نماد آخرین خبر

جوجه تیغی دوست‌داشتنی ایران

منبع
طرفداري
بروزرسانی
جوجه تیغی دوست‌داشتنی ایران

طرفداري/ بيست و يکم آذر ماه در تقويم فوتبال ايران روز تلخي است، روز درگذشت ايرج دانايي فرد زننده اولين گل تاريخ فوتبال ايران در جام جهاني.
ايرج دانايي فرد روزي نامش را در فوتبال ايران جاودانه کرد که در بازي ايران و اسکاتلند در جام جهاني 1978 آرژانتين دروازه حريف بريتانيايي را گشود و نامش به عنوان اولين ايراني گلزن در جام جهاني ثبت شد اما اين ستاره درخشان فوتبال ايران خيلي سال پيش تر از آن، بايد در آسمان فوتبال مي درخشيد.
21 آذر ماه سالروز درگذشت زنده ياد ايراج دانايي فرد است. زننده اولين گل تاريخ ايران در جام هاي جهاني که متولد 20 اسفند 1329 و فرزند زنده ياد علي دانايي فرد، پدر تاج بود، 21 آذر 1397 به دليل بيماري کبدي در بيمارستاني در شيراز دار فاني را وداع گفت. رسم نيست در يادبود کسي از خاطره هاي تلخ نوشت اما حالا که دو سال از درگذشت اين تاريخ ساز مي گذرد، مرور برخي وقايع خالي از لطف نيست؛

جواني ايرج، فرزند علي پدر معنوي تاج، ستاره اي که دير درخشيد


ايرج اولين قرباني شهرت پدر
ايرج دانايي فرد تنها به جرم اين که فرزند علي دانايي فرد بود، کمتر در تيم ملي مورد توجه قرار مي گرفت. او را شايد بتوان اولين قرباني شهرت پدر در فوتبال ايران دانست. ايرج زماني که پدرش سرمربي تاج بود، در تيم جوانان اين باشگاه مي درخشيد اما فرصت بازي در تيم اصلي را به دست نمي آورد. سالي که پدرش سرمربي تاج بود، فقط به اين دليل که متهم به پارتي بازي نشود، از ايرج در ترکيب تيم بزرگسالان استفاده نشد و سال بعد هم باز به اين دليل که پسر دانايي فرد بود راهي به تيم اصلي نيافت. او ناچار شد از تاج به عقاب نقل مکان کند و از عقاب به پاس... بازي نکردن در تاج باعث شده بود ايرج دنبال پوشيدن پيراهن پرسپوليس باشد. بار اول او وقتي بازيکن عقاب بود، با پرسپوليس به توافق رسيد اما عقاب که به نيروي هوايي تعلق داشت، اعلام کرد ايرج فقط مي تواند به پاس برود و بار دوم هم وقتي در پاس توپ مي زد، با پرسپوليس توافق کرد اما پاس رضايت او را به تاج داد. 
دلخوري ايرج از رايکوف
داستان دلخوري ايرج از تاج در واقع داستان دلخوري او از رايکوف بود. ايرج جوان وقتي عضو تيم ملي جوانان ايران بود، در دو مقطع رايکوف او و ساير متولدين 1329 را خط زد تا از متولدين سال 1327 که دو سال بزرگ تر و درشت اندام تر بودند، در تيم ملي جوانان استفاده کند. ايرج با قدي کوتاه و جثه اي نحيف به چشم رايکوف نيامد و وقتي رايکوف سرمربي تاج شد، ايرج با قبولي در دانشکده افسري به نيروي هوايي و عقاب پيوست. البته دانايي فرد سال 56 دوباره به خانه اش برگشت و زمان جکيچ براي تاج در ليگ تخت جمشيد بازي کرد. او تا زمان انقلاب بازيکن تاج بود.
دانايي فرد شايسته اي که دير به تيم ملي رسيد
دانايي فرد که در فوتبال ايران به جوجه تيغي معروف بود (اين لقب را به دليل نوع بازي او که يار مستقيم خود را عاصي مي کرد و همچنين به دليل تيغ دار بودنش که در جناح چپ به خصوص در نقش گوش چپ در هربازي يا گل مي زد و يا گل مي ساخت، به دانايي فرد داده بودند.) زمان اوفارل به تيم ملي اميد دعوت شد و حتي مقابل تيم منتخب برزيل در اصفهان براي اين تيم بازي کرد و پايه گذار تنها گل اميدهاي ايران هم شد. او بعد از قهرماني با پاس در ليگ تخت جمشيد، به تيم ملي بزرگسالان راه يافت و با انتخاب حشمت مهاجراني به جام جهاني آرژانتين رفت. او اولين بازي ملي اش را سال 1355 انجام داد. بازي با عربستان در مرحله مقدماتي جام جهاني اعتماد اول حشمت خان به ايرج جوان بود در حالي که کارشناسان اعتقاد داشتند ايرج بايد زودتر از اين ها پيراهن تيم ملي را مي پوشيد.
قرار بود مامور مهار آرچي گميل باشد، گميل اسير او شد
ايرج دانايي فرد در اولين بازي ايران در جام جهاني 1978 مقابل هلند، نيمکت نشين بود. مهاجراني براي بازي در خط هافبک انتخاب هاي ديگري داشت و بعد از شکست 3 بر صفر مقابل هلند هم برنامه و قصدي براي تغيير ترکيب ايران نداشت چرا که ما مقابل نايب قهرمان جام جهاني 1974 که اتفاقا در جام جهاني 1978 هم نايب قهرماني اش را تکرار کرد، روي دو ضربه پنالتي با نتيجه 3 بر صفر باخته بوديم و بازنده سربلند محسوب مي شديم. اما يک شب قبل از بازي دوم ايران مقابل اسکاتلند، يک مربي بريتانيايي به اردوي ايران آمد و اطلاعاتي از نوع بازي حريف در اختيار حشمت مهاجراني گذاشت. حشمت با توجه به توصيف هايي که شنيده بود، ترکيب را تغيير داد و به پيشنهاد اصغر شرفي، دستيارش در کادر فني تيم ملي، ايرج دانايي فرد را از ابتدا به ميدان فرستاد تا او مامور مهار آرچي گميل، ستاره بي چون و چراي اسکاتلند شود. قرار بود ايرج سايه به سايه با گميل حرکت کند. درباره گميل همين بس که مقابل پرو ستاره اسکاتلندي ها بود و بعد از مساوي با ايران هم مقابل هلند، نايب قهرمان جام بازي درخشاني به نمايش گذاشت و گل سوم اسکاتلند به هلند را با دريبل سه بازيکن به ثمر رساند که هنوز هم يکي از گل هاي برتر ادوار جام جهاني است. جوجه تيغي ايران قرار بود در جناح چپ ما و راست اسکاتلندي ها آرچي گميل بزرگ را مهار کند اما با گذشت يک نيمه از جريان بازي، ورق برگشت و اين آرچي گميل بود که از عهده مهار ايرج بر نمي آمد. هنوز هم صداي گزارشگر بازي ايران و اسکاتلند، غرورآفرين است که مي گويد؛ ايرج دانايي فرد، قرار بود مامور مهار آرچي گميل باشه اما اين آرچي گميله که مامور مهار ايرج دانايي فرد شده و در اين کار موفق هم نيست!
گل جهاني، بازي در تيم منتخب جهان و کاپيتاني ايران
ايرج اجازه نفس کشيدن به آرچي گميل را نمي دهد و هر چه از بازي مي گذرد او جرات و شجاعت بيشتري براي حمله به دست مي آورد و در يکي از همين نفوذها دروازه اسکاتلند را باز مي کند. يک گل مدل گل کوچک بازها، با سماجت و ظرافت مثالزدني از زاويه بسته... سرمربي اسکاتلند در پايان بازي مي گويد؛ تاکتيک تيم را بر مبناي گميل چيده بودم اما اگر بازي دوباره تکرار شود، تيم را بر اساس بازيکن ناشناس جناح چپ ايران طراحي مي کنم.
جام جهاني براي ايران با شکست مقابل پرو تمام مي شود اما همين درخشش جوجه تيغي براي جهاني شدن او کافي است. ايرج به بازي منتخب جهان دعوت مي شود و مقابل پله و کرويف بزرگ بازي مي کند. او آبان ماه 1357 براي بازي در مسابقه خداحافظي پله به دعوت فيفا همراه آندرانيک اسکندريان به امريکا مي رود و ديگر به تاج برنمي گردد. بعد از انقلاب هم فوتبالش را در ايالات متحده دنبال مي کند. البته در اين ميان جام ملتهاي آسيا 1980 و در 29 سالگي پيراهن تيم ملي را مي پوشد و يک گل هم به کره شمالي مي زند. آن هم با ضربه سر، با 168 سانتي متر قد، گلزني با ضربه سر! بعد از آن هم مثل خيلي هاي ديگر قرباني طرح 27 ساله ها مي شود. ايرج در بازي رده بندي جام ملتهاي آسيا در روزي که ناصر حجازي کاپيتان اصلي تيم ملي، روي نيمکت نشسته بود، به عنوان کاپيتان تيم ملي جلوتر از همه وارد زمين شد. اين کاپيتاني کمترين پاداش براي مردي بود که اگر قرباني نام پدرش نمي شد، بيش از اينها در فوتبال ايران مي درخشيد. 

17 بازي ملي و تنها 3 گل ملي براي ستاره اي مثل ايرج ناچيز است اما او با اولين گل ايران در جام جهاني جاودانه شد


ايرج به حقش رسيد، هرچند دير، هر چند کم!
قصه گلزني ايرج دانايي فرد در جام جهاني 1978، حضورش در تيم منتخب جهان و کاپيتاني اش در تيم ملي آن هم در بازي مهمي که منجر به مقام سومي ايران در جام ملتهاي آسيا شد، نمونه اي کافي براي اثبات اين نظريه است که شايد بتوان براي مدتي يک فرد صاحب حق را از رسيدن به حقش محروم کرد اما آن شخص اگر محق باشد، سرانجام حقش را مي گيرد. البته که حق ايرج دانايي فرد بيش از اينها بود اما همين که نام او به عنوان اولين ايراني گلزن در جام جهاني براي هميشه و تا ابد در تاريخ فوتبال ايران ثبت شده، افتخار کمي نيست.
جوجه تيغي زخمي
جوجه تيغي محبوب ايران، با آن جثه ريز، در جناح چپ غير قابل مهار بود و فقط با خطا مي شد او را متوقف کرد. درباره دانايي فرد به شوخي مي گفتند؛ هر وقت بازي مي کند يک تخت در بيمارستان به نامش رزرو مي شود چراکه به قصد کشت او را مي زنند. باور نمي کنيد؟ حتما مصاحبه هاي قديمي زنده ياد ابراهيم آشتياني را بخوانيد که مي گفت براي متوقف کردن ايرج فقط يک راه وجود دارد؛ خطا! يا از اکبر ميثاقيان که دست او را شکست و يا از مدافعان اسبق ملوان و دفاع راست قديم راه آهن و مدافع راست تيم ملي هنگ کنگ و تمام آنهايي که بيش از ده بار ايرج را در بيمارستان بستري کردند، بپرسيد.
ايرج دانايي فرد سرانجام 21 آذر 1397 در بيمارستاني در شيراز و در حالي که منتظر پيوند کبد بود، دار فاني را وداع گفت. او در امريکا يک فروشگاه پوشاک ورزشي را اداره مي کرد و هر از گاهي هم از دالاس به تهران مي آمد اما هر بار که منصبي در استقلال به او پيشنهاد مي شد، مي گفت؛ مي خواهم هوادار تيم بمانم. خدايش بيامرزدش...

تولد اسفند 29، وفات آذر 97


ما را در کانال تلگرامي «کانال ورزش» دنبال کنيد

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره