کاپ/ مربي سابق تيم ملي مي گويد که در جام جهاني 1998 نگذاشتند خداداد از تيم ملي اخراج شود.
بيژن ذوالفقار نسب در فوتبال ما جزو آدم هاي کاملا اصولي بوده که از شروع فوتبالش در سنندج دهه 40 تا پاس و پرسپوليس و دوران تحصيلاتش در بلژيک هميشه بر سر مواضع خودش بوده است. اينکه مواضع ذوالفقارنسب چه بوده بحث کاملا متفاوتي است اما در زمينه فوتبال اعتقادات او هميشه ثابت بوده است. نوع تفکراتش درباره امور فني تا مسائل اخلاقي نوع نگراش بر قراردادها انتخاب همکاران ادبيات محاوره و ادبيات اداري او و.. در مورد برخي از اتفاقات جام جهاني 98 همشهري تماشاگر 5 سال قبل گفت و گويي با وي انجام داد که با هم مرور مي کنيم.
*شنيده ايم در جام جهاني 98 جريانات پشت پرده زيادي وجود داشته که جامعه فوتبال هنوز از آن بي اطلاع هستند. آن هم بعد از اين همه سال؟!
مثلا چه جريانات پشت پرده اي؟!
*مثلا اينکه گفته شده در بازي اول برابر يوگسلاوي قرار بوده عابدزاده دروازه بان باشد اما از تهران دستور داده اند که نکيسا درون دروازه بايستد.
نه، اين طور نيست. من هم در آن بازي موافق حضور عابدزاده بودم اما پاي عابدزادده در بازي اول آن قدر مشکل داشت که ما براي درمان او را به ايتاليا فرستاديم. در آن بازي اختلافات بيشتر از آن که خارج اردوي تيم ملي باشد داخل اردو بود.
*يعني از تهران هيچ هدايت و دستوري نبوده؟
ببينيد، اگر بخواهم دقيق تر جواب بدهم بايد بگويم که اگر هم بوده من اطلاعي نداشتم!
*داستان تشکيل گروه و باندهاي داخل تيم ملي از کجا شروع شد؟
باندبازي بيشتر يک ايده و بازي مطبوعاتي بود. صفايي فراهاني خصوصيات منحصر به فردي داشت، خصوصياتي که در عمل به شکل اشتباه بروز کرد. او يک عده بازيکن رابط خودش با جو تيم ملي کرد که حرکت اشتباهي بود. ايويچ را همين گروه کنار گذاشتند. ما در ايتاليا آن باخت وحشتناک را آورديم و فردا صبح شنيديم که ايويچ برکنار شده و جلال طالبي سرمربي شده است!
*يعني اين تغيير از سوي آن بازيکنان بوده است؟
نه. مديريتي که بر عملکرد بازيکنان وجود داشت باعث آن مساله شد. يک روز صفايي فراهاني به ايتاليا آمد و دکتر الهي قمشه اي را با خودش آورد. او شروع به صحبت با اعضاي تيم کرد و متاسفانه افتضاحاتي بروز کرد که بعدا برايتان شرح مي دهم. من به انتخاب آقاي جلال طالبي اعتراض داشتم و مي خواستم از تيم ملي کنار بروم اما به اصرار صفايي برگشتم. صفايي که به ايتاليا آمد با تک تک 24 بازيکن حاضر در اردو جلسه گذاشت. جلسات او از 2 دقيقه تا 45 دقيقه طول مي کشيد. با يک بازيکن 2 دقيقه تا 45 دقيقه طول مي کشيد. با يک بازيکن 2 دقيقه و با عابدزاده و دايي 40 حرف مي زد. آخر بحث هم از بين آنها 5 نفر يعني عابدزاده، دايي، زرينچه، خاکپور و نادر محمدخاني را گزينش کرد. اين بازيکنان به عنوان نماينده بايد رابط اردوي تيم ملي با صفايي فراهاني مي شدند. اين حرکت صفايي فراهاني نطفه بازيکن سالاري را در ايران منعقد کرد. اولين کاري که اين بازيکنان کردند تصميمي بود مبني بر اينکه تيم در فاصله 11 روز به جام جهاني براي دو تا سه روز به تهران برگردد اما من با اين قضيه مخالفت کردم.
*يعني مخالفت شما به همه تيم ملي چربيد؟
بله، چون حرف من منطقي بود. مگر مي شود 11 روز به جام جهاني مانده به تهران برگرديم و رشته افکار و برنامه هايمان گسسته شود؟ بنابراين تصميم گرفتيم که خانواده بازيکن ها به ايتاليا بيايند. قرار شد هر بازيکني که تمايلي براي آمدن خانواده اش ندارد، مثل مجردها 2 هزار دلار پول بگيرند.
*پس از اين جا باندبازي رسما شروع شد؟
ابتداي کار باندي در ميان نبود. گروه 5 نفري بود که صفايي فراهاني خودش مبدع و خالقش بود اما در آن زمان آنها نمي توانستند عملکرد ما يعني کادر فني تيم ملي را تحت الشعاع قرار دهند.
*اما بي احترامي ها در همان بازي ها آغاز شد. خداداد عزيزي به شدت جلال طالبي را مورد توهين قرار داد.
کار بدي بود اما يک اتفاق ساده پيش آمد، کما اينکه قبل و بعد از آن اتفاقات مشابه بسياري وجود داشت. خداداد در شرايطي تعويض شد که ما دو بر صفر از آمريکا پيش بوديم. آن هم در دقيقه 80، اما او بيرون آمد، پيراهن را از تن درآورد و آن را به زمين کوبيد و به رختکن رفت.
*يعني از الفاظ رکيک استفاده نکرد؟
نه. فقط همين بود که گفتم، بعدها کدورت ها هم البته از بين رفت. با اين حال تصميم داشتيم او را به تهران برگردانيم اما اين تنبيه خيلي ساده اصلا به مرحله اجرا درنيامد.
*اين داستان چطور شکل گرفت؟چرا جلال طالبي تا اين حد خنثي رفتار مي کرد؟
ايشان آدم محترمي بودند اما بيشتر زمان آماده سازي تيم ملي در اردوي بروجرد شکل گرفت. روزي که ما براي انجام اردو به رم سيديم جلال طالبي با گرمکن بر سر تمرينات منع کرد. آقاي طالبي آدم بزرگواري بود اما در آن مقعط فقط 12،13 بازيکن تيم ملي را مي شناخت و به رغم زندگي در آمريکا کوچک ترين اطلاعي از تيم ملي در جام جهاني 98 نداشت.
*آيا کنار گذشتن ايويچ در آن مقطع تصميم درستي بود؟
خير. هرچند ايشان در کوچينگ اشتباهاتي داشت ما در جام جام جهاني به درد ما مي خورد. به باخت 1-7 ايران به رم توجه نکنيد. آن باخت ماجراي ديگري دارد. ماجرايي که 100 درصد فني نبود. چطور تيمي به رم 7 بر يک مي بازد و سه روز بعد اينترميلان را 4 بر يک مي برد.
*يعني در کل ايويچ را قبول داريد؟ يا اگر نمي خواهيد به صورت مطلق جواب دهيد به صورت نسبي بفرماييد انتخاب شما از بين ايويچ و بلاژويچ کدام است؟
در کل ايويچ نسبت به بلاژويچ مربي بزرگ تري بود.
*برانکو چطور؟
او که اصلا مربي بزرگي نبود. فوتبال ايران او را بزرگ کرد و در ايران الحق مربي بزرگي هم شد.
*پس چطور به او کمک کرديد؟
کمک من به برانکو در مقطعي بود که تيم ملي دچار بحران شده بود و من تنها به درخواست دوست بسيار خوبم دکتر محمد دادکان به بررسي حريفان تيم ملي پرداختم. در واقع من مشاور محمد بودم و اطلاعاتم را در اختيار او گذاشتم.
*در بازي ايران-آمريکا و ايران-آلمان بين خداداد و طالبي در رختکن هم اتفاق مهمي رخ نداد؟
اصلا اتفاقي رخ نداد. کلا تما هم و غم جلال طالبي در دوران مربيگري اش اين بود که بالانس بازيکن بين پرسپوليس و استقلال برابر باشد.
* با آن همه ستاره اي که تيم ملي داشت چرا آن وقت ها کمترين حاشيه در تيم ملي بود؟ مثلا بزرگ ترين حاشيه رفتار خداداد بود که از آن حرف زديم:
چون آن وقت ها همه ستاره ها به فکر حفظ شخصيت شان بودند. آنها مي خواستند با کلاس و باشخصيت باشند تا به باشگاه هاي بزرگ ترانسفر شوند. همه اعضاي تيم ملي بر اين باور بودند که در مسير کريم باقري، علي دايي و خداداد قرار بگيرند.
*راستي صفايي فراهاني واقعا نمي دانست جلال طالبي به درد تيم ملي نمي خورد؟
دار و دسته دارايي چي ها در تهران خيلي روي او تسلط داشتند و با آن همه اطلاعات و توانايي او را شست و شوي مغزي مي دادند. حتي يک بار از ساعت 10 شب تا 4 صبح به وقت محلي با او تلفني صحبت مي کردند.
*يعني به خاطر همين رفتار آن ها بود که مرحوم منصور امير آصفي استعفا داد؟
دوست ندارم پس از گذشت اين همه سال نتقد صفايي فراهاني باشم اما او برخلاف ادعاهاي زيادي که مبني بر ايستادن پاي رفاقت تا پايان خط داشت کمتر کار را با کسي تمام مي کرد. از يکصد انتصابي که در تيم هاي ملي داشت بگيريد تا يادآوري اين واقعيت که استاد امير آصفي و حسن امين بخش با اينکه مدير و سرپرست تيم ملي و جزو 10 مرد خوشنام فوتبال ايران بودند نتوانستند در اين فضا کار کنند و از تيم ملي استعفا دادند و نوآموز مدير تيم ملي شد. ناصرخان هم در فرودگاه به من گفت جلال طالبي هم مي آيد. با تعجب گفتم چرا جلال طالبي؟ گفت براي اينکه من تنها نباشم!
*راستي داستان علي کريمي چه بود؟ چطور شد اين بازيکن را از احمد خداداد تحويل نگرفتيد؟
احمدآقا نبود، حميد خداداد و رضا ثقفي به بروجرد آمدند و گفتند ستاره اي داريم که تيم ملي را در جام جهاني از اين رو به آن رو مي کند. اولا آنها کريمي را همراه خودشان نياورده بودند ثانيا اگر علي کريمي آمده بودند و در سطح زيدان هم بود نمي توانستيم از وجودش استفاده کنيم چرا که فهرست 40 نفره را طبق قانون بايد از 6 ماه قبل به مسئولان فيفا و جام جهاني تحويل مي داديم. البته من هميشه به نظر حميد خداداد احترام مي گذارم و حرفش را همان وقت هم باور کردم.
*مي خواهم يک سوال کليشه اي بپرسم؛ دوست داريم بدانيم اگر تيم ملي ما در جام جهاني 2006 با آمريکاي 98 رو به رو مي شد مي توانست برنده باشد؟
امکان نداشت. تيم 98 ما از لحاظ ساختاري بهترين تيم بعد از انقلاب بوده است. در تيم 98 به جز دو بازيکن در دو پست همه از بهترين هاي آن زمان بودند.
*کدام پست ها؟
يکي از سه دفاع سيستم 2-5-3 و يک پيستون چپ قابل تر اگر داشتيم به دور دوم مي رفتيم.
*و دوباره تيم ملي قطبي هم بگوييد. اگر تيم ملي با آمريکاي 98 بازي مي کرد چه اتفاقي مي افتاد؟
اگر 10 بازي هم مي کرد 10 بار بازنده بود.
*ديگر از جام جهاني 98 حرف گفتني نداريد؟
هنوز چيزي نگفته ام. به اندازه دو کتاب حرف براي گفتن دارم!
کانال تلگرامي «کانال ورزش» را دنبال کنيد telegram.me/canalevarzesh