خبرآنلاين/ روز سياه ورزش ايران با دوپينگ 9 وزنه بردار رقم خورد؛ روزي که روياي قهرمان شدن در وزنه برداري از سر خيلي از نوجوانان با استعداد ايران زمين پريد و آنها را به سمت رشته هاي ديگر برد.

ميني بوس فدراسيون جلوي کمپ وزنه برداري ايستاد. ملي پوشان يک به يک بلند شدند تا با حالتي خميده از ماشين پياده شوند. با آن بدن هاي درشت، فضاي ميني بوس براي همه شان تنگ و ترش بود. تازه به هر کدام از ملي پوشان دو کيسه بزرگ هم آويزان بود؛ يکي براي کت و شلوارهاي اعزامي به رقابتهاي جهاني دومنيکن و ديگري هم براي کفش هاي نو. در حال پياده شدن از ميني بوس بودند که واحد ايمانزاده (راننده فدراسيون) با صدايي نگران داد زد؛ «بچه ها گوش کنيد راديو چي ميگه؟» همه در جاي خود ميخکوب شدند. همه در شوک. گوينده اخبار راديو گفت: «بنابر اعلام مسوولان فدراسيون بين‌المللي وزنه‌برداري نمونه دوپينگ 9 وزنه بردار ايراني مثبت اعلام شد!»
محمدحسين برخواه، شاهين نصيري نيا، سجاد بهروزي، سعيد علي حسيني، رسول تقيان، اميد ناييج، علي دهقانيان، رضا تيموري و محسن داودي به دليل دوپينگ محروم شدند. خبري که ابتدا از راديو و بعد هم از بخش‎هاي مختلف خبري تلويزيون پخش شد همه را شوکه کرد. روز سياه ورزش ايران با دوپينگ 9 وزنه بردار رقم خورد؛ روزي که روياي قهرمان شدن در وزنه برداري از سر خيلي از نوجوانان با استعداد ايران زمين پريد و آنها را به سمت رشته هاي ديگر برد.
اشک هاي ايوانف
فقط 5 روز تا آغاز هفتاد و پنجمين دوره‌ مسابقات جهاني وزنه‌برداري در سال 2006 باقي مانده بود که خبر محروميت تيم ايران از حضور در رقابتهاي جهاني آمد؛ درست همان شبي که قرار بود ملي پوشان به فرودگاه بروند. ايوانف همان شب بچه ها را در يکي از اتاق هاي خوابگاه تيم ملي جمع کرد. اميد ناييج، يکي از 9 وزنه برداري که نمونه اش مثبت شد، درباره آن جلسه مي گويد: ايوانف همه را جمع کرد و گفت بچه ها مقصر اين اتفاق من هستم. او خيلي با ما حرف زد. مي گفت سر در نمي آورم که چرا چنين اتفاقي رخ داده است. او براي اولين بار بغض کرد و اشک ريخت. همه گريه مي کرديم. ما ايوانف را به چشم يک پدر مي ديديم که هميشه سخت گير بود و با نظم و ديسيپلين. اما آن شب ايوانف شکست. من و چند تاي ديگر وقتي گريه ايوانف را ديديم، به حدي ناراحت شديم که رفتيم جلو و خواستيم دستانش را به خاطر زحماتي که کشيده ببوسييم.
400 هزار دلار جريمه نقدي
رقم کمي نيست. 400 هزار دلار جريمه نقدي آنهم در سال 1385.  اين حکمي بود که از سوي هيات اجرايي فدراسيون جهاني وزنه برداري براي فدراسيون ايران صادر شد. محروميت مادام العمر براي گئورگي ايوانف، سرمربي بلغارستاني تيم و محسن داودي به همراه 8 حکم محروميت دو ساله براي ساير وزنه برداران و البته يک جريمه نقدي سنگين که از بيت المال رفت. البته فدراسيون جهاني در ابتدا گفته بود اگر ايران اين پول را ندهد از بازيهاي آسيايي 2006 دوحه هم محروم خواهد شد اما بعدها با رايزني هاي صورت گرفته اين پول در چند قسط ساليانه پرداخت شد و تسويه مکامل آن به دوران رياست حسين رضازاده، که خودش سال 2006 در اردوي تيم ملي حضور داشت، رسيد.
کميته 3 نفره مجلس
ارگان هاي زياي درگير پرونده دوپينگ وزنه برداري شدند؛ از نهاد رياست جمهوري گرفته تا مجلس، سازمان تربيت بدني و کميته ملي المپيک. در وا قع از همان روز اول همه دنبال اين بودند که بفهمند عامل اصلي دوپينگ چه کسي بود؟ در همان قدم اول کميته اي سه نفره با حضور اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس تشکيل شد تا رفت و آمدها به ساختمان بهارستان آغاز شود. در کمتر از دو هفته بالغ بر 10 نفر از مسوولان ورزش کشور و تعداد زيادي کارشناس از جمله مسوولان مرتبط با فدراسيون وزنه‌برداري فراخوانده شدند تا نقطه نظرات خود را بيان کنند.
دکتر جواد آرين‌منش، حجت‌الاسلام‌ سيدمحمدرضا ميرتاج‌الديني و حجت‌الاسلام سيد جلال يحيي‌زاده اعضاي کميته بررسي دوپينگ در وزنه برداري بودند. يحيي زاده در پايان يکي از همين نشست ها از بدبيني فدراسيون وزنه برداري نسبت به ايوانف حرف زد و گفت: در خصوص بحث دوپينگ، مرادي رييس فدراسيون وزنه‌برداري عنوان کرد که نسبت به ايوانف از قبل نيز شک و ترديدهايي وجود داشته و گزارشي نيز از سوي فدراسيون به مسوولان بالا داده شده بود؛ ولي مورد توجه قرار نگرفته بود!
خود مرادي هم در مصاحبه هايش اين را گفت که اصلا راضي به بازگشت دوباره ايوانف نبوده و اين کار با نظر کميته ملي المپيک صورت گرفت. اما سواي قصور ايوانف، در همان جلسات نخست رسيدگي، يک ادعاي ديگر هم مطرح شد؛ اينکه شايد جدا از مراقبت‌ها و بحث مبارزه با دوپينگ، اين اتفاق براساس يک برنامه‌ريزي و اطلاعاتي که از داخل به وادا داده‌اند رخ داده است؛ موضوعي که با گذشت 14 سال هنوز هم کسي نمي تواند با قطعيت درباره اش حرف زد.
مکمل‌ها آلوده نبود
همان ابتدا که خبر دوپينگ دسته جمعي در وزنه برداري رسانه اي شد، ايوانف مسووليت دوپينگ اعضاي تيم را پذيرفت و به آلوده بودن مکمل هاي غذايي اشاره کرد. اما واقعيت اين است که مکمل ها اصلا آلوده نبود. يکي از اعضاي تيم ملي که اسمش در ميان نفرات دوپينگي هم بود، در اين باره به جام جم گفت: ايوانف بدن هاي ما را تا دو هفته قبل از اعزام بدون دارو نگه داشته بود اما با اين رويکرد که سطح رکوردها در دومنيکن پايين است و علاوه بر رضازاده چند ديگر هم مي توانند روي سکو بروند، از داروي ورجين استفاده کرد تا رکوردهايمان در آستانه مسابقه کمي بالاتر برود. داروي ورجين 5 روز در بدن مي ماند. اتفاقا ايوانف اصرار داشت در آن مقطع اردوي تيم ملي به يکي از شهرستان ها منتقل شود تا اگر ماموران وادا آمدند، مشکلي پيش نيايد. ايوانف قبل از آن برنامه ريزي کرده بود براي برپايي اردوي تيم ملي در کلمبيا که آن اردوها با کارشکني هاي بسياري مواجه شد و در نهايت ويزاي کلمبيا صادر نشد. همين اتفاقات ايوانف را کمي برآشفته کرده بود.
اتفاقا سعيد آذري، قهرمان اسبق وزنه برداري ايران که آن زمان مديرعامل باشگاه ذوب آهن بود، به همين نکته اشاره کرد: «مقصر واقعي کساني هستند که اردوي تيم وزنه‌برداري در کلمبيا را لغو کردند، اطمينان دارم که اگر در آن اردو از وزنه‌برداران تست دوپينگ گرفته مي‌شد، تست تمامي آنها منفي مي‌شد چرا که ايوانف کارش را بلد بود و بي‌ترديد طبق برنامه‌ريزي وي مي‌توانست تا اردوي کلمبيا ورزشکاران را به شرايط مناسب برساند.»
سفري که لغو نشد!
فرداي روزي دوپينگ 9 وزنه بردار مثبت اعلام شد، علي مرادي رئيس وقت فدراسيون وزنه برداري همراه با يوردان گئورگي ايوانف راهي دومنيکن شدند تا با حضور در محل برگزاري نشست هيات رييسه فدراسيون جهاني، مشکل بوجود آمده را حل کنند. در روزهاي بعد 8 نفر ديگر هم به جمع مسافرات دومنيکن اضافه شدند تا تيمي که فقط حسين رضازاده را در ترکيب خود داشت با کارواني 11 نفره در سانتادومينگو حاضر باشد. اين سفرها انتقادهاي بسياري را از سوي نمايندگان مجلس به همراه داشت و کار را به صحن  علني هم کشيده شد. به دنبال اين جنجال ها، کيومرث هاشمي،‌ رييس مرکز توسعه‌ ورزش قهرماني طي نامه‌اي به فدراسيون وزنه‌برداري از مرادي خواست تا هر چه زودتر همراهان تيم به کشور بازگردند. نامه اي که البته بي اثر بود و اين کاروان بلند بالا، طبق برنامه زمانبندي شده قبلي، پس از پايان رقابتهاي فوق سنگين، سانتادومينگو را به مقصد تهران ترک کردند. هنوز هم خيلي ها نمي فهمند چرا بعد از آن فاجعه، 10 همراه، يک وزنه بردار را براي سفر به دومنيکن همراهي کردند!
شکاف ميان کميته ملي المپيک و فدراسيون
نامه کميته ملي المپيک به علي مرادي و دستور براي بازگشت از دومنيکن، فقط گوشه اي از شکاف ايجاد شده ميان کميته و فدراسيون بود. اين دو نهاد از همان زمان که بحث حضور بازگرداندن ايوانف به ايران رد سال 2004 مطرح شد با هم اختلاف نظر داشتند.  به عنوان نمونه نصرالله دهنوي ناظر وقت کميته ملي المپيک در وزنه برداري، آن زمان در گزارش هاي خود بارها ابراز ناراحتي کرده بود از اين که ايوانف، سرمربي بلغاري تيم، از حضور وي در اردوي تيم ملي ممانعت کرده است. اين موضوع را علي کفاشيان که در آن مقطع دبيرکل کميته ملي المپيک بود، تائيد کرد. کفاشيان که در رابطه با دوپينگ وزنه برداري بارها به مجلس احضار شده بود اين موضوع را به نمايندگان مجلس هم منتقل کرد که ناظر کميته ملي المپيک (دهنوي) هميشه با ناراحتي گزارش‌هايش را مي‌داد و به خاطر رفتار سرمربي بلغاري، که او را به داخل اردو راه نمي داد، دلخوري هايي داشت! کفاشيان اين را هم گفته بود که؛ «روش کار ايوانف به گونه‌اي بود که اعضاي خود فدراسيون حق ورود به حيطه‌ کاري وي را نداشته‌اند و اين موضوعي است که بايد فدراسيون پاسخگوي آن باشد.»
سرانجام مرادي برکنار شد
چهل روز پس از مثبت شدن نمونه دوپينگ 9 وزنه بردار ايراني اتفاقي که همه انتظارش را مي کشيدند افتاد و سرانجام بهرام افشارزاده، با حکم محمد علي آبادي، رئيس وقت سازمان تربيت بدني به عنوان سرپرست رياست فدراسيون وزنه برداري منصوب و جايگزين علي مرادي شد. در حکمي که روز 11 آبان 85 امضا شد، يک بند مهم قيد شده بود که حتما در دستور کار رئيس جديد قرار بگيرد؛ «سالم‌سازي محيط و مبارزه جدي با پديده‌ شوم دوپينگ و قرار دادن شعار ورزش پاک در سرلوحه‌ي امور.»
مرگ به انبوه...
از اميد ناييج پرسيديم اگر آنروز به نحوي از اردو خارج مي شديد و يا تست دوپينگ نمي‌داديد چه اتفاقي مي‌افتاد. آيا اصلا امکانش بود؟: «اگر خودمان را دور از چشم ماموران وادا نگه مي داشتيم اين امکان وجود داشت که از اردو خارج شويم. آن زمان شاهين نصيري نيا يک زانيتا داشت و من حتي به شاهين گفتم بيا با چند نفر از بچه ها از اردو خارج شويم. اما چون نمي دانستيم چه اتفاقي قرار است در ساعات آينده بيفتد، همه  اش به اين فکر مي کرديم که اگر از اردو برويم و فدراسيون به نحوي مساله حضور ماموران وادا را حل کنند، آنوقت اين ماييم که به دليل ترک اردو اخراج مي شويم. ايوانف با توجه به اينکه مي خواست شرايط بدني ملي پوشان را به ساعت دومنيکن تنظيم کند، تمرين صبحگاهي را تمرين کرده بود و براي ما يک جلسه تمرين در ساعت 12 شب تا بامداد گذاشته بود. برنامه اين بود که نيمه شب بخوابيم. صبح براي صبحانه بيدار شويم و دوباره استراحت کنيم تا براي تمرين بعدازظهر و شب آماده شويم. آن روز صبح همه رفتيم سالن غذاخوري، صبحانه خورديم و برگشتيم به اتاق هايمان. من مي خواستم بخوابم که صداي ماموران وادا را از پنجره شنيدم. آنها سعيد علي حسيني را در رستوران ديده بودند و داشتند با او صحبت مي کردند. بعد هم برخواه رفت تا ببيند داستان از چه قرار است. کم کم همه متوجه حضور ماموران وادا شدند. ايوانف يک به يک مي آمد و در اتاق ها را مي زد. من که در را باز کردم گفت بيا براي آزمايش. گفتم؛ «مستر ايوانف من مي توانم آزمايشم را عوض کنم. اجازه مي دهي؟» که ايوانف در جواب گفت؛ «اگر مي تواني اين کار را بکن.» اين را که شنيدم ترس تمام وجودم را گرفت و متوجه شدم قضيه جدي است. همانجا به پدرم زنگ زدم تا برايم کاري بکند. گفتم ماجرا اسن است و ماموران وادا سرزده آمده اند اردوي تيم ملي. پدرم پرسيد؛ «فقط از تو مي خواهند تست بگيرند؟» که من گفتم «نه! از همه» جمله پدر خدابيامرزم تا هميشه به خاطر دارم. او به من گفت: «پسر جان مرگ دسته جمعي عروسيه! اگر از همه قرار است تست بگيرند تو هم برو و تستت را بده.»
بله! مي گويند فخرالدين اسعد گرگاني اولين کسي بود که ضرالمثل «مرگ به انبوه، جشن است» را وارد ادبيات ما کرد، اما اينجا و در کمپ تيم هاي ملي وزنه برداري «مرگ انبوه»، جشن نبود. يک عزاي عمومي بود.


ما را در کانال تلگرامي «کانال ورزش» دنبال کنيد