logo
  1. برگزیده
سیاسی

شهردار تهران: دوره‌هایی داشتیم که با موتورگازی به شورای شهر وارد و با بنز خارج شدند

منبع
ايرنا
بروزرسانی
شهردار تهران: دوره‌هایی داشتیم که با موتورگازی به شورای شهر وارد و با بنز خارج شدند

ايرنا/ شهردار تهران از مديريت شهري به سبکي که وي آن را «رابين هودي» تعريف مي کند، مثالي زد و گفت: «اينکه يک جايي تخريبي صورت مي گيرد تا کاري انجام شود، هنر نيست؛ اينکه شما بتوانيد شهر را متعادل و کم عارضه مديريت کنيد، هنر اصلي است.»
 
قامتي نزديک به ۲ متر با ماسکي بر صورت، چهره اي مصمم با گام هايي استوار و البته همچنان اميدوار در روزهاي آخر کاري مديريت شهري کنوني تهران و لبخند رضايتي که از عملکرد ۳۰ ماهه خود بر مسند يکي از مهم ترين کلانشهرهاي مهم آسيا بر لب دارد، توصيفي کوتاه از لحظه ورود پيروز حناچي به دفترش براي مصاحبه با ايرنا است.

اين بار اما برخلاف مصاحبه قبلي، قرار ملاقات در بهشت نيست و ميهمان شهردار در دفتر کارش در برج ميلاد هستيم؛ ساعت نزديک ۱۲ ظهر يکي از روزهاي گرم ارديبهشت است و روبروي ما مردي نشسته که در روزهاي کرونايي تلاش کرد تا تهران را به خوبي اداره کند.

مي گفت که مشکلي براي پاسخ به سوالات جنجالي و گوش دادن به نقدهاي ما ندارد؛ هرچند که جواب برخي سوالات را با هوشمندي و البته محافظه کاري که از او سراغ داريم، به صورت مطلوب نداد اما خودش تاکيد داشت که امروز، دقيقا زمان مصاحبه و ارائه گزارش به مردم در روزهاي آخر مديريت شهري اصلاح طلب است.

شهردار تهران درباره برخي انتقادات مبني بر اينکه کار عمراني و ويژه اي در شهر طي اين ۳۰ ماه انجام و مگاپروژه اي در پايتخت افتتاح نشده است، به طعنه جواب داد: «آنهايي که آنطوري اظهار نظر مي کنند، مديراني بودند که اتفاقي مسيرشان به شهرداري تهران خورده است.»

شهردار تهران از مديريت شهري به سبکي که وي آن را «رابين هودي» تعريف مي کند، مثالي زد و گفت: «اينکه يک جايي تخريبي صورت مي گيرد تا کاري انجام شود، هنر نيست؛ اينکه شما بتوانيد شهر را متعادل و کم عارضه مديريت کنيد، هنر اصلي است.»

با توجه به انتشار کارنامه عملکرد شهرداري و شوراي شهر کنوني پايتخت، برخي مدعي هستند که عملکرد مشهودي در اين دوره مشاهده نکرديم و انتقادات زيادي در مقايسه با مديريت هاي شهري گذشته مطرح مي شود؛ نظر شما در اين مورد چيست؟

ما دانشگاهيان اگر بخواهيم موضوعي را قضاوت کنيم بر مبناي مطالعه و پژوهش هاي قبلي اين کار را مي کنيم؛ اين فرمايش شما يک ادعاست و براي آنکه ثابت شود بايد کار ميداني انجام گيرد. گزارش هاي ما عکس اين مطلب را نشان مي دهد البته نه در همه حوزه ها. آنجاهايي که ما به دولت و حاکميت نزديک مي شويم، نمره پايين مي گيريم اما آنجا که به مقياس محلي مي رويم و حوزه خدمات شهري را هدف مي گيريم، نمره قابل قبولي مي گيريم.

ما در حوزه ميادين ميوه و تره بار، فضاي سبز، آرامستان ها و نظافت شهر نمره قابل قبولي مي گيريم ولي در برخي بخش ها مشکل داريم، مثل متکديان و مسائل اجتماعي که وظيفه اصلي ما نيست و ما دستگاه همکار هستيم و دستگاه هاي حاکميتي، استانداري، بهزيستي و نيروي انتظامي هم در اين قضيه مسئوليت دارند که در آنجاها ممکن است، مشکلاتي باشد.

در مورد مبارزه با فساد ما کار ميداني انجام نداديم اما مطمئنم که اگر ارزيابي شود، نتايج متمايزي را خواهيم داشت.

اين موضوع در مورد شهرداري مناطق چگونه است؟

شهرداري بزرگترين دستگاه اجرايي در محدوده جغرافياي معين است و در مقياس استان، دستگاهي به اين بزرگي نداريم؛ دستگاهي که حدود ۵۷ هزار کارمند مستقيم و ۱۰۰ هزار نفر غير مستقيم دارد.

در اين سازمان بالاخره نمي توان گفت که همه چيز تحت کنترل است البته ما با مواردي را که خلاف عرف و قاعده باشد، برخورد مي کنيم.

تلاش کرده ايم ابزارهايمان را نيز متناسب با اين موضوع متفاوت کنيم؛ بر فرض اگر به تازگي به سامانه ۱۳۷ مراجعه کنيد، علاوه بر ضبط تماس صوتي شما، فيلم و عکس ارسالي را هم دريافت مي کند. اين اقدام براي اين است که هوشمندتر نسبت به مشکلي که يک شهروند ارائه مي کند، اقدام کنيم.


مردم از زماني که به دنيا مي آيند تا زماني که از دنيا مي روند، بيشترين ارتباط را به جهت مراودات و خدمات با شهرداري دارند؛ نمي خواهيم بگوييم شهر را بهشت کرده ايم اما خدمات خود را عرضه کرده ايم و البته شرايط، شرايط عادي نبوده است. تحريم ها و کرونا، شرايط خاصي را به ما تحميل کرد که با وجود آن تلاش کرديم تا پروژه هاي عمراني ما متوقف نشود.

در حوزه هاي اجتماعي تلاش کرديم حجم و تعداد کودکان کار را به حداقل ممکن برسانيم اما براي زباله گردي نتوانستيم کاري بکنيم چراکه زباله گردي زماني از بين مي رود که اين مخازن سر چهارراه ها جمع شود و در اين راستا هم نصب مخازن در دار آغاز شده است.

هيچ ايرادي ندارد شهرداري بابت خدماتش در حوزه هايي که مردم با اين دستگاه ارتباط مستقيم دارند، پول بگيرد؛ شهرداري در مجموع بايد از همين طريق امورات خود را اداره کند. اما آن طرف هم رضايت مردمي و اصلاح فرايند ها مهم است؛ در بخش هاي شهرسازي که مردم بيشترين ارتباط را با ما دارند و بيشترين نارضايتي هم بايد در همين جا باشد، به شکل معناداري نارضايتي ها کاهش يافته است.

البته اين امر به اين معنا نيست که فساد يا انحراف به طور کامل متوقف شده است؛ آن مواردي که گزارش مي شود، حتما برخورد مي شود و بي سر و صدا هم برخورد مي کنيم. با افرادي که در اين دوره سه ساله اي که مسئوليت داشته ام، تخلف کرده اند، برخورد و تخلف به مراجع ارسال شده است و اين روشي بوده که در پيش گرفتيم.

ميراث ماندگارتان براي تهران چيست؟

بيش از ۳۰ سال است که شهرهايمان به شکل متفاوتي اداره مي شود و اين ادعا وجود داشته که اين راه قابل اصلاح نيست و نمي توان کاري کرد. ما در اين دوره ثابت کرديم که اين راه قابل اصلاح است؛ در نظر داشته باشيد که البته اين نوع مديريت ۳۰ ساله عارضه داشته است.

ادعا داريم که ما در اين دوره تراکم فروشي و شهر فروشي نکرديم. وقتي مي گوييم شهر فروشي نکرده ايم يعني فراتر از طرح تفصيلي کاري نکرده ايم و خودمان را به اين طرح مقيد کرديم. چگونه؟ آمديم نقشه هاي تهران را هوشمند و پهنه ها را بر روي آن مستقر کرديم و با اين کار، اکنون شهردار منطقه هم بخواهد خارج از ضابطه پروانه صادر کند، نمي تواند.

پيش از اين شوراهاي معماري مناطق تصميمات خلاف قاعده بسياري مي گرفتند که جلوي آن را گرفتيم و براي آن ضابطه گذاشتيم و اين ضابطه را در شوراي شهر مصوب، در فرمانداري تاييد و ابلاغ کرديم؛ يعني اگر شوراهاي معماري مناطق از اين پس جلسه اي خلاف اين قاعده داشته باشند، فرد متخلف را به تخلفات اداري معرفي مي کنيم.

در مورد محاسبه نحوه خدماتي که ما ارائه مي کنيم و مسائلي مثل صدور پروانه، اين کار را هم شروع کرديم اما هنوز به نتيجه نرسيده ايم. شهروندان به عنوان دريافت کنندگان اين خدمت، بايد بدانند که چگونه ارقام محاسبه شده و چگونه با آنان رفتار شده است و اين موارد همان اصلاح فرايند هاست، که گفتم.

در اين دوره در حدود ۱۰ درصد ميزان وابستگي مان به منابع مالي پايدار بيشتر شده است يعني نقش منابع مالي پايدار در بودجه شهرداري تهران افزايش يافته و اين موضوع بسيار مهمي است.

شهرداري مثل دولت مي ماند و ايده آل دولت اين است که بتواند کشور را با ماليات اداره کند اما در شهرداري ايده آل اين است که بتوانيم اين نهاد را با منابع مالي پايدار، ماليات محلي و خدماتي که ارائه مي شود، اداره کنيم که البته با اين نقطه فاصله داريم اما قابل حل است.

براي تحقق آن، لايحه منابع مالي پايدار را تعقيب کرده ايم که از دولت به مجلس برود. در دولت قبل اين موضوع به مجلس رفت و تا آخرين مراحل هم پيش رفت و حتي ۲ فوريت آن هم راي آورد اما در مرحله آخر ابلاغ نشد.

دليل آن چه بود؟

اين لايحه منابعي را از دولت به شهرداري ها مي داد که شايد دولت در آن زمان شرايط عادي اقتصادي خيلي موافق نبود و يک لايحه ديگر هم دولت خودش ارائه کرد مبني بر لايحه اصلاح ماليات بر ارزش افزوده، که در آن هم سهم شهرداري ها از سه به چهار درصد افزايش يافت که نکته بسيار مهمي است.

همواره دعوا بر سر ماليات محلي وجود داشته و هنوز هم هست؛ ما اعتقاد داريم که بخش عمده اي از ماليات محلي بايد به شهرداري ها تعلق يابد. دولت بخشي از اين منابع را براي خود مي بينيد که البته درست هم است چون بخشي از آن ملي و بخشي هم محلي بوده و اين دعوا هم به اين شکل پيش رفت، اما هنوز ابلاغ نشده است.

۲ نکته اي که من به عنوان رئيس شوراي کلانشهرهاي ايران از رئيس مجلس خواسته ام اين است. به چند دليل يکي اينکه گفتيم شما هم شهردار بوديد و اين مساله را مي دانيد و هم فراکسيون مديريت شهري اين مجلس، قوي ترين فراکسيون است. فکر مي کنم بيش از ۱۷۰ نفر عضو دارد. ۱۷۰ نفري که يا شهردار بودند، يا عضو شهرداري و شوراي شهر بودند يا ارتباط نزديک با شهرداري داشته اند در اينجا حضور دارند و انتظار داريم که اين موضوع حل شود. اين موضوع هم فقط براي ما نيست و همه کشور از آن منتفع مي شود.

من اعتقاد دارم با به نتيجه رسيدن اين ۲ لايحه کسري بودجه ما حل مي شود و ميزان وابستگي غير قانوني مان به ساخت و ساز، به حداقل مي رسد؛ نتيجه اين کار آرام شدن اين شهر است. همچنين ديگر نبايد در هر کوي و برزني شاهد ساخت و ساز نباشيم؛ بايد کاري کنيم که شهر به شکل بطني و طبيعي توسعه خود را داشته باشد و بنابراين پايمان را از روي گاز برداشته ايم.

در دوره هاي قبل انتقاد مي کرديم به مديريت شهري که مگر آخرين روز کاري شما، آخرين روز زندگي مردم تهران است؟ شما همه ذخاير و منابع را مصرف مي کنيد، باغات را از بين برده ايد و بار گذاري هاي سنگين بر روي شهر انجام داده ايد.

خيلي از اين موارد حتي مصوبه ماده پنج هم ندارد و به اين روش نمي توان شهر را اداره کرد. اين يک گردونه باطلي است که بايد خودمان را از آن خارج کنيم؛ اين بزرگترين يادگار ما خواهد بود. اصطلاحا مگاپروژه ما، نفروختن شهر و اداره شهر به شکل ارزان تر، سالم تر و با کيفيت تر است.

پروژه هايي هم که به ازاي اين نگرش تعريف کرده ايم، متفاوت است. من مخالف راه اندازي شريان هاي اصلي شهر نيستم اما هر اقدامي را که طرح جامع نباشد و در شوراي ترافيک تهران به تصويب نرسيده باشد، مخالف هستم. شهرداري حق ندارد بودجه اي را به اين پروژه ها اختصاص دهد.

فکر نمي کنيد اين رويکرد با تغيير هر دوره شوراي شهر و به دنبال آن شهردار، بار ديگر به هم مي ريزد و بار ديگر يک نگاه و نگرش جديد بر شهر براي طي مسير جديد حاکم مي شود؟

در شرايط که مردم نسبت به محيط زندگي خود حساسيت نداشته باشند، هر اتفاقي ممکن است بيفتد. اينکه اين روزها زياد مصاحبه مي کنم به اين دليل است که آخر دوره کاري است و بايد به مردم بگوييم که چه کار کرده ايم و معتقدم عملکرد ۳۰ ماه گذشته را مي توان با ۳۰ سال قبل آن مقايسه کرد به جهت عملکرد و مباني تئوريکي که در پَس اقداماتي که انجام داديم داشتيم.

از سوي ديگر وظيفه داريم که اقداماتي که انجام داده ايم را به مردم بگوييم و تفاوت آن را نيز مطرح کنيم. دوستان گاه ناراحت مي شوند، اما هدف ما اين نيست که بگوييم دوره هاي قبل زحمت نمي کشيدند، هدف اين است که بگوييم اگر شما بدون مباني نظري روشن کاري را انجام دهيد، مشخص نيست خدمت کرده باشيد.

اگر به برخي مديران بگوييم اين تپه را جابجا کنيد، خيلي راحت جابجا مي کنند؛ خيلي از مديران ما از اين جنس هستند و تربيت شده اند که اين کار را انجام دهند اما اينکه از آنان بپرسيد که چرا بايد اين کار انجام شود؟ يا راه بهترين سراغ داريد؟ نمي توان رفتار ديگري با بازدهي بيشتر و هزينه کمتر با تپه داشت؟ پاسخي وجود ندارد.

 

اينکه شما هوشمندي به خرج بدهيد و بهترين متخصصان را به کار بگيريد و بهره ورانه ترين کار را انجام دهيد و کيفيت کار را بالا ببريد، اين تفاوت دوره ها بوده است.

انتقادي ديگري که به عملکرد مديريت شهري شما شده، اين است که به سمت مگا پروژه نرفته ايد و فعاليت عمراني خاصي در شهر انجام نگرفت؛ شاهد مثال آن هم اين است که مي گويند نهايت کاري که شده است، بحث زير گذر گيشا است که هنوز هم نيمه تمام باقي مانده و خبري از پل طبيعت ۲ نيست. راجع به اين موضوع چه نظري داريد؟

موقعي که برنامه ام را به شورا دادم، مطرح کردم که کار در شهر يعني چه؟ ما بايد بر سر اين برنامه تفاهم برسيم. آن تپه اي که مثال زدم دقيقا همين مساله را دنبال مي کرد که ما چه چيزي را کار کردن مي دانيم؟ اگر مگاپروژه اي را تعريف کنيم و اين مگاپروژه چند سال بخش بزرگي از اعتبار شهرداري را به خود اختصاص دهد و تعهدات ارزي بسياري براي دولت و شهرداري ايجاد کند، دست آخر هم بهره وري آن پايين باشد و کلي هم فساد و نارضايتي اجتماعي به بار آورده باشد، در اين صورت ما خدمت کرده ايم؟ مگر ما کمربندي جنوب تهران را تکميل نکرديم؟ آنهايي هم که آنطوري اظهار نظر مي کنند، کساني هستند که اتفاقي مسيرشان به شهرداري تهران خورده است.

نمي خواهم به کسي اهانت کنم اما اگر اعتقاد داريم که تخصص در کارها تاثير دارد، بايد ديد که چه کسي اين حرف ها را مي زند. بله پروژه هاي بزرگ منابع خيلي ها را تامين مي کند، مشاوران، پيمانکاران و کساني که از قبل آن منتفع مي شوند. عارضه هايي هم ايجاد مي کند و همه را بايد با هم ديد.

معتقدم اگر خارج از برنامه مصوب شوراي عالي ترافيک شرياني را تصويب و اجرا کرديم، بي راهه رفته ايم و شوراي شهر ما هم بي راهه رفته است اگر چنين طرح هايي را تصويب کند.

دوره طرح جامع ما معمولا افقي دارد، اگر خارج از آن افق هم عمل کرديم و برنامه اي که بايد ۲۰ ساله يا ۱۰ ساله اجرا مي شد را در ۲ سال اجرا کرديم، يعني فشار مضاعفي را به شهر به وجود آورده و عارضه اي ايجاد کرده ايم تا اين پروژه را اجرا شود. مثل «رابين هود» مي ماند. يک جايي تخريبي صورت مي گيرد تا کاري انجام شود؛ اين هنر نيست. اينکه شما بتوانيد شهر را متعادل و کم عارضه مديريت کنيد، هنر اصلي است. قطعا پروژه هايي هم که در سطح شهر تعريف مي شوند، پروژه هايي هستند که نقطه هدف و مساله محوري را بايد مدنظر قرار دهند.

ما در اين دوره پروژه هاي محله محور را مدنظر قرار داديم و سال گذشته ۲ هزار ميليارد تومان نيز براي آن اعتبار در نظر گرفتيم. سال ۱۴۰۰ هم اعتباري براي آن در نظر گرفتيم و اينها از جنس پروژه هايي است که از نگاه مردم هم به آن نگاه شده است.

ضمن اينکه ما در اين دوره همه پروژه هايي که در گذشته دوستان مي گفتند “مگا” را به اجرا درآورده ايم. مثل پروژه آرش اسفنديار که کمتر از ۳۰ درصد پيشرفت فيزيکي داشت، به بهره برداري رسيد. استاد معين، اتوبان بروجردي و رستگار افتتاح شد و در پروژه رستگار هم مسير تا بزرگراه امام رضا(ع) باز شد و انتهاي بلوار امام علي(ع) و بلوار ارتش هم به نتيجه رسيد.

ما اتفاقا مگا پروژه اي در منطقه ۱۷ و ۱۸ تهران با نام شارباغ حضرت فاطمه(س) که پيش از اين به آن محور نيلوفري گفته مي شد را شروع کرديم. اين پروژه با سرعت در دست اجراست و خرداد فاز اول آن به نتيجه مي رسد و اين بزرگترين محور طراحي شهري دنيا محسوب مي شود و به مسابقه گذاشته شده است. پروژه اي است که شايد در دوره ما به نتيجه نرسد اما مهم اين است که اجرا مي شود و به سرانجام برسد؛ ما با شرکت راه آهن به توافق رسيديم و حق و حقوق آنان را داديم. اين پروژه براي ساختمان هاي چهار تا پنج طبقه طراحي شده بود که ما نگاهمان را عوض کرديم و تبديل به محور پياده راه کرديم. بخشي از آن را به پياده راه و دوچرخه اختصاص داديم و بخش هم به سبزي کاري محلي به جاي چمن اختصاص داديم تا حس دلبستگي و تعلق را در ميان ساکنان به وجود آوريم.

برنامه هاي ديگري هم براي جداره هاي دو طرف داريم که از جنس مگاپروژه هاي ماست. عارضه هاي سنگين ندارد و حجم جابجايي خاک ندارد اما مطمئنا تاثيرگذارترين پروژه در منطقه ۱۷ و ۱۸ و در تهران خواهد بود.

تا پايان دوره شما چه ميزان از آن اجرايي مي شود؟

فاز يک آن به نتيجه مي رسد. کل آن نزديک به ۹ کيلومتر است و فاز يک آن چهار نقطه عطف دارد که مقابل امامزاده حسن، استاد معين و محور هم به طور کامل پياده، سواره و دوچرخه اش کامل مي شود و ممکن است برخي تجهيزات باقي بماند که به تدريج تکميل مي شود؛ تلاش مي کنيم تا شهريور به نقطه قابل قبولي برسد.

از سوي ديگر ميدان امام خميني(ره) که يکي از قديمي ترين ميادين تهران است را مثال مي زنم. ما ساختمان بلديه را احيا کرديم، کوچه پشت شهرداري فقط اسمش بود اما هرگز وجود نداشت چون ساختمان شهرداري وجود نداشت اما دوباره در حال احيا شدن است. کل عرصه اين ميدان دوباره براي عابران پياده مي شود و حضور خودرو در ميدان يا به حداقل مي رسد يا کلا عبور نمي کند؛ اگر بتوانيم با مخابرات به توافق برسيم محور عبوري به جنوب اين ساختمان منتقل مي شود تا اين سفره پياده راه کامل و به يک ميدانگاه بزرگ در تاريخي ترين نقطه تهران تبديل شود که تا لاله زار قديم و نو ادامه يابد.

افق طرح ما اين است که اگر بتوانيم با کسبه به نتيجه برسيم به محور پياده اي مشابه خيابان “استقلال” استانبول برسيم. در استانبول هم همين مسير را رفته اند. آنجا هم تا ۲ دهه قبل، ماشين تردد مي کرد و ميدان “تکسيم” سواره بود. در همه شهرهاي دنيا تقريبا اين مسير را دارند. اکنون ايستگاه مترو دسترسي به ساختمان بلديه اين امکان را کاملا فراهم کرده که جور ديگري از اين فضا استفاده کنيم.

 آيا امکان راه اندازي تراموا در آن محدوده وجود دارد؟

“تراموا” و “ال آر تي” از پروژه هايي است که در دستور کار ما است، اما بودجه شهرداري تهران کشش اين موضوع را ندارد و ما به دنبال مکانيزم هايي با استفاده از پتانسيل بخش خصوصي و نهادهاي عمومي هستيم.

براي اجراي اين نوع پروژه ها، چه مدت زماني را برنامه ريزي کرده ايد؟ آيا اتمام آنها به عمر شورا و شهرداري کنوني قد مي دهد؟

نه به عمر اين دوره قد نمي دهد. ما تازه در ابتداي راه هستيم؛ علت اينکه ما اطلاع رساني مي کنيم به مردم اين است که اين تمايز را حس کنند. اگر شيريني تمايز زير زبان مردم برود، کدام عقل سليمي است که نخواهد شهرش اينگونه اداره شود؟ ما مي توانيم دهها پروژه از اين جنس داشته باشيم.

زمان زيادي از عمر مديريت شما باقي نمانده است، در اين مدت قصد داريد پروژه اي را شروع کنيد؟

من وظيفه داشتم شروع کنم و اين کار را کرده ام.

اگر مديريت بعدي روي کار بيايد و رويکرد و نگرش شما را نداشته باشد، فکر نمي کنيد پروژه نيمه کاره باقي مي ماند؟

بالاخره تفاوت ها از همينجا حادث مي شود. هيچ کيفيتي اتفاقي نيست و نتيجه ممارست است. علت آنکه ما به مردم گزارش مي دهيم و آنان را دعوت به شرکت در انتخابات مي کنيم اين است که اگر مردم پاي صندوق هاي راي نيايند، هر اتفاقي ممکن است بيفتد.ما دوره هايي داشته ايم که افرادي با ۱۰۰ هزار راي وارد شورا شده اند، با موتور گازي آمده و با بنز رفته اند بيرون. اگر مردم پاي صندوق هاي راي نيايند هر اتفاقي ممکن است رخ دهد.

معتقدم حتي در انتخابات رياست جمهوري هم اگر دلخوري وجود دارد و بر فرض افرادي را که نامزد شده اند نمي پسندند، در انتخابات شوراي شهر اين شرايط به حداقل برسد و اگر ليستي وجود داشت که قابل دفاع بود، اين حمايت مردم است که مي تواند به اين حرکت تداوم بدهد.

اصلاح طلبان براي شوراي شهر ليستي آماده کرده اند؟

به زور دارند تلاش مي کنند ۲۰ نفر را از توي ليست حاضر در بياورند.

چرا؟ 
تعداد زيادي از اعضاي فعلي شورا رد صلاحيت شده و تعداد زيادي از متخصصاني که مي توانستند کمک کنند هم تا اين مرحله رد صلاحيت شده اند؛ هيات مرکزي هم بايد اعتراضات اين ها را بررسي کند. به هر صورت تعداد زيادي از افراد متخصص رد صلاحيت شده اند.

و اين رد صلاحيت ها به حق بوده است؟
اگر در چارچوب قانون و همان موارد گفته شده در قانون باشد، بحثي نيست. به مسائلي که در قانون مصرح شده است، اين مساله قابل پذيرش است اما براي کساني که مثلا طرف استاد دانشگاه است و تدريس مي کند و فرزندانمان زير دست وي تربيت مي شوند، چنين شخصي را رد صلاحيت بکنيد يعني چه؟ داريم خودمان را محروم مي کنيم. يا کسي را که چند دوره استاندار بوده رد صلاحيت مي شود چه معنايي دارد؟ بالاخره کسي بوده که بزرگترين تصميم منطقه اي و محلي را پيش از اين به وي سپرده ايم. اگر آن چارچوب ها رعايت نشود، به نظرم فرصت بزرگي را از دست داده ايم.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره
اخبار بیشتر درباره