فارس/ سردار کيوان ظهيري رئيس پليس پيشگيري پايتخت از عملياتي شدن 7500 تماس در هر روز، تجهيز 200 مأمور به لباس دوربين دار و رضايتمندي 93 درصدي شهروندان از عملکرد پليس 110 خبر داد.
انگار قرار نبود که تب بچه پايين بيايد هر کاري که به ذهنش مي رسيد را انجام داده بود؛ از دادن تببر و پاشويه کردن گرفته تا ... اما تب بچه پايين نيامد که نيامد؛ ديگر درنگ جايز نبود؛ فورا آماده شد. بچه را به بغل گرفت و دوان دوان از پلهها پايين آمد تا به پارکينگ رسيد.
ماشين را که روشن کرد و ريموت در را زد به ناگاه خشکش زد؛ يک پرايد روي پل پارکينگ، پارک کرده بود. از ماشين پياده شد به سمت پرايد رفت اما از راننده خبري نبود، خودرو را حتي قفل فرمان هم زده و رفته بود.
اين طرف و آن طرف کوچه را نگاه کرد؛ تاريکي محض بود. هيچکس در کوچه نبود؛ دستگيره در خودرو را کشيد تا دزدگيرش عمل کند و حداقل، صاحبش نگران شود و بيايد؛ اما اين کار هم فايده نداشت.
بچه در تب ميسوخت؛ شروع کرد به زدن زنگ واحدها، از همه پرسيد اما هيچکس صاحب پرايد را نميشناخت؛ همسايه بالايي گفت به پليس زنگ بزن؛ جرثقيل ميآورند و ماشين را ميبرند.
110 را گرفت و قضيه را توضيح داد؛ حدود 5 دقيقه بعد موتورسوار پليس آمد و بعد از ثبت اظهارات با مالک خودرو تماس گرفت که جواب نداد؛ در نهايت بعد از 10 دقيقه جرثقيل آمد و پرايد را از روي پل پارکينگ برداشت و با خود برد...اين يک روي سکه تماس با ۱۱۰ است.
***
مردم همه جمع شدهاند. دعوا بالا گرفته ؛ صداي ناسزا و فحش فضا را برداشته است. در اين بين کسي جلو نميرود تا طرفين دعوا را از هم جدا کند؛ فقط گوشيهايشان را درآورده و از درگيري بوجود آمده فيلم ميگيرند؛ دعوا به جاي حساسش مي رسد. 4-3 نفر ديگر نيز به طرفداري از طرفين دعوا وارد گود ميشوند.
يکي فرياد ميزند به پليس زنگ بزنيد؛ آن يکي ميگويد من چند دقيقه قبل زنگ زده ام.
درگيري به خشونت ميکشد. يکي از طرفين درگيري تيزي در آورده و بعد از آن، رد خون است که جاري ميشود.
يکي ميافتد و از آن دور تازه صداي آژير ميآيد؛ با شنيدن صداي آژير جمعيت کمکم از هم باز ميشود. طرفين دعوا به سرعت از محل متواري شده و آنچه از دعوا باقي ميماند پسرکي حدودا بيست و چند ساله غرق در خون است و اين هم روي دوم سکه تماس با پليس.
***
قصه ديرآمدن يا نيامدنهاي پليس قصه امروز و ديروز نيست؛ پاي درد و دل مردم که بنشيني از ديرآمدنهاي پليس مينالند.
مردم گله مند بوده و ميگويند بايد چند بار با ۱۱۰ تماس بگيريد؛ تازه بعد از چند بار ميگويند که مامور آمده و شما نبوديد! مگر ميشود؟ آيا نظارتي نيست؟
اين بودن و نبودن و آمدن و نيامدنهاي پليس که قصه پرغصه مردم کوچه و بازار شده، ما را بر آن داشت تا با سردار کيوان ظهيري رئيس پليس پيشگيري پايتخت درخصوص عملکرد ماموران پليس 110 به صحبت بنشينيم.
فارس:
مهمترين گلايه مردم از پليس 110 دير رسيدن ماموران است؛ چرا پليس دير به سرصحنه مي رسد و شهروندان بايد مکررا با پليس 110 تماس بگيرند؟ البته برخي شهروندان نيز مي گويند که اصلا ماموري اعزام نمي شود؟
تمام تلاش ما اين است که رضايت شهروندان را فراهم کنيم؛ ماموران پليس 110 بلافاصله بعد از اعلام مرکز به ماموريت اعزام ميشوند و اينگونه نيست که ماموريتي بي پاسخ بماند.
متاسفانه در اين بين مواردي وجود دارد که دسترسي پليس به مورد اعلامي را دشوار ميکند؛ بطور مثال مردم در اعلام گزارش خود به پليس 110، آدرس و مشخصات محيط را درست بيان نميکنند؛ مثلا ميگويند فلان محله، فلان کوچه و ساختمان شماره X ، وقتي مامور به آدرس مراجعه ميکند با بُرجي مواجه ميشود که 20 طبقه است و در هر طبقه X واحد وجود دارد و مامور مستاصل ميماند که زنگ کدام واحد را بزند؛ يا فلان درگيري در خيابان رخ داده و رهگذران به پليس اعلام ميکنند اما تا مامور برسد درگيري خاتمه يافته و طرفين رفتهاند.
فارس:
ميانگين زمان حضور پليس ۱۱۰ در سرصحنه چقدر است؟
از زماني که خبر به اپراتور مرکز 110 اعلام ميشود تا حضور مامور پليس به طور ميانگين حدوداً 7 دقيقه طول ميکشد؛ اگرچه بايد ترافيک محدوده را نيز در نظر گرفت.
همچنين در راستاي سرعت بخشيدن به عملکرد ماموران پليس 110 براي حضور در ماموريتهاي اعلامي،تعداد 110 دستگاه موتورسيکلت جديد به ناوگان پليس 110 افزوده شده و درصدد هستيم تا تعداد موتور سيکلتها را به 800 دستگاه ارتقاء دهيم.
در اين راستا همچنين محل استقرار ماموران 110 از کلانتريها به ميادين سطح شهر تغيير پيدا کرد تا فاصله بين تماس و حضور مامور در محل ماموريت کاسته شود؛ چرا که مثلا فاصله برخي کلانتريها تا ايستگاه پليس در ميدان همان منطقه، 5 کيلومتر است که با اين اقدام فاصله بين تماس تا محل ماموريت کمتر شده است.
فارس:
چه تعداد از تماسهاي مردم با پليس 110 مختص تهران است؟
يک سوم اخبار کل ايران مربوط به پليس پيشگيري پايتخت و 110 تهران است که با اين حجم تماس، تغيير تاکتيک بواسطه ترافيک موجود در کلانشهر تهران در دستور کار است تا بتوانيم رضايتمندي شهروندان را احصا کنيم؛ در اين راستا براي استفاده از تمام ظرفيت ماموران پليس 110 به ماموران دستور دادهايم تا اگر در مسير بازگشت از ماموريت، موردي از جرم مشهود را مشاهده کردند بلافاصله اقدامات لازم را انجام دهند.
فارس:
چه تعداد از تماسها به پليس پيشگيري ارجاع مي شود؟
روزانه نزديک به 8500 تماس از کل تماسهاي برقرار شده با ۱۱۰ پايتخت به پليس پيشگيري واصل ميشود که از اين تعداد 7500 تماس عملياتي مي شود؛ درواقع در بازه زماني 10-7 ثانيه يک خبر عملياتي ميشود.
حال شما تعداد تماسها را با ترافيک کلانشهر تهران در نظر بگيريد؛ پرواضح است شايد در مقطعي پليس سريعا به موضوعي که اعلام ميشود نرسد يا به واسطه آدرس نادرست، محل را پيدا نکند.
فارس:
آيا تماسها درجه بندي و اهم و غيراهم مي شوند؟ براي کدام دسته از تماس ها مامور اعزام مي کنيد؟
ابتدا بايد بگويم که ما براي تمام تماسها مامور ميفرستيم؛ اما براساس نوع جرم و نوع اتفاقي که رخ داده، عملکرد پليس متفاوت است؛ مثلا وقتي مورد اعلامي، سارق مسلح است بايد گشت مخصوص يا يک تيم تخصصي به محل اعزام شود يا اگر خبر آتشسوزي داريم که جان مردم در خطر است بلافاصله موتورسواري که در فاصله نزديکتري است به محل اعزام ميشود؛ همچنين براي موارد سرقت، تيم عملياتي براي سرنخيابي به محل سرقت ميرود.
فارس:
آيا امکان دارد که ماموري به ماموريت مورد نظر نرود و به اصطلاح از سر خود باز کند؟
مامور پليس 110 بايد درباره هر تماس ثبت شده اي که به وي محول مي شود گزارش ارائه دهد و اين گونه نيست که مامور بتواند موضوعات و تماسهاي محوله را از سر باز کند.
فارس:
اختصاص مامور و نيروي انساني به کلانتري بر اساس چه ضابطه اي صورت مي گيرد؟
بر اساس جغرافياي محل، نوع کلانتري و حادثه و همچنين جرائم منطقه و ارزيابي اخبار واصله، تعداد ماموران براي هرکلانتري تعيين ميشود تا بتوانند جوابگوي نياز شهروندان در آن منطقه باشد.
فارس:
برخي سازمان هاي امدادي و خدماتي از مزاحمت هاي تلفني گله مندند؛ آيا پليس 110 هم مزاحم تلفني دارد؟
متاسفانه 10 درصد از تماسها مزاحمت تلفني است و عدهاي براي پليس هم مزاحمت ايجاد ميکنند.
فارس:
مردم چه مواردي را بايد به پليس 110 اعلام کنند؟
هم اکنون اعتماد مردم به پليس افزايش پيدا کرده و تمام موارد را به پليس 110 اعلام ميکنند مواردي که حتي خيلي از آنها فوريتي نبوده و ربطي هم به پليس هم ندارد؛ حتي اگر پرسش يا راهنمايي نيز بخواهند به پليس 110 زنگ ميزنند.
اما مواردي همچون آتشسوزي، سرقت و درگيري فوريتي است که از مردم درخواست داريم که در صورت مشاهده موارد فوريتي حتما با ذکر آدرس دقيق، موضوع را به پليس 110 اطلاع دهند تا ناوگان موتوري پليس که به آژير و LED مجهز است هرچه سريعتر بتواند محل را پيدا کرده و ماموريت خود را انجام دهد.
فارس: چندي پيش از تجهيز ماموران پليس پيشگيري به لباس دوربين دار سخن گفته شد؛ چند مامور مجهز به اين لباسها هستند؟
در هر لحظه 200 نفر مامور، مجهز به لباس دوربيندار هستند؛ لباس به شخص تحويل نشده و بعد از پايان هر شيفت لباس به نفر بعدي تحويل داده ميشود، البته درصدديم که تمام ماموران کلانتري را مجهز به لباس دوربيندار کنيم.
فارس:
لباس دوربيندار براساس چه ضابطهاي بين ماموران 110 پخش شده است؟
اينگونه نيست که تجهيز ماموران کلانتريها به لباس دوربيندار يکسان باشد چرا که براي اختصاص اين سهميه نوع جغرافيايي محل و اخبار واصله و تعداد درگيريهاي هر کلانتري را لحاظ کرده و به هر کلانتري براساس اين ضوابط لباس دوربيندار اختصاص يافته است.
فارس:
تازگي ها به وفور شاهد اخباري مبني بر دستگيري مجرمان به واسطه تيراندازي و شليک گلوله هستيم؛ آياتيراندازي پليس افزايش داشته است؟
تيراندازيها نسبت به سال گذشته کمتر شده است؛ اگر چه بايد گفت تيراندازي ابزاري است براي دستگيري مجرمان و پليس با رعايت يکسري مسائل و قوانين تيراندازي و در نظر داشتن اين مساله که کوچکترين حادثهاي براي شهروندان حادث نشود از سلاح در ماموريتها استفاده ميکند.
فارس:
برخي شهروندان مي گويند کلانتري محله با اراذل و اوباش محله بسته و اراذل به راحتي تردد مي کنند و هرچه مي خواهند انجام مي دهند؛ در اين خصوص چه دفاعي داريد؟
اين واقعا بي انصافي است چرا که پليس به هيچ عنوان شرف و عزت خود را به اراذل و اوباش نخواهد فروخت؛ طرح هاي مختلف و دستگيري هاي پليس مويد آن است که اين مطالب صحت ندارد.
البته بايد بگويم که پليس نميتواند هر کسي را به عنوان اراذل و اوباش دستگير کند. بطور مثال مردم با پليس 110 تماس ميگيرند و ميگويند که سر کوچه چند نفر اراذل و اوباش ايستادهاند اما وقتي مامور به محل مراجعه ميکند چند پسربچه 18-17 ساله را ميبيند که تازه با ديدن پليس از محل متواري ميشوند، اراذل و اوباشي در کار نبوده و پليس بدون دستگيري برميگردد و مردم ميگويند پليس با اراذل و اوباش بسته است!
آخر يکي نيست که بگويد نميشود به بهانه داد زدن مردم را دستگير کرد؛ چراکه بايد مصداق شرارت وجود داشته باشد ؛وقتي فرد اعمال مجرمانه ندارد به کدام استناد ميتوانيم فرد را دستگير کنيم... اينجاست که لزوم آگاهي مردم در خصوص مصداقهاي جرم بيش از پيش احساس ميشود.
فارس:
آيا مردم از عملکرد پليس راضي هستند؟
بله ؛ در کنار تمام گلايه هايي که مردم از پليس دارند، طبق آمار و نظرسنجي ها رضايت 93 درصدي مردم را از عملکرد ماموران پليس ۱۱۰ در سه ماهه ابتداي سال داشتهايم.
فارس:
آمار تماسها در سه ماهه امسال چقدر بوده و کدام موضوع بيشترين تماس را به خود اختصاص داده است؟
در سه ماهه اول سال 98 ، 775 هزار و 634 مورد خبر داشتهايم که 700 هزار تماس و خبر عملياتي شده است؛ پيک زماني اخبار واصله از ساعت 17 تا 22 و « درگيري» بيشترين موضوع مطرح شده در تماس ها بوده است.
فارس: د
ر راستاي استانداردسازي رفتار ماموران چه تمهيداتي انديشيده ايد؟
ابتدا بايد بگويم که پليس هيچ وقت خود را جدا از شهروندان نميداند؛ در همين راستا، استاندارد سازي رفتار کارکنان مدنظر بوده و 18 دوره کلاس آموزشي برگزار و سعي کرديم در اين دورهها به ماموران خود بياموزيم که مالباخته يا شاکي در مواجهه با مامور انتظاراتي دارد و ما بايد سعه صدر خود را بالا ببريم.
البته بايد بگويم که در صورتي که ماموران ما تخلفي انجام دهند به صورت قانوني با آنها برخورد ميکنيم؛ اگرچه مواردي هم داشته و داريم که مي خواهند مامور ما را تطميع کنند و مامور رشوه پيشنهادي را ضميمه پرونده ميکند؛ مثل همين طرح رعد 26 که انجام شد؛ به مامور 9 ميليون تومان رشوه دادند اما پليس تطميع نشد و رشوه را ضميمه پرونده کرد که ما از مامور تقدير کرديم.
فارس:
يکي از وظايف پليس پيشگيري دستگيري سارقان است، آيا در جهت بازگرداندن اموال مسروقه برنامه اي داشته ايد؟
رسيدن مردم به اموال مسروقه خود، هدف پليس پيشگيري است. وقتي سارقي را دستگير ميکنيم بعد از بازجوييهاي فني و شناسايي مالخران، دغدغهمان شناسايي مالباختگان و برگرداندن اموال آنهاست؛ چندي پيش سارق موبايلقاپي را در شرق تهران دستگيرکرديم 10 موبايل همراهش بود؛ با اقدامات فني و اطلاعاتي توانستيم مالباختگان را شناسايي کنيم.
بازگرداندن اموال مسروقه به شهروندان هدف است اما برخي مواقع ميسر نيست؛ مثلا اگر طلا جزو اموال مسروقه باشد بازگرداندنش کمي سخت و تا حدي نشدني است چرا که طلا را بعد از سرقت، آب کرده و به فروش ميرسانند؛ وقتي هم سارق را دستگير ميکنيم بعد از اثبات جرم، مورد سرقتي وجود ندارد که به مالباخته پس بدهد، درنهايت بايد جريمه را بپردازد.
فارس:
راهکار کاهش سرقت چيست؟ چه توصيه اي به شهروندان داريد؟
متاسفانه شهروندان خودشان بستر لازم براي سرقت را فراهم ميکنند؛ آمار سرقت از خانههايي که در طبقه اول رخ داده نشان از آن دارد که سارقان از بالکن وارد خانه شده و سرقت ميکنند؛ اما شهروندان به اين نکته ظريف دقت نميکنند که حتي براي بالکن خود حفاظ مناسب قرار دهند يا اينکه طلا و جواهرات خود را به راحتي در دسترس سارقان قرار ندهند مثلا طلاها را در کشوي کمد يا روي طاقچه ميگذارند و بعد از سرقت ميگويند سارقان فلزياب داشتهاند غافل از اينکه مالشان در دسترس سارقان بوده است.
بازار