آشتی عربی و زندهنگه داشتن تهدیدها علیه ایران

خبرآنلاين/ موضوع آشتي قطر با عربستان و کشورهاي حاشيه خليج فارس و همچنين صف بندي هاي جديد در منطقه همزمان با ورود جو بايدن به کاخ سفيد حاکي از آن است که خاورميانه در آينده تحولات مهمي را پيش رو خواهد داشت.
به گزارش خبرگزاري خبرآنلاين، نتايج انتخابات رياست جمهوري آمريکا علاوه بر تغييرات در اين کشور موجب تحولاتي در خاورميانه به ويژه در روابط کشورهاي حاشيه خليج فارس شد. عربستان سعودي، بحرين، امارات متحده عربي و مصر يکباره تصميم بر آن گرفتند تا قطر را منزوي کنند اما طي اين سه سال تحريم و محاصره دوحه به خوبي از ظرفيت هاي موجود خود استفاده کرد و به کمک ايران و ترکيه تا حدود زيادي توانست از فشارها بکاهد.
حکام سعودي با از دست دادن چتر حمايتي خود و تغييرات در کاخ سفيد دريافتند که "هوا پس است". به همين دليل درصدد آن برآمدند تا حداقل يکي از بحران هاي پيش رو را تا قبل آمدن دموکرات ها حل و فصل کنند؛ سعودي ها که خود آتش بيار معرکه بودند در نهايت سرشان به سنگ خورد و در نشست شوراي همکاري خليج فارس که اخيرا برگزار شد قضيه را فيصله دادند؛ به طوري که طبق آخرين خبرها مصر نيز به اين آشتي پيوسته است. در چهل و يکمين نشست سران شوراي همکاري خليج فارس که هفته گذشته در العلا برگزار شد محمد بن سلمان با تهديد خواندن برنامه موشک هاي بالستيک براي صلح منطقه از جامعه جهاني خواست تا با آن مقابله کند که به نظر مي رسد وليعهد سعودي به ايران کنايه زده است و بيانگر آن است که تهران همچنان يکي از چالش هاي مهم براي رياض به شمار مي رود. موضوعي مهم که در کانون توجهات امارات متحده عربي نيز قرار دارد؛ چرا که وزير مشاور اين کشور در امور خارجه گفت، بازيابي کامل روابط ابوظبي با دوحه وابسته به نحوه تعامل قطر با تهران و ترکيه خواهد بود. امارات همچنين مساله گروه هاي افراطي را نيز به ميان آورد و بازسازي اعتماد را زمان بر توصيف کرد.
در همين راستا آنل شلين، محقق در موسسه کوئينسي طي مقاله اي در پايگاه تحليلي ريسپانسيبل استيت کرافت به موضع گيري امارات در اين زمينه اشاره مي کند و مي نويسد: بن زايد وليعهد امارات حمايت قطر از گروه هاي اسلامي مانند اخوان المسلمين را يک تهديد تلقي مي کند. اين در حالي است که محمد بن سلمان و ملک سلمان، ايران و هم پيمانانش در منطقه مانند حوثي هاي يمن را تهديد اصلي قلمداد مي کنند. يوسف العتيبه سفير امارات در آمريکا پيش تر گفته بود که حل مناقشه قطر در ليست اولويت هاي هيچ کسي نيست. در تضاد با آن و در اوايل سپتامبر فيصل بن فرحان وزير خارجه عربستان سعودي عنوان کرد که توافق با قطر نزديک است.
آخرين تحولات در منطقه همچنين بازتاب دهنده انتظارات دولت بعدي آمريکا بود. امارات متحده عربي قبلاً وضعيت خود را در ليست مهمترين شرکاي منطقه اي آمريکا ، بدون در نظر گرفتن اينکه چه کسي انتخابات رياست جمهوري در آمريکا را مي برد، ثابت کرده بود. بر خلاف آن عربستان سعودي فشارهاي سياسي از سوي دولت بايدن را انتظار دارد، کسي که قبلا اين کشور را ترد شده ناميده بود و متعهد شد که ديگر به آن سلاح نفروشد. با حل مناقشه قطر سعودي ها اميدوار هستند بتوانند ابزار سازنده خود را به عنوان يک شريک منطقه اي نشان دهد يا شايد افکار عمومي را نسبت به بمباران هاي يمن منحرف کند.
عربستان سعودي و امارات متحده عربي محاصره قطر را دو هفته پس از بازديد ترامپ از عربستان سعودي در اولين سفر خود به خارج به عنوان رئيس جمهور در ماه مه ۲۰۱۷ آغاز کردند. اگرچه دولت ترامپ علاقه خود را براي همکاري شرکاي آمريکا در خليج فارس عليه ايران ابراز کرده بود ترامپ براي خروج از برجام آماده مي شد. سعودي ها و اماراتي ها سناريويي را عليه قطر به راه انداختند که اين کشور نقش يکساني را در در حمايت از تروريسم ايفا مي کند.
جورج نادر يکي از مقامات مشاور در امارات ۲.۵ ميليون دلار به جمع کننده کمک مالي ترامپ يعني اليوت برويدي پول دارد تا ترامپ را ترغيب کند که قطر دشمن اصلي محسوب مي شود؛ با وجود اينکه قطر ميزبان العديد، بزرگترين پايگاه نظامي ايالات متحده در خاورميانه است. برويدي مقداري از وجوه خود را در کنفرانس ضد قطر که توسط بنياد دفاع از دموکراسي ها برگزار شد استفاده کرد و اد رويس، رئيس کميته امور خارجي مجلس نمايندگان آمريکا، در آن زمان، قانوني را اعلام کرد که قطر را به عنوان حامي دولت تروريسم معرفي مي کرد. اين موارد و ساير موارد فساد سياسي بعداً در تحقيقات مولر مشخص شد.
نويسنده در ادامه مي نويسد: دولت بايدن از کاهش تنش ها در منطقه استقبال خواهد کرد. اگرچه ممکن است محمد بن سلمان و تميم امير قطر آغوش خود را به روي يکديگر باز کنند و روابط را از نو بسازند اما جو بايدن کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس را بايد مسئول اين سورفتارها قرار دهد. اقداماتي مانند جنگ يمن، شکنجه فعالين حقوق بشر در عربستان و امارات. طبق دشمني شديد دولت ترامپ با ايران، رياض و ابوظبي احساس مي کردند که مي توانند روي يک دشمني ديگر تمرکز کنند؛ مانند قطر. حالا با احتمال بازگشت دولت بايدن به برجام روبرو هستند. بن سلمان و بن زايد به طور موثر در حال متحد کردن و ساماندهي تيم خود براي خطرات احتمالي هستند. آنها تلاش بر آن دارند تا با دوباره متحد کردن کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس توجهات را بار ديگر بر تهديد از سوي ايران متمرکز کنند.
آمريکا به دنبال تکرار تجربه دهه ميلادي۷۰ درباره ايران
دکتر نوذر شفيعي کارشناس ارشد مسائل بين الملل نيز با تحليلي متفاوت به بررسي زواياي آشتي قطر و عربستان و شوراي همکاري خليج فارس پرداخته است. شفيعي به خبرآنلاين گفت:
بهبود روابط قطر با عربستان و اعضاي شوراي همکاري خليج فارس را مي توان در قالب يک پروژه کلان و آمريکايي ارزيابي کرد. مساله اصلي در بين چرخش آمريکا از غرب آسيا به شرق آسيا است و توانمندي هاي خود را از اقيانوس اطلس به اقيانوس آرام معطوف مي کند. علت اين جابجايي ها اين است که چين به رقيب اصلي آمريکا تبديل شده است. از همين رو بسيار شنيده ايم که قرن بيست و يکم صده چيني خواهد بود به طوريکه اين کشور موقعيت هژمونيک آمريکا را اشغال خواهد کرد. آمريکا براي جلوگيري از اين روند بايد توجه بيشتري به شرق آسيا داشته باشد. به همين منظور بايد توجهات خود را از ديگر مناطق کمتر کند. يکي از مناطق خاورميانه و حوزه خليج فارس است. در همين حال آمريکا تقويت مناسبات اسرائيل با کشورهاي عربي را دنبال کرده که تا حدودي به نتيجه رسيده است. در گام هاي بعد بازگشت وحدت به شوراي همکاري خليج فارس را در دستور کار خود قرار داده که نمونه آن بازگشت قطر به اين سازمان است.
مرحله بعدي به احتمال زياد مي تواند نزديک شدن به ايران باشد تا در واقع تمام مسائل در خليج فارس حل و فصل شوند. چنين تجربه اي را آمريکايي ها در دهه ۱۹۷۰ ميلادي نيز داشتند. آنها زماني که درگير جنگ ويتنام بودند مجبور شدند تا توجهات خود را نسبت به منطقه خليج فارس کاهش دهند. در اين مرحله بود که آمريکايي ها تئوري "دو ستون" نيکسون را اجرايي کردند. بدين گونه که امنيت منطقه را به ايران و عربستان سپردند و تمرکز خود را بر شرق آمريکا گذاشتند. در حال به نظر مي رسد که آمريکا در چنين مسيري قرار گرفته که البته معطوف به ۱۰ تا ۲۰ سال آينده باشد. اين جهت گيري ها در حال حاضر روي مي دهد اما اينطور نيست که ضرورت آني براي آن وجود داشته باشد چرا که واشنگتن چشم انداز بلندمدتي براي آن متصور است.


















