رهبر معظم انقلاب اسلامی بزرگترین واقف کتاب‌های خطی در جهان اسلام

منبع
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
رهبر معظم انقلاب اسلامی بزرگترین واقف کتاب‌های خطی در جهان اسلام
باشگاه خبرنگاران/ رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۲ تا کنون به طور مستمر کتاب‌هاي خطي بسياري را اهدا کرده‌اند. اين کتاب‌ها به طرق مختلف به دست ايشان مي‌رسد که عمدتاً به صورت هداياي فرهنگي است. روابط عمومي سازمان اوقاف و امور خيريه، جداي از مقاله‌نويسي و سخنراني، نيازمند تلاش عيني و اجرايي براي حفظ آثار ايراني و اسلامي است و مقام معظم رهبري در طول دوران ولايت خود، در کنار تلاش براي تعيين سير تعالي فرهنگي در نظام اسلامي، تلاش‌هايي آشکار براي حفظ ميراث فرهنگي ايرانيان به کار برده‌اند. «فرهنگبان» بزرگ نظام اسلامي از يک سو بر حفظ زبان فارسي تاکيد مي‌کنند و از سويي ديگر سياست‌هاي کلان فرهنگي و راهبردهاي کلان رشد فرهنگ ايراني و اسلامي را تدوين مي‌کنند. حفظ ميراث ايراني و اسلامي بخش ديگر از اين تلاش‌هاي ملي است و کوشش‌هايي براي حفاظت از ميراث‌هاي جاودان يک ملت. دکتر فتح‌الله کشاورز، مديرکل وقت نسخ خطي کتابخانه‌ي ملي جمهوري اسلامي ايران درباره اين اهتمام ويژه مي گويد : «رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۲ تا کنون به طور مستمر کتاب‌هاي خطي بسياري را اهدا کرده‌اند. اين کتاب‌ها به طرق مختلف به دست ايشان مي‌رسد که عمدتاً به صورت هداياي فرهنگي است. ايشان در طول اين سال‌ها همه‌ي نسخ خطي و کتب نادر اهدايي را به کتابخانه‌ي آستان قدس رضوي اهدا کرده‌اند» اهداي 14هزار نسخه خطي توسط رهبر معظم انقلاب رهبر معظم انقلاب تاکنون حدود ۱۴ هزار جلد نسخه‌ خطي به آن کتابخانه اهدا کرده‌اند. عددي که نزديک به يک پنجم کل کتابهاي خطي استان قدس رضوي در طول نزديک به هزار سال فعاليت را شامل مي‌شود. کل دارايي آستان قدس رضوي در طول تمام سنوات تاريخ، ۵۰ هزار نسخه‌‌ خطي است که ۱۴ هزار جلد از اين تعداد را حضرت آقا اهدا کرده‌اند. ۱۷ هزار عنوان قرآن در اين مخزن وجود دارد که ۸۰ عنوان آن از طرف رهبر معظم انقلاب اهدا شده است. الحمدالله و به اهتمام مسئولين آن کتابخانه، اين ۱۴ هزار جلد در قالب ۱۵ جلد فهرست‌نويسي شده و در حال انتشار است. اين فهرست عظيم و خواندني به صورت دسته‌بندي موضوعي از علوم قرآني تا هيأت، نجوم، رياضي، هندسه، علوم عقلي و نقلي هر يک در مجلد مستقلي فهرست شده و در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد. قرآني منسوب به خط امام حسين(عليه‌السلام) اهدايي مقام معظم رهبري يکي از نمونه‌هايي که ايشان اهدا کرده‌اند، قرآني منسوب به خط امام حسين(عليه‌السلام) است. اين قرآن در ۱۵ يا ۱۶ صفحه است و بخش‌هاي مهمي از قرآن را شامل مي‌شود. عبارت «کَتَبه حسين‌ بن‌ علي» در انتهاي اين قرآن قيد شده و به مُهرِ يکي از سلاطين صفوي نيز مهمور است. از ديگر آثار نفيس اهدايي ايشان مي‌توان از نسخه نفيس ديوان اشعار حافظ نام برد. اين حجم از اهداي کتابهاي خطي به ميزاني است که محمدرضا فاضل هاشمي رئيس اداره مخطوطات کتابخانه آستان قدس رضوي گفته است : «رهبرانقلاب بزرگترين واقف نسخ خطي هستند» کتاب و کتاب خواني به سبک رهبرمعظم انقلاب آنچه که مي‌خوانيد نگاهي کوتاه است به برخي از مهمترين نکات در موضوع کتاب و کتاب خواني در سيره زندگي مقام معظم رهبري، جملاتي که در آن مي‌توان از شيوه‌هاي ايشان براي گسترش کتاب خواني استفاده کرد و هم مي‌توان خط مشي ايشان را در فراگير کردن فرهنگ مطالعه در جامعه را ترسيم کرد. بدون شک بياني کامل از سيره زندگي ايشان در کتاب خواني و همچنين تدوين کامل ديدگاه‌هاي ايشان نيازمند فرصتي مناسب‌تر خواهد بود. اکنون بايد به همين اجمال بسنده کرد تا زماني ديگر. پاتوق کتاب تشکيل نشست ‌هاي فرهنگي در کتاب فروشي‌ها و انتشاراتي بخشي از سيره مقام معظم رهبري در مواجه با کتاب بوده است. حاج حسن نظيفي‌، مدير انتشارات اسلامي و از دوستان قديمي مقام معظم رهبري در اين باره مي گويد: «رهبر انقلاب دوستي داشتند به نام حسن آقاي تهراني. حسن آقا از دوستان قديمي آقا بود و هر وقت به مشهد مي‌رفت، خدمت ايشان مي‌رسيد. آقاي تهراني در دفتر «کانون انتشار» بود. در کانون انتشار سه چهار نفر از دوستان معمولاً دور هم جمع مي‌شدند. ما هم بعضي مواقع خدمتشان مي‌رسيديم. بيشتر نشست‌ها و جلسات فرهنگي آقا در «مرکز نشر کتاب» يعني دفتر حاج آقاي مصطفوي تشکيل مي‌شد. آقايان فضل‌الله محلاتي، ربّاني شيرازي و عده‌ي ديگري از روحانيون انقلابي در آن‌جا جمع مي‌شدند. حضرت آقا هم بيشتر پاتوق‌شان آن‌جا بود. دو برادر ديگر آقا هم مي‌آمدند؛ يعني آقا سيدمحمد و آقا سيدهادي» مطالعه اي جامع اما با منظومه اي فکري دکتر حداد عادل درباره شيوه مطالعه اي ايشان مي گويد: «ايشان متنوع مي‌خوانند و البته زياد؛ در عين حال همه‌‌ي اين‌ها را هم در يک منظومه‌ي حساب شده جا مي‌دهند. اين‌طور نيست که نشسته باشند تا هر کتابي که برسد، في سبيل‌الله بخوانند تا وقتشان پر شود» آشنايي به کتاب خواني از دوران کودکي ايشان مي‌گفتند که يادم مي‌آيد مادربزرگم در شب‌هاي زمستان، قصه‌هاي باستاني و قصه‌هاي قرآني را براي ما مي‌خواند و چقدر تأثير مي‌کرد و همان‌ها را من مدت‌ها يادم بود. مثلاً قصه‌هاي پيامبران و حضرت يوسف يادم بود و من تقريباً حتي وقتي به سن نوجواني رسيده بودم، همه‌ي قصه‌ها را بلد بودم. علتش اين بود که مادربزرگ اين قصه‌‌ها را گفته بود. خط مشي مقام معظم رهبري سخنان متنوع درباره ضرورت گسترش فرهنگ کتاب و کتاب خواني بيان کرده اند . نگاهي کوتاه به گزيده اي از اين سخنان مي تواند خط مشي «زندگي به سبک کتاب» را براي همگان بيان کند ، آنچه مي خوانيد خلاصه شده اي از سخنان ايشان در ديدار با کتابداران کشور است :«هرچه ما پيش برويم، احتياج ما به کتاب بيشتر خواهد شد. اين که کسي تصور کند با پديد آمدن وسائل ارتباط جمعيِ جديد و نوظهور، کتاب منزوي خواهد شد، خطاست. کتاب روزبه‌روز در جامعه‌ي بشري اهميت بيشتري پيدا ميکند. ابزارهاي نوظهور مهمترين هنرشان اين است که مضمون کتابها و محتواي کتابها و خود کتاب ها را راحت و آسان منتقل کنند. جاي کتاب را هيچ چيزي نمي گيرد. اهتمام به کتاب در واقع قوامش به واسطه اهتمام به کتاب خواني است. در جامعه بايد سنت کتاب خواني رواج پيدا کند. کتاب خواني بايد در جامعه ترويج شود؛ و اين کار بر عهده‌ي همه‌ي دستگاه‌هائي است که در اين زمينه مسئولند؛ از مدارس ابتدائي بگيريد - که برنامه‌هائي بايد باشد که کودکان ما را از اول کودکي به خواندن کتاب عادت بدهد؛ خواندن با تدبر، خواندن با تحقيق و تأمل - تا دستگاه‌هاي ارتباط‌جمعي، تا صدا و سيما، تا وسائل تبليغاتي گوناگون بايد جوري بشود که در سبد کالاي مصرفي خانواده‌ها، کتاب يک سهم قابل قبولي پيدا کند و کتاب را بخرند براي خواندن، نه براي تزئين اتاق کتابخانه و نشان دادن به اين و آن. اين هم يک نکته است، که مسئله‌ي کتاب خواني در جامعه است. يکي از چيزهائي که ما امروز خيلي احتياج داريم، برنامه‌هاي مطالعاتي براي قشرهاي مختلف است. بارها اتفاق مي‌افتد که جوانها را، نوجوانها را به کتاب خواني تشويق ميکنيم؛ مراجعه ميکنند، ميگويند آقا چه بخوانيم؟ اين سؤال يک جواب ندارد؛ احتمالاً جوابهاي متعددي دارد. مجموعه‌ي متصديان امر کتاب چه در وزارت ارشاد، چه در مجموعه‌ي کتابخانه‌ها روي اين مسئله بايد کار جدي بکنند؛ در بخشهاي مختلف، براي قشرهاي مختلف، به شکلهاي مختلف، با تنوع متناسب، سير مطالعاتي درست کنند؛بايد کتاب خوب را، کتاب سالم را در اختيار گذاشت. بيشتر هم بايد توجه کرد به اين که آن کتاب بتواند هم پرورش فکري بدهد، هم راه درست را در اختيار بگذارد. بنابراين در کنار برنامه‌ي مطالعاتي، توجه به اين نکته هم لازم است. به مسئله‌ي کتاب به شکل جدي‌تري نگاه شود. کاري کنيم که کتاب خواني يک امر رايج شود و کتاب از دست جوان ما نيفتد. کتاب خواني فعال دکترحداد عادل در مورد شيوه کتاب خواني مقام معظم رهبري نيز مي گويد: ((يکي ديگر از خصوصيات ايشان در کتاب خواني، کتاب خواني فعال است. يعني موقع مطالعه، مطالبي را در حاشيه‌ي کتاب يادداشت مي‌کنند (مرحوم شهيد مطهري هم همين روش را داشتند که نمونه‌ي آن حاشيه‌‌هاي ايشان بر ديوان حافظ است). بعد از اين‌که ايشان کتابي را خواندند، دفتر ايشان آن را مشخص مي‌کند و يادداشت‌هاي ايشان را بر اين کتاب‌ها ثبت و ضبط مي‌کنند. يک‌بار که من رفتم خدمتشان، ....... کتاب خودم را که برده بودم، به ايشان دادم و گفتم شما اين را بخوانيد. ايشان گفتند: "من اگر کتاب شما را بگيرم، نمي‌توانم پس بدهم؛ چون من در حاشيه‌ي آن يادداشت مي‌کنم و اين کتاب‌ها را دفتر ما اين‌جا نگه مي‌دارد." گفتم: "حالا شما بخوانيد؛ مشکلي نيست!" کتاب را دادم. بعد از مدتي که کتاب به من برنگشت، ايشان لطف کردند و تصويري از آن صفحاتي که من خودم يادداشت کرده بودم را براي من فرستادند. البته فکر مي‌کنم بعضي از يادداشت‌هاي ايشان هم با يادداشت‌هاي من همراه بود که من الان در کتابخانه‌ خودم دارم. روش‌ها و شيوه‌ها در ميان سخنان مقام معظم رهبري، در کنار توصيه ها به افزايش فرهنگ کتاب خواني ، به برخي روش ها نيز اشاره شده است ، روش هايي که مي تواند به راحتي براي همگان کاربرد داشته و تحولي در کتاب خواني همگاني فراهم کند ، ايشان درباره يکي از اين روش ها مي گويند: (( من مي‌خواهم خواهشي از مردم بکنم و آن اين است: کساني که وقتهاي ضايع‌شونده‌اي دارند؛ مثلا به اتوبوس يا تاکسي سوار مي‌شوند، يا سوار وسيله‌ي نقليه‌ي خودشان هستند و ديگري ماشين را مي‌راند، يا در جاهايي مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر مي‌برند و به‌هرحال اوقاتي را در حال انتظار به بي‌کاري مي‌گذرانند، در تمام اين ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کيف يا جيب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. وقتي هم به مقصد رسيدند، نشانه‌اي لاي کتاب بگذارند و باز در فرصت يا فرصتهاي بعدي آن را باز کنند و از همان جا بخوانند. چند جلد قطور از يک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! بنده خودم چند جلد قطور از يک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم!» از ديگر شيوه هاي ايشان استفاده از فرصت هاي کوتاه براي مطالعه کتاب است مقام معظم رهبري در اين باره مي گويند:« افرادي که کار روزانه دارند مثلاً کارمند اداري، کارگر، کاسب و يا کشاورز هستند وقتي به خانه مي‌آيند، بخشي از زمان را گرچه نيم‌ساعت براي کتاب خواندن بگذارند. چقدر کتاب‌ها را در همين نيم‌ساعت‌ها مي‌شود خواند! بنده دوره‌هاي بيست جلدي و بيست و چند جلدي کتاب را در همين فاصله‌هاي ده دقيقه، بيست دقيقه و يک ربع ساعته خوانده‌ام. پشت اين کتاب‌ها را هم يادداشت مي‌کنم که معلوم باشد. شايد صدها جلد کتاب را همين‌طور در اين فاصله‌هاي کوتاه ده دقيقه‌اي خوانده‌ام. بسياري از افراد را هم مي‌شناسم که اين گونه‌اند. در منزل خود من، همه‌ي افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مي‌برد. خود من هم همين‌طورم. نه اين‌که وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مي‌کنم، تا خوابم مي‌آيد، کتاب را مي‌گذارم و مي‌خوابم. همه‌ي افراد خانه‌ي ما، وقتي مي‌خواهند بخوابند حتماً يک کتاب کنار دستشان است. من فکر مي‌کنم که همه‌ي خانواده‌‌هاي ايراني بايد اين‌گونه باشند». ايشان در سخنان ديگري مي گويند :«گاهي مي‌بينيد يک نفر پاي تلويزيون نشسته و منتظر يک فيلم است. تلويزيون آگهي تبليغاتي پخش مي‌کند و گاهي پخش تبليغات بيست دقيقه طول مي‌کشد. يک‌وقت است کسي به آن تبليغات احتياج دارد؛ اما کسي که احتياج ندارد آگهي‌‌هاي تبليغاتي را ببيند، اين بيست دقيقه را چرا بي‌کار بنشيند!؟ يک کتاب دمِ دستش باشد؛ بردارد و بيست دقيقه مطالعه کند. اگر مردم ما عادت کنند که از اين وقت‌هاي ضايع‌شونده براي مطالعه‌ي کتاب استفاده کنند، جامعه خيلي پيش خواهد رفت و فرهنگ کشور، خيلي ترقي خواهد کرد» . گزارشي از تقريظ هاي رهبر معظم انقلاب نگاه مخاطب به هر اثر ، براي مولف نگاهي شيرين و دل نشين است ، چه آنکه اين نگاه ، هم نشانه توجه است و هم نمادي براي مورد توجه قرار گرفتن اثر. حال هر مقدار اين مخاطب عالم تر ، اديب تر ، سخن دان تر و محبوبتر باشد ، اين نگاه براي مولف اثر شيرين تر و دل نشين تر خواهد بود. از سويي ديگر خواننده اثر ، بدون شک ، پس از خواندن هر کتاب، احساسي را در درون خود حس مي کند که نگارش آن تقريبا بلافاصله بعد از اتمام مطالعه ، مي تواند نمادي روشن از اين تاثير باشد. تقريظ نويسي نشانه اي از آن توجه و اين تاثير است . مقام معظم رهبري نيز از دوران جواني بر همين شيوه سلوک داشته اند و بر کتابهاي خوانده شده تقريظ مي نوشتند تا ديدگاه خود درباره آن اثر ، مکتوب کرده باشند. محسن چيني فروشان ، در گزارش خود از کتابخانه شخصي مقام معظم رهبري در اين باره مي نويسد:« کتابخانه‌ي ايشان نسبتاً بزرگ است و کتاب‌ها موضوعات مختلفي دارند. ايشان کنار خيلي از کتاب‌ها حاشيه‌نويسي کرده‌اند و من خيلي دلم مي‌خواهد يک زماني آن چيزي که مي‌شود از اين حاشيه‌ها منتشر کرد، منتشر بشود، چون بادقت و باظرافت حاشيه نوشته‌اند». در اين تقريظ گاه از مولف اثر ، زماني از موضوع کتاب و در موقعيت هايي خاص احساسات ايشان از مطالعه اين کتاب بيان شده است. اگر چه بيشترين آثار منتشر شده از تقريظ هاي ايشان ، براي موضوعات دفاع مقدس بوده است اما گفتني است که اولين تقريظ منتشر شده مقام معظم رهبري ، نه براي کتابي با موضوع فرهنگ مقاومت ، بلکه براي کتاب باموضوع حفظ قرآن کريم نوشته استاد پرهيزکار بوده است. عليرضا مختارپور، رئيس انتشارات انقلاب اسلامي وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي امام خامنه‌اي، درباره اين نوشته‌ها گفته است «رهبر انقلاب تاکنون 55 قطعه يادداشت و تقريظ به‌صورت کتبي و شفاهي مرقوم و بيان فرموده‌اند که 40 عدد از آن‌ها ويژه کتاب‌هاي دفاع مقدس است. اين تعداد غير از حواشي‌اي است که ايشان بر کتاب‌هاي مختلف نوشته‌اند». اما اين عدد را بايد صرفا تقريظ هاي منتشر شده دانست ، نوشته هايي که در صورت جمع آوري کامل آنان ، بايد چند جلد کتاب را به آن اختصاص يابد . حجت الاسلام و المسلمين شيرازي ، از همکاران دفتر مقام معظم رهبري ، درباره اين نوشته ها مي گويد: «به نظرم اگر همه تقريظات را بخواهيم در کتابي جمع کنيم، مجموعه‌‌اي چند جلدي قطور خواهد شد)» وي که نويسنده کتاب «نسيم سبز خاطره ها» با موضوع تقريظات مقام معظم رهبري است درباره اين نوشته‌ها مي گويد: «آنچه که دورا دور از ايشان شنيده‌ام اين است که ايشان کتابخانه عظيمي دارند. غير از کتاب از دنياي مادي چيز ندارند و به قول خودشان تمام زندگيشان در يک وانت جمع مي‌شود». به اين تقريظ‌ها‌، بايد تاکيدها و توصيه هاي ايشان به معرفي برخي از آثار را نيز افزود. • نگاهي به سير تاريخي تاليفات مقام معظم رهبري قبل از انقلاب اسلامي انتشار اولين اثر در سن بيست و هفت سالگي کتاب هاي يک نويسنده و مترجم را مي توان نمادي از دغدغه هاي و تفکرات او دانست ، تفکراتي که گاه در قالب نگارش اثر نمايان مي شود و انديشه هايي که زماني در قالب ترجمه خود را نمايان مي سازد. اگر چه تمامي آثار تاليف شده از سوي مقام معظم رهبري ، به دوران قبل از انقلاب اسلامي باز مي گردد اما به خوبي مي توان در ميان اين آثار ، ريشه هاي انديشه هاي کنوني ايشان را يافت . انديشه هايي که گاه از تدوين مقدماتي آن ، بيش از 50 سال گذشته است اما هنوز نوآوري ، دقت نظر و انديشه آينده نگري را مي توان در آنها يافت و در ديدگاه هاي فعلي ايشان ، نشانه هاي از تکامل و تعالي آنان را نيز دريافت. شايد به عنوان نمونه بتوان گفت که ايشان براي اولين بار از کلمه ((بيداري اسلامي)) در سال 1368 ، 25 سال قبل، استفاده کردند و براي تحقق آن شروطي که مشخص کردند، نکاتي که هم اکنون نيز مي توان از آنها براي هدايت نهضت بيداري جهان اسلام و راه اصلاح مشکلات فعلي اين حرکت هاي ديني سخن گفت . به بيان ديگر ، آن سخن را مي توان ((مسير هدايت امروز)) ناميد. در هر حال بايد گفت که اولين اثر ايشان در سن بيست و هفت سالگي ، ترجمه کتاب (( المستقبل لهذا الدين)) اثر سيد قطب بود که با عنوان (( آينده در قلمرو اسلام)) ترجمه و منتشر شد. اين کتاب در شرايطي انتشار يافت که سه سال از حوادث سال ۱۳۴۲ گذشته بود. لذا طبيعتاً شروع ترجمه مربوط به بعد از اين حوادث بوده است. ايشان در مقدمه اين کتاب جملاتي را مي نويسند که به راحتي مي توان از آن براي تحليل شرايط امروز مسلمانان استفاده کرد . به عنوان نمونه در مقدمه اين کتاب آمده است «براي ما جاي ترديد نيست که اسلام با قدرت و نفوذ طبيعي خود بالاخره بر اورنگ حکمراني جهان خواهد نشست.» همچنين بيان مي‌کنند که يک نيرو در کشورهاي اسلامي مانع حرکت استعمار بود و آن اسلام بود. برنامه‌ي آنها براي برداشتن اين مانع چه بود؟ دو اقدام را در دستور کار داشتند: «مبارزه با مصلحان و علما» و «تغيير دادن اين اسلام به يک اسلام بي‌خاصيت»، يعني به تعبير حضرت امام رحمه‌الله همان اسلام آمريکايي: بنابراين بهترين تدبير آن بود که ظواهر و تشريفات چشم‌گير و پر سر و صداي اسلام را حفظ کنند، ولي جنبه‌ي انقلابي دين و تعاليمي را که موجوديت واقعي دين بسته به آن‌هاست و جامعه‌ي اسلامي را بر سر راه تجاوزات آنان قرار مي‌دهد، از دين بگيرند و دين را به صورت موجودي بي‌تأثير و مهمل و بي‌تفاوت نسبت به خود درآورند. ايشان سپس ‌نوشته‌اند: «اين تدبير ماهرانه به مرحله‌ي عمل درآمد. روز‌به‌روز بر جلوه‌ي تشريفات ديني افزوده شد. مساجد و محافل وابسته به دين، پررونق‌تر گشت. مردم به اقامه‌ي شعائر و ظواهر دلبسته‌تر شدند، ولي به‌موازات اين اقبال عمومي، روح و حقيقت احکام ديني از ميان آنان رخت بربست، اصول اسلامي فراموش شد و آتشفشان دين که انفجارش جهاني را تکان مي‌داد، به سردي و خاموشي گراييد.» و «پيروان همان ديني که قرآنش فرياد مي‌زند «لَن يَجعلَ ‌اللهُ لِلکافِرينَ عَلي المُسلِمينَ سَبيلاً» (نساء، ۱۴۱) [...] دروازه‌هاي فکر را به روي مهاجمين غربي و ديدگان را به سوي دروازه‌هاي غرب گشودند و آنان را الهام ‌بخش فکر و عمل قرار دادند. اين تحليل ايشان از وضعيت امت اسلامي و استعمار در سخنان و آثار تمامي سال‌ها حتي تا امروز به چشم مي‌خورد. اما قسمت بعدي مقدمه‌ي کتاب به اين پرسش پاسخ مي‌دهد که وظيفه‌ي ما در قبال اين توطئه چيست؟ ايشان معتقدند که ما بايد «واقعيت دين را به جامعه‌ خود بشناسانيم و بار ديگر اين قدرت معنوي و آسماني را در دست گيريم. بايد با مجاهدتي خستگي‌ناپذير و با تحمل هر نوع محروميت و ناکامي، به مردم بفهمانيم که اين شيئ مهمل و بي‌خاصيت، دين نيست.» ايشان دو سال بعد و در تير ماه سال 1347 شمسي، نمونه اي عيني از تجربه‌هاي مبارزاتي مسلمانان در راه کسب آزادي و مبارزه با حکومتهاي وابسته را با ترجمه و تاليف کتاب «مسلمانان در نهضت آزادي هندوستان» نمايان مي سازد. اين کتاب که با عنوان عربي «کفاح المسلمين في تحرير الهند» توسط يکي از علماي دانشگاه الازهر به نام «عبدالمنعم النمر» منتشر شده بود در شرايطي توسط سيد علي که جواني سي ساله بود ترجمه و با افزوده بخش هايي به آن ، به شکل «ترجمه و تاليف» منتشر شد که بسياري از گروه‌هاي مبارز در حال مطالعه در تاريخ نهضت اسلامي در ساير کشورها و مبارزات مسلمانان و تعاملات آنها با جنبش‌هاي ضد استعمار‌ي معاصر بودند. در واقع اين اثر پاسخي به نياز عناصر و جريانات مبارز براي مطالعه شيوه‌هايي بود که مسلمانان در شرايط گوناگون و کشورهاي متفاوت براي مبارزه با استعمار در پيش گرفته بودند. اشارات مولف و مترجم انديشمند در مقدمه کتاب نشان مي‌دهد که اين نکته مطمح نظر ايشان بوده است، هرچند سانسور مانع از بيان آن شده است. همان‌گونه که خود ايشان در مقدمه ذکر کرده‌اند، در نظر داشته‌اند بر اين کتاب ديباچه‌اي مبسوط بنويسند، آن‌چنان که درخور موضوع کتاب است، اما ذکر کرده‌اند که شرايطي خاص، «آن فسحت ميدان را دريغ مي‌دارد و بي‌مقدمگي اين کتاب را ايجاب مي‌کند» انتشار اين کتاب در محافل ديني، فکري و مبارزاتي آن دوره، بازتابي نمايان و نسبتاً گسترده‌ داشت. به‌طور مشخص اين پژوهش‌ مورد توجه تني چند از انديشمندان بزرگ اسلامي کشور قرار گرفت. به عنوان نمونه، استاد شهيد آيت‌الله مطهري در حاشيه‌اي که بر صفحات اوليه يکي از نسخ اين کتاب نوشته، آورده است که «در روزهاي 48/5/27الي 48/1/6، اين کتاب که از سوي مؤلف و مترجم اهدا شده است، در مشهد مطالعه شد. بسيار کتاب مفيد و لازمي است و در موضوعاتي مانند اين موضوع زياد بايد نوشته و به همين خوبي بايد تجزيه و تحليل بشود جزاه‌ الله عن الاسلام و المسلمين خير الجزاء. مرتضي مطهري48/1/61/۶/48.» ديگر آثار مکتوب مقام معظم رهبري نيز مي‌توان با همين ديدگاه مورد بررسي قرار گيرد. «گزارشي از سابقه‌ي تاريخي و اوضاع کنوني حوزه‌ علميه‌ مشهد» سالها بعد سرآغازي براي تحول خواهي از حوزه‌هاي علميه شد، «صلح امام حسن عليه‌السلام» ضرورت نگاه ديگر گونه را به تاريخ اسلام را نمايان کرد و «طرح کلي انديشه‌هاي اسلامي در قرآن» سالها بعد در قالبي تکامل يافته به عنوان «الگوي ايراني اسلامي پيشرفت» مطرح شد، «گفتاري در باب صبر» در کنار لزوم افزايش بصيرت، ره عبور از گذرگاه‌هاي سخت آينده را نمايان ساخت. به اين عناوين مي‌توان از جزوه‌هايي مانند «ادعانامه‌اي عليه تمدن غرب»، «پيشواي صادق»، «از ژرفاي نماز» را نيز افزود، موضوعي که در اين مجال اندک، بيش از اين نمي‌توان به آن پرداخت.