پنج خانواده چند شهیدی فارس در جنگ تحمیلی سوم؛ سفری از دامان خانواده تا ملکوت

ایرنا/در ۴۰ روز تجاوز آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی به خاک میهن، ۲۴۸ نفر از استان فارس شامل ۲۳۰ مرد و ۱۸ زن به شهادت رسیدند؛ در میان آنان، نام پنج خانواده شهری، روستایی و عشایری دیده میشود که چند عضو آنها همزمان در حملات هوایی دشمن شهید شدند.
۱۷۲ نفر از شهدای فارس در جنگ تحمیلی سوم متاهل و ۷۶ نفر آنان مجرد بودند و در میان آنها نام ۱۸ کودک شهید نیز دیده میشود.
در میان شهدای فارس، برخی همراه با خواهر و برادر یا پدر و مادر خود آسمانی شدند و نام خانوادگی خود را برای همیشه در قلب تاریخ ایستادگی فارس جاویدان کردند.
در فهرست شهدای سرفراز جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیسم علیه ملت ایران، نام ۲ نوجوان پسر، یک خانواده ۶ نفره، یک خواهر و برادر همراه با پدر و مادرشان، یک خواهر و برادر نوجوان و دو برادر دبستانی در کنار یکدیگر دیده میشود؛ پنج خانوادهای که نامشان در میان ۳۸۹ خانواده چندشهیدی هشت سال دفاع مقدس فارس جای گرفت.
شهادت یک خانواده ۶ نفره؛ از نوزاد ۱۴ ماهه تا پدر ۴۲ ساله
یکی از این خانوادهها، خانواده ۶ نفره «نبیزاده» بودند که در حمله هوایی دشمن جنایتکار به منزل مسکونیشان به شهادت رسیدند.
شهید سیدمهدی نبیزاده ۴۱ ساله همراه با همسرش زهرا عباسیولدی ۳۸ ساله و فرزندانشان شهیدان حانیهسادات ۱۶ ساله، رقیهسادات ۱۵ ساله، سیدمحمدهادی ۱۰ ساله و سیدمحمدحسن ۱۴ ماهه آسمانی شدند و هر یک از آنان سند ماندگاری از جنایتهای آمریکایی و صهیونیستی شدند.
خواهر شهید سیدمهدی نبیزاده و عمه چهار فرزند شهیدش، درباره این خانواده ۶ نفره گفت: خانواده آسمانی و بهشتی زیاد دور از ذهن نیست، حتی نیاز نیست راه دوری برویم تا بتوانیم آسمانی و بهشتی شویم؛ فقط کافی است کمی آگاهانه و با چشم باز ببینیم.
او از شهدای دهه شصتی تا هزار و چهارصد و چهاری خانواده شهیدش یاد کرد و گفت: شهادت دور نیست؛ هر کسی که راه درست را شناخته و در سمت درست ایستاده، شهید است، حتی اگر چه زنده باشد؛ این مرحلهای از شهادت است.
عمه سادات شهید شیراز گفت: سیدمهدی مرد میدان نبرد با دشمن بود، اما خانواده او به این بسنده نکردند، همواره پشتیبان او بودند و شبها پرچم بر دوش در میان مردم ایستاده بودند.
برادرزاده شهید نبیزاده نیز گفت: عموزادههایم شجاع و زینبی تربیت شده بودند تا با قلم و قدم خود پشتیبان نظام اسلامی باشند و در برابر زورگویی استکبار بایستند.
برادر و پدر مادر این خانواده ۶ نفره نیز همراه با آنان به فیض شهادت نائل آمدند و آسمانی شدند.
جنایت آمریکایی-صهیونیستی علیه سیاهچادر عشایری خانواده ۶ نفری
یکی دیگر از نامهای بلند و ماندگار جنگ تحمیلی سوم، نام خانوادگی شهیدی بهلولی بود؛ پدر، مادر، پسر خردسال و دختر نونهال این خانواده قشقایی فارس قربانی حمله هوایی دشمن متجاوز به منطقه عشایری در خورموج بوشهر شدند.
شهید کاظم شهیدی بهلولی، هشتم فروردینماه، همراه با همسر و ۲ فرزندش مورد حمله آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفت؛ در این جنایت، شهیدان کاظم، الهام، الهه و سهند شهیدی بهلولی به فیض شهادت نائل آمدند و امیرعلی که کمی از سیاهچادر فاصله داشت، مجروح شد؛ پسر بزرگتر خانواده اما همانروز صبح برای انجام کاری عازم شیراز شده بود و از این جنایت آشکار دشمن در امان ماند.
به گفته مدیرکل بنیاد شهید فارس، شهادت این خانواده عشایر که هیچ یک از آنان نظامی نبودهاند، سندی دیگر بر مظلومیت مردمی است که مورد حمله دشمن متجاوز قرار گرفتند.
پسرعموی کاظم شهیدی بهلولی به خبرنگار ایرنا گفت: او از خانوادههای بزرگ فامیل بود و در میان تیره بهلولی نیز محبوبیت خاصی داشت؛ انسانی بسیار متواضع بود و احترام و حرمت بزرگان ایل را به خوبی میشناخت.
شهیدی ادامه داد: شهید کاظم و خانوادهاش بسیار متدین و پاکدست و از لحاظ اخلاقی مثالزدنی بودند؛ او بسیار خیرخواه بود و هرجا که کاری از او برمیآمد، برای حل مشکل خویشان و آشنایان زبان به خیر میگشود.
او درباره ۲ پسر ۱۱ و ۱۴ ساله بازمانده خانواده شهید شهیدی بهلولی نیز گفت: امیرعلی هنوز از ناحیه پا مجروح است؛ اگرچه از دست دادن پدر و مادر در این سن خیلی سخت است، اما هر ۲ پسر خانواده تشخیص خوبی دارند، اکنون مشغول درس و مدرسه خود هستند تا خداوند برای آنان چه مقدر کند.
ایلیا و امیرحسین؛ نام ماندگار برادران روستایی فارس
ایلیا و امیرحسین شرفی، ۲ نوجوان ۱۴ و ۱۷ ساله یک خانواده روستایی در روستای کفری شیراز بودند که پرتابههای دشمن متجاوز، وانتپیک آنان را بر زمین ریخت و شهد شهادت نوشیدند.
آنها دانشآموزان پایههای هشتم و دوازدهم مدرسه اتحاد روستای شاپورجان بودند، سرگرم درس و مدرسه بودند و از جنگ و موشک و بمب تنها تصویرهایی دور و محو در ذهن داشتند؛ اما دشمن جنایتکار بیرحمانه آنان را به شهادت رساند.
مادر ایلیا و امیرحسین شهید به ایرنا گفت: سربازی امام زمان و شهادت، آرزوی دو نوجوان شهید من بود؛ ایلیا پس از شرکت در مراسم تشییع یکی از شهدای ناو دنا گفت دومین شهید روستا در این جنگ من باشم و به آرزوی خود رسید.
او گفت: دومین شهید از گلهای پرپر شده من تقدیم به میهن و نظام اسلامیمان شد؛ من گریه میکنم، ناراحت هستم، اما آمریکا و صهیونیسم جنایتکار بدانند که اگر ۲ فرزند دیگر هم داشتم برای کشور و رهبرم میدادم؛ ما ملت شهادتیم و تا نابودی آمریکا و اسرائیل جنایتکار از پای نمینشینیم.
نوگلهای بوستانی میناب
امیرعلی و امیرمحمد بوستانی، ۲ پسر دبستانی خانواده نورآبادی بودند که در حمله موشکی رژیمهای جنایتکار آمریکایی - صهیونیستی به مدرسه شجرهطیبه میناب، با تنهای بیسر آسمانی شدند.
امیرمحمد دانشآموز کلاس دوم و امیرعلی کلاس چهارمی بود؛ کودکان بیگناهی که صبح نهم اسفندماه راهی کلاس درس شدند، اما موشک دشمن متجاوز بیرحمانه جان پاک آنان و ۱۶۶ هممدرسهای دیگرشان را گرفت.
پدر سوگوار این ۲ نوگل شهید همراه با دیگر ساکنان میناب، چهار روز ایستاد و بیش از ۱۰۰ دانشآموز را از زیر آوار بیرون کشید.
او به ایرنا گفت: قبل از این اتفاق فکر میکردم اگر یکی از آشنایانم زخمی شود، طاقت دیدن ندارم، اما در لحظه پرتاب موشکها قدرت عجیبی در خود یافتم که وصفنشدنی بود؛ اکنون هر چند ۲ فرزندم را از دست دادهام و کمرم شکسته، اما افتخار میکنم که پیکر پاکشان فدای ایران، ملت و رهبر عزیزمان شد.
او گفت: هر لحظه به یاد فرزندانم میافتم، اما سعی میکنم محکم باشم و غم را در چهرهام پنهان کنم؛ من بچههای خود را در راه مملکت و امام حسین (ع) دادهام.
سفر خواهر و برادری از میناب تا آسمانها
هلما و امیرمحمد قاسمی، خواهر و برادر نوجوان گراشی هستند که در همین حمله ددمنشانه دشمن متجاوز به مدرسه میناب به شهادت رسیدند و همراه با یکدیگر تا ملکوت پرواز کردند.
هلما و امیرمحمد قاسمی، دانشآموزان کلاس چهارم و دوم مدرسه شجرهطیبه میناب بودند؛ شهری کوچک و غیرنظامی که تاریخ بشریت آن را از ۹ اسفند تا همیشه تاریخ در خاطر خواهد سپرد.
پدر شهیدان هلما و امیرمحمد درباره روزی که موشکهای دشمن دون، جان کودکانش را گرفت، گفت: میناب کربلای دیگری شد؛ والدین ۱۶۸ دانشآموز شهید این مدرسه در جستجوی فرزندان خود، کربلای دیگری را به چشم دیدند.
او بیان کرد: آمریکا و صهیونیسم نابود خواهند شد و این نابودی ثمره خون شهدای دانشآموز است که یقه آنان را خواهد گرفت.
سوگواری با زخم جانبازی
برخی از خانوادههای فارسی نیز با تنی مجروح، سوگ شهادت برادران، خواهران و پدر و مادر خود را به دوش کشیدند.
یکی از آنان رحیم رضایی بود که به سوگ رحمان، برادر شهید خود نشست، در حالی که خود نیز از حمله هوایی دشمن جراحاتی سنگین بر تن داشت.
برخی از خانوادههای شهدای حمله هوایی به منطقه مسکونی لامرد نیز اینگونه بودند؛ از جمله خواهر زهرا غلامی که با زخم جانبازی، داغدار خواهر شهید خود شد.


















