شرق/ پرونده قتل زن باردار که ۱۲ سال قبل با شليک گلوله کشته شد، در حالي دوباره به دادگاه برگشت که قضات حکم پرداخت ديه از بيتالمال صادر کرده بودند.
اين پرونده سال ۸۵ تشکيل شد و مردي به پليس گزارش داد همسر باردارش با شليک گلوله به قتل رسيده است. اين مرد به مأموران گفت: من و همسرم در حال انجام کاري در حياط خانه بوديم که فرد سارقي به زنم شليک کرد و او را کشت. من به دنبال سارق رفتم؛ اما نتوانستم او را بگيرم و متواري شد.
اين مرد در توضيح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: من و خانوادهام در يک خانهباغ در بالاي شهر تهران سرايدار هستيم. روز حادثه سمت ديوار باغ داشتيم کاري انجام ميداديم که يک سارق با شليک گلوله زنم را کشت. من دنبال سارق رفتم؛ اما نتوانستم او را بگيرم. با اورژانس هم تماس گرفتم؛ اما وقتي امدادگران آمدند، گفتند زنم کشته شده است و کاري نميتوانند بکنند.
مأموران در ادامه بررسيهاي خود جسد را به پزشکي قانوني منتقل کردند. آنها همچنين از صاحب باغ هم بازجويي کردند. صاحب باغ به مأموران گفت: من اصلا متوجه نشدم چه اتفاقي افتاده است. وقتي صداي گلوله شنيدم، بيرون رفتم و بعد هم صداي داد و فرياد را شنيدم و متوجه شدم مينا، زن سرايدار، به قتل رسيده است.
بررسيها براي دستگيري سارق راه به جايي نبرد؛ اما پليس چند ماه بعد يک اسلحه زنگزده اطراف باغ پيدا کرد که از آن گلوله شليک شده بود. بررسيها نشان داد گلولهاي که باعث مرگ مينا و جنينش شده، از همين سلاح شليک شده است. چند سال از اين ماجرا گذشت و هيچ ردي از قاتل پيدا نشد تا اينکه اين بار پدر مينا شکايتي عليه دامادش مطرح کرد و گفت: من اطمينان دارم که دامادم مهران عامل اين قتل است. او گفت: چطور ممکن است فقط مهران در محل باشد و کس ديگري چيزي نديده باشد. از طرفي اسلحه پيدا شده است؛ اما مگر سارق سلاح را دور مياندازد؟
با اين شکايت، از مهران بازجويي شد. او اتهام قتل همسرش را رد کرد و گفت: من همسرم را نکشتم. او فرزند من را هفتماهه باردار بود و اگر هم اختلافي با همسرم داشتم، هرگز او را به خاطر فرزندم نميکشتم.
پليس در ادامه بررسيها فرزند مقتول و متهم را مورد پرسش قرار داد. او که هشتساله بود، گفت: ما در خانه بوديم. مادرم گفت: براي پهنکردن لباسها سمت ديوار باغ ميرود. ما خواستيم همراهش برويم؛ ولي اجازه نداد. پدرم هم همان اطراف بود و بعد صداي شليک گلوله آمد. من ديگر چيزي نديدم و نميدانم پدرم چرا آنجا بود.
با اينحال مهران هرگز زير بار اتهام قتل همسرش نرفت و توضيحي درباره اينکه چرا سلاح در آن محل پيدا شده است، ارائه نداد.
در نهايت پرونده براي بررسي به دادگاه ارسال شد و قضات شعبه ۱۰ دادگاه کيفري استان تهران گفتههاي شکات را شنيدند. اوليايدم اعلام کردند با توجه به اينکه قاتل مينا پيدا نشده است، درخواست صدور حکم دريافت ديه از بيتالمال را دارند. مهران نيز ضمن رد اتهام گفت: من همسرم را دوست داشتم. خانواده همسرم ميگويند ما با هم اختلاف داشتيم و من او را کشتهام؛ اما واقعيت اين است که من به خاطر بچهام هم شده، هيچ آسيبي به همسرم نميزدم و اين گفته دروغ است. دليل اين را که چرا سلاح آن اطراف پيدا شده، نميدانم. من سارق را نميشناسم؛ اما او را هنگام فرار ديدم؛ ولي نتوانستم او را بگيرم.
در نهايت قضات رأي بر پرداخت ديه از بيتالمال را صادر کردند. اين رأي مورد اعتراض مهران قرار گرفت. اين مرد گفت: فرزند من هم در اين درگيري به قتل رسيده است و من نيز درخواست ديه از بيتالمال براي او دارم. اين در حالي بود که دادستاني هم به رأي اعتراض کرده و خواستار بررسي بيشتر پرونده شده بود.
زماني که پرونده براي بررسي به ديوان عالي کشور رفت و قضات رأي را بررسي و اعلام کردند مدارک عليه مهران کافي نيست؛ بنابراين حکم بر برائت او درست است؛ اما به لحاظ پرداخت ديه از بيتالمال هم پرونده بايد مجددا بررسي شود؛ چراکه جنين کشتهشده، کامل بوده و بايد دراينباره نيز تصميمگيري شود. ضمن اينکه پرداخت ديه درباره مينا نيز تأييد شده است.
همچنين قضات ديوان عالي کشور اعلام کردند هرچند اين رأي صادر و تأييد شده؛ اما درصورتيکه قاتل يا قاتلان دستگير شوند، پرونده براي محاکمه آنها باز خواهد بود و اوليايدم ميتوانند دوباره درخواست خود درباره اين دو فقره قتل را مطرح کنند.
به اين ترتيب مقرر شد ديه از بيتالمال بابت قتل مينا پرداخت شود و با توجه به اينکه مقتول زن است، نصف ديه بايد پرداخت شود.
بهاينترتيب پرونده مجددا به شعبه ۱۰ دادگاه کيفري استان تهران برگشت.
بازار