جزئیات جدیدی از قتل تکاندهنده خانم دکتر در تاکسی توسط همسرش

شهرآرا آنلاین/ظهر دیروز مردی ورزشکار در پی اختلافات قدیمی، همسرش را کشت و به زندگی خود نیز پایان داد.
ظهر دیروز مرد مشهدی در خیابان محتشمی همسرش را که پزشک تغذیه بود، به ضرب گلوله مقابل خانه اش کشت و بلافاصله با شلیک به خود، به زندگی اش پایان داد و قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، تحقیقات در این پرونده دل خراش را آغاز کرد.
ریشه این جنایت به دو سال قبل بازمی گردد که اختلافات زناشویی با ظن خیانت میان این زوج آغاز شد. در آن زمان متهم به قتل با هویت «نیما. الف» متولد ۱۳۶۳ مربی ورزشی بوده است و لوازم مربوط به رشته ورزشی بوکس نیز در خودروش پس از جنایت کشف شد. در مقابل، همسرش متخصص تغذیه بود و در منطقه احمدآباد مطب داشت.
شکایت از شوهر
حاصل ازدواج این زوج تحصیل کرده سه فرزند بود که دو پسر هفده ساله و پنج ساله و یک دختر پانزده ساله داشتند. به گفته اطرافیان، پسر کوچک این خانواده به بیماری اوتیسم مبتلاست. از دو سال قبل که اختلافات این زوج آغاز شد و هرلحظه به شدت آن اضافه میشد، آنها زندگی جداگانهای را آغاز کردند و زن جوان برای خودش خانه اجاره کرده بود و همراه سه فرزندش با هم زندگی میکردند. اختلافات ریشه دار این زوج ادامه پیدا کرد و به گفته عطا، فرزند بزرگ خانواده، مادرش دوماه قبل به علت تهدید به قتل، از شوهرش شکایت کرده بود که پرونده آن موجود است.
دل پیچه ناگهانی
صبح دیروز پسر بزرگ خانواده مبتلا به ویروس گوارشی میشود و دل درد و دل پیچه داشت. او موضوع را تلفنی به مادرش اطلاع میدهد. مادرش از او میخواهد تاکسی بگیرد و دنبال او برود تا با هم به درمانگاه بروند. او از خانه پدرش در خیابان محتشمی تاکسی میگیرد و به مطب مادرش میرود و او را هم سوار میکند. آنها درحال رفتن به درمانگاه بودند که پسر متوجه میشود اشتباهی کلیدهای پدرش را آورده است.
آنها در ادامه از راننده تاکسی بی سیم میخواهند به خیابان محتشمی برگردند تا کلید را پس بدهند. درحالی که مادر و پسر روی صندلی عقب تاکسی نشسته بودند، به محل میرسند و نیما (متهم به قتل) به سمت آنها میآید تا کلید را از آنها بگیرد.
حمله با سلاح گرم
به گفته پسر نوجوان، پدرش ناز زن را میکشد و از او میخواهد تا از تاکسی پیاده شود و با هم حرف بزنند و بعد از آنها میخواهد که بمانند تا او برود و لباس مناسب بپوشد و برگردد. چند لحظه بعد مرد با پژو ۲۰۷ از پارکینگ بیرون میآید و خودرو را نزدیک تاکسی پارک میکند و از آن پیاده میشود.
به گفته راننده تاکسی، او وسیلهای بلند در دست داشته که راننده با تصور اینکه شمشیر است، ترسیده و از خودرو پیاده شده و به سمت خانهای که درش باز بوده، دویده و درون خانه مخفی شده است. او میگوید صدای چندین تیر شنیده، ولی خودش ترسیده است وارد صحنه شود.
پسر این خانواده که شاهد ماجرا بوده است، به قاضی خاکشور در صحنه جنایت گفت: من پشت سر راننده نشسته بودم و مادرم نیز کنارم بود. بعد از فرار راننده، من پیاده شدم تا ببینم چه شده است که صدای تیر شنیدم. دقیقا نفهمیدم چه شده است. به سمت عقب دویدم که دیدم پدرم اسلحه را سمت من گرفته است و از من میخواهد از آنجا بروم. من ترسیده بودم و تا خیابان کوهسنگی که مغازه دوست پدرم آنجاست دویدم. بعد با دوست پدرم که از اختلافات پدر و مادرم خبر داشت، به اینجا برگشتیم.
اسلحه، ارثیه پدربزرگم بود
بررسی تیم جنایی با دستورات بازپرس جنایی، قاضی وحید خاکشور، و تلاش سروان آرمین منفرد، از کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی، نشان داد که متهم به قتل پس از شلیک از شیشه بغل به سمت سر زن، خودش از دری که پسر از آن پیاده شده است، روی صندلی عقب تاکسی نشسته و اسلحه شکاری قدیمی تک لول را زیر گلویش گذاشته است، اما از آنجا که طول اسلحه بلند بوده و امکان چکاندن با انگشت دست را نداشته است، با انگشت شست پا ماشه را چکانده و به زندگی خود پایان داده است.
بررسیهای بعدی نشان داد که اسلحه متعلق به خودش بوده است و پسر مقتول، اعلام کرد که این اسلحه از پدربزرگش به پدرش ارث رسیده است. با دستور مقام قضایی، پیکر این افراد به پزشکی قانونی منتقل شد و تلاش تیم جنایی برای مشخص شدن جزئیات مبهم این پرونده که ریشه در ظن و گمان مرد جوان داشته است، ادامه دارد.

















