ایرنا/ یک کارشناس مسائل راهبردی گفت: دولت سیزدهم در سیاست خارجی، رفتار متعادل و واقع بینانه ای داشت و همین موضوع باعث شد که بعضی از دولت‌ها در رفتارشان با ایران تجدید نظر کنند.

در ایام برگزاری پانزدهمین اجلاس سران سازمان همکاری اقتصادی اکو و همچنین مذاکرات هسته ای ایران و گروه ۱+۴ در وین با دیپلمات کهنه کار ایرانی که سال ها سابقه حضور در عرصه های مختلف سیاسی، نظامی، دانشگاهی و دیپلماتیک را در کارنامه کاری خود دارد به گفت وگو نشستیم.
جواد منصوری نویسنده کتاب های «مقدمه‌ای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، «آمریکا و خاورمیانه»، «چالش‌های ایران و آمریکا» و «نظام سلطه در قرن۲۱» است و از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ معاون فرهنگی و کنسولی وزیر امور خارجه بود. از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ به‌عنوان سفیر ایران در پاکستان فعالیت ‌کرد و در فاصله سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ سفیر ایران در چین بود.

ایرنا: بیش از ۱۰۰ روز از آغاز به کار دولت سیزدهم گذشت، نظر حضرتعالی در مورد عملکرد دولت در حوزه سیاست خارجی چیست؟
منصوری: دولت سیزدهم در شرایط ویژه‌ای روی کار آمد و همه می‌دانند که وضعیت کشور چگونه بود. بنابراین باید به این دولت حداقل ۶ ماه تا یک سال فرصت داد تا بعد عملکرد آن را ارزیابی کنیم.
مجموعه اقداماتی که این دولت در ارتباط با مسائل داخلی و خارجی در این چند ماه انجام داده همراه با واقع بینی و آینده نگری بوده است. هنوز برای قضاوت نهایی زود است اما این دولت در سیاست خارجی، دولت رفتار متعادل و واقع بینانه ای داشته و همین رفتارها باعث شد که بعضی از دولت‌ها در نحوه برخورد با ایران تجدید نظر کنند. اینکه عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در این دولت نهایی شد قطعا ناشی از تغییر نگاه اعضای این سازمان به ایران است.

ایرنا: سیاست داخلی و انسجام بین قوا و دستگاههای مختلف چقدر بر نگاه طرف غربی در مذاکراتی که در جریان است، تاثیرگذار است؟
منصوری: دنیا تحولات داخل ایران را رصد می کنند و وقتی می‌بینند که رییس‌جمهوری ایران معطل تصمیمات غرب نمانده و فعالانه حل مسائل کشور را با استفاده از ظرفیت های بومی دنبال می کند نگاهشان به جمهوری اسلامی عوض می شود. ما شاهد تحرک و پویایی در همه حوزه‌ها از جمله حوزه های اقتصادی هستیم و بسیاری از کارخانجات و گمرکات و حوزه های اقتصادی که راکد شده بودند دوباره با ظرفیتی بیش از گذشته فعال شده اند و این اخبار نه تنها برای مردم کشورمان امیدبخش است، روی محاسبات دشمنان ایران هم تاثیرگذار است.
سیاست خارجی یک مقدار زیادی ادامه سیاست داخلی است. وقتی دیپلمات ما با یک دیپلمات خارجی مذاکره می‌کند دیپلمات خارجی فقط به حرف‌های دیپلمات ما توجه ندارد بلکه به عقبه و پشت سر این دیپلمات نگاه می‌کند و در وتقع وضعیت داخلی اقتصادی و سیاسی کشور بر تصمیم گیری و محاسبه طرف های مذاکره کننده ما تاثیرگذار است.

مهمترین ماموریت و مسئولیت هر دولتی این است که منافع ملت خود را به حداکثر برساند. اگر دولتی در این راستا عمل نکند قابل سرزنش است. دولت های اروپایی یا آمریکایی دنبال حداکثرسازی انتفاع از روابط با کشورهای دیگر از جمله ایران هستند. آنها به این موضوع فکر می کنند که چطور می توانند ما را استثمار کنند.در این شرایط اگر دولت‌های غربی ببینند که ما دست نیاز پیش آنها دراز نمی کنیم و روی پای خودمان می ایستیم مطمئناً به سمت ما می‌آیند و به دیدگاه ما احترام می گذارند اما وقتی ببینند ما برای سرمایه گذاری و فروش نفت و اداره مملکت به آنها نیاز داریم و  از موضع ضعف صحبت می کنیم به ما بیشتر فشار می‌آورند. اگر دولت ما بگوید خزانه خالی است و بدهکار هستیم، طبیعی است که هر استثمارگری به فکر سوءاستفاده از استیصال ما خواهد افتاد. تولید مساوی با استقلال است و بی نیازی، اولین قدم استقلال است و باید زندگی مان را بین داشته ها و نیازهایمان تنظیم کنیم. ما در گذشته کشور را وابسته به نفت کردیم و لازم بود نفت بفروشیم تا نان شب داشته باشیم و غربی ها هم این را فهمیده بودند و به ما از همین طریق فشار آوردند.

ایرنا: برخی معتقدند ما با ظرفیتهای زیادی که داریم تحریم‌ناپذیر هستیم. آیا شما این نظر را قبول دارید؟
منصوری: تحریم ناپذیری ما وقتی درست است که ما عقلانیت و مدیریت داشته باشیم. اگر اینها را نداشته باشیم روی طلا هم خوابیده باشیم از گرسنگی می میریم. به طور مثال، ما ثروت بی نهایت آفتاب را داریم. یک آلمانی چند سال پیش گفته بود که ایران می تواند از کویر لوت، روزانه معادل ۶ میلیون بشکه نفت انرژی تولید کند. پس ثروت ما محدود به فقط معادن و نفت و گاز و امثال آنها نیست. شما می بینید که در ایران، سدها مشکلاتی را ایجاد کرده اند و بر اکوسیستم منطقه تاثیرگذاشته اند و بخشی از آب پشت آنها تبخیر و هدر می رود اما دولت چین آمده روی سدها سقفی از سولار سیستم نصب کرده که هم جلوی تبخیر آب را می‌گیرد و هم از انرژی خورشیدی برق تولید می کند. اگر عقلانیت و مدیریت حاکم نباشد داشتن معادن طلا و نفت و گاز و ... فایده ای برای مردم ندارد. آفریقا منبع الماس دنیاست ولی آدم‌هایی داریم که در آفریقا با شکم گرسنه روی الماس راه می‌روند.

ایرنا: ارزیابی و پیش بینی شما از مواجهه قدرتهای غربی با ایران در مذاکرات هسته ای چیست؟
منصوری: شرایط دنیا امروز عوض شده و اکنون چین و روسیه در مورد مسائل مختلف با آمریکا اختلافات جدی دارند. آمریکایی‌ها دیگر نمی توانند مثل گذشته از پکن یا مسکو درخواست کنند که فلان قطعنامه مورد نظر آنها را در شورای امنیت تایید کنند. آمریکای امروز هم دیگر آمریکای سابق نیست. فرانسیس فوکویاما اندیشمند غربی که فرضیه پایان تاریخ را ارائه کرده بود الان صحبت از پایان هژمونی آمریکا می‌کند و میگوید این قدرت جهانی یک قدرت رو به زوال است. البته، واشنگتن و متحدانش، موذیانه هرکاری ممکن است علیه ایران انجام دهند و بردن پرونده ایران به شورای امنیت تنها راه آنها برای ضربه زدن به ایران نیست. اتفاقات سالهای اخیر دررابطه با تحریم ایران نشان داد که تحریم ایران قطعنامه شورای امنیت یا قانون سازمان ملل متحد نمی‌خواهد. البته قدرت آمریکا رو به زوال است و در نتیجه، ترس از این قدرت جهانی هم در حال کاهش است. اگر ترس از آمریکا کاهش پیدا کند شرایط جهان نیز تغییر می کند و تبعیت هم کاهش پیدا خواهد کرد.

ایرنا: چشم انداز مذاکرات هسته ای را چگونه می‌بینید؟
منصوری: معتقدم غرب به این سادگی ها در مقابل ما کوتاه نمی آید و هر کاری کنیم بهانه‌جویی را ادامه می دهند. ما در قضیه برجام بالاترین امتیاز را دادیم امتیازاتی که دولت های دیگر را متعجب کرده بود. یک مقام عالی رتبه روس گفته بود طرف مذاکره کننده ایرانی، مواردی را پذیرفت که بعید بود هیچ مذاکره کننده ای بپذیرد. باوجود این، شاهد بودید که آمریکا به همین توافق هم عمل نکرد.
باتوجه به تجربه برجام و تجربیات تاریخی دیگر، من فکر نمی‌کنم در آینده هم در حوزه مذاکرات وضعیت روشنی به وجود بیاید. آنها به طور خیلی جدی دنبال مسئله اسلام هستند. غربی‌ها به صراحت گفته اند اگر ایران، اسرائیل را به رسمیت بشناسد داشتن بمب اتم هم اشکالی ندارد. شما می بینید که روسای جمهور آمریکا از هر طیفی دائما دنبال کسب رضایت اسرائیل هستند و بحث هسته‌ای و ان‌پی‌تی و آژانس بین المللی انرژی اتمی و بقیه مسائل همه نمایش است. در مذاکرات ایران از مداضع و خواسته هایش عقب نشینی نمیکند و غربیها هم همین وضعیت را دارند. البته امکان تشدید تنش و درگیری در آینده نزدیک را هم نمی بینم زیرا شرایط آنها هم در داخل، هم منطقه و هم در سطح جهان خوب نیست. برای آنها برنامه هسته ای ایران مهم نیست. پاکستان بمب اتم دارد اما جرات ندارد خلاف خواست آمریکا حرف بزند و به صراحت به ما اعلام کردند که آمریکایی‌ها به ما دستور داده اند از ایران گاز نخریم. استقلال ما و دفاع ما از مسلمانان و موضع ما در مقابل اسرائیل مسئله اصلی آمریکاست. به نظر من بقیه مسائل بیشتر شعار است. چند سال پیش یک مقام آمریکایی در یکی از این مذاکرات به صراحت به طرف ایرانی گفته بود که شما دست از اسلام بردارید پرونده حقوق بشر شما را حل می کنیم و شما حزب الله لبنان را خلع سلاح کنید ما سران منافقین را دست بسته تحویل شما می دهیم. موضع آنها کاملا روشن است.

ایرنا: شما صحبت از تغییر شرایط جهان کردید. ممکن است در مورد تغییری که از آن صحبت می‌کنید بیشتر توضیح دهید؟
منصوری: زمانی که آمریکا افغانستان را اشغال کرد بسیاری از دولت ها تصورشان این بود که افغانستان در یکی دو دهه آینده، یک کشور توسعه یافته خواهد بود یا زمانی که عراق اشغال شد اینطور تبلیغ کردند که خاورمیانه جدید اروپای دوم خواهد بود. ولی امروز بعد از دو دهه، شاهد هستیم که این دو کشور کانون بحران های اقتصادی-سیاسی هستند.اعضای سازمان های منطقه ای مثل سازمان همکاری اقتصادی اکو یا سازمان همکاری اسلامی یا دی ۸ باید متوجه باشند که کشورهای غربی به هیچ عنوان به منافع ملت های ما فکر نمی کنند. اگر واقعا به ما فکر می کردند که تاریخ استعمار شکل نمی گرفت. وضعیت افغانستان، عراق و یمن درس عبرت بزرگی برای کسانی است که می خواهند واقعیت رابطه غرب با ملت های منطقه را بفهمند. من به جوانان توصیه می کنم که از مطالعه تاریخ این منطقه به هیچ وجه غفلت نکنند. تاریخ این منطقه درس‌های بزرگی برای نسل ما و نسل های آینده دارد و حقایق بسیاری را از مسائل دنیا روشن می‌کند.

در روزهای گذشته شاهد برگزاری پانزدهمین اجلاس سران سازمان همکاری اقتصادی اکو در عشق آباد بودیم ارزیابی حضرتعالی از برگزاری این اجلاس و ظرفیت های آن برای ایران و دیگر کشورهای منطقه چیست؟
منصوری: سازمان همکاری‌ اقتصادی اکو متشکل از ۱۰ کشور غرب آسیا دارای ظرفیت‌های بالقوه زیادی است که فعال کردن این ظرفیت ها می تواند به رونق اقتصاد کل کشورهای عضو منجر شود. همه زمینه های همکاری در اساسنامه سازمان اکو پیش‌بینی شده و این سازمان با داشتن جمعیتی بیش از ۴۰۰ میلیون نفر، یک بازار بسیار بزرگ اقتصادی را در خود جای داده است.کشورهای عضو اکو مشترکات فرهنگی-تاریخی زیادی دارند و باتوجه به امکاناتی که در اختیار دارند اگر به خود متکی باشند و در راستای منافع ملی و منطقه‌ای حرکت کنند می توانند یکی از قوی ترین سازمان های منطقه ای جهان را به وجود بیاورند.
در دنیا، کمتر سازمان منطقه ای می توانید پیدا کنید که تا این حد بین اعضا، نزدیکی های فرهنگی و تاریخی وجود داشته باشد. ظرفیت‌های بسیار بالای مادی و همچنین زمینه های مختلف همکاری و موقعیت جغرافیایی که اعضای اکو دارند در دنیا کم نظیر است.
با این وجود، در چند دهه گذشته تحت تاثیر سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا، متاسفانه منطقه اکو دچار توقف و تا حدودی عقب ماندگی شده است. امروز شرایط جهان عوض شده و اگر دولت های عضو اکو به این موضوع توجه داشته باشند و توسعه براساس امکانات منطقه پیرامونی خود را مدنظر قرار دهند می توانند عقب ماندگی ها را جبران کنند.
لازم است هم افزایی بین اعضای اکو به وجود بیاید و به سمت ایجاد بازار مشترک، اقتصاد مکمل و همکاری‌ سازنده بروند. در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، تجاری، صنعتی، علمی، انرژی و گردشگری فرصت های بسیار خوبی برای بهره برداری وجود دارد که متاسفانه مغفول مانده است.
کشورهای آسیای میانه ظرفیت‌های خوبی در حوزه اقتصاد دارند و ایران، ترکیه و پاکستان هم اقتصادهای بزرگ منطقه هستند و همکاری بین آنها موجب ارتقای سطح فنی، علمی و تکنولوژیک همه کشورها خواهد شد.
اگر اعضای سازمان اکو با درک شرایط فعلی بین‌المللی و منطقه‌ای مصمم به هم‌افزایی باشند قطعاً می توانند با ارتقای سطح علمی، اقتصادی و توان دفاعی خود مانع از دخالت قدرت‌های خارجی در منطقه شوند. متاسفانه اعضای اکو تحت تاثیر نیازهایشان یا تحت تاثیر تبلیغات غرب انسجام و پیوستگی لازم را ندارند و این مسئله باعث شده کشورهای عضو نتوانند استعدادها و توانایی‌هایشان را برای کل منطقه به اشتراک بگذارند.
در بخش انرژی، گردشگری و حتی رسانه ای ضعف های بزرگی داریم. رسانه‌های کشورهای عضو اکو هنوز به هم متصل نشده اند که نشان می دهد هنوز تلاش جدی برای یکپارچه سازی منطقه در مقابل تهاجمات رسانه‌ای بیگانگان به وجود نیامده است.
اگر کشورهای عضو اکو نخواهند به هم تکیه کنند و از ظرفیت های یکدیگر بهره ببرند این سازمان به یک سازمان تشریفاتی تبدیل خواهد شد و تاثیرگذاری چندانی نخواهد داشت. اعضای اکو بدانند که منافع، موجودیت، اقتدار و عزت آنها در گرو همکاری، هم افزایی و دوستی با یکدیگر است و دوستان فقط در منطقه هستند. آنها که در خارج از منطقه هستند دوستدار مردم منطقه نیستند و دنبال چپاول ما هستند. اگر در دو دهه گذشته، تردیدی وجود داشت اکنون دیگر در این باره تردیدی وجود ندارد. بسیاری از سازمان های منطقه ای مثل اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا(آسه‌آن) و سازمان همکاری منطقه ای آسیای جنوبی (سارک) موفق بوده اند و برای اینکه سازمان همکاری اقتصادی اکو هم موفق باشد باید اعضا قبول کنند که رفاقت دارند و رقابت ندارند و مراقب اقدامات تفرقه افکنانه رسانه‌ها، سازمان های اطلاعاتی و عوامل دشمن در منطقه باشند.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar