فرارو/ در کيفرخواست صادر شد مهم ترين اتهام محمدعلي نجفي قتل عمد است با اين حال کمي قبل از تفهيم اتهام، لاله عقبايي که رسانها او را يکي از وکلاي نجفي معرفي کرده اند گفته بود شهردار پيشين تهران مرتکب قتل «غيرعمد» شده.
ديروز دادسراي عمومي و انقلاب تهران اعلام کرد: کيفرخواست پرونده قتل ميترا استاد توسط محمدعلي نجفي شهردار اسبق تهران صادر شده است.
علي القاصيمهر، دادستان تهران با اعلام اين خبر گفت: با توجه به تکميل تحقيقات در پرونده اتهامي آقاي محمد علي نجفي داير بر الف. قتلعمد خانم ميترا استاد ب. حمل و نگهداري سلاح غيرمجاز ج. ايراد صدمه بدني عمدي منتهي به جرح (غير فوتي) با تقاضاي اولياي دم مبني بر قصاص نامبرده، پرونده با صدور کيفرخواست براي رسيدگي به دادگاه کيفري ارسال شد.
در کيفرخواست صادر شد مهم ترين اتهام محمدعلي نجفي قتل عمد است با اين حال کمي قبل از تفهيم اتهام، لاله عقبايي که رسانها او را يکي از وکلاي نجفي معرفي کرده اند گفته بود شهردار پيشين تهران مرتکب قتل «غيرعمد» شده.
او گفته بود: «اميدواريم با بررسي اظهارات محمدعلي نجفي، نتيجهگيري بازپرس پرونده بر غيرعمد بودن قتل باشد، زيرا محمدعلي نجفي قصد قتل نداشت و ميترا استاد، غيرعمد کشته شده است.» اتفاق که البته رخ نداد و اتهام نجفي «قتل عمد» عنوان شد. اما قتل عمد چيست و مجازات آن چه تفاوتي با قتل غير عمد دارد؟
به طور کلي به موجب قانون مجازات اسلامي جرائم به سه دسته جرائم عليه اشخاص، جرائم عليه اموال و جرائم عليه امنيت تقسيم ميشوند.
همان طور که ميدانيد جرم قتل سنگينترين جرم عليه اشخاص ميباشد که صدمات آن براي فرد قرباني غير قابل جبران خواهد بود. طبق يک تعريف رايج جرم قتل عبارت است از سلب حيات از ديگري.
در قانون مجازات اسلامي قتل به سه نوع عمد، شبه عمد و خطاء محض تقسيم شده است در هر کدام از اين تقسيمات شيوه دادرسي و مجازاتي که براي قاتل تعيين ميشود متفاوت است لذا براي آشنايي بيشتر در اين نوشتار قصد داريم به بررسي هر کدام از اين قتلها بپردازيم.
قتل عمدي
براي تحقق قتل عمدي سه حالت را ميتوان در نظر گرفت.
۱- حالتي است که شخص قصد کشتن شخص ديگري را دارد. اعم از اينکه کاري که انجام ميدهد به لحاظ عرفي کشنده باشد يا نباشد.
فرض کنيد شخص الف. قصد کشتن شخص ب. را دارد. حال ممکن است براي کشتن از اسلحه استفاده کند و به قلب وي شليک کند يا اينکه وي را از بلندي پرت کند چنين کاريهايي نوعا کشنده هستند يعني اگر شما به قلب هر انساني شليک کند به احتمال بسيار زياد فوت ميکند.
حال ممکن است الف. براي عملي ساختن قصد خود يعني کشتن ب. با فعلي که عرفا کشنده نيست به حيات وي خاتمه دهد به عنوان مثال به مقتول سيلي بزند چنين کاري معمولاً موجب مرگ کسي نميشود، اما از قضا در مورد شخص ب. منجر به مرگ شده است.
توجه به اين نکته ضروري است که در اينجا آنچه اهميت دارد اين است که شخص الف. قصد کشتن شخص ب. را دارد و صرف اين قصد کافي است تا عمل او جرم قتل عمدي محسوب شود و ما کاري به اين نداريم که اقدامات الف. نوعا کشنده بوده يا نبوده است همين که وي قصد کشتن ب. را داشته است براي اينکه عمل وي قتل عمدي محسوب شود کافي است.
۲- حالتي است که شخص قصد کشتن شخص ديگري را ندارد در حالي که قصد انجام عملي را که نوعا کشنده است را دارد. به عنوان مثال ميخواهد او را بترساند يا با وي شوخي کند، اما کاري را که انجام ميدهد نوعا کشنده است.
فرض کنيد شخص الف. بدون آن که قصد کشتن شخص ب. را داشته باشد براي اينکه وي را بترساند با اسلحه به قلب وي شليک ميکند يا اينکه سر وي را محکم به ديوار ميکوبد يا اينکه به قصد شوخي فردي را که شنا بلد نيست به داخل استخر عميقي پرتاب کند.
اين اقدامات اگر منجر به مرگ شخص شوند قاتل به قتل عمدي محکوم ميشود البته آنچه در اينجا اهميت دارد اين است که شخص الف. به کشنده بودن عمل خود آگاهي داشته باشد و چنين آگاهياي مفروض است يعني فرض بر اين است که قاتل ميدانسته انجام اين اعمال نوعا کشنده است و اگر کسي مدعي خلاف آن است بايد در محضر دادگاه اثبات کند.
۳- حالتي است که شخص نه قصد کشتن شخص ديگري را دارد و نه عمل و رفتار او به لحاظ عرفي کشنده است. اما اين رفتار نسبت به قرباني خاص بر اثر بيماري، پيري، ضعف، کودکي و امثال آن يا به دليل وضعيت خاص زماني يا مکاني مثل گرما يا سرماي شديد کشنده است. به عنوان مثال سيلي زدن عمل نوعا کشنده نيست، اما همين عمل ممکن است نسبت به نوزاد يا کسي که عمل جراحي سنگين انجام داده کشنده باشد و منجر به مرگ او گردد.
در اينجا هم آنچه که مهم است علم و آگاهي قاتل به وضعيت خاص مقتول است که بايد ثابت گردد. يعني ثابت شود که قاتل ميدانسته که مقتول در يک وضعيت خاص به سر ميبرد و انجام چنين عملي سبب مرگ او ميشود. در غير اين صورت قتل واقع شده عمدي نيست.
بنابراين اگر شخصي نداند که ديگري ساعتي قبل عمل جراحي سنگيني انجام داده و به وي سيلي بزند و قصد قتل هم نداشته باشد و منجر به قتل گردد به قتل عمدي محکوم نميشود، اما اگر بداند که وي عمل جراحي انجام داده و با اين حال به وي سيلي بزند و موجب مرگ وي شود به قتل عمدي محکوم ميشود.
مجازات جرم قتل عمدي
جرم قتل عمد در هر سه حالت گفته شده داراي مجازات قصاص نفس است. يعني اولياي دم مقتول (ورثهي شخص مقتول به جز زوج و زوجه) ميتوانند خواهان قصاص يعني کشتن قاتل شوند. البته ممکن است اولياي دم گذشت کنند يا اينکه به جاي قصاص، ديه دريافت کنند.
لازم به ذکر است که نرخ ديه براي سال ۹۸ مبلغ ۲۷۰ ميليون تومان تعيين شده است که در ماههاي حرام (محرم، رجب، ذي الحجه و ذي القعده) اين مبلغ ۳۶۰ ميليون تومان خواهد بود.
به موجب ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامي هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکي نداشته يا شاکي داشته، ولي از قصاص گذشت کرده باشد و يا به هر علت قصاص نشود در صورتي که اقدام وي موجب اخلال در نظم و صيانت و امنيت جامعه گردد يا بيم تجري مرتکب يا ديگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم ميکند؛ بنابراين اگر اولياي دم گذشت کنند ممکن است شخصي که مرتکب قتل عمدي شده به هيچ مجازاتي محکوم نگردد.
نحوه رسيدگي به جرم قتل عمدي
به جرم قتل عمدي در دادگاه کيفري ۱ رسيدگي ميشود. دادگاههاي کيفري يک با يک رئيس و دو مستشار (۳ قاضي) در مرکز هر استان و گاه شهرستانها تشکيل ميشود البته با حضور ۲ عضو نيز ميتوانند رسيدگي کنند. در واقع در خصوص اين جرائم با سيستم تعدد قاضي رسيدگي ميشود.
لازم به ذکر است که محاکمات دادگاه کيفري ۱ ضبط صوتي و در صورت تشخيص دادگاه، ضبط تصويري نيز ميشود و انتشار آنها ممنوع و استفاده از آنها نيز منوط به اجازه دادگاه است.
در خصوص رسيدگي به جرائم در صلاحيت دادگاه کيفري ۱ از جمله قتل عمدي هر يک از طرفين ميتوانند حداکثر ۳ وکيل به دادگاه معرفي کنند توجه به اين نکته ضروري است که در پروندههاي قتل عمدي اگر متهم وکيل معرفي نکند دادگاه براي وي وکيل تسخيري تعيين ميکند.
قتل غير عمدي
قتل غير عمدي در يک تقسيم کلي به دو گروه شبه عمد و خطاي محض تقسيم ميگردد که در ادامه به بررسي هر يک ميپردازيم.
قتل شبه عمد
۱- حالتي است که شخص قصد کشتن شخص ديگري را ندارد، اما قصد انجام رفتاري را نسبت به وي دارد، اما آن رفتار صورت گرفته به لحاظ عرفي کشنده نيست. مثل عمل والدين نسبت به فرزندي که به قصد تنبيه به طور متعارف او را کتک ميزنند، اما اتفاقاً اين عمل منجر به فوت کودک ميشود.
۲- حالتي است که شخص نسبت به موضوع جهل داشته باشد. مثلاً الف. ميخواسته رفتاري را نسبت به يک شيء يا يک حيوان انجام دهد، بعداً مشخص ميشود که اشتباه کرده و موضوع در حقيقت انسان بوده نه شيء يا حيوان.
۳- در مواردي که جنايت به سبب تقصير مرتکب واقع شده باشد البته مشروط بر اينکه مرتکب قصد کشتن نداشته باشد و عمل او هم نوعا باعث جنايت نگردد.
منظور از تقصير بي احتياطي، عدم مهارت، غفلت و مسامحه است. مثل آنچه که در تصادفات رانندگي رخ ميدهد. شخص الف. (راننده) قصد کشتن شخص ب. (عابر پياده) را ندارد، رفتار او (رانندگي) به لحاظ عرفي کشنده نيست، اما تقصير راننده مثلاً داشتن سرعت زياد سبب مرگ عابر ميشود.
لازم به ذکر است که پزشکي که در درمان بيمار مرتکب تقصير شده است و به دليل آن تقصير بيمار فوت کرده هم مرتکب قتل شبه عمد شده، زيرا پزشک هم قصد کشتن بيمار را ندارد.
مجازات قتل شبه عمدي
در اين نوع قتل به دليل عمدي نبودن مجازات قصاص منتفي ميشود مجازات قتل شبه عمد پرداخت ديه توسط خود مرتکب است همچنين مرتکب به ۱ تا ۳ سال حبس نيز محکوم ميگردد.
قتل خطاي محض
قتل خطاي محض حالتي است که شخص نه قصد کشتن شخص ديگري را دارد و نه قصد انجام عمل و رفتاري را دارد، اما به طور اشتباهي و خطايي قتلي واقع ميشود.
براي قتل خطاي محض سه حالت به شرح ذيل قابل تصور است:
۱- وقتي قتل در حال خواب يا بيهوشي واقع ميشود. مثلاً شخص الف. در اثر غلتيدن در خواب باعث مرگ شخص ب. ميشود.
۲- وقتي که قتل توسط صغير يا مجنون ارتکاب يابد.
۳- حالتي که شخص نه قصد انجام رفتار و عملي را داشته و نه قصد کشتن دارد، اما در اثر اشتباه و خطا قتلي رخ ميدهد. فرض کنيد شخص الف. تيري را به قصد شکار رها کرده، اما به يک انسان برخورد ميکند و باعث مرگ او ميگردد.
ممکن است تصور کنيد که اين حالت با حالت دوم از قتل شبه عمد يکي است، اما بايد توجه داشت که در قتل شبه عمد قاتل قصد انجام رفتاري را نسبت به مقتول دارد، اما نسبت به موضوع جاهل است، اما در اين حالت مرتکب قصد هيچ گونه رفتاري را ندارد و در اثر اشتباه قتل واقع شده است.
در واقع در قتل شبه عمد قاتل به هدف مورد نظر شليک کرده، اما فکر ميکرده هدف شي يا حيوان است، اما بعد متوجه شده که موضوع انسان بوده، اما در قتل خطاي محض قاتل واقعاً يک حيوان را هدف قرار داده، اما بر اثر اتفاقي مثل کمانه کردن تير يا جاي خالي دادن تير به يک انسان اصابت کرده است.
مجازات قتل خطاي محض
قتل خطاي محض مستوجب پرداخت ديه است. اما در اينجا عاقلهي مرتکب ملزم به پرداخت ديه هستند. عاقله عبارت است از بستگان و خويشان ذکورِ (مرد) نسبي قاتل به ترتيب طبقات ارث. مثل پدر، پدر بزرگ، فرزند پسر، برادر، عمو، دايي و …. مبناي پرداخت ديه توسط اين افراد در قتل خطاي محض مباني فقه است.
نحوه رسيدگي به جرم قتل غير عمدي
رسيدگي به اين جرائم در صلاحيت دادگاه کيفري ۲ است دادگاه کيفري ۲ با حضور يک قاضي در هر شهرستان تشکيل ميشود در اين جرائم هر يک از طرفين ميتواند حداکثر ۲ وکيل معرفي کند.
بازار