان حسيني(ع) است و همه اينها وابسته به هم هستند. خصوصيات يک انسان در حوزه مکتبي وقتي قرار باشد بررسي شود با يک سلسله اشتراکات با ساير شخصيتها و شهدا مواجه ميشويم.
سردار باقرزاده افزود: همه شهدا خصوصيات مشترکي دارند؛ همه آنها اخلاص و ايمان داشتند و تابع ولايت فقيه بودند. هجرت و مجاهدت کردند و در نهايت به شهادت رسيدند. برخي از شهدا ويژگي برجستهتري دارند که آنها به آن خصوصيت شهره شدند. برخي در يک مقوله بيشتر شناخته شدهاند. ما بايد اشتراکات و اختصاصات را در کنار هم ببينيم.
وي با اشاره به اينکه ميدانيم با فضيلتترين شهدا کساني هستند که در خط مقدم جنگيدند، گفت: اين شهدا غسل و کفن هم ندارند. شهداي گمنام هم جزو همين شهداي معرکه تلقي ميشوند. شهيد سليماني را که بهظاهر گمنام و در طول حياتش بسياري از فعاليتهايش بهگونهاي بود که اکثر مردم از آن آگاه نبودند و بعدها مطلع ميشويد که اين شخصيت چه کارهاي بزرگي انجام داده است. اين شهيد عزيز در دوران انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن مبارزه و همه اين مدارج را طي کرده و سير و سلوکي داشته است.
سردار باقرزاده ادامه داد: شخصيتي که در عين نظاميبودن يک سياستمدار و در عين حال يک شخصيت مردمي در خدمت تودههاي مردم بود. مردم بم يادشان هست که زمان حادثه زلزله بم ايشان در جوار شهيد حاج احمد کاظمي براي انتقال مجروحان و حادثهديدگان چقدر زحمت کشيدند. آخرين مورد هم در جريان سيل خوزستان بود که ايشان و ابومهدي در کنار هم به ياري مردم رفتند. مؤمن براي مسلمان پناهگاه است. شهيد سليماني فارغ از جايگاه حساس نظامي و مسئوليت و رسالتي که دارد، همزمان در جريان سيل و زلزله احساس مسئوليت ميکند و در خدمات عامالمنفعه ديگر هم حضور بسيار مجدانهاي دارد.
فرمانده کميته جستجوي مفقودين با بيان اينکه همين شهيد عزيز در عين اين که شهرت داشت، نوعي عزلت هم داشت، گفت: اين عزلت دليلي بر آن نبود که خدمت نداشته باشد. محور اخوت بود، نه تنها در مسائل سياسي کشور بلکه در منطقه بين امتهاي اسلامي در کشورهايي اعم از افغانستان، عراق، سوريه و ساير جرياناتي که نقش ايشان را ما به عنوان هدايتگر و پيوند زننده قلوب مسلمانان مجاهد نميتوانيم انکار کنيم. تأليف قلوب داشت. سعي ميکرد جريانهاي سياسي را که بعضاً در مقام تعارض بودند، همسو و هماهنگ کن، بهنوعي که بههم افزايي برسند و اقتدار ملي را تثبيت کنند.
وي بيان داشت: بخش اعظمي از تلاشهاي ايشان در عراق معطوف به همين مسئله بود. مردمي که جنگ با داعش و ظلم صدام و آمريکا را کشيدند تا بتوانند روي پاي خود بايستند و دولت تشکيل دهند، بتوانند کدورتها را کنار بزنند. حاج قاسم حلقه وصل جريانات سياسي بود و اين نشان ميدهد که امروزه ما چقدر به اين گونه شخصيتها هم در فضاي سياسي جامعه خود و هم درمنطقه نياز داريم؛ يعني فقدان شهيد سليماني از اين جهت خسارت بزرگي است و اينکه ما در فضاي مديريت کشور حلقه مفقوده را بايد شخصيتهاي چند بعدي مثل شهيد سليماني بدانيم.
سردار باقرزاده در ادامه با اشاره به اينکه "امروز انقلاب اسلامي نياز به شخصيتهاي چند بعدي دارد تا راه انقلاب را پرشتاب و دشمنشکن پيش ببريم"، گفت: بايد فضاي سياسي کشور مملو از شخصيتهايي در قالب يا مسير شهيد سليماني باشد. وقتي ميگوييم شخصيت سياسي به اين معني نيست که فرد معنوي نباشد، شخصيت شهيد سليماني معنوي هم بود. اينطور نبود که اهل بصيرت نباشد. شهيد سليماني هم زيرک و هوشمند بود و هم متفکر و اهل عاقبتانديشي. بهجاي اينکه ريزبين باشد، تيزبين بود.
وي تصريح کرد: سليماني عزيز در حوادث هضم نميشد بلکه حوادث را در خودش هضم ميکرد. هم جاذبه داشت و هم دافعه. در عين آن که مقيد به عدالت اجتماعي بود، مقيد به موازين شرعي نيز بود. عاشق اهل بيت عليهالسلام بود و دارايي خودش را در کرمان به يک بيت الزهرا(س) تبديل کرد؛ فضايي معنوي که در خدمت مکتب باشد. عاشقانه روحي شهادتطلبانه داشت. مصداق کامل تبعيت از ولايت فقيه بود.
فرمانده کميته جستوجوي مفقودين با اشاره به ماجراي تکفين پيکرهاي مطهر گفت: در عظمت اين شهيد همين بس که معيارها و فتاواي فقهي را جابجا کرد. آن شبي که ما در معراج شهداي تهران به وضعيت پيکرها رسيدگي ميکرديم، وضعيت خاصي داشتيم. اجزاي پيکرها با هم مخلوط شده بود و بايد تکهها و بدنهاي اربا اربا شده اين شهدا به پيکر اصلي ملحق ميشد. بعضي از شهدا بهشدت تکهتکه شده بودند. بعضيها عاديتر بودند و بدن آسيب کمتري ديده بود. پيکر شهيد ابومهدي المهندس و شهيد حاج قاسم سليماني چند تکه شده بود. بدن حاج قاسم پنج تکه شده بود. بايد اجزا را ملحق ميکرديم.
وي افزود: DNA آنها سريع بررسي شد و دوستان توانستند اينها را در مرکز تحقيقات پزشکي سپاه تعيين و تکليف کنند. شب قبل از مراسم وقتي بدنها ميخواست براي نماز به اقامت حضرت آقا در دانشگاه تهران آماده شود و بعد آن تشييع تاريخي صورت بگيرد، ما آمديم در معراج شهدا. براي پيکرها امکان غسل نبود. بايد آن را تيمم ميداديم از نظر خودمان آنها را تيمم داده، کفن کرده و تجهيز و آماده کرديم و بعد در تابوتها قرار داديم و براي برنامههاي بعدي و تشييع آماده شد.
سردار باقرزاده گفت: من آن روز از خدا و از خود شهيد خواسته بودم که توفيقي دهد من خدمت حضرت آقا برسم چون در آن ازدحام، شلوغي و هياهو امکان نبود. دوست داشتم بروم و گزارشي را از وضعيت پيکر شهدا به خدمت حضرت آقا برسانم. بهطور معجزهآسايي به محضر حضرت آقا شرفياب شدم. قبل از نماز زير جايگاهي که آقا لحظاتي توقف داشتند، شخصيتهاي مملکتي و سران قوا، اسماعيل هنيه، فرماندهان عالي سپاه از جمله سردار سلامي هم آنجا بودند. من هم به آنجا هدايت شدم. بزرگواري من را به آن سمت برد. اين شخصيت محترم که آنجا بود به من گفت وضعيت پيکرها را براي آقا گزارش کنيد.
وي با اشاره به ديدار با رهبر معظم انقلاب گفت: من بعد از اين که جلو رفتم و سلام عرض کردم و دست آقا را بوسيدم، خدمت حضرت آقا عرض کردم آقا ما در شب گذشته براي آمادهسازي پيکر مطهر شهدا اقدام کرديم. نميشد آنها را غسل بدهيم، تيمم داده و تجهيز شدند. در معراج شهدا جوانها حضور داشتند. کفن، پنبه، پارچه، نايلون و وسايل ديگر موجود بود، ولي در آمادهسازي اين پيکرها خيلي اذيت شديم. به اين معنا که به سختي تکه پارههاي اين پيکرها را جمع و جور کرديم. گوشتهاي پراکنده را سامان داديم تا بتوانيم در قالب يک پيکر درآورده و آنها را در تابوت قرار دهيم.
فرمانده کميته جستوجوي مفقودين بيان کرد: شهيد سر نداشت، بخشي از کتف ايشان باقي مانده بود و بخشي از مچ پا به پايين و دست و اجزايي که کوبيده شده بود. اينها اربا اربا بودند. من اينها را خدمت آقا عرض کردم و بعد هم به کربلاي حضرت ابا عبدالله(ع) اشاره کردم و گفتم «ما که با اين وضعيت به سختي شهيدان را جمع و جور کرديم، نميدانم امام زينالعابدين عليهالسلام در کربلا چگونه تنها با بوريا پيکر حضرت اباعبدالله عليه السلام را مهياي تدفين کردند؟!».
وي گفت: آقا فرمودند «شما به زحمت افتاديد اينها شهيد معرکه بودند» يعني غسل و کفن نداشتند در حقيقت اين همه بحثي که ما کرديم، ديديم با يک فتواي فقهي يکدفعه فضا عوض شد و اين شهيدان به حکم «لايغسل و لايکفن» نيازي به غسل و کفن نداشتند. حتي تيمم هم نداشتند. آقا ميخواستند اين را بفرمايند؛ اما جايگاه چيزي که اين تراز فقهي را تغيير داد بر ميگردد به اين مسئله که ما از زمان جنگ ياد گرفتيم؛ اين موضوع از امام(ره) هم استفتا شده بود و همه مراجع نيز به آن قائل هستند. در کتب فقهي هم موجود است که معرکه و حدود فقهي معرکه محدودهاي است که طرفين به سوي يکديگر سلاح پرتاب ميکنند.
سردار باقرزاده با اشاره به سلاحهاي جنگ هشتساله گفت: در جنگ با صدام سلاحهايي که پرتاب ميشد، انواع خمپاره با برد کوتاه و بلند، تير و نهايتاً توپخانه بود؛ اين محدوده را ما بهعنوان محدوده معرکه ميشناختيم. اگر بمباران هم ميشد وقتي کسي در اين محدوده تعيينشده، به شهادت ميرسيد، شهيد معرکه تشخيص داده ميشد، ولي اگر در جنگ شهرها داخل شهر که موشک هم ميزدند به شهادت ميرسيد، شهيد معرکه محسوب نميشد و بايد غسل و کفن ميشد. شهيد معرکه از نظر فقهي چنين جايگاهي دارد؛ يعني جايي که جنگ بوده و سلاح بهسوي هم پرتاب ميشده را ميگفتند.
فرمانده کميته جستجوي مفقودين ادامه داد: اما حضرت آقا در اين موقعيت، مطلب جديدي را فرمودند و اين سابقه نداشته است. اينکه از نظر فقهي معرکه بر اساس حضور يک فرد تعريف شود، بيسابقه بوده است؛ بهصرف اينکه حاج قاسم تشريف آوردند آن نقطه يعني در حوالي فرودگاه بغداد و مورد آماج تيرهاي دشمن قرار گرفت، نفس حضور ايشان در آن نقطه و بهتبع آن هجوم ناجوانمردانه دشمن به ايشان و همراهانشان، آن محل را به معرکه تبديل کرد؛ اين وزن و جايگاه يک انسان را ميرساند؛ جايي که مورد آماج دشمن قرار گرفت تبديل به معرکه شد و آن شهادت هم شهادت در خط مقدم تلقي ميشود و «أفضَلُ الشُّهَداءِ الذين يُقاتِلُونَ في الصفِّ الأوَّلِ» محسوب ميشود.
سردار باقرزاده با اشاره به مفهوم والاي اين موضوع گفت: در بين مجموعه خصوصياتي که در مورد شهيد سليماني گفته شده است، تصور ميکنم تا الان به اين صورت بيان نشده است. ايشان خط مقدم را بهسوي خودش آورد، نه اينکه خودش بهسمت خط مقدم رفته باشد؛ يعني شهيد سليماني در هر جايي از عراق يا سوريه يا لبنان و هر نقطه از بلاد اسلامي مورد هجوم دشمن قرار ميگرفت، شهيد معرکه بود. اين چه جايگاهي است؟ اين موقعيت بسيار والايي است که نگاه فقهي يک مجتهد را به تغيير موازين حدود معرکه معطوف ميکند.
فرمانده کميته جستجوي مفقودين در پايان خاطرنشان کرد: اميدوارم در جوار اين شهيدان به همه نقاط کليدي شخصيت حاجقاسم برسيم. شهيد حاج قاسم سليماني را در وصيتنامهاش جستوجو کنيد؛ وصيتنامه ايشان بايد مورد بررسي بيشتر قرار گيرد و ابعاد مختلف آن تبيين شود.

















