روزي براي عطار - عارفي عملگرا با آموزه هاي جهاني

منبع
ايرنا
بروزرسانی
روزي براي عطار - عارفي عملگرا با آموزه هاي جهاني
ايرنا/ يک استاد فلسفه و عرفان اسلامي با اشاره به اينکه پيشينيان عطار بيشتر به مفاهيمي چون عرفاني نگاهي نظري و انتزاعي داشتند، گفت: اما عطار مفاهيم عرفاني را به صورت عملي مورد توجه قرار مي دهد، چرا که به زعم او اصطلاحات و واژه ها بدون عمل اهميت چنداني ندارد. روزي براي عطار - عارفي عملگرا با آموزه هاي جهاني 25 فروردين را در تقويم ها به نام فريدالدين عطار نيشابوري ثبت کرده اند. شاعر و عارفي که هيچ اجماع نظري درباره زندگي، تاريخ تولد و وفاتش ميان استادان زبان فارسي، محققان و پژوهشگران وجود ندارد اما روايت هاي بسياري از او و آثارش در حافظه مردم باقي مانده و هنوز که هنوز است زمزمه هفت شهر عشقش بر سر هر کوچه و بازاري جاري است. فَريدالدين ابوحامد محمد عطار نيشابوري يکي از عارفان و همچنين از شاعران بلند آوازه ادبيات فارسي در اواخر سده ششم و اوايل سده هفتم است. او در سال 540 هجري مطابق با 1146 ميلادي در نيشابور کنوني زاده شد.او که داروسازي وعرفان را از شيخ مجدالدين بغدادي فرا گرفته بود، به شغل عطاري و درمان بيماران مي پرداخت. عطار يکي از پرکارترين شاعران ايراني به شمار مي رود و بنا به نظر عارفان در زمينه عرفاني از مرتبه اي بالا برخوردار بوده است؛ چنانکه مولوي درباره او گفته: هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم.. همچنين شيخ محمود شبستري نيز در اين مورد سروده است: مرا از شاعري خود عار نايد/ که تا صد قرن چون عطار نايد. آثار مسلم عطار طبق تحقيقات محمدرضا شفيعي کدکني اسرارنامه، الهي نامه، منطق الطير، مصيبت نامه، مختارنامه، تذکرةالاوليا و ديوان اشعار است که البته آثار بسياري هم درباره کتاب ها و زندگي اين شاعر بلند نام نيشابوري توسط استادان ادبيات و عرفان معاصر ما نوشته شده است. سيد يحيي يثربي، استاد فلسفه و عرفان دانشگاه علامه طباطبايي به تازگي کتابي با عنوان «روند اثرپذيري ادبيات فارسي از عرفان» نوشته که بخش بسياري از آن را به عطار اختصاص داده است. با وي به بهانه روز بزرگداشت عطار به گفت وگو نشستيم که از نظر شما نيز مي گذرد. *س: آقاي دکتر عطار نيشابوري شخصيتي چند وجهي دارد او را مي توان شاعر، عارف و به اعتبار آثار منثوري که دارد، نويسنده اي بزرگ دانست.از نگاه شما کدام وجه شخصيتي عطار پررنگ تر است و مي توان اين صفت را به عنوان اصلي ترين وجه شخصيتي او دانست؟ - معتقدم عطار نيشابوري يکي از عارفانِ شاعر بزرگ ايران است که تحولي در عرفان اسلامي ايجاد کرده است، يعني مجموعه اي از اين صفت ها شخصيت عطار را اينچنين بزرگ و ارجمند ساخته است. * س: اين تحولي که اشاره کرديد به چه مفهوم است ؟ و در آثار عطار چگونه نمود پيدا کرده است؟ - عطار در زمينه عرفان خودش يک صاحب نظر کامل است و مقلد ديگر عرفا يا ادبا نيست و به عبارتي خودش مبتکر است. * س: منظورتان از ابتکار عطار در عرفان اسلامي همان منطق الطير اوست؟ - بله اما قبل از اينکه درباره منطق الطير توضيح دهم بايد بگويم عطار در عرفان اسلامي از دو جهت جايگاه مهمي دارد. نخست اينکه او اولين کسي ست که عرفان را به معني عميق آن وارد ادبيات فارسي کرد. قبل از عطار در آثار عرفايي چون «امام محمد غزالي» و «خواجه عبدالله انصاري» مضامين عرفاني مثل عشق، فنا، وحدت وجود و ... وجود داشت اما اين مفاهيم در آثار آنها به معني دقيق عرفاني نبود. مثلا در کتاب امام محمد غزالي عشق بيشتر جنبه فلسفي و کلامي دارد. يا در آثار خواجه عبدالله انصاري مفاهيم بيشتر به زهد و شريعت نزديک است. حتي سنايي هم در آثارش مفاهيم را فلسفي و کلامي بحث مي کند نه عرفاني. اما آثار عطار مخصوصاًٌ منطق الطير مفاهيم به معناي واقعي عرفاني است و مضامين عميق عرفاني براي اولين بار به ادبيات فارسي وارد مي شود. امتياز ديگر عطارهم اين است که پيشينيان او بيشتر به مفاهيمي چون عشق، تصوف، رياضت، شهود، فنا و .... نگاهي نظري و انتزاعي داشتند اما عطار مفاهيم عرفاني را به صورت عملي مورد توجه قرار مي دهد، چرا که به زعم او اصطلاحات و واژه ها بدون عمل اهميت چنداني ندارد. *س : همه مي دانيم منطق الطير کتاب ارزشمند و مهمي در ادبيات فارسي است اما شايد کمتر بدانيم که اين اهميت کجاست ؟در اين باره توضيح مي دهيد؟ - منطق الطير از چند جهت ارزشمند است. اول اينکه نخستين منظومه رمزي عرفاني ايران و زبان فارسي است و پيش از آن هم به اين صورت کسي منظومه رمزي عرفاني نسروده بود، دوم اينکه در اين کتاب عرفان عملي تاکيد مي شود، البته عطار تنها در منطق الطير متوقف نمي شود و به دنبال آن مصيبت نامه را مي آفريند. از سوي ديگر، مطالب و محتوا و مضاميني هم که در عرفان اسلامي ذکر مي کند بسيار جديد است و به تعبيري ضمن اين که خودش عارف بسيار برجسته اي است يک نظريه پرداز عرفان هم به حساب مي آيد. *س : البته عطار در منطق الطير به مشکلات پيش از سيروسلوک نيز اشاره کرده است - بله به نکته خوبي اشاره کرديد. يک کار استثنايي ديگر عطار اين است که او برخلاف ديگر عرفا که منازل و سير سلوک را گفته اند به چيز مهمتري توجه کرده که هيچ کدام از عرفاي پيش از او به آن توجه نکرده اند. عطار در منطق الطير مشکلات پيش از سلوک توجه ويژه اي کرده و در آغاز منطق الطير آن را به خوبي عنوان مي کند. وقتي هدهد به عنوان رهبر در منطق الطير انتخاب مي شود هر کدام از پرندگان که نماينده يک طبقه اي از جامعه هستند براي سلوک بهانه هايي مي آورند. که در واقع او با اين عمل به نوعي مي خواهد مشکلات فراغت انسان از اين دنياي مادي و دل بستن به پروردگار را عنوان کند که واقعاً هم خوب از پس اين کار بر مي آيد. *س : برخي معتقدند که حافظ و مولانا متاثر از عطار بوده اند، نظر شما چيست؟ - ببينيد عطار در کتاب مصيبت نامه شرح دردمندي انسان را بيان مي کند. او در اين کتاب قهرمان داستان هاي خود را سالکان فکرت معرفي مي کند. عطار معتقد است «درد» در سراسر جهان از طريق انسان جاري است. هيچ حيواني «درد» انسان را ندارد و بنابراين عشق هم در حيوان نيست. فرشتگان هم عشق ندارند و همين جاست که مي توان فهميد حافظ تحت تاثير عطار بوده که گفته: « فرشته عشق نداند که چيست اي ساقي / بخواه جام و گلابي به خاک آدم ريز ». مولانا هم از غزلياتش کاملاً مشخص است که متاثر از عطار بوده. *س: با توجه به اهميت بالاي عطار که شما هم عنوان کرديد چرا در جهان خيلي شناخته شده نيست؟ - شهرت عطار به اندازه حافظ نيست اما اين گونه نيست که کمتر او را بشناسند. از مستشرقان يا بهتر بگويم عارفاني که خارج از ايران بوده اند، کساني مانند هرموت رتير، لويي ماسينيون، آنه ماري شيمل و... روي آثار عطار به صورت جدي کار کرده اند. *س : آقاي دکتر اگر موافق باشيد به عنوان سوال پاياني درباره غزليات عطار هم صحبت کنيم. اينکه غزليات او از صلابت زيادي برخوردار نيست يا تحت تاثير عرفان قوي عطار قرار گرفته و کمتر مورد توجه قرار گرفته است؟ -غزل هاي عطار نيشابوري يکي از مهم ترين مراحل تکامل غزل عرفاني فارسي به شمار مي رود. اگر در ادبيات کلاسيک از ديوان شمس تبريزي چشم پوشي کنيم، غزليات عطار مهم ترين نمونه هاي غزل عرفاني فارسي است و حتي عطار را به نوعي استاد مولوي مي توان گفت چرا که اوج و تکامل غزل هاي عطار را مي توان در ديوان شمس جلال الدين مولوي جستجو کرد. غزليات عطار به گونه اي است که از همان آغاز که مطلع غزل را مي سرايد تا پايان، از يک مسير طبيعي حرکت مي کند و دايره وار در همان جا که آغاز کرده بود، سخن را به پايان مي برد. در بسياري از اين غزل ها نوعي سرگذشت يا واقعه تصوير مي شود و چه بسيار در اين غزل ها که جوهر زندگينامه يک عارف هستند، تحولي روحي سبب دگرگوني عارف شده است.