جماران/ عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی گفت: نسل نو هیچ امر اجتماعی را ثابت نمی داند و هر چیزی قابل تغییر است و او آموخته که ساختار اجتماعی سیال تر از آن چیزی است که بتواند آینده را پیش بینی کند.

نشست «تحولات ارزشی و گفت و گوی بین نسل ها در ایران» پیش از ظهر امروز(یکشنبه 6 آذر ماه) توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار شد.

محمدحسین مطهری در این نشست با تأکید بر اینکه «تلاش می کنم زاویه نگاهم واقعیات روزمره باشد»، گفت: کاری که 10 سال ما در مورد حجاب انجام داده ایم دقیقا مصادف شد با این روزهایی که هم خیلی غم انگیز و هم خیلی پیشرو و متفاوت و شبیه بغض ترکیده است؛ و چیزی که ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی پشت درهای بسته می گفتیم را امروز کف خیابان شاهد هستیم.

این مدرس دانشگاه با بیان اینکه خوب است بین نسل ها گفت و گو صورت بگیرد، افزود: در فلسفه، «گفت و گو» روش کشف حقیقت است و در کشف حقیقت موضوعیت دارد. یعنی روش افلاطون کاملا بر اساس دیالوگ شکل می گیرد و به نظرم این اتفاق مهمی است که یک تاریخ 2500 ساله و حتی بالاتر دارد. هر کدام از رسائل افلاطون از زاویه دید یک کسی است. به نظر می آید این روش می خواهد این را بگوید که حقیقت مثل یک توپ در گردش است و دست کسی نمی ماند.
وی اظهار داشت: وقتی کار حجاب برای من شروع شد، حاصل یک گفت و گوی ما با شهید مطهری بود. وقتی سال 90 یک مجموعه با عنوان «زن و خانواده از دیدگاه شهید مطهری» ایجاد کردیم این مسأله برای من جدی شد و به نظرم می آید پژوهش هایی که شده می توانند این گفت و گو را داشته باشند. مثلا مطلبی از آقای غلامی هست که می گوید در سنت اسلامی حجاب اجباری بوده ولی آقای ترکاشوند عکس این را می گوید. به نظرم می شود در مورد هر کدام از این مطالب قضاوت داشت ولی فکر می کنم باید ضلع های مختلف و به ویژه فکرهای کمتر دیده شده را دید.
مطهری یادآور شداز اول فلسفه، افراد درباره حرکت حرف زده اند و فقط گیری داشته اند که گفته اند جوهر تغییر نمی کند و تغییر در عوارض است و همیشه دگرگونی ها در سطح عوارض بوده و در ذات نیست؛ تا اینکه ملاصدرا گفت مهمترین ملاک تمایز هر چیزی «بودن» آن است. علم پزشکی می گوید هر هفت سال بدن ما کاملا می ایستد ولی یک شخص ثابتی وجود دارد که موضوع همه تغییرات است. انگار وقتی کلمه تحول می آید ما یک کن فیکون می شنویم که این دیگر آن نیست. ولی من با یک کسی که اعلام بی حجابی کرده کتاب نوشته ام و این خیلی مهم است که پژوهش خود پژوهشگر را عوض کند.
وی با تأکید بر اینکه به نظرم در ایران با چیزی به عنوان «ناواقع گرایی» مواجه هستیم، تصریح کرد: انگار عمد دارند یک ساخته ذهنی را به واقعیت برگردانند و می خواهند واقعیت را آن چیزی بفهمند که مال خودشان و ثابت است. این اصلا تناقض نیست که یک فرد با تیپ خاص به مراسم شب قدر می رود؛ خیلی طبیعی است. چون او در جامعه مذهبی زندگی کرده ولی مدرنیته و بودن در کنار دوستان به او اجازه نمی دهد آن طوری لباس بپوشد که ما می خواهیم.
این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه هر نسلی هیولای خودش است، گفت: هر نسلی داشته کار خودش را می کرده ولی انگار آدم ها وقتی به خودشان می رسند فراموش کار می شوند. در دوران بلوغ بچه ها باید و نباید نکنید؛ اگر فضیلت را به آنها بگوییم خودشان بهتر انتخاب می کنند. مسأله اینجا است که ما اصلا نمی فهمیم ارزش ها کجا است. دین یک چیز حاکم بر زندگی است و اتفاقا بساطت آن باعث گسترشش می شود نه اینکه آن را مرکب کنیم. یعنی هرچه ارزش بنیادی تر و بسیط تر باشد جامعیت بیشتری دارد و کار خودش را می کند و اگر شما به تعداد آدم ها به ارزش ها اضافه کنید، تأثیر آن کاهش پیدا می کند.
وی ادامه داد: به نظرم در هویت نسل جدید و روزگار ما بسط «امکان دیگر بودن» اهمیت دارد. ما می توانیم چیزهایی باشیم که نبوده ایم، نخواسته ایم، نمی خواسته اند، ولی می توانیم باشیم. چون در جامعه های قبلی امکان کلونی زندگی کردن خیلی بالاتر بود و معمولا هم بین کلون ها پیوندی برقرار نمی شد و به برکت ارتباطات اجتماعی این مرزها برداشته شده و اگر واقعا بخواهی کلونی زندگی کنی، تجربه تاریخی شما را محدود می کند. خیلی مهم است که فضیلت نسل جدید شناخته شود و اتفاقا جلوی هر حذفی ایستاد.
مطهری تأکید کرد: امکان با هم بودن یعنی هر کسی خودش باشد. شاید باید از برخاسته های تلویزیونی و سینمایی نسل قبل فاصله بگیریم. به نظرم آن نسل هم اهل زندگی بوده اند و ما کمتر این روایت ها را شنیده ایم. اتفاقا آنها خیلی قدر زندگی را می دانستند و مرگ اندیش هم بودند. نسل جدید هم در حالی که اهل زندگی هستند حاضر به فداکاری هم هستند؛ مثل همه نسل ها، و نسلی که انقلاب کرد، هر نسلی کار خودش را می کند.
وی افزود: به نظر می آید ما باید به یک نگاه تکاملی برسیم که می گوید هر کسی دارد تلاش خودش را می کند و حرکت رو به جلو است. ما در قصه «هویت» گرفتار هستیم؛ به قول مرحوم شایگان «هویت چهل تکه» را به رسمیت بشناسیم. ما درگیر دو گروه هستیم که عده ای می گویند فلسفه را ترجمه کردند تا دکان ائمه را ببندند و از آن طرف عده ای «عقل یونانی» را مطرح می کنند. چرا نمی خواهیم هویت واحدی که می تواند همه ما را پیوند بدهد مدنظر قرار بدهیم؟ اینکه ما داریم دنیای جدید را می بینیم چیز بدی نیست، حتی اگر بخشی از  آن را قبول نداشته باشیم، راه خودش را پیدا می کند.
این مدرس دانشگاه اظهار داشت: توده مردم اهل زندگی هستند و دنبال حاکم کردن ایدئولوژی خاصی نیستند و در انتخابات و گفت و گو با من و شما حرفشان را زده اند؛ و اصلا فضیلت دنیای جدید همین چند فرهنگ بودن است. یعنی اگر ارزش ها را درست بشناسیم، تکامل می تواند برای شما اتفاق خوب و راهگشایی باشد و گفت و گو می تواند به فضای امروز ما کمک کند. زنده بودن یک متفکر به این است که با او گفت و گو شود. اصلا مطهری، مطهری شد چون اهل دیالوگ بود.

منصور ساعی نیز در این نشست گفت: در واقع ارزش ها کیفیت هایی هستند که برای انسان نفعی دارند و نیازی را ارضا می کنند. ارزش ها پایه و اساس بینش و کنش انسان ها را تغییر و رفتارها و کنش های ما را تحت تأثیر قرار می دهند. هرچه ارزش ها عام تر باشند و اشتراک در منافع آن برای جامعه بیشتر باشد می توانیم بگوییم عام تر هستند. می توانیم بگوییم «نظام ارزش ها» بنیادی ترین اعتقاد هر فرد است. نظام ارزش ها محدود ولی باورها و اعتقادات گسترده هستند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی افزود: نظام ارزش ها متأثر از تاریخ، جامعه و فرهنگ هستند و در هیچ جامعه ای ثابت نیستند و بلکه کاملا پویا و می توانیم بگوییم در حال تکامل هستند. جالب است که دو نظریه پرداز جامعه شناسی ارزش ها معتقدند جوامعی که در گذار تاریخی خود تحولات سریع و متعددی را تجربه می کنند از استعداد زیادی برای یک تحول برخوردار هستند و هنگامی که چنین تغییرات اجتماعی رخ می دهد نسل جدید بروز می کند. نسل فقط سن نیست؛ نسل زمانی تحول پیدا می کند که ما تجربه های تاریخی و جامعه پذیری متفاوتی داریم.
وی یادآور شد: در سه دهه گذشته روابط بین نسلی محور بسیاری از مطالعات و پژوهش ها بوده و معتقدند که جامعه ایران در معرض تحولات مختلف از جمله وقوع انقلاب و جنگ هشت ساله بوده است. نمی توانید به زنان تحصیل کرده بگویید در خانه بنشینید چون استعداد او شکوفا شده است. اگر می گوییم نسل جدید متفاوت از نسل پیشین می اندیشد، انگار فاصله ارزشی، نگرشی و هنجاری این دو نسل بر می گردد به تجربه اجتماعی، سیاسی و تاریخی که اینها داشته اند. نسل جدید در مقایسه با نسل قدیم میزان اعتقاد اجتماعی، پایبندی به اعتقادات کاهش و نارضایتی سیاسی افزایش پیدا کرده است.
ساعی تأکید کرد: داده های اجتماعی به ما می گوید زیر پوست جامعه تحولاتی رخ داده که به نظر می رسد نظام سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی آن را نادیده گرفته است. جالب است که تحت تأثیر شکاف هنجاری و نسلی به گفت و گوی بین نسلی می رسیم. یعنی آنها معنای مشترکی از پدیده ها ندارند و بنابر این گفت و گو شکل نمی گیرد و شکاف به وجود می آید. دنیای سنت به دلیل اینکه تحولاتش کم شتاب است، در حوزه حجاب و تحولات دینی، نگاه این نسل به سختی می تواند تغییر کند اما دنیای مدرن دنیای تغییرات سریع است و این جدال پایداری و ناپایداری به گفت و گوی بین نسل ها کشیده شده است.
وی افزود: اگر ما به این شکاف ها توجه نکنیم منجر به عصیان نسلی می شود که می تواند در بزنگاه هایی مثل مرگ بغرنج مهسا امینی یا هر رویداد دیگری شکل بگیرد. نسل قدیم جامعه ما نسل ایدئولوژیک، روایت گرا، صبور و غایت اندیش است و حاضر است برای آرمان هایش جان بدهد اما نسل جدید که خاطره ای از دستگاه های ایدئولوژیک ندارد و تک منبعی نیست، منابع جامعه پذیری آن متنوع و متکثر است و حتی کافه، پارک و رسانه های مختلف منبع آن قرار می گیرد و نظام ارزشی متفاوتی کسب کرده، آرمان های غیر ایدئولوژیک دارد و دنبال حذف دیگری نیست. این نسل می خواهد زندگی کند، از زندگی لذت ببرد و دنبال غایت اندیشی نیست.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی گفت: نسل نو هیچ امر اجتماعی را ثابت نمی داند و هر چیزی قابل تغییر است و او آموخته که ساختار اجتماعی سیال تر از آن چیزی است که بتواند آینده را پیش بینی کند. در واقع اگر نسل گذشته آرمان گرا است، نسل جدید لذت امروز را مبنا قرار می دهد. اگر او موسیقی بی تی اس را انتخاب می کند، آگاهانه این مصرف را انتخاب کرده است. او خیلی علاقه به ارزش های نسل گذشته ندارد و ارزش و اعتبار را در تعامل می بیند؛ و تعامل و رابطه محور ارزش آفرینی برای این نسل است. به عبارتی که زندگی نسل جدید با رابطه شکل می گیرد.
وی ادامه داد: بعضی ها این را تضاد می دانند که یک فرد ایرانی چطور می تواند مدرن، اسلامی و ایرانی باشد. ولی تجربه نشان می دهد حذف هرکدام از آنها باعث رشد دیگری می شود. بعد از انقلاب اسلامی، اسلامیت را برجسته و ارزش های مدرن را تقبیح کردیم. این تا دهه اول قابل تحمل است و در دهه دوم به بعد جامعه مقاومت می کند و مقاومت اجتماعی رخ می دهد و زمانی که این تعادل به هم می خورد جامعه اعتراض می کند و به عرصه اجتماعی می آید و اعتراض خیابانی می کند.
ساعی با اشاره به اینکه ما در سیاست های اجتماعی و سیاسی نتوانسته ایم این تعادل را حفظ کنیم، افزود: اگر این روند ادامه داشته باشد و از عرصه شهرها یک صدای واحد بیرون بیاید و جامعه متکثر ایرانی دیده نشود، منجر به تضادهای اجتماعی و ارزشی می شود. من معتقدم الآن بخشی از دغدغه های جامعه بازگشت به این تعادل است.
وی تأکید کرد: من فکر می کنم که در جامعه ما اصولا ارزش گفت و گو فهم نشده است. گفت و گو یک فرآیند دو طرف مبتنی بر احترام با هدف کشف دیگری است و نه حذف دیگری؛ انگار ما معنای دیالوگ و مونولوگ را اشتباه گرفته ایم. گفت و گو محصول مدرنیته است به خاطر اینکه در کتب سنت ها همه چیز نوشته شده بود و همه چیز از بالا به پایین است و نوعی سنت محوری وجود داشت و خیلی سؤال نمی شد که این سنت ها به چه درد ما می خورد. اما نسل جدید یک سری پرسش ها و دغدغه های جدید دارد که نسل قبل نمی تواند با آن کهن الگوها به آنها پاسخ بدهد و گفت و گو بی معنی می شود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی افزود: در جامعه ما دانش آموز را به رسمیت نشاخته ایم؛ که او می تواند کنش گر باشد. وقتی شما هویت شهروندی را به رسمیت نمی شناسید و هویت زن، کرد و کودک را نپذیرفته اید، گفت و گو شکل نمی گیرد. زمانی که هویت ها پذیرفته شد تازه وارد دیالوگ با او می شویم. او یک سری حقوق دارد که باید به رسمیت شناخته شود. ما خاص بودگی فرزندانمان را نمی پذیریم که زیست جهان آنها با نسل گذشته فرق می کند و با جهان های متفاوتی سر و کار دارند و تحت تأثیر عوامل مختلف بچه ها به عاملیت می رسند و ما عاملیت آنها را نمی پذیریم و باز از روش سرکوب استفاده می کنیم. شرط ورود دیالوگ با گروهی پذیرش خاص بودن او است.
وی اظهار داشت: نظام سیاسی ما نماینده سنت است. بنابر این، سیاست های اجتماعی و سیاسی بر مبنای سنت نوشته می شود و انتظار پذیرش بدون پرسش را دارد. اما نسل جدید به علت زیست در دنیای مدرن نظام ارزشی متفاوتی دارد و نظام سیاسی ما این نظام ارزشی را درک نمی کند و نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند و ارزش های تک پایه خودش را می بیند. بنابر این، نمایندگان و حاملان ارزش های نوین شروع به عصیان می کنند و معمولا پاسخ نظام سیاسی به آنها هم برخورد قهری بوده چون آنها را نمی پذیرد.
ساعی ادامه داد: در عرصه ارزش ها چیزی که قربانی می شود «هویت ملی» است که شاید تا دهه ها قابل ترمیم نباشد. خود دولت آرمان تولید و تکثیر می کند و آموزش می دهد. در حالی که در یک جامعه متکثر و دموکراتیک مولدان آرمان نویسندگان و روشنفکران هستند و اتفاقا دولت از خلق این ارزش ها و آرمان ها حمایت می کند و ارزش ها کم کم وارد گفت و گو می شوند که این ارزش ها چقدر می تواند در خدمت بهره وری ملی ما باشد. وقتی مداحان و سلبریتی ها در جامعه مطرح و روشنفکران حذف شده اند، نمی دانند با چه گروهی از جامعه وارد دیالوگ شوند.
وی گفت: من فکر می کنم سه راهبرد داریم که یکی از آنها توانمندسازی نسل قدیم است که باید آموزش ببیند با زبان نسل جدید صحبت کنند. ما باید بلد باشیم در فضای زیست آنها کنشگری کنیم. بسیاری از کسانی که مخالف فضای اجتماعی هستند، یک در فضای مجازی نیستند و یا از فضای مجازی برای مونولوگ استفاده می کنند. برای اینکه بتواند نسل جدید را بشناسد باید دچار جامعه پذیری معکوس شود؛ والا دچار برافتادگان جامعه جدید خواهند شد. نسل جدید با تکیه بر گذشته می تواند آینده را بسازد. چون هم نسل گذشته باید بتواند در دنیای جدید زندگی کند و هم نسل جدید به تجربه نسل گذشته نیاز دارد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی افزود: دوم اینکه وارد دنیایی شویم که مدارا وجود دارد و نکته بعدی این است که اگر گفت و گوی بین نسلی شکل بگیرد خیلی می تواند کمک کند. فناوری و دانش نسل جدید با تجربه نسل قدیم می تواند هم افزایی به وجود بیاورد. متأسفانه چون همکاری بین نسلی وجود ندارد مسأله ها هم حل نمی شود. همدلی و مشارکت بین نسلی حتی می تواند شکاف های بین نسلی را کاهش بدهد و درک مشترکی از مسائل جامعه ایجاد کند. چون درگیر چالش های بین نسلی هستیم متأسفانه نتوانسته ایم از ظرفیت ها استفاده کنیم. شرایط فعلی کشور مستلزم همکاری نسل های گوناگون است تا بتواند شرایط بهتری برای زندگی ما فراهم کند.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar