علامه طهراني: توجه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خدا؛ شديدترينِ گناهان و آفت ايمان است

منبع
تسنيم
بروزرسانی
علامه طهراني: توجه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خدا؛ شديدترينِ گناهان و آفت ايمان است
تسنيم/ عشق و محبّت به معصومين انسان را به افق فکرى و وجودى آنها نزديک مي‌کند و بالملازمه، صفات و روحيّات و اخلاق و بالأخره ملکات و عقائد پاک آنان در انسان ظهور خواهد کرد. به گزارش خبرگزاري تسنيم،علامه آيةالله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني (ره) در کتاب «رساله مودت: تفسير آيه قل لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي» در ذيل عنوان «حرکت در راه خدا بدون تحصيل محبت خدا محال است» مطالبي را در خصوص لزوم محبت اهل بيت پيغمبر خاطر نشان مي‌کند و مي‌نويسد: جان و حقيقت انسان همان قوّه جاذبه و کشش روحى اوست و گرنه با ديوار ساکن و قبر خراب چه تفاوتى دارد. عمل صالح که از جان زنده و روح صفا و محبّت بر نخيزد چون گوشوار و دست بَرَنجَنى [دست‏بند، النگو] است که در دست مرده و در گوش او آويزند ولى اگر با محبّت توأم شد مانند زينتى که به انسان زنده آرايش دهند، موجب کمال و مزيّت او خواهد بود. محبّ خدا بواسطه أعمال نيک، دائما محبّت خدا را در دل خود شديد مي‌کند و با مخالفت هواى نفس و موافقت رضاى محبوب عشق خدا را در دل زياده مي گرداند، تا به حدّى که مورد رضاى او واقع شده، از هواى خود بيرون آمده، به هواى دوست زنده است. در اين حال خدا در وجود او حکومت مي کند، تمام أعمال و رفتارش خود به خود به اراده خدا خواهد شد؛ کأنّه از خود خالى گرديده و از خدا سرشار است. از حرکت به خود دست کشيده و به حرکت خدا متحرّک است. موعظه اي از خداوند به حضرت عيسي بن مريم عليهم السلام علامه طهراني حديثي را از « روضه کافى » مرحوم کلينى در ضمن پندها و مواعظ حضرت بارى جلّ و علا به حضرت عيسى بن مريم عليهما السّلام روايت مي کند که: «يا عيسى أُوصِيکَ وصيَّةَ المُتَحَنِّنِ علَيکَ بِالرَّحمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لکَ مِنِّى الوِلايَةُ بتحريک مِنِّى المَسَرَّة؛ اى عيسى مانند شخصى که از روى محبّت و ترحّم و شفقت در مقام اندرز و پند و نصيحت تو در آيد، تو را وصيّت مي کنم تا آنکه قوّه طلب در تو زياد گردد و در جستجوى رضا و محبّت من درآئى؛ و در اين حال ولايت من در وجود تو حکمفرما خواهد شد و به تمام صفات و اسماء من متّصف خواهى گشت.» دين اسلام ميزان صحت اعمال را بر معيار محبت اندازه گيري کرده است وي خاطر نشان مي‌کند: دين مقدّس اسلام که خاتم اديان است و از نقطه نظر روابط روحى و طبيعى کاملترين نظامات و دستورات را متکفّل است نيز ميزان صحّت و سلامت أعمال را بر معيار محبّت اندازه‏گيرى کرده است و سريع‏ترين راه را براى وصول به مقام انسانيّت و توحيد در جلوى راه بشر قرار داده است؛ و آن محبّت به رسول خدا و أقارب آن حضرت است. مقصود از أقارب أفرادى هستند که به مقام طهارت مطلق در آمده و طهارت در جان و روح و خيال و نفس و عقل و در سرّ و سويداى آنان رسوخ نموده، از تمام شوائب شرک بر آمده و در هيچ موطنى از مواطن نفس آنان غير از خدا و آثار و صفات او چيزى را نتوان يافت؛ افرادى هستند که در هر حال چشم از عوالم کوتاه و ظلمانى طبيعت برداشته و به جمال أبديّت دوخته‏اند؛ افرادى هستند که حکومت شهوت و غضب و خيال در وجود آنها مفهومى ندارد، پيوسته به حيات عقل زنده و به نور خدا منوّر و به مقام بلوغ و کمال انسانى رسيده‏اند؛ أفرادى هستند که به علّت عبور از مراحل کوتاه و تاريک هوى، ديگر در افق آنان شوائب نفس أمّاره و ميل حيوانى و حيات حسّ و توابع آنها نيست. آنان در حرم امن و امان الهى سکنى گزيده‏اند و به نور حقّ، منوّر شده‏اند و گناه که لازمه آن غفلت است در آنها مصداقى ندارد. آنان به طهارت حضرت حقّ ، مطهّر و به عصمت ذات مقدّس او معصوم گرديده‏اند. عشق به معصومين انسان را به افق فکري آنها نزديک مي کند اين استاد حوزه با ذکر اين نکته که «بديهى است که عشق و محبّت بدين افراد، انسان را به افق فکرى و وجودى آنها نزديک مي کند» تاکيد مي کند: و هر چه اين محبّت شديدتر گردد، انسان بدان افق نزديکتر مي گردد و بالملازمه، صفات و روحيّات و اخلاق و بالأخره ملکات و عقائد پاک آنان در انسان ظهور خواهد نمود. محبّ خاندان عصمت، اهل عبادت و تقوى و ايثار و گذشت و انفاق و بذل جان و مال در راه خدا خواهد شد. محبّت مانند برقى که بر خرمن بگذرد و ناگهان آن را تبديل به کومه خاکستر کند، صفات رذيله از قبيل حسد، بخل، قساوت قلب، شره، جبن و غيره را مى‏سوزاند و در وجود محبّ بر باد فنا مى‏دهد؛ و معلوم است که اين است راه خدا و بس يعنى سريع‏ترين راه و بهترين و کامل‏ترين و آسانترين راه وصول به مقصد است. برخلاف آنکه انسان بدون عشق و محبّت آنان بخواهد اين راه دور و دراز را به پاى خود و به اتّکاءِ عمل خود طى کند؛ هيهات که به مقصد برسد. هر روز که گامى جلو گذارد شوائب نفس امّاره و خواطر شيطانى، او را چند گام به عقب مى‏برد، و دائما مانند حمار طاحونه به دور خود مى‏چرخد؛ «و کُلَّما ازْدادَ سَيرُهُ لا يَزِيدُ مِنَ اللَهِ إلّا بُعدًا» عاقبة الأمر با تلاش بسيار و زحمت فراوان با دست تهى، غارت زده، سرمايه از دست رفته، با هزاران حسرت و ندامت، دنيا را ترک گفته و جان ‏سپارد. شديدترين درجات گناه توجه و محبت به اهل معاصي است علامه طهراني با بيان اينکه «اُسّ و مُخّ دين و طىّ راه خدا، محبّت به خدا و منسوبين به اوست و لذا بهترين و سريع‏ترين راه براى اين مقصود تحصيل محبّت است»، خاطر نشان مي کند: به عکس شديدترين درجات گناه، توجّه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خداست؛ چون محبّت به افراد منحرف و ستمگر در دل اثر قساوت و شقاوت مي گذارد و دل را به نقش دل آنان منقّش مي گرداند و بدين وسيله صفات و روحيّات آنان در دل ظهور و به تبع آن، کردار و أعمال آنان در انسان پيدا مي شود. لذا نفسِ محبّت به دنيا و زخارف زودگذر آن گناه شمرده شده است؛ کَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ.[سوره قيامه، آيه 20]و محبّت به جمع ‏آورى مال و ذخيره کردن آن گناه شمرده شده است؛ وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا.[سوره فجر، آيه 20]و گذشته از آنکه مُنکرات يکايک گناه شمرده شده است، محبّت به کارهاى قبيح و انتشار آن در بين جامعه اسلامى و مؤمنين نيز گناه شمرده شده، بلکه چون اين محبّت خود مولّد گناه و سرچشمه پيدايش معاصى است داراى کيفرى بسيار سخت خواهد بود؛ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَـحِشَةُ فِى الَّذِينَ ءَامَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِى الدُّنْيَا وَ الاْءَخِرَةِ وَ اللَهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُم لاَ تَعْلَمُون.[سوره نور، آيه 19] محبت به دشمنان خدا و رسول، انسان را از ايمان خالي مي‌کند در ادامه اين مقاله وي مي نويسد: معلوم مي‌‏شود محبّت به دشمنان خدا و رسول چنان اثر قوى در نفس انسان مي گذارد که به کلّى زمينه نفس را از ايمان خالى مى‏کند و رائحه‏اى از آن باقى نمى‏گذارد و در اين صورت أعمال صالحه انسان چون خس و خاشاکى خواهد بود که در سرزمين خشک و بى‏آب و علف روئيده، هيچ بو و طراوتى و جمال و زيبندگى نخواهد داشت. مثال عمل صالح به انضمام محبّت به دشمنان دين، مثال گل و گياهى است که در مزابل روئيده باشد؛ اگر فرضاً ظاهرى فريبا داشته باشد ولى باطن و اصل آن متعفّن و زشت است؛ «لاَ تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَهِ وَ الْيَوْمِ الاْءَخِرِ يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَهَ وَ رَسُولَهُم وَ لَوْ کَانُوا ءَابَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئکَ کَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الايمانَ وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الانْهارُ خَالدِينَ فِيهَا رَضِىَ اللَهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولَـئکَ حِزْبُ اللَهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَهِ هُمُ الْمُفْلِحُون.»[سوره مجادله، آيه 22] در اين آيه مبارکه ملاحظه مى‏شود که علاوه بر آنکه محبّين به دشمنان خدا را از صفّ مؤمنين بطور قاطع جدا مى‏کند، بهترين صفت مؤمنين و روشن‏ترين أثر روحى آنان را عدم محبّت به دشمنان خدا قرار داده که بدين مناسبت دائما از روح خدا بدانها افاضه مي گردد و در بهشت هاى جاودان زيست خواهند نمود، آنان مورد رضاى خداى خود بوده و خود نيز از خداى خود راضى خواهند بود و از همه بالاتر آنکه فقط و فقط اين دسته از مؤمنين را که روحشان با صفت حبّ به خدا و رسول و عدم حبّ به دشمنان خدا و رسول آميخته شده است، حزب خدا معرّفى نموده و علنا سعادت و نجاح مطلق را منحصرا بدين افراد سپرده است.