1. برگزیده
جامعه و حوادث

پیشنهاد شرم آور استاد 60 ساله به دختر جوان در کلاس نقاشی

منبع
ايران
بروزرسانی
پیشنهاد شرم آور استاد 60 ساله به دختر جوان در کلاس نقاشی
ايران/ دختر ۳۰ ساله پريشان از آموزشگاه نقاشي به خانه بازگشت و مشاهدات تکان‌دهنده خود را براي مادرش تعريف کرد. «فريبا» دختر آرام و ساکتي بود. چهره‌اش معصوميت خاصي داشت و لهجه شيرين آذري اش بر جذابيت او مي‌افزود، اما به ناگاه در بيست سالگي دچار بيماري عجيبي شد که نه فقط چشمانش که روح و روانش را نيز درگير کرد. ۱۰ سال قبل «فريبا» به‌دليل ابتلا به بيماري عفوني چشمي تحت درمان قرار گرفت. بيماري قابل درمان نبود و به‌گفته پزشکان بايد سال‌ها دارو مصرف مي‌کرد. اما عوارض دارو‌ها هر روز بيشتر زندگي اش را تحت تأثير قرار مي‌داد و کم کم او را به دختري افسرده و غمگين تبديل کرده بود. اغلب گريه مي‌کرد حال آن که گريه کردن هم براي چشم‌هايش ضرر داشت. با گذشت چند سال پزشک معالجش، شرايط روحي دخترک را بحراني تشخيص داد. در حالي که دارو‌هاي آرامبخش قوي تري برايش تجويز کرد، از خانواده‌اش خواست تا او را با کار‌هاي تفريحي و هنري سرگرم کنند بلکه از تمرکز بر بيماري اش رهايي يابد. رؤيايي که کابوس شد «فريبا» از همان بچگي علاقه زيادي به موسيقي و نقاشي داشت. گاهي نيز در خلوت و تنهايي‌هايش ويولن مي‌نواخت و بعضي وقت‌ها هم طرح‌هايي روي کاغذ مي‌کشيد. در آستانه ۳۰ سالگي به پيشنهاد مادرش تصميم گرفت در آتليه نقاشي معروفي که نزديک خانه‌شان بود ثبت‌نام کند. صاحب آتليه، مردي حدود ۶۰، ۶۵ ساله بود که تجربه سال‌ها آموزش نقاشي در شهر و کلي شاگرد داشت. او غير از آموزش نقاشي به هنرجويانش در خانه خود که ديوار به ديوار آتليه بود، پيانو نيز آموزش مي‌داد و «فريبا» به پيشنهاد او، براي آموزش پيانو نيز ثبت‌نام کرد. مادرش که مي‌خواست حال دخترش خوب شود با او مخالفتي نکرد. چند هفته‌اي از آغاز کلاس‌هاي موسيقي گذشت، اما يک روز «فريبا» با حالتي پريشان و عصبي و در حالي که گريه مي‌کرد زودتر از هميشه به خانه آمد. وضعيتش عادي به نظر نمي‌رسيد. مادرش ديگر شک نداشت که اتفاق خاصي براي دخترش افتاده است. ابتدا دختر جوان از حرف زدن طفره مي‌رفت، اما دست آخر با اصرار‌هاي مادرش لب باز کرد و گفت که مرد نقاش قصد داشته به وي تعرض کند، اما او از دستش فرار کرده است. جرمي که اثبات نشد مادر «فريبا» وقتي شنيد که مرد نقاش چه رفتاري با دخترش داشته است سراسيمه خود را به آتليه رساند. مرد ميانسال که تصور نمي‌کرد راز سياهش برملا شده باشد، با لبخندي بر لب به استقبال او رفت، اما زن ميانسال در حالي که عصبانيت و نفرت در چهره‌اش موج مي‌زد سيلي محکمي به صورتش کوبيد. مرد نقاش از اين اتفاق شوکه شده بود وقتي مادر فريبا به او گفت به خاطر رفتار غيراخلاقي و آزاردهنده‌اش از او شکايت خواهد کرد با التماس از وي خواست که براي حفظ آبرو و حيثيت حرفه‌اي اش سکوت کند. اما مگر مي‌شد اين بي‌آبرويي مسکوت بماند. معلوم نبود تا به حال چند دختر را مانند «فريبا» در خلوتگاه خود آزار داده بود. نمي‌خواست اين سريال وحشت ادامه داشته باشد. با وجودي که پاي آبروي دخترش در ميان بود، اما نتوانست سکوت کند و همزمان با شکايت در دادسرا، براي لغو مجوز آموزشگاه نقاشي نيز اقدام کرد. پرونده در دادسرا تشکيل شد و براي رسيدگي به دادگاه کيفري انتقال يافت. هر چند زن ميانسال فکر مي‌کرد در دادگاه با مرد نقاش رو به رو شده و در مقابل قاضي مي‌تواند حرف‌هايش را بگويد، اما برايش عجيب بود که چرا در هيچ يک از مراحل رسيدگي وي با متهم رو به رو نشد. از طرف ديگر «فريبا» که در آخرين لحظات توانسته بود از آن خلوتگاه شيطاني بگريزد، هيچ مدرکي براي اثبات ادعايش نداشت و همين موضوع نيز برگ برنده‌اي در دستان متهم شد و قضات، پرونده را با جرمي که هرگز اثبات نشد، مختومه اعلام کردند. وضعيت روحي فريبا بعد از اين اتفاق رو به وخامت گذاشت. حالا ديگر حتي با ديدن قلم موي نقاشي کابوس آن روز برايش زنده مي‌شود. دختر جوان حالا در اوج جواني، افسرده و غمگين، روز‌هاي تنهايي اش را با مادر تقسيم مي‌کند. درد بيماري از يک سو و شوک آن اتفاق شوم از سوي ديگر لحظه‌اي رهايش نمي‌کند. مادر فريبا که نتوانست از راه قانوني گناه اين مرد را اثبات کند، اين روز‌ها فقط افسوس مي‌خورد که چرا با سهل‌انگاري دخترش را به دخمه وحشت اين مرد فرستاد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

دانلود اپلیکیشن آخرین خبر

آخرین خبر | پیشنهاد شرم آور استاد 60 ساله به دختر جوان در کلاس نقاشی