قاضیزاده هاشمی: یاریگر دولت منتخب خواهیم بود

اميرحسين قاضيزاده هاشمي کانديداي سيزدهمين دوره انتخابات رياستجمهوري به مناسبت برگزاري انتخابات و سالروز ميلاد امام رضا (ع) پيامي منتشر کرد که در اين پيام آمده است: اين روزها ميهن اسلامي مملو است از عطر جانافزاي محبت و کرامت اهل بيت(ع) و اين ايام مصادف با دهه کرامت و ميلاد حضرت امام رضا(ع) و مالامال از شوروشعف ملت شريف وتمدن ساز ايران اسلامي شده است وحال و هواي معنوي،حماسي و شورانگيزي جاي جاي نظام اسلامي را در بر گرفته است.
اينجانب، ضمن تبريک به مناسبت ميلاد با سعادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، حضرت امام علي بن موسي الرضا (سلام الله عليه) و جشن ملي انتخابات و حماسه ملي حضور به پيشگاه مقدس حضرت بقيةالله الاعظم(عج الله تعالي فرجه الشريف)، رهبر معظم انقلاب اسلامي، رئيس جمهورمنتخب حضرت آيت الله رئيسي و ملت شريف، قهرمان، بابصيرت و هميشه در صحنهايران اسلامي؛ آرزوي توفيق وبهره مندي از فيوضات درياي فضل و کرامات الهي براي همگان را دارم.
برخودلازم ميدانم به بهانه ميلادامام رضا(سلام الله عليه) به نقش هجرت اجباري امام رضا عليه السلام به ايران در آماده سازي ايرانيان براي ايجاد تمدن نوين اسلامي و موضوع مهدويت را که نقشي بي بديل است اشاره داشته باشم.
الف) نقش امام رضا در نهادينه کردن تمدنسازي در جمهوري اسلامي ايران
از آنجا که مأموريت دين مبين اسلام يک مأموريت جهاني است و پيامبر اکرم (ص) در همان بدو بعثت با ارسال سلسله پيامهايي براي سران دو امپراتوري بزرگ ايران و روم و ساير حکام بزرگ آن زمان، نشان دادند که در تحقق اين مأموريت کاملاً جدي هستند واين امر درزمان ائمه اطهارعليهم السلام به گونههاي مختلف صورت گرفت، ماجراي چيزي که ما امروز به عنوان تمدن سازي، احياي تمدن اسلامي، ايجاد تمدن نوين اسلامي و جريان زمينه سازي ظهور از آن ياد مي کنيم، از وقايع بعد از عاشورا و برنامه ريزي ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين و ايستادن مجاهدانه و ايثارگرانه مومنان ذيل حرکت ائمه به شمار مي آيد. امروز که نظريه انسان 250 ساله مقام معظم رهبري مدظله العالي به عنوان يک نظريه عميق و ريشه اي در تحليل زندگاني معصومين عليهم السلام پذيرفته شده است، مي توان گفت که ما با يک انسان 250 ساله مواجه هستيم و حرکت هاي ائمه کاملاً مکمل هم بوده و در راستاي يک اقدام اساسي بود که همان زمينه سازي ظهور و ايجاد تمدن جهاني آخر الزماني است. در عصر امام رضا (ع)، شرايط براي ورود نرم اسلام به ساحت تمدنهاي ديگر در جهان و ارتباطات تمدني مهيا شده بود و لازم ميبود آمادگيهاي لازم براي مواجهه مبتکرانه عالم اسلام با جهان فراهم بشودو امام رضا (ع) با حضور خودشان در سرزمين پهناور ايران، يک منطقه و يک ظرفيت جديدي را تحت قلمرو تمدني اسلام قرار دادند که سابق بر اين، ظرفيت تمدني آن به خوبي درک نشده بود؛ و بعداً همين ايران با حضور وسيع فرزندان امام کاظم (ع) به يکي از مناطق تمدني حساس و نقش آفرين در جهان اسلام بدل شد.
امام رضا عليهالسلام در صدد بود پايههاي تمدن را بر اساس فطرت انسان و به دور از تمدنهاي انحرافي شکل دهند تا تمدن الهي فطري مورد نظر امام رضا عليهالسلام پاسخگوي نيازهاي بشر باشد. امام رضا عليهالسلام در تمدن مورد نظرشان به اين نکته توجه داشتند که انسان در کنار نيازهاي مادي نيازمند تامين معنويات است چراکه معنويات است که آرامش را به زندگي بشر عطا ميکند. تمدن امروز غرب که بر تمامي شئون زندگي بشر سايه افکنده و در تمام روزنههاي زندگي بشر وارد شده است صرفا آسايشي برساخته را براي بشريت به ارمغان آورده و از اصليترين نياز مردم که همان آرامش و پاسخگويي مطلوب به نيازهاي روحي و رواني است غفلت کرده است. تمدن امروز غرب بر اساس عقل خودمختار است؛ از اين رو است که در بسياري از موضوعات معنوي بازمانده و پاسخگوي نيازهاي بشر نيست. اصليترين دليل بازگشت مردم و رويگرداني از تمدن غرب عدم توجه به آرامش روحي و رواني است که انسان شديدا به آن نيازمند است لذا متوجه ميشويم تمدني که امام رضا(ع) پايهگذاري کردند تمدني بر اساس فطرت انسان است.
تمدني ايدهآل ناميده ميشود که رشد، توسعه و گسترش آن بر اساس فطرت انسان بنا شده باشد بنابراين هنگامي که بر اساس فطرت انسان پايهريزي شود تمام زندگي انسان بر محور خداگرايي قرار ميگيرد. تمام زيرساختهاي فکري و انديشهاي تمدن اسلامي توسط امام رضا عليهالسلام بر اساس فطرت انسان در جامعه نهادينه شد و رشد و گسترش علمي و منطقي آن بر پايه عقلانيتي بود که وحي در آن نقش جدي و مستمري داشت.
ب ) گذار بهسوي دولت اسلامي؛ نقش دولت منتخب و ياري آحاد جامعه در استمرار تمدنسازي و تشکيل دولت اسلامي
درگام دوم انقلاب رويکرد جديد و مؤثري را در سطح کلان کشور با اين دولت انقلابي و با اين مجلس انقلابي خواهيم داشت و ان شاالله دولت انقلابي منتخب مردم زمينه ساز تمدن نوين اسلامي در سالهاي آينده در کنار مردم با مردم خواهد داشت ودراين راه برخويش لازم ميداينم همگام با برادرعزيز حضرت آيت الله رئيسي در تحقق اين مهم، نقشي سازنده ايفا نماييم.
در حقيقت، از نقطه نظر فلسفه ي تاريخي، انقلاب اسلامي مأموريت تاريخي خود را تأسيس اين تمدن نوين مي داند و اين تمدن نوين اسلامي است که زمينه ساز ظهور حضرت حجت ابن الحسن (عج) خواهد بود: «بي شک تمدن اسلامي مي تواند وارد ميدان شود و با همان شيوه اي که تمدن هاي بزرگ تاريخ توانسته اند وارد ميدان زندگي بشر شوند و منطقه اي را (بزرگ يا کوچک) تصرف کنند و برکات خود يا صدمات خود را به آن ها برسانند، اين فرايند پيچيده و طولاني و پُرکار را بپيمايد و به آن نقطه برسد. البته تمدن اسلامي به صورت کامل در دوران ظهور حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه) است. در دوران ظهور، تمدن حقيقي اسلامي و دنياي حقيقي اسلامي به وجود خواهد آمد.»از نظر رهبر انقلاباسلامي، «براي ايجاد يک تمدن اسلامي (مانند هر تمدن ديگر)، دو عنصر اساسي لازم است: يکي توليد فکر، يکي پرورش انسان.» و تشکيل دولت اسلامي به عنوان يکي از حلقات تشکيل تمدن اسلامي نيز از همين قاعده پيروي مي کند.تشکيل امت واحده ي اسلامي و تمدن نوين اسلامي را به عنوان يک آرمان و هدف عالي مي توان از اولين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در کلام و سخنان رهبران انقلاب اسلامي مشاهده نمود؛ تا جايي که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، درباره ي اهداف تشکيل حکومت اسلامي صراحتاً از «تشکيل جامعه ي نمونه ي اسلامي» و «تشکيل امت واحده ي جهاني» نام برده شده است.
اما راه برافراختن پرچم تمدّن نوين اسلامي چيست؟
همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين خصوص ميفرمايند؛ راهش تربيت نسلي است با يک خصوصيّاتي که آن خصوصيّات اينها است؛ يک نسلي بايد به وجود بيايد شجاع، باسواد، متديّن، داراي ابتکار، پيشگام، خودباور، غيور؛ -البتّه خوشبختانه ما امروز در نسل جوان بسياري از اين خصوصيّات را داريم امّا اين بايستي گسترش پيدا کند- چنين نسلي لازم داريم. بايستي ايمان داشته باشد، سواد داشته باشد، غيرت داشته باشد، شجاعت داشته باشد، خودباوري داشته باشد، انگيزهي کافي براي حرکت داشته باشد، توان جسمي و فکريِ حرکت داشته باشد، هدف را در نظر بگيرد، چشم را به اهداف دور متوجّه بکند و به تعبير حضرت اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) «زُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَى نَاجِذِکَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَکَ تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَکَ ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَکَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ؛
اگر کوهها از جاى بجنبد تو ثابت باش. دندان بر دندان بفشار. سر خود را به خداوند بسپار. قدمهايت را بر زمين ميخکوب کن. ديده به آخر لشگر دشمن بينداز. به وقت حمله چشم فروگير. و آگاه باش که پيروزى از جانب خداى سبحان است»
زندگي خودش و وجود خودش را بگذارد در راه اين هدف و با جدّيّت حرکت کند؛ در يک کلمه يعني يک موجود انقلابي؛ معناي انقلابي اين است. بعضيها از روي دشمني، انقلابي را بد معنا ميکنند. انقلابي را به معناي بيسواد، بيتوجّه، بيانضباط [ميدانند]؛ نخير، اتّفاقاً درست بعکس است. انقلابي يعني داراي سواد، داراي انضباط، داراي تديّن، داراي حرکت، داراي عقل، خردمند. ما يک چنين نسلي لازم داريم. اين نسل، نسل جوان ما است. سرمايهي اين حرکت، اين نسل است و موتور محرّکهي اين حرکت هم نخبگان جوانند؛ نخبگان اينجوري هستند. شماها موتور محرّکيد. اگر شما خوب کار کرديد، اين نسل جوان در همين جهتي که عرض کردم، حرکت خواهد کرد. علّت اينکه بنده به نخبگان اهمّيّت ميدهم و وجود آنها را قدر ميدانم اينها است. نخبه ارزش دارد.
ويک سري موانع در اين خصوص وجود دارد ازجمله اينکه متأسفانه،هنوز فاقد يک سامانه و نظام ارزيابي عملکرد قوي و کارآمد درباره ي مديران هستيم؛ سامانه اي که با تشکيل يک نظام رصد و تحليل عملکرد تک تک مديران، در يک چرخه ي زماني، مديران نالايق و ضعيف را از چرخه حذف و مديران مستعد و قوي را تقويت نمايد. حال تلاش نظام مند و سازمان يافته براي تربيت مديران که جاي خود دارد. سومين مانع جدي نيز تبديل نشدن شعار دولت اسلامي به يک گفتمان جدي، عميق و فراگير است که فارغ از شعارزدگي هاي سياسي و تبليغاتي، بتواند انگيزه ها، افکار و نيروهاي اجتماعي را در راستاي اين هدف مقدس بسيج نمايد. لازمه ي اين امر، تبيين و ترويج مفهوم دولت اسلامي و مزيت هاي آن نسبت به مدل ها و الگوهاي غربي از يک طرف و نقد و تحليل الگوهاي اداره ي غربي از سوي ديگر است به هر ميزان که در گفتمان سازي دولت اسلامي موفق باشيم، راه براي نظريه پردازي و تربيت نسل انقلابي و کارآمد و متخصص براي تصدي مسئوليت هاي نظام اسلامي فراهم و تولد تمدن نوين اسلامي روزبه روز نزديک تر خواهد شد. و انشاءالله دراين زمينه ياريگر دولت منتخب که دولتي پرکار، انقلابي و ضدفساد است، و به سوي بسط عدالت، بهعنوان مأموريت محوري انقلاب اسلامي حرکت خواهد کرد و تمام ظرفيت هاي خود را براي ايجاد نهضت بزرگ خدمت به ملت شريف ايران وتمدن سازي بهره ميگيرد، خواهيم بود.

















