خراسان/ از دوستانم درباره سايت هاي همسريابي حرف هاي زيادي شنيده بودم. نمي دانستم تا چه اندازه مي شود به اين سايت ها اطمينان کرد و اصلاً درست است همسرت را از طريق سايت انتخاب کني يا نه. چند روزي به ثبت نام در يکي از اين سايت ها فکر مي کردم تا اين که بالاخره دلم را به دريا زدم و با چند دقيقه وقت گذاشتن و پرداخت ۵۰هزار تومان پول در يکي از اين سايت ها که فکر مي کردم معتبر است ثبت نام کردم. در بخشي از آن مشخصات خودم را وارد کردم و در بخش ديگري مشخصات همسر آينده ام را. مدت زيادي طول نکشيد که مرکز همسريابي جواني به نام شادمهر را به من معرفي کرد. من هم که بي دليل به سايت همسريابي اطمينان پيدا کرده بودم مدتي با شادمهر رابطه دوستانه برقرار کردم.او جوان خوش برخورد و خوبي به نظر مي رسيد و مي گفت مهندس صنايع است. در مدت کوتاهي که با او رابطه داشتم او وعده هاي زيادي درباره زندگي آينده مان به من داد و قول داد من را خوشبخت کند. من هم که يک بار در زندگي مشترکم شکست را تجربه کرده بودم به وعده هاي شادمهر دل خوش کردم. چند هفته از آشنايي مان گذشت و در اين مدت ما با يکديگر چت مي کرديم. در همين مدت او چندين مرتبه به خاطر مشکلات مالي که داشت از من پول قرض گرفت. خراب شدن خودرو اش، بيماري پدرش و مسائل ديگر بهانه هايي بود که او به خاطر آن ها حدود ۴ميليون تومان از من پول گرفت. اين ها برايم مهم نبود و به آينده فکر مي کردم. مدتي گذشت تا اين که يک روز به طور اتفاقي به رمز ايميل شادمهر دسترسي پيدا کردم. يک آن وسوسه شدم تا ايميل هايش را کنترل کنم. وقتي ايميل هايش را باز کردم در کمال ناباوري متوجه شدم او با چند دختر ديگر هم رابطه دارد. اين تازه اول ماجرا بود. در ادامه از همين طريق با دوستان اينترنتي اش چت کردم و وانمود کردم شادمهر هستم. دوستان اينترنتي شادمهر که همه دختر بودند پيام هاي عاشقانه به من مي دادند و مضمون پيام هاي شان نشان مي داد شادمهر به همه آن ها وعده ازدواج داده است. در حالي که مشت خواستگار قلابي ام باز شده بود با او تماس گرفتم و درباره اين کارش توضيح خواستم اما وقتي فهميد رازش برملا شده ديگر به تماس هايم پاسخي نداد ومجبور شدم به دادسراي رسيدگي به جرايم رايانه اي مراجعه کنم. با وجود اين که در اين ماجرا مرد شياد توانست از من کلاهبرداري کند اما خدا را شکر مي کنم نتوانست نقشه اصلي اش را عملي کند. اگر مرتکب اين اشتباه مي شدم و با شادمهر ازدواج مي کردم تا آخر عمر خودم را براي اين اشتباه بزرگ نمي بخشيدم.