حکایتی شیرین از گلستان سعدی

خراسان/ حاتم طایی مردی بخشنده و مهربان بود که به دیگران کمک می کرد. یک روز دوستانش از او پرسیدند:« کسی را می شناسی که از خودت همت و تلاش بیشتری داشته باشد؟»
حاتم طایی گفت:« بله خیلی وقت قبل چهل شتر قربانی کردم و با گوشت آن ها غذای خوشمزه ای درست کردم. مهمونی بزرگی برگزار کردم که خیلی ها در آن شرکت کردند، اما خودم برای انجام کاری به صحرا رفتم. اونجا کسی را دیدم که خارها را جمع می کرد تا برای فروش به شهر ببرد. مرد خارکن من را نمی شناخت. بهش گفتم چرا به مهمونی حاتم طایی نمی روی؟ خیلی ها اونجا هستند و غذا می خورند.»
خارکن به من گفت:« کسی که مثل من با تلاش و همت خودش غذا تهیه می کنه لازم نیست زیر منت حاتم طایی باشه.»
به نظر من که حاتم طایی هستم اون مرد از خودم همت بیشتری دارد و جوانمرد تر هست.
دوستان خوبم مطلبی که خواندید حکایتی شیرین و آموزنده از «گلستان سعدی» بود که برای شما بازنویسی شده؛ گلستان سعدی سرشار از حکایت های جالبی است که به ما یاد می دهد چطور بهتر زندگی کنیم.