افکار نيوز / خانمي که براي شکايت از بدرفتاري همسرش به دادگاه مراجعه کرده است درباره سرگذشت خود مي گويد که شوهرم با وجود اين که هنوز ۲۰ روز از زمان زايمان من مي گذشت دست و پايم را مي بست و با آتش فندک به جانم مي افتاد…
سال آخر دبيرستان از طريق چت روم با پسر جواني آشنا شدم و پس از دو هفته همديگر را در يک پارک ديديم.
سامان با حرف هاي عاشقانه مرا شيفته و دلباخته خودش کرد و از آن روز به بعد با موتورسيکلت دنبالم مي آمد و با هم به اين طرف وآن طرف مي رفتيم تا اين که ديپلم گرفتم و او با خانواده اش به خواستگاري ام آمد.
اما از همان لحظه اول پدر و مادرش گفتند پسرشان آمادگي تشکيل خانواده ندارد و والدين من نيز مخالفت شديد خود را با اين ازدواج اعلام کردند ولي ما هر دو غرق در روياها شده بوديم و تصميم گرفتيم براي رسيدن به هم هر کاري که از دستمان بر مي آيد انجام دهيم و اگر لازم باشد چند سال صبر کنيم.
با اين که قسم خورده بوديم دوستي ما پاک و صادقانه بماند ولي خيلي زود اين رابطه مخفيانه رنگ و بوي ديگري گرفت! حدود چند ماه گذشت و در اين مدت من دو خواستگار خيلي خوب را رد کردم تا اين که متوجه شدم چه بلايي به سرم آمده است و باردار شده ام.
وقتي موضوع را به سامان اطلاع دادم خودش را کنار کشيد با اعلام شکايت خانواده ام او و پدر و مادرش از ترس آبروي شان خيلي زود دست به کار شدند و ما با هم ازدواج کرديم.
زن جوان ادامه داد: بعد از عقد به اصرار جلال و مادرش بچه ام را سقط کردم تا کسي از ارتباط گذشته ما مطلع نشود!
من و سامان زندگي نکبت بار خود را در خانه پدرشوهرم آغاز کرديم و خانواده او که چشم ديدنم را نداشتند کلفتي خانه شان را بر عهده ام گذاشتند.
شوهرم نيز در طول ۶ سال زندگي مشترکمان مرا زير ذره بين گذاشته است و با تهمت هاي ناروا، بدبيني و شک و ترديد اعصابم را به هم ريخته بود من در برابر اين همه تحقير و توهين راهي جز سکوت و تحمل نداشتم.
سامان با وجود اين که هنوز ۲۰ روز از زمان زايمان من مي گذشت دست و پايم را مي بست و با آتش فندک به جانم مي افتاد تا اينکه نيمه هاي يک شب به کمک دختر سه ساله ام طناب را پاره کردم و از خانه بيرون زدم.
آمده ام تا از اين مرد بي رحم شکايت کنم و بگويم که چوب اشتباهات خودم را مي خورم و غرور ، لج بازي و سوء استفاده از اعتماد والدينم در استفاده از اينترنت ، اين بلاها را به سرم آورده است!
سرهنگ"يلي"رئيس پليس فتا استان خراسان شمالي در اين باره معتقد است: امروزه در فضاي مجازي عشق هاي مجازي مد شده و دختر و پسرها در چت روم ها حتي در دنياي وبلاگ نويسي با دادن شعرها و پيام هاي عاشقانه به يکديگر ابراز علاقه مي کنند و بعد از مدتي با دادن شماره و آدرس و خريد کادو براي يکديگر خود را به هم نشان مي دهند اما بدون در نظر گرفتن عواقب آن براي تنها يک لحظه دلباخته کسي مي شوند که او را به درستي نمي شناسند.
چه دختران و چه پسران در اين دنياي مجازي قرباني لحظه اي از عشقي مي شوند که ناخواسته بوده و با چند کلمه و گذاشتن شکلک هاي محبت آميز دلباخته مي شوند و گاهي نيز در اين دنياي مجازي اسير گرگ هايي مي شوند که از آنان اخاذي مي کنند که عواقب ناگواري دارد و در آخر جز پشيماني براي آنان چيزي نمي ماند.