
سرمقاله ابتکار/ از مداحی رفیق تا لعن رقیب!
بروزرسانی

«از مداحي رفيق تا لعن رقيب!» عنوان يادداشت روز روزنامه ابتکار به قلم محمدعلي وکيلي است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
تاريخ مداحي در ايران کهن و ديرپاست. مداحان به توصيف مظلوميت اهل بيت عليهم السلام شهرت يافتند و در کنار ذکر مظلوميتها به لعن دشمنان اهل بيت و قاتلين و عوامل آن آنچنانکه در زيارت عاشورا تبلور يافته است ميپردازند. مردم به نيت ثواب پاي منبر مداحان و در مجلس روضه شرکت ميکنند. شرکت کنندگان هيچگاه غربالگري نميشوند. از متدينان واقعي تا متعصبين شش آتشه بدون توجه به تفاوتهاي ايدئولوژيک در اين مجالس شرکت ميجويند ولي چند صباحي است که مجالس روضه با مداحان سياسي به متينگهاي انتخاباتي و سياسي تبديل شده است.
سرآغاز اين چرخش در آغاز دوره اصلاحات استارت خورد. طيفي از مداحان به رهبري آقاي منصور ارضي منبر روضه را به تخريب شخصيتهاي حال حاضر تبديل کردند و با استفاده از صنعت تشبيه، تلاش کردندکه ابن سعد و عمرو عاص را خلق کنند و اين عناوين را بر اشخاص زمانه جعل نمايند. آنگاه خود را مجاز به همان لعن و نفرينهايي که بر شخصيتهاي اصلي ميفرستادند.بر اين به اصطلاح مشابهين نيز بفرستند.
يک جريان سياسي هم در ترويج چنين رويکردي تلاش وافر نمود. راست گرايان مداحان سياسي را براي خود فرصت يافتند و از تريبون آنها و مشتاقان آنان نهايت بهره را براي تخريب چهره رقيب بردند. اولين سالگرد دوم خرداد بهترين فرصت براي مداحان سياسي بحساب آمد. آنان با بهره گيري از فرصت محرم و در رمضان و صفر اولين قربانيان خود را که عبارت از آقايان هاشمي و خاتمي بودند مورد هدف قرار دادند.
مداحي سياسي به يک سبک تبديل شد و در آستانه انتخابات موجي از تخريب را به همراه داشت. تريبون مداحان سياسي به تريبون تبليغ رفيقان وتخريب رقيبان تبديل گرديد. عده اي از متدينان در اعتراض به اين سوء استفاده مجالس را ترک کردند و اعتراض مراجع تقليد را نيز به همراه آورد ولي صداي مداحان رساتر و حمايت جريانات سياسي آنان را بيمه کرد و گوششان را براي تذکر مراجع ناشنوا نمود.
جريان مداحي سياسي با پيروزي اصولگرايان و تشکيل دولت نهم نقش يک حزب سياسي را پيدا کرد. هر کدام از مداحان معروف همچون منصور ارضي،سعيد حداديان در قامت يک حزب سياسي نقش ايفا کردند و مدتي را دوشادوش دولت احمدي نژاد در سفرهاي استاني نيز حضور يافتند و در وصفش مداحيها و در مذمت رقيبانش نيز لعنها فرستادند.
جالب است که همواره آيت الله هاشمي رفسنجاني صحراي کربلا ي اين طيف بودند. از دست هر که عصباني و يا نسبت به هر کس انتقادي داشتند به عنوان يک فريضه گريزي به هاشمي و خانواده اش داشتند هر روز برايش نامي و وصفي ذکر ميکردند. او را در هر مناسبتي با يکي از شخصيتهاي مذموم صدر اسلام مقايسه و تشبيه مينمودند.
جنبش مداحان سياسي آنچنان در دولت نهم اوج گرفت که رسماً در بالاي تريبون مخالفان را تهديد به مرگ نمودند اما ديري نپاييد که قدرت گيري روز افزون اين طيف از مداحان، دامن دولتمردان دهم را هم گرفت. منصور ارضي مشايي را به عنوان سلمان رشدي نام گذاشت و هر روز مرگش را از خدا طلب ميکرد. در انتخابات 84 قاليباف را با ابن سعد مقايسه نمود و مرگ را برايش آرزو نمود ولي بعدها با انتصاب دامادش به مديريت مترو زبانش در مذمت قاليباف کوتاه شد.
حال اين مداح معروف سياسي در روز عرفه که روز معرفت و ادب ميباشد بنام دفاع از شعار مرگ بر آمريکا از مردم ميخواهد که مرگ آيت الله هاشمي رفسنجاني را طلب نمايند. اين وضع نشان ميدهدکه چقدر مجالس و منابري که بايد براي خود سازي و معرفت بخشي و ادب آموزي مردم فرصت ساز باشند به دليل سوء استفادهها و ابزاري شدن به تهديد براي باورهاي مردم تبديل شده است.
بانيان و مشوقين اين سنت شايد نميدانندکه آلوده سازي منبر و تريبون روضه ي امام حسين به اميال کوتاه مدت و گذران سياسي چقدر ميتواند در انحراف اهداف والاي مکتب علوي موثر باشد. اينان اگر به ارزش سنتي منبر و اشک توجه داشتند نيک ميدانستند که فراري دادن جوانان و دل زده کردن مردم با حسينيه و مساجد نه خدمت که مصداقش خيانت به فرهنگ علوي است.
بي شک هيچ دشمني قادر نيست لطمه اي را که ابزاري کردن منابر وعظ و روضه و سوء استفاده از آن ايجاد ميکند وارد آورد. اگر مقدسات و باورها دستمايه ي گروهها و چتربازان سياسي قرار گيرد دودش در چشم همگان و آتشش دامن مشوقين ومروجين را خواهد گرفت.