آغاز مجدد لیگ برتر فوتبال ایران با یک تصمیم عجیب

ورزش 3/فوتبال ایران بار دیگر درگیر تصمیمی شده که به جای پایان دادن به ابهامها، باشگاهها را میان آغاز آمادهسازی و انتظار برای یک رأی نامعلوم معلق نگه داشته است.
تصمیم فدراسیون فوتبال درباره سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ۲ بیش از آنکه یک راهحل باشد، نمادی از همان مشکلی است که سالها فوتبال ایران از آن رنج میبرد؛ بیتصمیمی، تصمیمات خلقالساعه و مدیریت لحظه ای که به جای حل بحران، بحرانهای جدید تولید میکند.
فدراسیون اعلام کرده اگر کمیته استیناف تا ۳۱ خرداد رأی کمیته انضباطی در پرونده گلگهر و چادرملو را تأیید کند، گلگهر مستقیم راهی آسیا میشود و اگر تأیید نشود، مسابقات پلیآف برگزار خواهد شد. اما سؤال ساده اینجاست؛ اگر رأی اولیه تأیید شود، پس این همه برنامهریزی، هزینه و آمادهسازی برای چیست؟
باشگاهها مگر با یک دکمه روشن و خاموش میشوند؟ لیگ به دلیل شرایط کشور متوقف شده، بازیکنان خارجی به کشورهای خود بازگشتهاند، ملیپوشان در اردوی تیم های ملی حضور دارند و عملاً تیمها هفتهها از شرایط مسابقه دور بودهاند. بازگرداندن یک تیم حرفهای به فرم مسابقه نیازمند اردو، تمرین، بدنسازی، بازی تدارکاتی، هزینههای سفر، اسکان و دهها موضوع دیگر است.
حالا فدراسیون از این سه باشگاه چه میخواهد؟ از فردا تمرینات را آغاز کنند، هزینه کنند، بازیکنان خارجی را برگردانند، برنامههای شخصی و تعطیلات را لغو کنند و همه چیز را برای مسابقهای آماده کنند که شاید اصلاً برگزار نشود؟
اگر تا ۳۱ خرداد کمیته استیناف رأی کمیته انضباطی را تأیید کند. آن وقت چه میشود؟ چه کسی پاسخگوی این هزینهها، این آشفتگی و این بیبرنامگی خواهد بود؟
اتفاقاً واکنش حنیف عمران، عضو کادرفنی چادرملو، دقیقاً از همین زاویه قابل درک است؛ وقتی میگوید از یک طرف اعلام میکنند استیناف تا ۳۱ خرداد رأی میدهد و از طرف دیگر تاریخ مسابقات را برای پنجم و نهم تیر تعیین میکنند، طبیعی است این سؤال مطرح شود که باشگاهها باید چه برنامهای داشته باشند؟ آماده شوند یا منتظر رأی بمانند؟
نتیجه چنین وضعیتی همان چیزی است که امروز شاهد آن هستیم؛ گلگهر از عدم حضور در این رقابتها صحبت میکند، چادرملو نسبت به تصمیمات اتخاذشده معترض است و پرسپولیس ناچار شده برای سناریویی برنامهریزی کند که هنوز مشخص نیست اصلاً وجود خارجی پیدا خواهد کرد یا نه. وقتی سه باشگاه برداشت متفاوتی از یک تصمیم دارند، شاید اشکال در باشگاهها نباشد، بلکه در خود تصمیم باشد.
تمام مشکلات اخیر بر اساس عدم قاطعیت در تصمیمات فدراسیون است.
ماجرا از روزی آغاز شد که مسابقات فوتبال متوقف شد و فدراسیون نتوانست یک تصمیم روشن و قاطع بگیرد. ابتدا لیگ متوقف شد، سپس با برقراری آتشبس نیز تکلیف ادامه مسابقات مشخص نشد. نه لیگ از سر گرفته شد و نه به صورت رسمی و قطعی لغو شد. در عوض همه چیز به آیندهای نامعلوم پس از جام جهانی موکول شد؛ تصمیمی که از همان ابتدا با این انتقاد مواجه بود که با توجه به زمان آغاز فصل بعد، عملاً امکان اجرای آن محل تردید است.
همین بلاتکلیفی در مورد جام حذفی نیز تکرار شد. مسابقاتی که میتوانست طبق روال قانونی و ورزشی ادامه پیدا کند و تکلیف یکی از سهمیههای آسیایی را در زمین مسابقه مشخص کند، نیمهتمام رها شد. حالا نیز به جای آنکه ابتدا وضعیت حقوقی پرونده گلگهر و چادرملو به صورت قطعی تعیین شود و سپس درباره سهمیه آسیایی تصمیمگیری شود، فدراسیون سناریوی جدیدی طراحی کرده که خود بر ابهامات قبلی افزوده است.
مشکل، زنجیرهای از تصمیمات مقطعی و واکنشی است که هر کدام برای حل بحران قبلی گرفته میشوند اما بحران تازهای به وجود میآورند. آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید فقدان یک تصمیم قاطع، روشن و قابل دفاع است؛ موضوعی که متأسفانه در ماههای اخیر به یکی از بارزترین ویژگیهای مدیریت ساکنین خیابان سوم سئول تبدیل شده است.


















