1. برگزیده
جامعه و حوادث

ماجرای قتل داماد تا نقشه اعدام نوعروس روی درخت گز!

منبع
خراسان
بروزرسانی
ماجرای قتل داماد تا نقشه اعدام نوعروس روی درخت گز!

خراسان/ عاملان قتل تازه داماد متاهل در حالي چهارشنبه گذشته به چنگ کارآگاهان اداره جنايي پليس آگاهي خراسان رضوي افتادند که نقشه اعدام نوعروس 18 ساله نيز روي درخت گز در منطقه مرزي لو رفت.

نيمه شب اول بهمن جاري، راننده اي که از جاده فرعي در زمين هاي کشاورزي اطراف روستاي عباس آباد، انتهاي بولوار شاهنامه 80 عبور مي کرد ،با ديدن پيکر مردي که کنار جاده خاکي افتاده بود، بي درنگ توقف کرد اما آن مرد جاني در بدن نداشت و خشک شده بود! مرد راننده بلافاصله موضوع را به پليس گزارش داد و بدين ترتيب با حضور شبانه کارآگاهان اداره جنايي پليس آگاهي خراسان رضوي در کنار قاضي ويژه قتل عمد تحقيقات در اين باره آغاز شد.

جسد مربوط به مردي حدود 38 ساله بود که آثار درگيري روي پيکرش حکايت از وقوع جنايتي هولناک داشت. در همين حال پزشکي قانوني زمان مرگ وي را چندين ساعت قبل از کشف جسد تشخيص داد. در بررسي هاي بيشتر، يک کارت کوچک از جيب هاي مرد مجهول الهويه پيدا و با پيگيري هاي کارآگاهان، بالاخره هويت مقتول به نام رسول فاش شد.

با توجه به اهميت وحساسيت ماجرا، با صدور دستورات ويژه اي از سوي سردار محمد کاظم تقوي (فرمانده انتظامي خراسان رضوي) ، گروه تخصصي از کارآگاهان با  نظارت و هدايت مستقيم سرهنگ جواد شفيع زاده (رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي) وارد عمل شدند و رصدهاي اطلاعاتي را در حالي آغاز کردند که دو روز بعد از کشف جسد خانواده مقتول نيز ماجراي گم شدن رسول را به پليس گزارش دادند. تحقيقات ميداني و غيرمحسوس کارآگاهان که با راهنمايي و دستورات ويژه قاضي زرقاني براي بررسي وضعيت اجتماعي و اخلاقي وارد مرحله جديدي شده بود، نشان مي داد که رسول از مدتي قبل به طور پنهاني با دختر 18 ساله اي ازدواج کرده است و با يکديگر زندگي مخفيانه داشتند تا از تهديدهاي پدر دختر دور بمانند زيرا خانواده «ف» (دختر 18 ساله) کاملا مخالف ازدواج او با مردي متاهل بودند که چند فرزند نيز داشت.

با به دست آمدن اين سرنخ مهم، کارآگاهان خانواده «ف» را شناسايي کردند اما آن ها از روز گم شدن رسول به «زابل» گريخته بودند به همين دليل کارآگاهان با کسب نيابت قضايي، عازم زابل شدند، اين درحالي بود که تحقيقات ريزبينانه کارآگاهان زواياي بيشتري از اين جنايت عشق و عاشقي را برملا کرد. اين بررسي هاي غيرمحسوس بيانگر آن بود که رسول در زمين هاي کشاورزي کارگري مي کرد که در همان جا عاشق «ف» شد و از او خواستگاري کرد اما با آن که «ف» نيز دل باخته رسول شده بود، از او خواست به طور رسمي به خواستگاري اش بيايد.  اين گونه بود که رسول چند بار ماجراي وابستگي عاطفي و عشق و علاقه اش را براي خانواده «ف» بازگو کرد تا  دخترشان را خواستگاري کند اما پدر «ف» و ديگر اعضاي خانواده با اين ازدواج مخالفت کردند و حال احتمال وقوع جنايت توسط پدر «ف» فرضيه اصلي قاضي ويژه قتل عمد و کارآگاهان بود. بنابراين گزارش، وقتي کارآگاهان محل اختفاي يکي از متهمان مرتبط با اين پرونده را در زابل شناسايي کردند، او در يک لحظه پا به فرار گذاشت و حدود 300 متر گريخت ولي با شليک چند تير هوايي توسط کارآگاهان اعزامي، ميخکوب شد و حلقه هاي قانون بر دستانش گره خورد.

در همين حال کارآگاهان به سراغ پدر «ف» در شهرستان نيمروز رفتند و او را نيز با صدور دستورات ويژه اي از سوي بازپرس صيادي (بازپرس شعبه دوم دادسراي عمومي وانقلاب زابل) به دام انداختند ، اما اين مرد 50 ساله به طور کلي نقش خود را در ارتکاب اين جنايت انکار کرد تا اين که بالاخره در بازجويي هاي تخصصي لب به اعتراف گشود و راز اين جنايت وحشتناک را فاش کرد. «هليم-ل» در بازجويي ها گفت: او دخترم را اغفال کرده بود و در حالي که چند فرزند داشت و 20 سال از دخترم بزرگ تر بود، قصد ازدواج با او را داشت به همين دليل من دخترم را به زابل فرستادم تا از آن مرد دور باشد ولي بعد از يک هفته دوباره دخترم را کشانده بود . وقتي تحقيق کردم فهميدم که او دخترم را عقد  کرده و در خانه اي واقع در روستاي خلق آباد زندگي مي کنند. به همين دليل به همراه چند نفر ديگر به محل سکونت مخفيانه آن ها رفتم و او را داخل خودرو انداختم که قصد داشت به همراه دخترم وارد خانه شود.

دخترم را نيز با يک خودروي ديگر از آن جا انتقال دادم. سپس رسول را داخل خودرو کتک زديم و پيکر بي جانش را زماني در زمين هاي کشاورزي اطراف روستاي عباس آباد انداختيم که او را خفه کرده بوديم. بعد از آن هم به اتفاق همه اعضاي خانواده ام به زابل گريختيم تا آب ها از آسياب بيفتد و ...  ماجراي اين جنايت هولناک هنگامي پيچيده تر شد که «هليم» (متهم به قتل 50 ساله) در پاسخ به سوال کارآگاهان مبني بر اين که دخترت اکنون کجاست؟ به صراحت از کشتن او خبر داد و گفت: بعد از اين ماجرا دخترم را نيز سوار پژو 405 خودم کردم و به همسرم گفتم او را نزد خاله اش مي برم تا مدتي را آن جا بگذراند و عشق اين پسر (رسول) از خاطرش بيرون برود! ولي در واقع من نقشه قتل او را کشيده بودم به همين دليل دخترم را از شهرستان نيمروز به منطقه مرزي بردم که درياچه اي نيز دارد. طنابي را به درخت گز بستم ولي دخترم خودش طناب دار را دور گردنش انداخت و من هم او را کشيدم! زماني که ديگر نفس نمي کشيد، پيکرش را از روي درخت پايين آوردم و با ريختن ظرف 4 ليتري حاوي بنزين، جسدش را به آتش کشيدم!

با اين اعترافات هولناک، غمي عميق در چهره کارآگاهان نقش بست چون احساس مي کردند کمي دير به زابل رسيده اند! جلوگيري از قتل دختر 18 ساله يکي از اهداف اصلي کارآگاهان بود. آن ها با توجه به اوضاع و احوال وقوع جرم و تجزيه وتحليل هاي کارشناسي درباره اين جنايت که با حضور قاضي ويژه قتل عمد در اتاق فرماندهي پليس آگاهي انجام شده بود، احتمال قتل دختر توسط پدر را نيز به عنوان يکي از فرضيه هاي مهم و جدي اين پرونده در دستور کار قرار داده بودند. با اين حال، کارآگاهان اعزامي از خراسان رضوي به همراه بازپرس صيادي، عازم محل قتل دختر شدند ولي در تاريکي شب محل سوزاندن جسد پيدا نشد. به همين دليل ادامه تحقيقات در حالي به روز بعد موکول شد که ناگهان هنگام برگشت به زابل، متهم 50 ساله از دفن جسد دخترش خبر داد و مدعي شد جسد او را دفن کرده است! همين موضوع موجب شد نور اميدي در دل هاي کارآگاهان جلوه گر شود چرا که «هليم» به تناقض گويي پرداخت و روز بعد نيز نتوانست محل دفن جسد را نشان دهد!

اين گونه بود که کارآگاهان به رديابي دختر مذکور پرداختند و با هماهنگي هاي قضايي او را در يک خانه روستايي در اطراف شهرستان نيمروز در حالي پيدا کردند که چند نفر از او مراقبت مي کردند تا از آن جا فرار نکند. اين دختر وقتي از آن مکان رهايي يافت و خود را در «امنيت» ديد به کارآگاهان گفت: من و رسول در زمين هاي کشاورزي عاشق هم شديم ولي خانواده ام مخالف ازدواج ما بودند. روز حادثه هم پدر و برادرم به همراه چند نفر ديگر ما را از خانه اي ربودند که به طور مخفيانه در آن جا زندگي مي کرديم! بنابراين گزارش، در بررسي هاي بيشتر پليس مشخص شد که پدر دختر با همين نقشه اي که براي پليس بازگو کرد ،قصد داشت دخترش را نيز به قتل برساند که با حضور به موقع کارآگاهان در زابل، اين جنايت وحشتناک نافرجام ماند و بدين ترتيب با راهنمايي ها و دستورات قاضي زرقاني و همچنين فرماندهان پليس آگاهي خراسان رضوي، دختر 18 ساله از مرگ حتمي نجات يافت. تحقيقات بيشتر درباره زواياي پنهان اين جنايت و دستگيري ديگر عوامل مرتبط با اين پرونده زيرنظر سرهنگ مهدي سلطانيان (رئيس اداره جنايي پليس آگاهي خراسان رضوي) همچنان ادامه دارد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره