ورزش 3/ مدافع فصل گذشته تيم فوتبال تراکتورسازي با نوشتن نامه اي از هواداران اين تيم خداحافظي کرد. متن اين نامه به شرح زير است: به نام خدا خيلي چيزها را نگفتن معرفت مي خواهد نه طاقت طاقت يک روز تمام مي شود اما معرفت نه. من حبيب گرداني هستم زادگاهم تبريز است بچه تبريزم و بمانند همه آذربايجاني ها وطنم را عاشقانه دوست دارم و خواهم داشت زيرا علاقه به وطن و آب و خاک مانند علاقه به پدر و مادر و زن و فرزند امري طبيعي است. از روزي که پابه توپ شدم آرزو داشتم يک روز در تيم محبوبم تراختور بازي کنم چراکه آرزوي هر بازيکني بازي در تيم بزرگ تراختور است الخصوص که بچه تبريز باشي. خداوند را شاکرم که به آرزويم رسيدم و توانستم بمانند يک سرباز در خدمت به مردم نجيب تبريز وهوادارن فوتبال آذربايجان باشم. خدا را گواه مي گيرم زمانيکه در ميدان بودم از هيچ کوششي براي پيروزي تيم بزرگ تراختور فروگذار نکرده وهميشه و در همه حال تا پاي جان براي تيم هاي شهرم بازي کرده ام چه زمانيکه در شهرداري بوده ام و چه زمانيکه به تراختور بزرگ پيوستم هميشه و در همه حال براي پيروزي و موفقيت تيمهاي شهرم جنگيده ام. همه مي دانيم که تراختور براي هوادارانش نه يک تيم فوتبال بلکه بعنوان آرزو و آمال و عشقي بي پايان است من از زمانيکه خود را مي شناسم چه بعنوان هوادار و چه بعنوان بازيکن تراختوربزرگ را عاشقانه دوست داشته ام و خواهم داشت. من حبيب بچه تبريز،هميشه با پيروزيهاي تراختوربزرگ شاد و و با شکستهايش گريخته ام دوست داشتم و سعي کردم يکبار ديگر در تبريز بمانم اما نشد و تقدير نگذاشت. قسمت اين بود که به دياري ديگر رفته و فوتبالم را در تيم ديگري ادامه دهم. ناملايمات را تحمل کردم و بخاطر هوادارن بزرگوار، باسواد و فهيم تراختور دم نزدم. مي روم اما با آرزوي موفقيت براي تيم شهرم از اين تيم جدا مي شوم اعتقادم اين است بعضي زخمها بايد باقي بمانند تا راهت را گم نکني. درپايان از صميم قلب براي شما هواداران آرزوي پيروزيهاي شيرين در ميادين بزرگ را دارم شما هوادارن هميشه در قلب من خواهيد بود و هيچ وقت تشويق هاي پرشورتان را فراموش نخواهم کرد من "حبيب بچه تبريزم" و بچه تبريز باقي خواهم ماند. به اميد سلامي ديگر خدانگهدار فرزند کوچکي از ديار آذربايجان حبيب گرداني(حبيب بچه تبريز)