ميزان/ در حال حاضر 20 گونه دو زيست زنده در کشور شناسايي و ثبت شده اند.
در ايران وضعيت تنوع جانوري و تهديدات آن بر اساس ليست ارائه شده از سوي دفتر جهاني حفاظت (IUCN) سنجيده و به اين ترتيب نيز پروژههاي مختلف تعريف ميشود. صندوق کمکهاي کوچک سازمان ملل عموماً حمايت مالي از اين پروژهها را برعهده داشته و سازمانهاي مردمنهاد نيز اجراي آن را برعهده ميگيرند.
اما با وجود حجم بالاي پروژههايي که در 12 سال گذشته در ايران اجرا شده، آيا اطلاعرساني در اين زمينه هم به همان ميزان بوده است؟ آيا در کنار روز جهاني تنوع زيستي، انتخاب يک روز به نام گونههاي در معرض خطر در ايران و اطلاعرساني سالانه درباره پروژهها و از سوي ديگر برنامهريزي براي فراهمکردن ليست ملي گونهها ميتواند وضعيت را در اينباره اندکي بهبود بخشد؟ ميزان پرداختن به گونههاي مختلف اعم از پستانداران، پرندگان، دوزيستان و... در ايران چگونه است؟
مسعود ابراهيم تهراني، کارشناس دفتر خزندگان سازمان حفاظت محيط زيست و دانشآموخته دکتراي زيستشناسي گرايش فيزيولوژي جانوري، به اين پرسشها پاسخ گويد.
تهراني در اينباره گفت: در ايران عمده توجهها به پستانداران و پرندگان معطوف شده و دوزيستان و خزندگان در حاشيه قرار گرفتهاند. از اين رو اطلاعرساني و اگاهيبخشي به جامعه در اين حوزه به عنوان يک ضرورت مطرح است.
وي در پاسخ به اين پرسش که نامگذاري يک روز به نام گونههاي در معرض خطر آيا ميتواند کاستيهاي اين بخش را پوشش دهد، اظهار کرد: در حال حاضر ما 13 اسفند را به عنوان روز جهاني «حيات وحش» داريم که در آن ميتواند به گونههاي در معرض انقراض نيز پرداخته شود؛ بنابراين به جاي تلاش براي نامگذاري يک روز ديگر بهتر است روز جهاني حيات وحش را تقويت کنيم.
اين دانشآموخته زيستشناسي گرايش فيزيولوژي جانوري در همين رابطه خواستار انتشار کتاب، نشريه و برگزاري نشستهاي تخصصي در اين روز شد و ادامه داد: به عنوان مثال در جشنواره فيلم سبز که به تازگي برگزار شد، شاهد اکران فيلمي از «سمندر امپراتور» در کارگاه صندوق کمکهاي کوچک سازمان ملل بوديم که اطلاعات خوبي را درباره اين گونه در اختيار مخاطبان قرار داد.
وي تصريح کرد: زماني که به دنبال تقويت روز جهاني حيات وحش باشيم، به دنبال آن، گونههاي در معرض خطر به عنوان گونههاي اولويتدار براي پرداختن در اين روز مطرح ميشوند.
تهراني اضافه کرد: گروه دوزيستان و خزندگان سازمان حفاظت محيط زيست مشتاقانه همکاري با بخشهاي آموزشي را دنبال ميکند و آماده همکاري در زمينههاي مرتبط با اين حوزهها است. در حال حاضر ما گونههايي شناسايي نشده در اين حوزهها داريم و در سالهاي اخير نيز نزديک به 20 گونه براي نخستين بار شناسايي شدند که اين امر نشاندهنده اهميت حيات وحش در حوزه دوزيستان در ايران است.
وي در پاسخ به اين پرسش که آيا فکر ميکنيد مشابه روز ملي «يوز» نامگذاري يک روز به نام يکي از گونهها مانند سمندر امپراتور ميتواند در توجه بيشتر به گروه دوزيستان و خزندگان موثر باشد، گفت: زماني که روي يک گونه متمرکز ميشويم، ساير گونهها را از ياد ميبريم؛ به عنوان مثال بين رده بنديهاي مختلف، پستانداران و پرندگان مورد توجه قرار گرفته و باز ميان هر کدام گونههاي شاخص و مورد توجه داريم.
اين کارشناس گروه خزندگان و دوزيستان ادامه داد: اگر روزي را به نام سمندر امپراتور نامگذاري کنيم، سمندر آتشين يا انواع خزندگان و دوزيستان به حاشيه رفته و توجه چنداني به آنها نميشود. اين در حالي است که ما قصد داريم حساسيت نسبت به گونههاي مختلف تقويت شود و در اين راه با توجه به پتانسيلي که در جامعه وجود دارد، ميتوان از کمک افراد علاقهمند بهره گرفت. در حال حاضر انجمنهاي زيادي در کشور وجود دارند که مشتاق همکاري در حوزه حيات وحش هستند و ميتوان از توان آنها براي حفاظت استفاده کرد.
علي اصغر مبارکي، مديرکل دفتر موزه تاريخ طبيعي و ذخاير ژنتيک، نيز در گفتوگو با «ايسنا» به برداشتهاي بيرويه از طبيعت پرداخت و گفت: در حال حاضر کاهش جمعيت گونهها و تخريب زيستگاهها به حدي چشمگير بوده که اکثر فعاليتهاي اجرايي بر برگرداندن جمعيتها و زيستگاهها به شرايط قبلي متمرکز است.
وي افزود: براي مثال جمعيت ماهيان خاويار ايراني به عنوان يک گونه بسيار ارزشمند به لحاظ اقتصادي به حدي کم شده که در وضع اسفناک و در رده گونههاي در معرض انقراض قرار گرفته است و در حال حاضر نه تنها امکان برداشت طبيعي و مستقيم آن وجود ندارد، بلکه بحث صادرات ماهيان خاوياري و صنايع وابسته به آن دچار آسيب جدي شده است.
مبارکي تخريب و تغيير زيستگاه را از ديگر عوامل کاهش تنوع زيستي عنوان و اضافه کرد: خشک کردن تالابها به قصد ايجاد زمين کشاورزي و انتقال انواع زباله، آلودگي نفتي، فاضلاب و... تخريبهايي است که زيستگاهها را از بين ميبرد و اين طبيعي است که اگر زيستگاهها نباشند، گونهاي هم وجود نخواهد داشت.
مديرکل دفتر موزه تاريخ طبيعي و ذخاير ژنتيک با اشاره به گونههاي غيربومي و معرفيشده به عنوان يکي از عوامل مهم تهديدکننده تنوع زيستي، اظهار کرد: قصه تلخ اين روزهاي محيط زيست کشور که از فاجعه درياچه اروميه و تالاب هامون دست کمي ندارد، اين است که تالاب شادگان به خاطر معرفي «گونه مهاجم تيلاپيا» مورد تهديد قرار گرفته است.
به گفته مبارکي، جوامع محلي و روستاييان بسياري به خاطر برداشت ماهي و نيز به لحاظ سنتي به تالاب شادگان وابسته هستند، ولي در حال حاضر تالاب شادگان تحت سطيره ماهي تيلاپيا درآمده است. اين در حالي است که کارشناسان سازمان حفاظت محيط زيست بارها مخالفت خود را با ورود اين گونه غيربومي به تالاب شادگان و پتانسيل مهاجم شدن و غلبه آن بر ساير گونهها اعلام کردند.
وي با گلايه از اينکه برخي با اظهارنظرهاي غلط و نسنجيده سازمان حفاظت محيط زيست را به دليل مخالفت با ورود گونه مهاجم تيلاپيا متهم به مخالفت با توسعه و پيشرفت اقتصادي ميکنند، افزود: درستي اين موارد در جهان ثابت شده و به صرف هزينه بسيار براي جمع کردن تيلاپيا از تالاب شادگان نياز است که در نهايت هم جمع کردن آن عملاً نشدني است.
گفتههاي مبارکي و تهراني به عنوان کارشناسان محيط زيست نشاندهنده ضرورت يک نگاه همهجانبهنگر به مسأله تنوع زيستي در ايران است. از اين رو توجه به انواع گونهها و حساسيت نسبت به زيستگاههاي انواع گونهها بايستي چه در حوزه برنامههاي دولت و چه در عرصه پروژههاي تعريف شده بينالمللي مدنظر قرار گيرد. سمندر امپراتور که اين سالها در ميان سينهاي سفرههاي نوروزي جاي گرفته، به همان اندازه اهميت دارد که خرس سياه در سيستان و بلوچستان، يوزپلنگ در توران و پلنگ در تندوره. همچنين بايستي پيش از اجراي يک برنامه، در کنار توجه به مسائل اقتصادي و معيشتي ملاحظات زيستمحيطي نيز در نظر گرفته شود.
متأسفانه اين روزها امنيت غذايي و دستيابي به غذا بهانهاي شده است تا هر اقدامي در هر زيستگاهي با نظر موافق مواجه شده و در ادامه لطمات جبرانناپذيري را به همراه آورد. از اين روست که حتي با در نظر نگرفتن روزي به نام گونههاي در معرض خطر، به گفته تهراني بايد برنامهريزي دقيقتري براي روز جهاني حيات وحش و تنوع زيستي صورت گيرد و تقويت اين روز با نگاهي همهجانبه نسبت به ردهبنديهاي مختلف گونهها انجام شود. در همين راستا شفافيت درباره بودجههاي هزينه شده براي هر گونه و تعريف پروژههاي بينالمللي براي حفاظت از تنوع زيستي و در کنار آن قائل شدن جايگاه ويژه براي انجمنهاي محلي به عنوان تنها گروهي که در کنار جامعه محلي ميتوانند پايداري پروژه را پس از به اتمام رسيدن آن تضمين کنند، ضروري به نظر ميرسد. تنها با اين رويه است که تنوع زيستي در زيستگاههاي اين گونهها حفظ شده و ما با آسيبهاي وارده از انقراض گونهها مواجه نخواهيم شد.
منبع:سبزينه
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد