تسنيم/ سرمربي تيم ملي کشتي فرنگي گفت: اگر به من بگوييد از بين سوريان ۶۰ کيلويي و قاسم ۱۱۰ کيلويي کدام يک سرمربي تيم ملي شوند، حميد را انتخاب مي‌کنم.
محمد بنا که ميهمان برنامه اين هفته دايره طلايي بود، در مورد تعطيلي طولاني مدت اردوهاي تيم ملي گفت: واقعا اين مدت خيلي براي ما سخت بود. جداي از آدم‌هاي عادي که بايد مواردي را در خصوص کرونا رعايت مي‌کردند، در امر ورزش و مربيگري، هم به من و هم به کشتي‌گيرانم سخت گذشت چون هميشه درگير اردوها و مسابقات بوديم و همه اينها تعطيل شدند. طبييعتا در روزها و ماه اول که به طور کلي مشخص نشده بود که تعويق المپيک را داريم، مرتب از طريق فضاي مجازي، کشتي گيران را گروه‌بندي کرده و تمرينات را زير نظر داشتيم. با برنامه کار کرديم تا وقتي که مشخص شد مسابقه‌اي برگزار نمي‌شود. حتي همين الان هم صحبت بر اين است که تا آبان اتحاديه جهاني هيچ مسابقه‌اي را برگزار نمي‌کند و فقط گفته شده اواخر آذر و يا اوايل دي مسابقات جهاني بزرگسالان برگزار مي شود که من فکر مي کنم به احتمال قوي مسابقه اي برگزار نمي شود.
وي ادامه داد: بچه ها را زير نظر داريم اما خيلي سخت است چون ما بايستي روي برنامه کار کنيم . اتحاديه جهاني برنامه سالانه مي دهد و فدراسيون ملي و مربيان روي آن برنامه‌ريزي فني مي کنند. درواقع ما بايد بدانيم هدف مان کدام مسابقه است و پيک آمادگي بايد کجا باشد که بدانيم اردوها را چطور برگزار کنيم که هيچ کدام آنها مشخص نيست و اين موضوع براي ما کار را سخت مي کند.
بنا در مورد اينکه احتمال برگزاري اردوهاي تيم ملي در شرايط قرنطينه وجود دارد، تاکيد کرد: صد درصد بايد اينطور فکر کنيم که برگزاري اردوي قرنطينه براي کشتي بهتر است. بخواهيم يا نخواهيم تمام کشتي گيران دارند تمرين مي کنند و شايد يک سري موارد بهداشتي را رعايت نکنند، مثلا بيش از حد به خو فشار بياورند و يا برخوردها را در تمرين رعايت نکنند. اگر ما بتوانيم شرايطي را مهيا کنيم که نخبه هاي کشتي مان را کنار خود داشته باشيم راحت تر مي توانيم از آنها در مقابل مريضي محافظت کنيم.
بهترين مربي سال 2019 آسيا در مورد اينکه چقدر با برگزاري ليگ موافق است، گفت: من از آن دسته مربياني هستم که سال‌هاست نه با ليگ کار داشتم و نه به آن صورت از آن خوشم مي آمد. ولي چند سالي هست که مي بينم اسپانسرهاي خوبي ليگ را ساپورت مي کنند. قبلا مي ديدم مسابقه برگزار مي شود و آخرِ ليگ، کشتي گير بايد دنبال پولش بدود. الان مي بينم شرايط برگزاري مسابقات بهتر شده و کشتي گير به اين منبع مالي احتياج دارد زياد مخالفت نمي کنم. البته در اين بين يکي مثل حسين نوري ليگ را هيچ وقت نمي گيرد تا در کوران رقابت تيم ملي باشد. به هرشکل با اين شرايط ليگ به لحاظ مالي مي تواند کمک خوبي براي کشتي گيران باشد، به شرطي که پروتکل ها کامل اجرا شود که سلامت کشتي‌گير به خطر نيفتد.
محمد بنا در مورد ورود دوباره اش به کشتي با دعوت محمدرضا طالقاني گفت: داستانش طولاني است. من واقعا خدا را شکر مي کنم که در آن زمان اين اتفاق افتاد. طالقاني تازه رئيس فدراسيون شده بود و من براي تبريک گفتن پيش او رفتم، بعد ديدم سر از سالن توفيق درآوردم. طالقاني گفت بيا اينجا تمرين بده چون قبل از رفتنم از ايران هم آنجا تمرين مي دادم، يک سالي بچه ها را در اين سالن تمرين دادم و بعد گفت بيا تيم ملي. اول قبول نکردم و گفتم همين تمرين باشگاهي برايم بس است که گفت بيا سر تمرين بزرگسالان. علي اشکاني، مسعود هاشم‌زاده، حسن رنگرز، پرويز زيدوند، بهروز جمشيدي و... در تيم ملي بزرگسالان بودند و تيم داشت براي جهاني فرانسه آماده مي شد. چند جلسه رفتم و بعد به طالقاني گفتم اگر ميخواهي من تيم ملي باشم، نمي توانم در بزرگسالان کار کنم چون اينها شکل گرفته اند و گفتم بهتر است در رده پايه کار کنم که اگر جوانان باشد بهتر است. کارم را آنجا شروع کردم و خوش شانسي من بود که يک مشت دلاور در تيم ملي جوانان نصيب من شدند، به همراه يک تعداد مربي دلسوز که سال ها به من کمک کردند.
وي اضافه کرد: روزهاي اول به بچه ها مي گفتم مي توانيم قهرمان جهان والمپيک شويم، بعضي باور نمي کردند و در دل‌شان به حرف من مي خنديدند. گاهي به عليرضا غريبي مي گفتم  و مي دانستم در دلش مي خنديد ولي هميشه اين در وجودم بود که اين توانايي را داريم و بايد اين را ثابت کنم که با کمک همه دوستان دهه طلايي براي کشتي فرنگي شکل گرفت و همه سکوها را فتح کرديم و همه رکوردها را زديم. خوشحالم توانستم صبر کنم، اين تحمل را داشته باشم که 15 سال آخر کشتي فرنگي اينطور قشنگ شود.
وي در مورد اينکه گفته مي شود ديد خاص او باعث معرفي ستاره هايي به کشتي فرنگي شده، گفت: من همه اينها را مي گذارم روي عشقي که در وجودم هست. البته همه مربيان عاشقند، مربيان خود من و قبل از من هم عاشق بودند. من به جز کشتي به چيز ديگري نمي توانم فکر کنم. يادم هست رشيد محمدزاده با من هم اتاق بود، يک مدتي نبود دوباره آمد. او را به اتاق خودم بردم. ساعت 4 صبح بلند شد گفت نمي توانم تحمل کنم و از اتاق رفت بيرون. مي خواست فيلم کشتي ببيند. نگاه صددرصدي من هم به تصويرسازي ذهني در رابطه با کشتي‌گيران بود. يک سري چيزها در ذهنم داشتم و با کمک همکاران توانستيم تشخيص درست بدهيم و اين باعث شد مدال زيادي در سطح دنيا و المپيک به دست بياوريم.
عضو پيشين تيم ملي فرنگي در مورد همکارانش در کادرفني تيم ملي فرنگي که در اين سال ها از او جدا شدند، نيز تصريح کرد: هميشه هر زمان هر بحثي راجع به خود من شد، گفتم اين موفقيت ها با کمک همکاران بوده، واقعا اين را اعتقاد داشتم که سواد و علم خيلي از دوستان از جمله رشيد محمدزاده، ناصر نوربخش و جمشيد خيرآبادي که بعدها آمد، رسول جزيني و قبل تر از آن هم طباطبايي و حسام الدين جعفري؛ خيلي ها در اين راه به من کمک کردند ولي اين کار يک فن است. من نمي توانم ريزه کاري فني را بگويم. ساعت ها توضيح مي خواهد که چرا الان اين مربي باشد و يا اين کشتي گير نباشد. اين نيست که فلاني کهنه شده و يا قابليت خود را از دست داده، ولي زماني سرمربي تشخيص مي دهد که اين تغيير براي به وجود آوردن يک سري شرايط جديد و يک سري کشتي‌گير جديد لازم است.
دارنده مدال نقره مسابقات جهاني 1983 کيف در مورد تجربه دو المپيک متفاوت در 2012 و 2016 و همچنين عدم حضور در المپيک 2008 خاطرنشان کرد: هرموقع اين فيلم هايي که در مورد ريو هست را مي بينم، برايم خيلي سخت هست. در رابطه با المپيک پکن که واقعا حيف شد، استارتي زده شده بود که شروعش براي پکن بود و طبيعتا بايد يکي دو مدال آنجا مي گرفتيم و با شرايط بهتر به لندن مي رفتيم. با جدولي که علي محمدي داشت و آنقدر خوب بود، اگر حريف بلاروس را مي برد، سوم المپيک مي شد. يا قاسم رضايي اگر حريف اصلي اش را مي برد مدال مي گرفت و حميد سوريان هم به همين شکل، ولي گذشت. در لندن شرايطي پيش آمد که کميته ملي المپيک، فدراسيون کشتي و تلاش همکاران و مخصوصا دلاوري بچه ها باعث شد سه طلاي تاريخي به دست آوريم تا رسيديم به المپيک ريو که براي من خيلي تلخ بود. همان شاکله قهرمان المپيک ورود کرد به ريو ولي با خيلي از نداشته ها؛ اين بچه ها 8 سال کنار هم بودند اما اينجا من نزديک به 10 ماه فرصت داشتم. زماني که خادم آمد و کار را دست من داد، فقط 10 ماه فرصت براي گرفتن سه سهميه و رساندن تيم به المپيک داشتيم. شرايط سختي بود. فقط در مورد حميد سوريان بگويم که دو وزن 55 و 60 کيلوگرم ادغام شده بودند و همه خوب ها به 59 کيلوگرم آمدن. خيلي ها ايراد مي گرفتند که چرا سوريان را به هر سه مسابقه کسب سهميه بردي، درحاليکه اگر هر کسي را مي برديم سهميه نمي گرفتيم. البته من ميخواستم سوريان در مغولستان کشتي نگيرد که خودش گفت مي رود و سهميه مي گيرد که نگرفت.
بنا افزود: ما در ريو دو تا برنز گرفتيم مدال سعيد عبدولي مثل طلا بود چون قبلا در وزن 74 و 75 کيلوگرم حتي سهميه هم نمي گرفتيم، ولي من خوشحالي مردم را مي خواستم و خوشحالي آنها يعني مدال طلا و سکوي اولي که اين به دست نيامد و دو برنز براي من معني شکست داد. ولي اگر حساب کنيد، در آن فاصله 10 ماه، اين دو برنز پيروزي بود. بعد هم ناخواسته صداوسيما گريه هاي مرا پخش کرد.
سرمربي تيم ملي فرنگي در مورد اينکه آيا الزاما يک قهرمان جهان و المپيک مي تواند مربي خوبي هم باشد، تصريح کرد: هم مي تواند و هم نمي تواند. من حميد سوريان را مي گويم که مي تواند ولي به من بگوييد قاسم رضايي، مي گويم نمي تواند چون با اينها زندگي کرده و اخلاقيات شان را مي دانم. قاسم خيلي پسر خوب و پهلواني است و از استثناهاي کشتي ماست ولي اگر به من بگوييد از بين سوريان 60 کيلويي و قاسم 110 کيلويي کدام يک سرمربي تيم ملي شوند، مي گويم حميد، نه به خاطر مدال هاي بييشترش، بلکه به خاطر شناختي که از او دارم. خيلي از مربيان داشتيم که مدالي نداشتند مثل رحمت الله غفوريان، عبدالحسين فيلي و حبيب الله بلور اما جاودانه شدند. اين حرفي هم که زده مي شود که خيلي از مربيان زحمتکش ما در استان و کشور به خاطر سازندگي شان بايد در اردوي تيم ملي حضور پيدا کنند هم بحث درستي نيست. روس ها هم با هيات 20 نفره از قهرمانان جهان و المچيک شان به مسابقات مي آيند ايرادي ندارد، هر چيزي در جاي خودش مي تواند اثربخش باشد. مگر حبيب اخلاقي کشتي را کنار گذاشت، مربي نشد؟ او در آينده مربي بزرگي مي شود. سيامک قيطاسي در انديمشک هم مي تواند مربي خوبي باشد. ما بايد به مسئولان مان بفهمانيم که اين حرفه سختي است و به سازنده ها نگاه کنيم و امکانات بدهيم. الان ليگ را شروع مي کنيم، آيا سازنده‌ها نبايد کنار تيم ها باشند؟ اين بايد دغدغه فدراسيون کشتي و سازمان ليگ باشد.
وي در مورد اينکه آيا رؤساي قبلي فدراسيون کشتي در گذشته از او خواسته اند به پرورش مربي در شهرستان ها بپردازد، گفت: بعضي موقع صحبت مي شد اما به خاطر اينکه اردوهاي تيم ملي خيلي طولاني مدت بود و من بيشتر تمرکزم را براي مديريت مي گذاشتم، خيلي از من بهترها کار فني را انجام مي دادند، وقت کم بود و نمي شد به کار حضور در شهرستانها رسيد. دبير چند وقت پيش اين صحبت را کرد که اين موارد رعايت شود.
سرمربي تيم ملي فرنگي در مورد قهرهاي گذشته اش، نيز تاکيد کرد: هيچ موقع قهرهايي که من انجام دادم شخصي نبود. براي خودم قهر نمي کردم هميشه احساس ميکردم بايد بهترين بازدهي کاري را داشته باشيم و شرايط بايد براي من و بچه ها مهيا باشد. دست من را مي بستند و مي گفتند در استخر شنا کن که اين نمي شد.
وي داوود عابدين زاده را شاگردي خواند که به حقش نرسيد و در مورد اينکه آيا تبعيضي بين کشتي‌گيرانش قائل بوده، گفت: هميشه بحث اين بود که من در انتخاب‌هايم سليقه اي عمل مي کنم، درحاليکه هميشه به بچه‌ها مي گفتم، وقتي روي اين صندلي مي نشينم، شما براي من فرقي نداريد همه مثل بچه هايم هستيد، ولي وقتي وارد تشک مي شوم، نگاه من نسبت به شما فرق مي کند، چون نگاهم فني است. برحسب آن نگاه و ديدم به عنوان سرمربي چون مسئولم  و بايد جواب بدهم کشتي گير را انتخاب مي کردم. گاهي مسابقه و گاهي انتصاب که به اسم من مد شد، روش انتخابم بوده، خدا شاهد است براساس مصاحبه هايي که کشتي گيران و مربيان در مورد من انجام مي دهند، انتخاب نمي کنم. همکاري بوده شايد ده ها بار بعد از رفتن، عليه من مصاحبه کرده و خيلي هم بد گفته اما بلافاصله وقتي آمدم همه تعجب کردند که او را هم خواستم. اين درسي بود که از محمدرضا طالقاني ياد گرفتم که مي گفت اگر کسي شخصا به من فحش بدهد ولي بدانم براي کشتي منفعت دارد دستش را هم مي‌بوسم.


ما را در کانال تلگرامي «کانال ورزش» دنبال کنيد